منبع پایان نامه درباره میانجیگری، مددکاری اجتماعی، سلامت روان، حل اختلاف

دانلود پایان نامه ارشد

به بزهديده به سرعت جبران ميشود77. اتحاديه پادشاهي شامل انگلستان ، ولز و اسكاتلند تجربه بسياري درباره روشهاي مصالحه بيرون از دادگاه دارد. در اين بخش از قاره اروپا تاكنون طرحهاي متعددي از سازش و ميانجيگري اجرا شده است. در برخي از اين طرحها به بزهديدگان هنگامي كه در آستانه تعقيب قرار ميگيرند امكان مراجعه به يك برنامه ميانجيگري داده ميشود. برخي ديگر از اين طرحها ، بر تصميمهاي پليس و دادگاه استوارند. در بعضي از طرحها نوجوانان بزهكار پيش از ورود به نظام عدالت كيفري ، نزد پليس رابط نوجوانان فرستاده ميشوند. در اين كشورها ، ميانجيگري و ترميم اصولاً طبقهبندي ميشوند78. يكي از متغيرهاي بسيار مهم روشهاي مصالحه بيرون از دادگاه اين است كه در بسياري از گونههاي سازش و ميانجيگري ، جهتگيري به سوي دستاندركاراني است كه در سازمانهاي داوطلب كار ميكنند. برنامههاي ميانجيگري مبتني بر پليس ، استثنا هستند. البته مسئول اين برنامهها ممكن است خود افسران پليس باشند. در كشورهاي استراليا و پرتغال نيز پليس در نهادهاي ميانجيگري حضور داشته و از طريق عدالت ترميمي به حل و فصل دعاوي ميپردازد79
بند دوم: مشكلات پليس در میانجیگری
ماهيت كار پليس ، انجام ميانجيگري را براي مأموران آن دشوار ميكند. برخي از مشكلات پليس در اين زمينه همان مشكلاتي است كه ساير ميانجيگران دارند و برخي نيز مخصوص پليس است. بخشي از نگرانيهايي كه در كار ميانجيگري پليس وجود دارد:
1- چگونه پليس ميتواند به بهترين نحو پروندههاي قابل ميانجيگري را آنهم در زمان كوتاهي كه بايد در مورد نحوه ادامه روند پرونده تصميمگيري شود تشخيص دهد؟
2- چگونه پليس ميتواند براي پاسخگويي به انواع مختلف مناقشات و دعاوي كه نياز به مهارتهاي مختلف ميانجيگري دارد آماده باشد؟
3- آيا ماهيت كار ميانجيگري كه نيازمند مهرباني ، نرمي ، صبر و حوصله و… است با روحيات كار پليسي و نوع آموزشهايي كه ميبينند تناسب و هماهنگي دارد؟
4- آيا رضايتي كه طرفين دعوا نسبت به ميانجيگري پليس ابراز ميكنند از روي ميل و اراده است يا از روي ترس و اجبار؟
5- ممكن است پليس به دليل قدرتي كه دارد ، نظرات خود را به طرفين دعوا تحميل كند
البته مشكلات فوق غير قابل حل نيستند و ميتوان با تدابير لازم آنها را برطرف كرده و يا به حداقل رساند مثلاً براي حل مشكل اول ميتوان از ابتدا با دستهبندي جرائم ، تا حد زيادي نوع جرائم قابل ميانجيگري توسط پليس را مشخص كرد و يا اين كه كارشناس صلاحيتداري را در دايره ارجاع و تقسيم پروندهها به كار گمارد تا موارد قابل ميانجيگري را معين كند.
و براي حل مشكل دوم اولاً نيازي نيست پليس در انواع گوناگون مناقشات ميانجيگري كند و ثانياً ميتوان با ايجاد واحد مخصوص ميانجيگري در ادارههاي پليس كار را به دست متخصصان مربوطه سپرد.
و براي حل مشكل سوم نيز ميتوان افسران مخصوصي را براي امر ميانجيگري آموزش داد و يا به عكس يعني كارشناسان روانشناسي را با طي دورههاي آموزشي كوتاه مدت به عنوان پليس متخصص به كار گرفت. همان كاري كه امروزه در نيروي صورت ميگيرد. در اين رابطه نيروي انتظامي(فراگيران انتظامي) تحت عنوان فارغ التحصيلان رشتههاي روانشناسي و علوم تربيتي در مقاطع كارشناسي و كارشناسي ارشد را به عنوان پليس تخصصي استخدام كرده و با طي يك دوره شش ماهه يا يك ساله ، آنها را به عنوان كارشناسان مددكاري اجتماعي كلانتريها به كار ميگيرد تا علاوه بر ارائه مشاوره به بزهديدگان ، به امر ميانجيگري در برخي پروندهها نيز بپردازند.
و براي حل مشكل چهارم و پنجم بايد آگاهي مردم را بالا برد و با نظارت بر كار پليس به آنها اطمينان داد كه هيچ اجباري به پذيرش ميانجيگري پليس يا نتايج آن ندارند. محقق كه خود در مرحله ميداني تحقيق در كلانتريها حضور داشته و با بزهديدگان گفتگو كرده ، مكرر شاهد بود كه برخي بزهديدگان از ميانجيگري پليس امتناع كرده و يا به نتايج آن رضايت و تن نداده و درخواست ارجاع پرونده به مراجع قضايي را داشتند و هيچ نگراني و ترسي از پليس به خود راه ندادند.
گفتار دوم: دفتر مددکاری اجتماعی در پاسگاههای پلیس
خدمات پليس و مددكاران به منظور خدماترساني بهتر به كساني كه در موقعيتهاي بحراني قرار دارند ادغام ميشود. اين نياز به ويژه در پروندههاي خشونت خانوادگي احساس ميشود زيرا بزهديدگان آن معمولاً با مشكلات چندگانهاي مانند آزار و اذيت جسمي ، از دست دادن سلامت رواني و… مواجهاند بنابراين علاوه بر خدمات پليسي نيازمند خدمات مددكاران اجتماعي نيز هستند. در اين شرايط مددكاران اجتماعي وارد عمل شده و به تدابيري مانند ارزيابي موقعيت بزهديده و متهم و ساير اعضاي تأثيرگذار خانواده ، ارائه خدمات فوري و درماني ، جداسازي طرفين ، ارجاع به ساير نهادها در صورت نياز ، ارائه خدمات موقتي و مقدماتي ، حمايت از مددجويان نيازمند غذا و پوشاك ، همراهي مددجو در جريان دادگاه و پيگيري مسائل مددجويان مشكل دار به صورت متناوب و صحبت با بزهديدگاني كه تمايل ندارند موضوع را با پليس رسمي مطرح كنند ميپردازند.
بند اول: تاریخچه تشکیل و وظایف دفاتر مدد کاری
راهاندازي دفاتر مددكاري اجتماعي كلانتريها اقدامي بود كه با هدف نقش حمايتي ناجا در جامعه كاهش حجم پروندههاي ارجاعي به مراجع قضايي ، ايجاد فراغت خاطر بيشتر براي مراكز انتظامي در رسيدگي به امور اساسيتر ، پيشگيري از وقوع جرم ، مشاوره ، مددكاري ، مصالحه و سازش بين اصحاب دعوا به ويژه در جرائم و اختلافات خانوادگي ، مطرح و عملاً از نيمه دوم سال 1380 در تهران آغاز شد و تا پايان سال 1381 تعداد 74 دفتر مددكاري اجتماعي در تهران و تعداد 100 دفتر مشاوره و مددكاري در كلانتريهاي 28 استان راهاندازي شد. مددكاران اجتماعي مستقر در كلانتريها تمامي توان علمي و حرفهاي خويش را براي حل مشكلات و اختلافات مراجعان به كار ميگيرند به نحوي كه بين 60 تا 85% پروندههاي ارجاعي به دفاتر مددكاري اجتماعي كلانتريها پس از انجام مشاوره و خدمات مددكاري به سازش و مصالحه منجر شده است. با توجه به نتايج مثبت تأسيس اين دفاتر توسعه آنها مورد توجه قرار گرفت بهگونهاي كه در حال حاضر معاونت اجتماعي ناجا موفق به تأسيس حدود 700 دفتر مددكاري اجتماعي در كلانتريهاي سراسر كشور شده است80. نتايج تحقيقي كه توسط سازمان تحقيقات و مطالعات ناجا ، در سه ماهه سال 1379 انجام گرفت نشان داد كه روزانه 1000 مورد شكايت در كلانتريهاي تهران مطرح شده است كه يك سوم آن به مسائل خانوادگي اختصاص داشته كه از طريق خدمات مشاورهاي و مددكاري اجتماعي قابل حل بوده است و اين مطلب تأييد كننده ضرورت تأسيس دفاتر مددكاري اجتماعي است. دفتر مشاوره و مددكاري اجتماعي در كلانتري واحدي است كه با حضور نيروي انساني آگاه به مسائل اجتماعي ، روانشناختي ، خانوادگي و حقوقي موارد ارجاعي از طريق اداره قضايي در كلانتريها و پاسگاهها را پذيرش كرده و با به كارگيري اصول و موازين حرفهاي ، زمينه لازم را براي مراجعان به منظور برقراري مصالحه و يا برگشت به سطح سازگاري متعارف ايجاد ميكند. خدمات مشاوره و مددكاري اجتماعي فعاليتهايي است كه با پشتوانه علمي و منطقي و با رعايت ضوابط و معيارهاي تعيين شده براي شناخت و رفع مشكل بين طرفين اختلاف و بازگشت آنان به روابط عادلانه انجام ميپذيرد. كمك به بزهديدگاني كه داراي مشكلات خانوادگي هستند و به كلانتري رجوع كردهاند به عنوان اصليترين وظيفه مددكاري اجتماعي در كلانتري است. يعني مددكاران اجتماعي در كلانتريها تمامي توان علمي و حرفهاي خويش را به كار ميگيرند تا از حريم و قداست جايگاه خانواده دفاع كنند و در ارائه راهحل اختلافات خانوادگي نهايت تلاش را داشته باشند. بيشترين مشكلات مراجعان به مراكز مشاوره و دفاتر مددكاري واقع در كلانتريها به چند دسته تقسيم ميشوند:
1- مشكلات خانوادگي
2- مشكلات حقوقي
3- نزاع و درگيري
4- اختلافات و شكايات پيرامون مسائل مالي
الف-وظايف مددكاري اجتماعي كلانتريها
1- پذيرش طرفين دعوا صرفاً از طريق دايره قضايي كلانتري كه به صورت كتبي به دايره مشاوره و مددكاري اجتماعي معرفي ميشوند
2- انجام مصاحبه تشخيصي با مراجعان
3- تلاش در جهت ميانجيگري و برقراري مصالحه بين طرفين دعوا همراه با رضايت آنان و بهدور از اكراه و اجبار
4- كمك و راهنمايي علمي ، اجرايي و قانوني به مراجعان متناسب با دعوا و نياز آنان
5- ارجاع مراجعان به مراكز مشاوره ناجا در صورتي كه دو جلسه مشاوره و مددكاري در كلانتري كافي نبوده و نياز به مشاوره بيشتر داشته باشند
6- معرفي و ارجاع مراجعان به ساير مراكز سازمانها ، نهادها ، مؤسسات و مراكز حمايتي ، درماني ، خيريه ، حرفهاي ، اداري ، آموزشي و قضايي به منظور كمك به مددجويان
7- ارجاع سريع پرونده به دايره قضايي كلانتري جهت پيگيري مراحل قضايي در خصوص مواردي كه خدمات تخصصي دفاتر مددكاري درباره آنها مؤثر نيست
8- ثبت خلاصه اقدامات ، هماهنگيها و پيگيريهاي انجام شده در پرونده
9- تكميل دقيق مندرجات پرونده و تحويل آن در پايان جلسه مشاوره به مسئول مربوطه
10- رعايت رازداري و پرهيز از انتقال و بهرهبرداري از اطلاعات و آمار حاصل از فعاليت مشاوره و مددكاري اجتماعي به افراد حقيقي و حقوقي برونسازماني81
ب-اقدامات مددكاري اجتماعي كلانتريها نسبت به كودكان بزهديده
1- انجام معاينات و بررسيهاي باليني لازم به منظور تشخيص و درمان مشكلات روانشناختي كودكان بزهديده
2- ارائه خدمات روانشناختي سريع به كودكان آزارديده
3- انجام معاينات و بررسيهاي باليني به منظور تشخيص مشكلات رواني-عاطفي اعضاي خانواده كودكان بزهديده و ارائه مشاوره به آنها
4- حمايت از كودكان بزهديده و شاهد جرم از طريق ارائه اطلاعات همراهي و دفاع از آنان در جلسات دادرسي
5- مراقبت و محافظت از كودكان بزهديده و ارجاع به محلهاي امن
6- مداخله قانوني جهت حمايت از آنها در مقابل آسيبهاي مجدد82
بند دوم: فرایند ارائه مددکاری و میانجیگری
معاونت اجتماعي نيروي انتظامي ج.ا.ا با در نظر گرفتن نياز بزهديدگان به بهرهمندي از خدمات مددكاري مراكز مددكاري اجتماعي در كلانتريها را راهاندازي كرده است. نحوه كار اين مراكز به اين صورت است كه شكايات قابل سازش پيش از آن كه مستقيماً به مراكز قضايي ارجاع شود از سوي دايره قضايي مستقر در كلانتري به واحد مشاوره كلانتري ارسال ميشود. اين واحد متشكل از يك روانشناس يا مددكار اجتماعي از طرفين دعوا دعوت ميكند تا در زماني معين در محل كلانتري حاضر شوند و با حضور مشاور يا مددكار اجتماعي ، در خصوص شكايت مطرح شده بحث كنند. چنانچه طرفين به توافق برسند اوراقي مبني بر باز پسگيري شكايت از سوي شاكي امضا شده و معمولاً متهم نيز اوراقي داير بر تعهد به انجام موضوع شكايت را امضا ميكند. در اين شرايط شكايت سابق منتفي تلقي شده و از ارسال پرونده به دادسرا نيز جلوگيري ميشود و در صورتي كه طرفين به توافق نرسند پرونده روال عادي خود را طي خواهد كرد. بر اساس آمارهاي معاونت اجتماعي ناجا ، تا پايان سال 1381 ، حدود 60% از پروندههاي ارجاع شده به مراكز مشاوره به مصالحه منجر و مختومه شده كه نيمي از اين مصالحهها به امور خانوادگي مربوط است83. يكي از مشكلات واحدهاي مشاوره در ارتباط با حقوق بزهديده اين است كه آمار پروندههاي مختومه در مراكز مشاوره و مددكاري به عنوان شاخص و معيار موفقيت عملكرد كلانتري در مصالحه محسوب ميشود و همين امر باعث شده است كه هدف غايي اين واحدها پيش از آن كه توجه به مصلحت بزهديده و بزهكار باشد، موفقيت در مصالحه و آشتي دادن زن و شوهر بوده و در نهايت اين مسئله بر كيفيت عملكرد آنها تأثير منفي گذاشته است به گونهاي كه برخي بزهديدگان معتقدند كه در مراكز مشاوره مجبور شدهاند رضايت بدهند84
مبحث دوم: حمایت پلیس از بزهدیدگان خاص
منظور از بزهديدگان خاص ، بزهديدگاني است كه به دليل شرايط جسماني ، جنسيتي و رواني ، بيشتر در معرض خطر بزهديدگي قرار دارند و يا اين كه توان كافي براي دفاع از خود در برابر مهاجم و متجاوز را ندارند.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره میانجیگری، حریم خصوصی، پیشگیری وضعی، آیین دادرسی Next Entries منبع پایان نامه درباره حقوق كودك، قانون مجازات، مجازات اسلامی، کودکان و نوجوان