منبع پایان نامه درباره محیط GIS، تناسب اراضی، رگرسیون، محصولات کشاورزی

دانلود پایان نامه ارشد

رشد گیاهان انتخاب شده و سایر شاخصهای مورد نیاز نمودند. با استفاده از اطلاعات مربوط به خاک و توپوگرافی، نقشههای بافت خاک، آب قابل استفاده، شیب و غیره را تهیه نموده در نهایت با تعریف پهنههای همگن اقدام به تعیین تناسب اراضی برای ذرت دانه ای، گندم، جو، گوجه، چغندرقند، آفتابگردان و سویا به روش وزنی نمودند. باندری و تنیل (2004) معتقدند الگوهای استفاده از زمین در مناطق مختلف، تفاوتهای چشمگیری با یکدیگر داشته و از این رو آنها پهنهبندی اراضی را به عنوان یک ضرورت، به منظور حفظ تنوع زیستی و اجتناب از تخریب گیاهان چندساله و همچنین تأمین منافع کشاورزان مطرح نمودهاند. به نظر آنها پهنهبندی اگرواکولوژیکی در حقیقت نوعی مصلحت خاص اکولوژیکی محسوب میشود.
نیلسون73 (2005)، پهنهبندی اکولوژیکی کشاورزی را برای موز و آناناس با استفاده از سامانههای اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور انجام دادند. روش مورد استفاده در ارزیابی پهنهها، روش چند معیاری و استفاده از روش و زنی برای رتبهبندی متغیرها و فاکتورها بود. آنها از روش کوکریجینگ برای میانهیابی دادههای اقلیمی و تهیة نقشههای موضوعی و از روش روی هماندازی رستری برای تعیین طول دوره رشد استفاده کردند. در نهایت نقشه پهنهبندی اکولوژیکی کشاورزی و نقشه تناسب اراضی برای هر ناحیه برای موز و آناناس تهیه شد. کارلوس74 (2005)، پهنهبندی اقلیمی کشاورزی را برای محصول برنج با استفاده از دادههای ایستگاههای سینوپتیک انجام دادند. با محاسبة میزان بیوماس محصول و بدست آوردن شاخصهای اقتصادی در طی سالهای 1999 تا 2004 اقدام به ارزیابی اقتصادی برای هر پهنه نمودند و میزان سوددهی را برای هر ناحیه بدست آوردند. هانووی75 و همکاران (2005) با استفاده از دادههای توپوگرافی، اقلیمی و خاک و همچنین کمی کردن تحمل برخی گیاهان علوفهای اقدام به پهنهبندی و تعیین نقشههای مکانی مناسب برای کشت این گیاهان در چین کردند و بیان نمودند انتخاب گیاهان سازگار با شرایط اقلیمی و خاک در مناطق مختلف برای حفاظت از محیط و پایداری اقتصاد کشاورزی و همپنین سیستمهای مرتعی امری مهم و ضروری است. وو76 و همکاران (2006) با استفاده از GIS در پهنههای اگرواکولوژیکی مختلف عملکرد پتانسیل گندم زمستانه را با استفاده از مدلهای شبیهسازی رشد (WOFOST) در چین کمی و همچنین میزان خلاء عملکرد گندم را در پهنههای مختلف تعیین کردند. ایشان عوامل محدود کننده عملکرد در بخشهای شمالی را بارندگی و در بخشهای جنوبی درجه حرارت بالا و تشعشع کم بیان کردند.
ساها و پانده77 (1996)، به پهنهبندی اکولوژی کشاورزی با استفاده از ماهواره IRS-1B و سامانة اطلاعات جغرافیایی پرداختند. در این تحقیق با استفاده از ماهواره IRS نقشه خاک، کابری اراضی و رژیمهای آبیاری منطقه مورد مطالعه تهیه شده و با استفاده از نقشههای تهیه شده و سایر اطلاعات از جمله نقشة شیب، مدل ارتفاعی رقومی منطقه و دادههای اقلیمی پهنهبندی ادافیکی کشاورزی و پهنهبندی اقلیمی کشاورزی منطقه انجام و 11 پهنه اکولوژیکی کشاورزی تعریف گردید. عسکری و همکاران (1388)، ترکیب بیو اقلیمی رژیم رطوبتی و پتانسیل تولید مکانی در محیط GIS روش پویاتری را برای مشخص کردن پهنههای همگن اکولوژی کشاورزی به منظور شناسایی هر چه بیشتر توانای بیوفیزیکی و اقلیمی اراضی برای تولیدات کشاورزی، فراهم خواهد کرد. مقایسهای که بین میزان تولید برآورده شده و میزان تولید واقعی پهنهها صورت گرفت نشان داد روش به کار رفته در چارچوب فائو و دستورالعمل سایز به طور قابل قبولی مقدار تولید را پیش بینی نماید و تفاوت موجود میتواند ناشی از تاثیر عامل مدیریتی باشد. البته محققین دیگر در ایران از جمله سرمدیان و همکاران (سرمدیان، 2003) در مطالعات خود به نتایج مشابه دست یافته و این روش را تایید کردند. این تحقیق با توجه به مساحت کمتر آن نسبت به مطالعات مشابه صورت گرفته توسط نیلسون و همکاران (2005)، سبالوس78 و همکاران (2000)، امکان بررسی دقیقتر منطقه و به هنگام کردن لایههای اطلاعاتی مختلف از جمله اطلاعات خاک و تهیه نقشههایی از منطقه که در اختیار نبود با استفاده از GIS و سنجش از راه دور فراهم شد. در این بررسی نیز سنجش از راه دور، سامانه اطلاعات جغرافیای (GIS) و تجزیه و تحلیل بانکهای اطلاعاتی تهیه شده یک مجموعه ابزارهای قدرتمندی را برای پردازش و تحلیل اطلاعات اراضی و برنامهریزی به منظور مدیریت هرچه بهتر اراضی فراهم کرد، که به منظور برنامه ریزی، مدیریت منابع اراضی و اختصاص دادن اراضی به کاربریهای مناسب با توجه به میزان تناسب برای هر یک از استفاده خاص بسیار ارزشمند و گرانبها هستند و به طور وسیع و گستردهای امکان ارزیابی بر همکنش بین سطوح مختلف مدیریت اراضی در منطقه و اخذ تصمیمات درست را فراهم میکنند .
کاظمی پشتمساری و همکاران (1391)، در نتایج مطالعات خود نشان دادند که پهنهبندی زراعی بومشناختی کلزا بر اساس تحلیل دادههای اقلیمی، توپوگرافی، آب و خاک امکانپذیر است و سامانه اطلاعات جغرافیایی، بهعنوان مناسبترین ابزار تحلیل دادهها، توانست نواحی همگن را با دقت بیشتری شناسایی و پهنهبندی دقیقی با توجه به نتایج فرایند تحلیل سلسه مراتبی ارائه دهد. حاصل آن نقشه مکانیابی کشت کلزا در استان گلستان است که در چهار طبقه بسیار مستعد تا غیر مستعد نشان داده شده است. در این نقشه از جنوب به سمت شمال و از غرب به شرق استان از مطلوبیت عوامل محیطی و طبقات پهنهبندی کاسته شده بهطوری که اراضی با توان مناسب و مطلوب جهت کشت کلزا در جنوب و قسمت میانی استان شناسایی شدند. در این پژوهش مشخص شد که حدود 34/21 درصد زمینهای زراعی استان گلستان دارای پتانسیل تولید بالایی هستند که در پهنه بسیار مستعد قرار گرفتند. این پهنه دارای پتانسیل عملکردی بین 100-80 درصد (غفاری، 2000) است. با توجه به دیدگاه چندجانبه این نوع مطالعه نسبت به عوامل بومشناختی، این پهنه مکان بسیار مناسبی برای تامین نیازمندیهای محیطی و زراعی کلزا است. فرجزاده و همکاران (2007) با ارزیابی منابع اقلیمی و محیطی سبزوار با استفاده از GIS و روشهای آماری، تناسب اراضی این منطقه را برای کشت کلزا مشخص کردند. در راستای کشاورزی پایدار و برای استفاده بهینه از عوامل اقلیمی و محیطی، پتانسیل تولید و استعداد اراضی، حوضه آبریز استور79 در ایالت کنت80 انگلستان با استفاده از GIS و روش محدودیت ساده81 (SLA) توسط غفاری و همکاران (2002) ارزیابی گردید. نتیجه این ارزیابی نشان داد که تنها 3 درصد از اراضی این حوضه برای کشت گندم زمستانه کاملاً مناسب است. میرزا بیاتی (2004) نیز نواحی مستعد برای کشت زعفران را در دشت نیشابور با استفاده از GIS مشخص کرد. استعداد اراضی مناطق دامغان نیز جهت کشت گندم آبی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی توسط اشرف و همکاران (2010) و جهت کشت جو آبی توسط اشرف (2011) مورد ارزیابی قرار گرفت.
چن82 و همکاران (2010)، بررسی جامعی را برای تناسببندی استان هنان83 در چین جهت کشت تنباکو بر پایه GIS و AHP انجام داد. هولدن و بررتون (2004) با استفاده از مدلهای شبیه سازی گیاهی زراعی و دادههای اقلیمی، عملکرد گیاهان جو، ذرت، گوجه فرنگی و سویا را در کشور ایرلند شبیهسازی نموده با استفاده از آنالیز خوشهای این کشور را منطقهبندی نمودند. نتایج حاصل از تجزیه خوشهای این منطقه را به هفت گروه اقلیمی تقسیم بندی نمود. انجام آزمایشهای منطقهای نیازمند آزمایشهای متعدد و وسیع دارد که مستلزم استفاده از افراد متخحصص، صرف هزینه بالا و زمان طولانی است. مدلهای شبیهسازی یکی از ابزار مناسب برای جایگزین این نوع مطالعات هستند که در زمان کوتاهتر و صرف هزینه کمتر قادر به بررسی چنین آزمایشهایی هستند. پارامترهای آب و هوایی و اقلیمی و اثرات آنها روی گیاهان زراعی یکی از مهمترین عوامل مؤثر در افزایش عملکرد تولید است. با بررسی آگروکلیمایی میتوان امکانات بالقوه مناطق مختلف را تعیین و از این امکانات حداکثر بهرهبرداری را نمود. در مطالعه پهنهبندی اقلیمی اراضی استانهای خراسان بهمنظور شناسایی پتانسیل توان اکولوژیکی مناطق کشت کلزا، پس از مرتب سازی و تشکیل لایههای دمایی با استفاده از معادلات رگرسیونی و GIS مناطق کشت به چهار ناحیه مشخص (بسیار مطلوب، مطلوب، نسبتا مطلوب و نامطلوب) پهنهبندی گردیدند. حدود 1854551 هکتار اراضی نامطلوب شناخته شد که بهطور عمده در جنوب منطقه مورد مطالعه وجود داشتند (رسولی و قائمی، 2010 ). اوچه (1998) با استفاده از مدل، تکنیکهای تجزیه رگرسیون برگشتی و تجزیه خوشهای مقیاس مناسبی را برای تعیین پتانسیل تولید محصولات منطقه ساوانا در نیجریه ارائه نمود. بر این اساس مناطق اقلیمی زراعی برای تولید گندم به پنج منطقه تقسیم شدند. نتایج تجزیه و تحلیل وی نشان داد که جلگه جاس و دشت های مرتفع مجاور کانادا و زاریا، بهترین اقلیم را برای تولید گندم در نیجریه دارا هستند. وی همچنین گزارش داد پتانسیل اقلیمی برای تولید گندم معمولاً به سوی خط استوا به دلیل افزایش در میزان رطوبت و دما کاهش می یابد.
سایتا پریا84 (1999)، برای پهنهبندی گیاهان زراعی، ذرت خوشهایی، برنج، گندم و سیب زمینی در هند از عوامل و عناصر اقلیمی نظیر: ارتفاع از سطح دریا، شیب، نوع خاک، دما، بارندگی، طول روز، میزان تبخیر و سرعت باد استفاده کرد. نامبرده با دخالت دادن هر یک از عوامل فیزیکی زمین، تأثیر هر کدام از آنها را بر روی گیاهان زراعی بررسی و با ارزش گذاری هر کدام از لایهها در محیط GIS دادههای فوق را تحلیل نمود و سرانجام نقشهی نهایی مستعد برای کشت این گیاهان را تهیه کرد. خان85 و همکاران (2009)، در تحقیقی نسبت به ارزیابی اراضی قابل کشت محصولات کشاورزی اقدام نمودند، آنها در این تحقیق عوامل و عناصر اقلیمی شامل ارتفاع، شیب، نوع خاک، دما، بارندگی، طول روز، میزان تبخیر و تعرق و تأثیر هر کدام از آنها بر روی گیاهان زراعی بررسی و سپس با وزندهی هر کدام از لایهها در محیط GIS دادههای فوق را تلفیق نموده و در نهایت نقشه مناطق مستعد کشت این گیاهان را تهیه کردند.
با وجود اهمیت این موضوع، تحقیقات انجام شده در ایران در ارتباط با پهنهبندی و پتانسیل سنجی محصولات زراعی بسیار محدود بوده و عمدتاً بر روشهای اقلیمی متمرکز است. برای مثال صادقی و همکاران (2002)، مناطق دیم استان فارس را براساس شاخصهای اگروکلیماتیک (بارندگی و تبخیر تعرق) پهنهبندی کردند. در سطح کشور نیز تحقیقاتی چند در این رابطه انجام شده است از جمله گیوی (1376) در تحقیق خود برای تعیین مناطق مستعد کشت گندم دیم، نسبت به تحلیل شرایط اقلیمی اقدام نمود.
محمدی (1385)، از قابلیتهای GIS استفاده نموده و نسبت به تعیین مناطق مستعد کشت در سطح استان آذربایجان غربی اقدام نموده است. این محقق در تحقیق خود نقش عوامل جوی بر رشد گندم مطالعه نموده و با تهیه عوامل اقلیمی در قالب لایههای اطلاعاتی و همپوشانی وزندار در محیط GIS، نقشه مناطق مستعد کشت گندم را در استان مذکور تهیه نموده است. فیضیزاده و همکاران (1389) با استفاده از تحلیل های مکانی GIS و AHP در پهنهبندی قابلیت کشت گندم دیم در استان آذربایجان شرقی نشان داد که میزان بارش و پراکنش آن نسبت به عنصر دما بیشترین تأثیر را در طول مراحل رشد گندم دیم ایفا میکند. علاوه بر این تهیه نقشه پهنهبندی کشت گندم دیم با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS نشانگر توانایی بالای این فناوری در ترکیب و تولید اطلاعات مکانی با لحاظ نمودن دادههای توصیفی است که میتواند مدیران و برنامه ریزان را در پردازش اطلاعات جهت استخراج نتایج ارزشمند یاری نماید. همچنین توابع تحلیلی GIS با ارائه امکانات مناسب برای ارزیابی چند معیاره و اعمال نسبت اهمیت هر یک از عوامل در مدلهای ارزیابی، امکان شناسایی هر چه بهتر مناطق مستعد برای کشت محصولات کشاورزی را فراهم میآورد. بر اساس مدلسازی شرط لازم برای رشد گندم دیم متناسب با معیارهای مربوط به شرایط اقلیمی، خاکشناسی و توپوگرافی سطح استان آذربایجان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره تناسب اراضی، پوشش گیاهی، پهنه بندی، محیط GIS Next Entries منبع پایان نامه درباره عملکرد گندم، خراسان شمالی، فیزیولوژی، محیط GIS