منبع پایان نامه درباره مصالح مرسله، عنصر زمان

دانلود پایان نامه ارشد

مسائلي که درباره تغيير قبله بيان شده است مخالفت پيامبر و اسلام با يهود است. از آن جايي که يهود بر پيامبر عيب گرفتند و مي گفتند تو تابع ما هستي و به سمت قبله ما نماز مي‌گزاري، پيامبر را غم شديد فراگرفت و در نيمه شب خارج شد و به آسمان ها نگاه مي کرد و در اين باره منتظر امر پروردگار بود، تا اين که در فرداي آن روز در نماز ظهر جبرئيل بر پيامبر نازل گشت و بازوان ايشان را گرفت و پيامبر را به سمت کعبه قرار داد و پيامبر دو رکعت را به سمت بيت المقدس خواند و دو رکعت ادامه را به سمت کعبه و به اين صورت حکم قبلي خداوند توسط اراده حضرت حق نسخ شد و از آن روز قبله مسلمانان کعبه شد.73
2-12 مفهوم تاثير گذاري زمان و مکان:
هدف از طرح اين بحث پاسخ به کساني است که همواره دچار افراط و تفريط هستند، يا عقيده دارند مقررات اسلام هيچ انعطافي در برابر تحولات زندگي نشان نمي دهد، يا معتقدند دين در مقررات خودش از عرف تبعيت مي کند، هرچه را جوامع نيک پندار شرع نيز به آن دستور خواهد داد و بالعکس. از اين روي معاني مختلفي را که در اينجا متصور است بيان مي کنيم:
2-12-1 تبعيت احکام اسلام از ذوق و سليقه:
احکام اسلامي تابع شرايط زمان و مکان باشد به اين معنا هر چه را مردم مي پسندند و در ميان آنان رايج است خواه در اخلاقيات و عبادات باشد يا در معاملات خواه ناشي از احساسات، تبليغات و خواهشهاي نفساني و بلکه متاثر از فرهنگ ضد ديني و يا غير باشد و يا ريشه در خرد و انديشه هاي بشري داشته باش اسلام نيز با آن همسو گردد.
پيداست اين معنا نمي تواند مورد نظر ما باشد، زيرا اصل بر اين است که انسانها بايد خواسته هاي در چارچوب مقررات ديني شکل دهند وگرنه مساله ارشاد و هدايت بشر توسط دين و رسولان الهي بي معني خواهد بود.
2-12-2 تبعيت احکام ديني از پديده هاي جديد اجتماعي، صنعتي و علمي
احکام اسلام بايد در برابر تحولات اجتماعي، عرف و عادات شرايط زندگي و تحولات صنعتي خاضع بوده و از آن تبعيت کند به عبارت ديگر بايد بکوشيم نصوص شرعي را در برابر پديده هاي جديد خاضع نموده جايگاهي براي آنها در شرع پيدا کنيم.
شکي نيست اين معنا نيز نمي تواند مورد نظر باشد زيرا اولا ممکن است واقعيتهاي موجود فاسد و ظالمانه بوده و برخلاف مصالح عمومي مسلمين و به ضرر نسل بشر باشد از قبيل بسياري از مفاسد اخلاقي که بنيان خانواده ها را متزلزل مي کنند. بي عدالتيهاي اقتصادي و اجتماعي و ظلمهايي که در سطح روابط بين المللي بر مردم ستمديده و محروم جهان اعمال مي گردد قطعا اسلام نمي تواند با آن هماهنگ باشد، هر چند واقعيتهايي هستند که وجود دارند. شهيد صدر در اين زمينه مي گويند: يکي از خطر ها واقع نگري به معناي غلط آن است به اين معنا که بخواهيم نصوص ديني را به گونه اي تاويل ببريم که«واقعيتهاي فاسد- و «ضرورتهاي پنداري- تجويز مي کند و به جاي آنکه بينديشيم چگونه واقع را براساس نصوص ديني تغيير دهيم. تسليم واقعيتهاي اجتماعي شده و دين را تابع واقعيتها سازيم.74
2-12-3 تاثير به معناي تغيير و نسخ احکام الله
به اين معنا، که بگوييم حکم خداوند با گذشت زمان تبدل مکان و تغيير شرايط زندگي به کلي نسخ مي شود و جاي خود را به قوانين بشري مي دهد. قطعا چنين معنايي نمي تواند مورد نظر باشد چه به حکم حديث معروف- حلال محمد حلال الي يوم القيامه و حرامه حرام الي يوم القيامه-75
شريعت حضرت محمد(ص) جاويد و ابدي مي باشد و نسخ در احکام پس از رحلت رسول خدا(ص) امکان ندارد. بدين ترتيب، منظور از تاثير نسخ نخواهد بود بلکه تغيير است و هر تغييري لزوما نسخ نيست. «اسلام تغيير در احکام را مي پذيرد اما نسخ احکام را نمي پذيرد و تغيير اعم از نسخ است.
در اين معنا، تاثير زمان و مکان بدين صورت است که، فقيه مي تواند همان طور که از منابع اصيل و معتبر کتاب، سنت، عقل، اجماع احکام الهي را استنباط مي کند و براي مکلفين بيان مي نمايد، نيز مي تواند احکام الهي را از طريق قياس تمثيل منطقي و يا استحسان عقلي به دست آورد. البته اين راهي است که اهل سنت قرنهاست مي پيمايند. و از پيشگامان آن ابوحنيفه پيشواي مذهب حنفي اهل سنت و ابويوسف قاضي و احمد بن ادريس مالکي(م 684) هستند. ولي قياس و استحسان از قديم الايام بين فقهاي شيعه جايگاهي نداشته است، زيرا آنها به دلايل قطعي عمل مي کنند و قياس و استحسان دو دليل ظني است که نه عقل آنها را به صورت قطعي مي پذيرد و نه شرع آنها را تقرير کرده است. لازم به ذکر است که تمسک به قياس و استحسان و مصالح مرسله، موجب مي شود تا فقيه نصوص ديني را کنار بگذارد و بر آراي خود تکيه کند و احيانا فتواهاي خلاف اسلام بدهد; چنانکه براي بعضي اتفاق افتاد.76
2-12-4 تغيير حکم الله واقعي
در مباحث فقهي، ما با دو قسم احکام سر و کار داريم:
– احکام واقعي الهي، که جعل آنها به دست خداست و قابل تغيير نيست; مثل حکم “وجوب نماز” يا “قطع دست دزد” که هرگاه موضوع آنها محقق شود، اين حکم فعليت مي يابد. مثلا هرگاه انساني به سن تکليف رسيد، حکم وجوب نماز بر او محقق است و هرگاه کسي دزدي کرد، با شرايط خاص، دست او را قطع مي کنند.
– احکام ظاهري، که مجتهد از طريق کتاب و سنت و عقل و اجماع استنباط مي کند و در اختيار ديگران قرار مي دهد. که اصطلاحا به آن فتوا مي گويند. 77
آنچه در اسلام وجود ندارد نسخ احكام و تغيير به صورت نسخ است كه بعد از پيغمبر، هيچ قدرتي- حتي امام- نمي‌تواند حكمي از احكام اسلام را نسخ كند. ولي تغيير منحصر به نسخ نيست، تغييراتي هست كه خود اسلام اجازه داده است. 78
توضيح: تغيير حکم به واسطه تغيير موضوع، موجب مي شود که موضوع تغيير يافته از تحت يک حکم خارج و تحت حکم ديگر قرار گيرد ولي هر دو حکم به قوت خود باقي است و هرگاه موضع حکم اول متحقق شد، جاري مي شود.
براي مثال بازي با شطرنج به صورت برد و باخت، حرام است ولي زماني که موضع يا متعلق حکم تغيير کرد و براي قمار بکار نرفت بلکه بعنوان ورزش فکري و بدون برد و باخت بکار رفت بازي با آن حلال مي شود. ولي اگر زماني شطرنج دوباره وسيله قمار شد بازي با آن حرام مي شود، پس هر دو حکم حرمت و حليت به فعليت خود باقي است و هرگاه موضوع هر کدام محقق شد همان حکم جاري مي گردد.79
2-13 “نقش زمان و مكان در اجتهاد” از ديدگاه قرآن كريم و ارائه مصاديق و نمونه هايي از آن كتاب سعادتبخش و انسان ساز
نقش تعيين‏ كننده ي عناصر زمان و مكان ـ در روابط حاكم بر سياست، اقتصاد و اجتماع ـ در اجتهاد هويداست، تاثير اين دو عنصر به حدّي است كه موضوع واحدي كه در گذشته حكم معيني داشته است، هنگام سنجش با روابط جديد حاكم بر سياست، اقتصاد و اجتماع، تغيير ماهيت مي دهد و به موضوع ديگري تبديل مي شود و به تبع آن، حكمي متفاوت با حكم اوليّه و متناسب با وضع جديد مي يابد. انتخاب اين موضوع با اين انگيزه و باور است كه قرآن، كتاب هدايت و سعادت، و حاوي مفاهيم راهگشا در زمينه هاي اعتقادي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي، اخلاقي و…است و هر چيزي را كه بشر به آن نياز دارد و در سعادت و كمال وي موثر است، به صراحت و يا به رمز و اشاره، بيان كرده است. بنابراين، ممكن نيست قرآن از موضوع مهمّ و سرنوشت سازي چون “نقش عنصر زمان و مكان در استنباط احكام و قانونگذاري” كه همواره در تمامي اعصار بويژه ـ در عصر حاضر ـ با عنوانهاي ديگر در ميان همه ي ملتها مورد توجّه فراوان بوده است سخني به ميان نياورده و رهنمودي فرا راه ما نگذاشته باشد.80
2-114تعريف مساله ي”تدريجي بودن احكام” و فلسفه ي آن
نظريات محققان بزرگ در علم اصول، كلام و تفسير درباره ي تدريجي بودن احكام اسلام و نزول تدريجي آيات الاحكام به طور فشرده و خلاصه به شرح زير آورده مي شود:
خداوند متعال تمامي احكام را به خاطر مصالح و مفاسد موجود در متعلّق آنها، وضع فرمود و اين مصالح و مفاسد براي وضع و صدور آن احكام به منزله ي علّت است. اگر عملي داراي مصلحت ملزمه بود، موجب مي‏شود كه خداوند دانا و مولاي حكيم آن عمل را بر بندگانش واجب نمايد و اگر رفتاري داراي مفسده ي شديد باشد، سبب مي‏شود كه آن را بر مردم حرام و ممنوع سازد. بنابراين، هر جا در انجام يا ترك عملي، در واقع و نفس امر نه در ظاهر و نزد مكلّف مفسده يا مصلحتي وجود داشت احكام الهي متناسب با آن هم وجود خواهد داشت. حال اين سوال مطرح مي شود كه اگر احكام الهي تابع مصالح و مفاسد موجود در متعلّق احكام باشد كه مصالح و مفاسد براي وجود آنها به منزله ي علّت است، چرا برخي از احكام و بلكه اكثر احكام بتدريج نازل و به مردم ابلاغ گرديد، بويژه آن دسته از احكام كه بسيار مهم و سرنوشت ساز بودند و مفسده و مصلحت آن حتي براي عموم مردم هم روشن بود. مگر ممكن است معلول از علتش منفك و جدا شود و فاصله ي زماني ميان آن دو به وجود آيد معلول از علت متاخر شود؟ در پاسخ گفته اند: احكام الهي نيز مانند قوانين بشري است، همان گونه كه در قوانين بشري، قانونگذاران با توجه به مصالح و مفاسد، قوانيني را وضع مي كنند و مردم را به انجام بعضي امور ملزم و از برخي برحذر مي‏دارند؛ ولي به خاطر ملاحظاتي از جمله؛ نبودن زمينه‏هاي مردمي و شرايط مناسب و زمينه‏هاي اجرا، و يا پديد آمدن مشكلات و بروز هرج و مرج، مردم را از بعضي احكام و قوانين تصويب شده مطلع نمي سازند و به مراجع ذي صلاح ابلاغ نمي كنند؛ و هرگاه تمامي شرايط و زمينه هاي اجتماعي و اجرايي را فراهم ديدند ـ هر چند اين امر سالها طول بكشد ـ قوانين و مقرّرات تصويب شده را به آگاهي مردم مي رسانند و براي اجرا به مراجع ذي صلاح ابلاغ مي نمايند.
احكام و قوانين الهي هم همين گونه است؛ يعني خداوند حكيم با توجه به مصالح و مفاسد، قوانيني را وضع و احكامي را صادر فرموده است؛ امّا به سبب ملاحظات و مصالحي ـ كه نفع آنها به خود مردم باز مي‏گردد ـ آنها را يكجا اعلان نكرد، بلكه بتدريج در طول 23 سال آن احكام را به رهبر امّت اسلامي؛ يعني پيامبر اسلام ابلاغ فرمود تا به اطلاع مردم برساند و آنها را به مرحله اجرا درآورند.
از جمله ملاحظات و مصالحي كه اهل نظر بيان كرده اند، مصلحت “تسهيل” است؛ يعني اگر همه ي احكام الهي واجبات، محرّمات، مكروهات و مستحبّات يكجا به مردم ابلاغ مي شد، پذيرش همه ي احكام و عمل به آنها، براي مردم بسيار دشوار بود و اجراي آنها هم براي دولت اسلامي بسيار مشكل، بلكه ناممكن مي‏شد؛ به همين دليل براي مصلحت”تسهيل” و به وجود آمدن زمينه هاي لازم براي اجراي كامل، احكام الهي عموماً و آيات الاحكام قرآن خصوصاً، بتدريج بر مردم عرضه شد.
تاثير زمان و مكان در”تدريجي بودن احكام” در مرحله ي ابلاغ احكام است، نه در اصل وضع آن احكام؛ به عبارت ديگر، شرايط زماني و مكاني در آغاز بعثت و دوران رسالت پيامبر اسلام(ص) اقتضا مي كرد كه احكام الهي پس از تصويب و قطعي شدن، به مرور زمان به مردم ابلاغ شود و اين شرايط زماني و مكاني، در اصل وضع قوانين و حلال و حرام شدن فعل يا ترك آن هيچ تاثيري نداشته است؛ مثلاً شراب و ربا از آغاز حرام و ممنوع بود، منتها شرايط زماني و مكاني اقتضا كرد كه حكم ممنوعيت و حرمت آن دو، مدتي ـ حدود پانزده سال ـ بيان نشود و سپس در چند مرحله و بتدريج به مردم ابلاغ شود.81

2-15 جايگاه زمان و مکان در روايات
2-15-1 زمان و مکان، در روايات اهل بيت عليهم السلام
به اعتقاد ما در هرموضوعي بايد به روايات اهل بيت(ع) مراجعه کرد و سخن حق را از آن مناديان حق شنيد و همين اساس کار ما در موضوع زمان و مکان است. ما در نگاهي گذرا به مجموعه اي از روايات دست يافتيم که نقش شرايط زماني و مکاني را در حکم به نمايش مي گذاشت. با نگاه به اين روايات تاثير زمان و مکان در احکام و دگرگوني آن ديدگاه اهل بيت(ع) به وضوح ثابت مي شود.
2-15-2رنگ کردن مو- پيامبر(ص) دستوري الزامي و يا استحابي دادند که- غيرروا الشيب و لاتشبهوا باليهود- مضمون آن چنين بود که محاسن ها يتان را رنگ کنيد و همچون يهود ريشهاي سفيد و بلند نداشته باشيد. بر پايه اين حکم مسلمانان صدر اسلام ريشهاي سفيد خود را رنگ مي گردند. امير مومنان(ع) در اين باره مي فرمايند: اين حکم

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره امام صادق، عهدنامه مالک اشتر، ارتکاب جرم، حقوق جزا Next Entries منبع پایان نامه درباره امام صادق، مقام استدلال، نفس الامر، زمان گذشته