منبع پایان نامه درباره مدارس هوشمند، آموزش و پرورش، سابقه خدمت، حوزه آموزش

دانلود پایان نامه ارشد

فراواني…..124
جدول4-38.ولويت بندي فرصتهاي هوشمندسازي مدارس براساس فراواني…..125
جدول 4-39اولويت بندي تهديدهاي هوشمند سازي مدارس براساس فراواني…..125

فهرست نمودارها
نمودار 4-1 توزيع درصدي جنسيت معلمان…………………………………………………81
نمودار 4- 2 توزيع درصدي سابقه خدمت معلمان……………………………………….82
نمودار 4-3 توزيع درصدي ميزان تحصيلات معلمان…………………………………….84
نمودار 4-4 توزيع درصدي معلمان بر حسب داشتن رايانه در منزل…………………85
نمودار 4-5 توزيع درصدي ساعات استفاده معلمان از رايانه در هفته از رايانه…….86
نمودار 4-6 توزيع درصدي موارد مختلف استفاده از رايانه در مدرسه در بين معلمان…………………………………………………………………………………………………87
نمودار 4-7 توزيع درصدي رضايت معلمان از سطح سواد رايانه اي مسئول تکنولوژي مدرسه خود………………………………………………………………………….88
نمودار 4-8 توزيع درصدي ميزان موافقت معلمان با هوشمند سازي مدارس……..90
نمودار 4-9هيستوگرام متغير نقاط هوشمند سازي مدارس……………………………..106
نمودار 4-10 هيستوگرام متغير فرصتهاي فرارو در هوشمندسازي مدارس………107
نمودار 4-11 هيستوگرام متغير نقاط ضعف هوشمندسازي مدارس………………….108
نمودار 4-12 هيستوگرام متغير نقاط تهديد فرارو در هوشمندسازي مدارس………110

فصل اول
کليات تحقيق

1-1. مقدمه
نگاهي گذرا به تحولات در عصرهاي مختلف نشان مي دهد، ارتباط نظامهاي آموزشي در هر عصر با دگرگوني هاي آن عصر مرتبط بوده است. گذشتن از نظام آموزش هاي مکتب خانه اي در عصر کشاورزي، عبور از آموزش ارتباطات و فردگرايي، بيانگر تغييرات خواسته و ناخواسته در آموزش است چرا که نظام آموزشي هر عصر بايد پاسخگوي نيازهاي آموزشي آن عصر باشد (محمدي، 1388).
در عصر ما، که عصر انقلاب اطلاعات ناميده مي شود، به کارگيري ابزار فناوري اطلاعات و ارتباطات راهکارهاي نويني را در بهبود و توسعه نظام آموزشي ارائه نموده که از نتايج آن استقرار مدارس هوشمند است. با پيدايش مدارس هوشمند در کشورهاي پيشرفته مانند انگلستان و آمريکا از اوايل دهه 1960، فرصتهاي جديدي براي يادگيرندگان محروم از تحصيل فراهم شد تا دانش آموزان مدارس روستايي يا برون شهري بتوانند بدون نياز به حضور فيزيکي معلم و به صورت اينترنتي فرآيند يادگيري را طي کنند.
نخستين مدرسه به صورت هوشمند در مالزي تأسيس شد و در واقع بايد مالزي را مبتکر اين طرح دانست. تجربه ي راه اندازي و اداره مدارس هوشمند در کشور ما برگرفته از نظام آموزش مالزي، به سال 1382 باز مي گردد يعني هنگامي که اولين دبيرستان غيرانتفاعي هوشمند (شهيد آقايي)، در ايران تأسيس شد و در حال حاضر، اجراي طرح در بسياري از دبيرستانها و مدارس ابتدايي شهرهاي ايران توسعه يافته است.
با توجه به مطالبي که در قسمت هاي بعدي تحقيق آورده مي شود و به برشماري ضرورت هاي ايجاد مدارس هوشمند مي پردازد. هنوز ترديد داشتن عده اي از معلمان و والدين در مؤثر بودن آن و همچنين مشکلاتي که در اجراي اين طرح در کشور ما وجود دارد، ضرورت تحقيقات بيشتري را در اين زمينه ايجاب مي کند تا از تأثيراتي که هوشمندسازي در فرايند آموزش باقي مي گذارد آگاه شده و با نگاه واقع بينانه تري به اين مدارس نگريسته شود. در اين تحقيق به بيان نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهديدهاي هوشمندسازي مدارس از ديدگاه معلمان مقطع ابتدايي شهر کرمان پرداخته تا زمينهاي باشد که با ديد واقع بينانه تري به اين مدارس نگريسته و بتوانيم ضمن شناسايي ضعفها، آنها را اصلاح کرده و به تقويت قوتها بپردازيم.

1-2. بيان مسأله
مدرسه هوشمند، سازماني است آموزشي با موجوديت فيزيکي و حقيقي که در آن دانش آموزان به شکل نوين آموزش خواهند ديد (ناصري و مشهديان، 1390). هدف، ايجاد يک ساختار منطقي و مناسب براي تلقين فناوري اطلاعات و ارتباطات و محتواي دروس به صورت هوشمند است به نحوي که فناوري اطلاعات و ارتباطات به صورت اساسي، مبناي يادگيري قرار مي گيرد (شهامت و همکاران، 1371). در تعريف مدارس هوشمند ايران چنين آمده است: مدارس توسعه يافتهاي هستند که براي انتقال مفاهيم سنتي از ابزارهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات کمک مي گيرند. اين ابزارها شامل: برنامههاي رايانه اي از جمله نرم افزاهاي کاربردي نظير اسلايد (پاورپوينت)، واژه نگار و صفحات گسترده و امکانات اينترنتي است (زماني و همکاران، 1384).
يکي از مفاهيم بکار رفته در تعاريف مدارس هوشمند، فناوري اطلاعات مي باشد که عبارت است از گردآوري، انتخاب، پردازش، ذخيره سازي و کاربرد اطلاعات در زمينه هاي مورد نظر و انتقال آنها از طريق کامپيوترهاي چند رسانهاي به طوري که حاصل آن طراحي، انتخاب مواد آموزشي (دروس) و مديريت فرايند ياددهي- يادگيري به صورت شبکه اي از يادگيرندگان، ياددهندگان، کارشناسان ، فنسالاران رايانه ميباشد و نوع فضاي آموزشي فناوري اطلاعات، پويا، زمان واقعي و مشارکتي است (ابراهيم زاده، 1385).
هم اکنون محور توسعه آموزش هاي الکترونيکي در اکثر کشورهاي جهان، آموزش هاي مجازي مي باشد. با توجه به حجم گسترده تقاضا براي آموزش از يک سو و ناتواني نظام کنوني در پاسخگويي به آن و همچنين قابليت هاي فراوان روش هاي نوين آموزش الکترونيکي از سوي ديگر، ايجاد و توسعه سيستم هاي آموزش الکترونيکي به امري ضروري و مهم بدل گرديده است (ميرزايي و شعباني نيا، 1392).
با توجه به عصر حاضر، که عصر انفجار اطلاعات و به روز بودن دانش است و حجم تقاضا براي آموزش گسترده شده و از طرف ديگر قابليت هاي فراوان روش هاي نوين آموزش الکترونيکي نظرها را از آموزش سنتي به آموزش الکترونيکي کشيده، آموزش الکترونيکي هر چند مزيت هاي فراوان دارد ولي هنوز ايجاد آن در جامعه ما با کمبودها و مشکلاتي همراه است.
تحقيقات زيادي در حوزه آموزش و يادگيري الکترونيکي و هوشمند سازي مدارس انجام شده است (نقيب زاده، 1384/ ملينکس، 1380/ مهرمحمدي و ذوقي، 1383/ جلالي و حداد،1384/ عليزاده، 1385/ امام جمعه و ملايي نژاد و جزوي، 1386/ نادري و زاهدي، 1389/ نيرومند و بحت آوري، 1390) در پژوهش هاي خود به برشماري مزاياي مدارس هوشمند و ضرورت به کارگيري آن پرداخته اند (اسفيجاني، 1381/ شواخي، 1382/ اسلامي و صدري ارجامي، 1383/ جلالي، 1384/ شهباز و سليم آبادي، 1385/ جهانبخش و صالحي و کاشاني، 1386/ زماني و عظيمي و محمودي و همکاران، 1387/ زماني و همکاران، 1389/ علي نژاد، 1390 و1391/ رضاييراد و همکاران، 1391) در پژوهشهاي خود، ضمن بيان نقاط قوت و فرصتهاي مدارس هوشمند از ضعفها و کمبودهاي اين مدارس سخن گفته و به ارائه راهکارهايي براي اصلاح ضعفها پرداخته اند همزمان با آن کم وبيش تقاضاهايي از طرف معلمان طرح مي شود امابااين وجود ترديدهايي درزمينه گسترش وتوسعه آن نيز از سوي معلمان دراطراف کشور وجودداردبراي معلمان اين سؤال پيش مي آيدکه آيامدرسه هوشمند باعث تسهيل يادگيري مي شود؟ آيا ارتباط اجتماعي دانش اموزان راتقويت ميکند يا تضعيف؟ آيا مهارتهاي لازم براي استفاده ازمدارس هوشمند را دارند
ازسوي معلمان اين سؤال ايجاد مي شود که آيا يادگيري از طريق وسايل الکترونيکي، بهتر صورت خواهد گرفت يا خير؟.
به طور کلي ميتوان گفت استفاده از مدارس هوشمند هنوز جاي سؤال و بررسي دارد و عليرغم پژوهشهاي انجام شده، پژوهشهاي بيشتري را مي طلبد. حال سؤال اساسي اين پژوهش اين است: نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهديدهاي هوشمندسازي مدارس از ديدگاه معلمان که از نزديک با اين پديده درگير هستند؛ چيست؟ آيا آنها با هوشمندسازي مدارس موافقند؟

1-3. اهميت و ضرورت انجام تحقيق
امروزه به دلايل مختلف ازجمله رشد فناوريهاي رايانهاي، انفجار دانش و نياز به روز بودن آن، ديگر آموزش سنتي نميتواند آنچنان کارايي داشته باشد بنابراين نظرها به سوي آموزش الکترونيکي و مدارس هوشمند معطوف گرديده است. لذا اين پژوهش به بررسي نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهديدهاي هوشمندسازي مدارس از ديدگاه معلمان مقطع ابتدايي شهرکرمان ميپردازد.
از آنجا که مدارس کنوني، توانايي ارتقاءِ يادگيري دانشآموزان براي ايفاي نقش مفيدتر را ندارند لذا براي تربيت دانشآموزان مستعدتر براي زندگي منطقي، مدارس نياز به تغيير دارند. مدارس بايد شرايطي را که بچهها در آن زندگي ميکنند و مشغول به کار ميشوند در نظر بگيرند و آموزشهاي خود را متناسب با نيازهاي جامعه عرضه کنند(مرکز هدايت آموزشي، 1992). امروزه به علت رشد فناوريهاي رايانهاي، سرعت نقل و انتقالات اطلاعاتي و مسئله انفجار دانش اطلاعات به سهولت و سرعت ميتواند در اختيار همگان، قرار گيرد. تفاوت اين امر بالارفتن سطح دانش متعارف دانشآموزان است که هماهنگي با دورههاي آموزشي را به هم ميزند. در چنين شرايطي استفاده از فناوريهاي اطلاعاتي و انفورماتيکي در مدارس هوشمند، امکان به روز کردن اطلاعات علمي و ارتقاء معلمان و تدريس ايشان را فراهم ميآورد(افضل خاني و قدس، 1390).
در کشورهاي در حال توسعه، مدارس هوشمند به صورت حضوري براي جبران برخي از عقب ماندگيها نظير شيوههاي ناکارآمد تدريس سنتي معلم محوري، کمبود کتابهاي درسي غني و روزآمد، فقر سواد اطلاعاتي و رايانهاي معلمان و دانشآموزان، نيازهاي روزافزون بازار کار به نيرويانساني کارآمد و مجهز به سواد فناوري در حال شکل گيري و توسعه است(زماني و همکاران، 1389 ).
جامعه اطلاعاتي آينده، نيازمند افرادي است که بتوانند فناوري اطلاعات را خلاقانه در جهت رشد و توسعه به کار برند در اين عصر بي بهره ماندن از دانش، بينش و مهارتهاي به روز، به بيکاري نابرابري اجتماعي و در نتيجه پيدايي نارضايتي و تنش ميانجامد و بنابراين در اين دوره بيش از هر زمان ديگر جوامع انساني نيازمند توسعه انساني ميباشد( مشايخ، 1390).
واقعيتها نشان ميدهند که استفاده از فناوريهاي نوين در قرن 21، تاثير عميقي در زندگي اجتماعي انسان خواهد داشت يقيناً آموزش و پرورش نيز از اين تغييرات مستثني نخواهد بود. تحقيقات در آموزش اين مطلب را بيان ميکند که فناوري اطلاعات به شکلي عمده در نظام آموزشي منظم استفاده شده است( دلوز، 1380).
با توجه به کاربرد وسيع اينترنت، نيازهاي آموزشي فارغالتحصيلان مدارس، دانشگاهها و مراکز آموزشي نيز طبعاً متفاوت شده و بايد مهارتهاي لازم در اين خصوص را فرا گيرند (احمدي و ويرجينياري، 1382) با توجه به دلايل بالا که ضرورت ايجاد مدارس هوشمند را بيان مي کندهنوز ترديد داشتن عدهاي از معلمان و والدين در موثر بودن آن، و همچنين مشکلاتي که در اجراي اين طرح در کشور ما وجود دارد از جمله مشکلات پيش روي مدارس هوشمند است.
(صدري ارحامي، 1383) مسائل فرهنگي را به عنوان عامل مشکل ساز در اجراي طرح يادگيري الکترونيکي ميداند. مسائلي از قبيل مقابله و مخالفت افراد در استفاده از روشهاي نوين در برابر روشهاي سنتي آموزش، وجود مشکلات خاص يادگيري الکترونيکي شامل: بستر مخابراتي در ايران، عدم وجود نرمافزار آموزشي مناسب و هزينه سخت افزاري مناسب ميتواند پياده سازي طرح را با مشکل روبرو کند.
مهمترين شرط پيشرفت در هر زمينه، شناخت مشکلات وکمبودها و برنامه ريزي براي مقابله با آنهاست. تغيير شرايط نامناسب آموزشي و الکترونيکي در ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست. از اين رو مقاله حاضر به شناسايي نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهديدهاي هوشمندسازي مدارس ميپردازد. نتايج به دست آمده در جهت برنامه ريزي آينده و اجراي بهتر طرح به مسئولين و دست اندرکاران آموزشي،کمک خواهدکرد و از آنجا که مدارس هوشمند در ايران نوپا هستند، براي گسترش و فعاليت بهتر آنها لازم است نقاط قوت و فرصتهاي آن شناخته شده تا انگيزه براي فراگيرشدن فراهم شود. با شناسايي فرصتها و قوتها مديران سعي خواهندکرد ت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره مدارس هوشمند، سابقه خدمت، آموزش و پرورش، روش پژوهش Next Entries منبع پایان نامه درباره مدارس هوشمند، آموزش و پرورش، حوزه آموزش، دانشگاهها