منبع پایان نامه درباره مواد مخدر، کودکان و نوجوانان، اختلال استرس پس از سانحه، کودکان و نوجوان

دانلود پایان نامه ارشد

2-1-3-2- ترس اجتماعي
ترس اجتماعي جزئي از يک رشد عادي است (اولنديک و هرشفلد – بکر93، 2002). در يک نمونهي غيرباليني از نوجوانان 17-12 ساله نزديک به 50 درصد حداقل يک ترس اجتماعي را اعلام کردند (ايسائو و همکاران، 1999). شايع ترين ترسهاي اجتماعي، ترس در مدرسه از خواندن با صداي بلند در کلاس درس، اجراي موزيک و ورزش يا پيوستن به گفتگو است (کرني94، 2005). در گروههاي باليني هم، ترس از صحبت در انظار عموم و ساير موقعيتهاي مدرسهاي به طور شايع اعلام شدهاند (بيدل، ترنر، موريس، 1999؛ رائو، بيدل، ترنر، آمرمن، کراسبي و سال95 ، 2007؛ اشتراوس و لست96، 1993). همانطور که قبلاً گفتيم اين که ترس بيشتر در اثر کدام موقعيت ها ايجاد ميشود (سامتر، بخارست، وستنبرگ، 2009) و رتبه بندي ميزان ترس (رائو و همکاران، 2007) با سن تغيير ميکنند.

2-1-4- همه گيرشناسي، شروع، همبودي بيماري و عوامل دموگرافيک
تفسير مطالعات همهگير شناسي پس از موارد فوق بايد مسائل روش شناختي خاص را مدنظر قرار دهد. مثلاً بعضي از مطالعات از ملاکهاي DSM-III و برخي ديگر از ملاکهاي DSM-III-R و DSM-V استفاده کردهاند. هر چند تمام نسخههاي DSM بر روي ترس اساسي شرمساري متمرکز شده بودند اما تفاوتهاي عديدهاي وجود داشت (مثلاً از نظر سنخ هاي تعميم يافته و اختصاصي اضطراب اجتماعي، شرط الزامي بينش و غيره) چنين تفاوتهايي ميتوانند بر ميزان شيوع و ميزان همبودي بيماري تأثير گذاشته باشند.
بهعلاوه استفاده از نمونه ي اجتماعي يا نمونهي باليني هم مي تواند بر تعميم پذيري نتايج تأثير گذاشته باشد. و بالاخره مطالعات زيادي به بررسي عوامل دموگرافيکي نپرداخته اند که ممکن است بر ميزان شيوع تأثير گذاشته باشند (مثلاً دربرگيري مناطق روستايي و شهري). با اين وجود بيشتر مطالعات اطلاعاتي را دربارهي سن و جنس نمونه هاي خود ارائه کردهاند.

2-1-4-1- شيوع و تأثير فرهنگ و سن
بر طبق DSM-V (1994) اضطراب اجتماعي شيوع مادام العمر 3 تا 13 درصدي دارد. در اين راستا تکرار بررسي همبودي يا بيماري ملي در ايالات متحده با نمونه ي از 9282 شرکت کننده انگليسي زبان شيوع مادام العمر 1/12 درصدي را گزارش کرد (کسلر، برگلاند، دملر، جين، مريکانگاس و والترز97 ، 2005). علاوه بر اين استين و کين98 (2000) دريافتند که در نمونه اي اجتماعي در ايالات متحده شيوع مادام العمر اضطراب اجتماعي 13درصد بود (7 درصد براي ترسهاي مختص به صحبت کردن و 9/5 درصد براي اضطراب اجتماعي تعميم يافته) در حاليکه شيوع يک ساله کلي 7/6 درصد بود.
در هر حال به نظر ميرسد در اروپا اين ميزان پايين تر باشد. در يک نمونهي اروپايي که شامل 18980 نفر از انگلستان، آلمان، ايتاليا، پرتغال، و اسپانيا بود (99-1994) اضطراب اجتماعي (DSM-V) در 4/4 درصد از جامعه آماري بروز کرد (اوهاين و شاتزبرگ،99 2010). شيوع براي ترس هاي ويژه قدري بيشتر بود (6 درصد براي ترس از صحبت کردن در انظار عموم، نوشتن، يا خوردن در جلو ديگران و 4/5 درصد براي ترس از بيان چيزهاي احمقانه يا ناتواني در جواب دادن به سؤالات).
مطالعات ديگر نشان دادهاند که شيوع در کشورهاي شرقي و آسيايي کمتر است. مثلاً يک مطالعهي مبتني بر اجتماع در ايران 25180 نفر را با توجه به ملاکهاي DSM-V (1994) از نظر اضطراب اجتماعي غربال کرد. مؤلفان (محمدي، غني زاده، محمدي و مسگرپور100، 2006) دريافتند که 82/0 درصد از آنها واجد شرايط اضطراب اجتماعي هستند. از اين گذشته در يک مطالعه ي اجتماعي در کره که از ملاک هاي DSM-III (1980) استفاده کرد فقط 53/0 درصد از جامعه ي آماري مبتلا به اين اختلال بودند. با اين وجود DSM-III (APA, 1980) اضطراب اجتماعي را به عنوان ترس از فقط يک موقعيت اجتماعي طبقه بندي کرده است.
بر خلاف موارد فوق، مطالعه اي (پاکريو، واسار، آلوجا، سارما و شيلک101، 1998) که در جمهوري ادمورت در نمونه اي (تعداد = 855) اصولاً متشکل از ادمورتي ها و روس ها اجرا شد، شيوع مادام العمر 6/45 درصدي اضطراب اجتماعي را که توسط DSM-III -R تشخيص داده شده بود گزارش کرد (2/44 درصد شيوع يک ماهه و 2/44 درصد شيوع يک ساله).
علاوه بر اين ها مطالعه اي که از مقياس اضطراب اجتماعي ليبوويتز102 استفاده کرد دريافت که 5/4 درصد يک نمونه از مهندسين و فيزيکدانان نظامي اسرائيلي داراي اضطراب اجتماعي در سطح باليني بودند (اينکو، لوين، هرمش، دانون، پوره، بنـ يهودا103 و همکاران، 2006). اين نتايج با فرهنگ کشوري که بيشتر نه شرقي بلکه غربي بود همخواني داشتند.
محدوديتهاي روش شناختي اين تفاوتها را توجيه ميکنند (مثلاً استفاده از ملاکهاي تشخيصي متفاوت و روايي و پايايي آنها در تمام فرهنگها). در ضمن تفاوت در ميزان شيوع ميتواند گوياي تفاوت هاي فرهنگي در علائم اضطراب اجتماعي باشد. مثلاً در کشورهاي آسيايي مثل ژاپن مي توان اضطراب اجتماعي را به ترس افراطي از توهين به ديگران، به جاي ترس از ارزيابي، ربط داد. از اين گذشته ملکا، لنکستر، آدامز، هوارت و رودريگز104 (2010) دريافتند که ساختار دو پرسشنامه ي پر کاربرد براي اضطراب اجتماعي بين نمونه ي اروپايي- آمريکايي (900 نفر) و نمونه ي آفريقايي- آمريکايي (376 نفر) فرق داشت. با اين حال حتي با وجود ساختارهاي جديد، نمره ي نمونه ي اروپايي- امريکايي در هر دو پرسشنامه بيشتر از نمونه ي آفريقايي- آمريکايي بود.
ضمناً نشانههايي موجودند که شيوع با افزايش سن کاهش پيدا ميکند (اوهايون و شاتزبرگ، 2010). در جامعه ي آماري ايراني اختلال اضطراب اجتماعي در سنين 25-18 سالگي شايع تر از سنين بالاتر بود، در اينجا جنسيت در نظر گرفته نشده است (محمدي و همکاران، 2006). اما در جامعه ي آماري کره تأثير سن يافت نشد (لي، واک، ياماموتو، هي، کيم، هان105 و همکاران، 1990)، در حالي که مطالعات ديگر به بررسي تأثير بالقوه ي سن نپرداخته بودند (اينکو و همکاران، 2006؛ پاکريو و همکاران، 1998). علاوه بر اين در نمونه اي از افراد مسن تر که به گروه 70 ساله و 78 ساله و بالاتر تقسيم شده بودند شيوع 5/3 درصدي وجود داشت (کارلسون، کلن فلت، سينگستروم، وارن، استلينگ، گوستافسون106 و همکاران، 2009)، با اين حال 9/1 درصد از نمونه مبتلا به اختلال اضطراب بودند که واجد تمام ملاک هاي تشخيصيDSM-V (1994) بودند و 6/1 درصد ديگر واجد تمام ملاک ها به جز بينش لازم بودند (تشخيص ترس به عنوان ترس غيرمنطقي يا افراطي). هيچ گونه تفاوت مرتبط با جنسيت يا سن وجود نداشت. با توجه به موارد فوق شايد چنين بنظر مي رسد که اختلال اضطراب اجتماعي در سنين بالاتر به اندازه ي سنين پايين تر شايع نيست.

2-1-4-2- شروع107
DSM-V (1994) گزارش کرده که اضطراب اجتماعي در اواسط نوجواني و گاهي در دوران کودکي بروز مي کند که اصولاً به اين خاطر است که در اين سنين انتظار مي رود افراد به مهارت هاي اجتماعي شکل بدهند. در اين راستا يک مطالعه (هيمبرگ،108 استين، هيريپي109 و کسلر، 2000) يک نمونه ي اجتماعي آمريکايي را بر اساس تاريخ تولد افراد طبقه بندي کرد. سپس سن مربوطه براي شروع اختلال اضطراب اجتماعي و ترس هاي اجتماعي خاص را تخمين زد. مؤلفان دريافتند که شيوع اختلال اضطراب اجتماعي همبود براي گروه همگن جوانتر بيشتر از گروه همگن مسن تر است که البته براي ترس از صحبت کردن معني دار نبود. بيشترين فراواني شروع ترس از صحبت کردن در سال هاي نوجواني و نادرترين آن بعد از 20 سالگي بود. با اين وجود در ترس هاي اجتماعي عمومي سن شروع قبل از نوجواني بود و تا بعد از 20 سالگي (اواسط دهه ي دوم زندگي) ادامه مي يافت. اين مطالعه نشان داد که اخيراً افزايشي در تشخيص اختلال اضطراب اجتماعي وجود داشته است اما شروع آن هم چنان با سال هاي پيش از نوجواني ارتباط دارد.

2-1-4-3- همبودي بيماري
در رابطه با همبودي بيماري مشخص شده اختلال اضطراب اجتماعي اکثراً با افسردگي، اختلال اضطراب تعميم يافته، اضطراب هاي خاص، اختلال پانيک يا وحشت110 و گذر هراسي111 همراه است. در يک نمونه ي اروپايي (اوهايون و شاتزبرگ، 2010) 5/19 درصد از افراد مبتلا به اضطراب اجتماعي مبتلا به اختلال افسردگي اساسي همبود و 3/38 درصد مبتلا به ساير اختلالات اضطرابي نظير اختلال استرس پس از سانحه112 ، اختلال اضطراب تعميم يافته و اختلال هراس بودند. در يک نمونه ي ايراني (محمدي و همکاران، 2006) شايع ترين اختلال همبود، اضطراب هاي خاص بودند که در 7/66 درصد از جامعه ي آماري اضطراب اجتماعي بروز کردند.
به علاوه اضطراب اجتماعي علاوه بر اختلالات اضطرابي و خلقي با مشکل مصرف مواد نيز همراه بود. در يک مطالعه ي طولي با يک نمونه ي آمريکايي که با ملاک هاي DSM-III -R تشخيص داده شده بود اختلال اضطراب اجتماعي در کودکي و زمان بلوغ پيش بين وابستگي به الکل و مواد مخدر در 30 سالگي بود. اين از جنسيت، اختلالات خلقي، اختلال سلوک113 ، ساير اختلالات اضطرابي و مصرف الکل براي بار اول جدا بود. بالاخص اينکه کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي 56/1 برابر افراد فاقد اضطراب اجتماعي وابستگي به الکل و 94/1 برابر وابستگي به مواد مخدر را نشان مي دهند (بوکنر، اشميت، لانگ، اسمال، اسلاچ و اوينسان114، 2008). اين مطالعه نشان داد که اختلال اضطراب اجتماعي مي تواند يک عامل خطر براي وابستگي به مواد و نه براي سوء مصرف آن باشد، زيرا افراد دچار اضطراب اجتماعي وابسته به مواد مي شوند تا اضطراب خود در موقعيت هاي اجتماعي و نه به طور عمومي را کاهش دهند.
علاوه بر اين اضطراب اجتماعي با فکر خودکشي همراه بوده است. در کشور هلند 4796 نفر مبتلا به اختلال وسواسي جبري، اضطراب هاي ساده، اختلال اضطراب اجتماعي، گذرهراسي و اختلال هراس(DSM-III-R) از نظر انديشيدن به خودکشي115 و اقدام به خودکشي116 غربال شدند. 25% از افراد داراي اختلال اضطراب اجتماعي انديشه ي خودکشي و 7/27 درصد اقدام به خودکشي را گزارش کردند. اين مطالعه دريافت که اختلال اضطراب اجتماعي يک ريسک فاکتور براي انديشيدن به خودکشي است، اما رابطه ي بين اضطراب اجتماعي و اقدام به خود کشي به واسطه ي اختلالات همبود تعديل مي شود (سارين، کاکس،آفيفي، دي گراف، آسموندسون، تن هاو117 و همکاران، 2005). با اين حال اين مطالعه اختلال شخصيت اجتنابي را بررسي و کنترل نکرد. به احتمال بيشتر اختلالات شخصيتي با فکر و اقدام به خودکشي ارتباط دارند. از اين رو به طور قطع نمي توان گفت که اين نتايج فقط با اضطراب اجتماعي مرتبط بوده اند، يا با اضطراب اجتماعي و يا با اختلال شخصيت اجتنابي ارتباط دارند.
ميزان بالاي همبودي مورد بحث به خصيصه هاي شخصيتي اطلاق پذير است. يک مطالعه بر روي دوقلوهايي از يک نمونه ي اجتماعي مستقر در امريکا دريافت که خصيصه هاي شخصيتي نظير نوروتيسم، برون گرايي و بدعت جويي118 بر همبودي اختلال دروني سازي119 و بروني سازي120 تأثير دارد (خان، جاکوبسون، گاردنو، پرسکات و کندلر121، 2005). مؤلفان دريافتند که نوروتيسم 45-20 درصد از همبودي در اختلالات دروني سازي نظير اضطراب اجتماعي را توجيه مي کند. اين نتايج به هنگام کنترل از نظر جنسيت ثابت بودند. اين مطالعه نشان داد که خصيصه هاي شخصيتي مي توانند همبودي را متأثر سازند، اما گزارش نکرد که آيا شرکت کنندگان دوقلو تک تخمکي يا دو تخمکي بودند و آيا ژنتيک تأثيري بر همبودي داشته يا خير.

2-1-4-4- جنسيت و عوامل دموگرافيک
DSM-IV (1994) گزارش کرد که در نمونههاي اجتماعي، اختلال اضطراب اجتماعي در زنان شايع تر از مردان است. با اين حال در جامعهي باليني پيشنهاد اين کتاب راهنما بر اين مبناست که يا تعداد آنها برابر است يا تعداد مردان بيشتر است.
مطابق با آن در يک نمونه در سئول 03/1 درصد از زنان بر اساس ملاکهايDSM-III (1980) مبتلا به اضطراب اجتماعي بودند اما اين براي مردان صفر بود. در ضمن معلوم شد زن بودن رابطهي مثبتي با اضطراب اجتماعي دارد (آکاترک، دي گراف، ون استارتن، هاو

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، علائم اضطراب Next Entries منبع پایان نامه درباره کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، علائم اضطراب، افراد مبتلا