منبع پایان نامه درباره قانون مجازات، آموزش و پرورش، کارکرد خانواده، آسیبهای اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

شناخته شده است كه يكي از مصداقهاي آن را ميتوان دانست سالمندان در سياستها و برنامههاي پليس ايران نيز جايگاه و تدابير خاصي براي سالمندان بزهديده پيشبيني نشده و با آنان همانند ساير بزهديدگان برخورد ميشود. با اين حال پليس ميتواند با اقدامات ذيل آسيبهايي را كه از ناحيه جرم متوجه سالمندان ميشود كاهش داده و به حمايت از آنان بپردازد:
1- پليس به تماسهاي تلفني سالمندان بزهديده پاسخ فوري بدهد
2- براي دفاع از امنيت سالمندان بزهديده ، مأموران پليس سريعتر در صحنه ارتكاب جرم حاضر شوند
3- مأموران پليس به دليل سن بالا و روحيه زود رنجي در سالمندان احترام بيشتري به آنان بگذارند
4- پليس در تعامل با سالمندان بزهديده به آنان اميد و اطمينان بدهد كه حافظ امنيت آنها است زيرا ترس از بزهديدگي در ميان سالمندان به اندازه خود بزهديدگي آثار رواني منفي به دنبال دارد
5- در مواقعي كه سالمندان بزهديده مورد اذيت و آزارهاي خانگي قرار ميگيرند پليس نسبت به جداسازي آنان از خانواده و معرفي به مراكز بهزيستي و حمايتي اقدام كند
6- پليس به سالمندان بزهديده براي تماسهاي فوري شماره تلفن ويژهاي بدهد تا نسبت به پيشگيري از بزهديدگي مكرر آنان اقدام به موقع صورت گيرد
7- انجام اقدامات پليسي براي سالمندان بزهديده در حد امكان غيرحضوري باشد به گونهاي كه كمترين مراجعه را به كلانتري و ساير واحدهاي پليسي داشته باشند
8- در صورت ضرورت حضور سالمند بزهديده در كلانتري رسيدگي به كار او خارج از نوبت صورت گيرد
بند دوم: تعامل پلیس با بزهدیدگان معلول
ناتوانان ذهني اعم از ديوانگان يا افرادي كه از عقل كافي و متعارف برخوردار نيستند از ديگر بزهديدگان بالقوه هستند. اين قشر به دليل ناتواني ذهني قادر به تشخيص خير و شر و مفسده و مصلحت خود نيستند بنابراين در خطر بزهديدگي قرار دارند. اين گروه به خوبي قادر به دفاع از جان و مال خود نيستند. همچنين در معرض آدمربايي و تجارت اعضاي بدن قرار دارند. پليس در راستاي كاهش آسيبهاي ناشي از جرم و بهعنوان اقدامي پيشگيرانه ، لازم است اولاً به دنبال شناسايي آنان باشد و اين كار به وسيله گشتهاي پليس و اخذ اطلاعات مردمي از طريق پليس 110 به سادگي امكانپذير است ثانياً به محض مشاهده اينگونه افراد يا معرفي آنان از سوي مردم بايد حسب مورد نسبت به تحويل آنان به خانوادهشان و تأكيد بر مراقبت و نگهداري از آنان و يا معرفي به مؤسسههاي بهزيستي و خيريه اقدامات لازم را معمول دارد.
الف-تاريخچه توجه به ناتوانان بزهديده: از ديدگاه تاريخي سندهاي به دست آمده وضعيت ناتوانان را در جوامع گوناگون متفاوت نشان ميدهند. مصريان باستان نخستين كساني هستند كه نهتنها به علت شناسايي و ريشهيابي ناتواني و درمان آن ، بلكه به وضعيت رفاهي و اجتماعي ناتوانان گرايش نشان ميدادند. در يونان باستان برعكس ناتوانان به ويژه كودكان ناتوان در كوهستانها رها يا به رودخانهها سپرده ميشدند تا از اين رهگذر راه دستيابي به هدف اصلاح نژاد و داشتن ملتي تندرست و نيرومند هموارتر شود120با اين همه نگرش دينهاي آسماني به ويژه زرتشت ، مسيحيت و اسلام به ناتوانان همواره مثبت بوده است ، بهگونهاي كه در اين دينها به توصيههايي چون رفتار انساني با عقب ماندگان ذهني يا برچيدن سنت كشتن كودك ناتوان همواره تأكيد شده است. با آغاز دوره روشنگري از سده هجدهم به اين سو ، پيشرفتها در زمينه حمايت از ناتوانان سرعت بيشتري به خود گرفت تا آنجا كه پيشرفتهاي دانش پزشكي در سده نوزدهم و رخداد جنگ جهاني نخست موضوع ناتوانان را به يكي از كانونهاي توجه تبديل كرد. بازتاب اين توجه رفتهرفته در برخي از سندهاي بينالمللي نمود پيدا كرد. در نخستين گام ماده اعلاميه جهاني حقوق بشر از محترم شمردن حق داشتن يك زندگي آبرومند و تأمين اجتماعي براي هر شخص از جمله افراد بيمار و داراي نقص عضو به روشني نام برد121در مجمع عمومي اعلاميه حقوق عقبماندگان ذهني سازمان ملل سال 1971 گام مهم ديگري در حمايت بينالمللي از ناتوانان به وجود آمد. چهار سال بعد در سال1975 مجمع عمومي اعلاميه حقوق از همه كشورها ميخواهد تا در جهت حمايت از ناتوانان توان خود را براي ثبت اين اعلاميه ، به منزله پايه و چارچوبي مشترك گسترش دهند122درباره وضعيت ناتوانان بزهديده در ايران بايد گفت كه توجه ويژه به بزهديدگي ناتوانان بي آن كه در سطح سياست جنايي قضايي اجرايي و مشاركتي پيشرفت و نمود مشخصي داشته باشد تنها به جلوههاي پراكندهاي در سطح سياست جنايي تقنيني محدود بوده است. براي نمونه ميتوان از بند ج مواد 206 و 271 قانون مجازات اسلامي نام برد كه در آنها ملاك قتل ، قطع يا جرح عضو مستوجب قصاص شناخته شده است. ماده 633 قانون مجازات اسلامي نيز با نام بردن از اشخاصي كه نميتوانند از خود نگهداري كنند به حمايت كيفري از اين اشخاص كه افراد ناتوان هم نمونهاي از آنان است پرداخته است.
ب- مفهوم ناتوانان بزهديده و لزوم حمايت از آنها: ناتوانان كساني هستند كه داراي نقايص جسمي شامل جراحات و قطع عضو يا ساير ضايعات جسمي و بيماريهاي مزمن يا مادرزادي مانند فلج مغزي ، نقايص حسي مشتمل بر نقص شنوايي يا بينايي و نقايص ذهني شامل عقبماندگي ذهني و يا نقص شناختي هستند123بر اساس تبصره ماده يك قانون جامع حمايت از معلولان مصوب 16/2/1383 معلول در اين قانون به افرادي اطلاق ميشود كه به تشخيص كميسيون پزشكي سازمان بهزيستي بر اثر ضايعه جسمي ، ذهني يا رواني اختلال مستمر و قابل توجهي در سلامت و كارآيي عمومي وي ايجاد شود به طوري كه موجب كاهش استقلال فرد در زمينههاي اجتماعي و اقتصادي شود ناتوانان بزهديده به موازات متحمل شدن صدمات ناشي از وقوع جرم به گونهاي از ناتواني نيز مبتلا هستند و نظام عدالت كيفري در برخورد با ويژگي آسيبپذيري كه به طور طبيعي ، پيامدهاي ناشي از بزهديدگي را تشديد ميكند نسبت به ناتوان بزهديده ، رسالتي جديتر را بر عهده دارد. چه بسا عدم توجه نظام عدالت كيفري به ناتوان بزهديده ، نتيجهاي جز مأيوس شدن از اين نظام و سرنوشتي جز بزهديدگي دوباره براي آنان به همراه نداشته باشد. ناتوانان بزهديده به منزله مصداقي از بزهديدگان آسيبپذير مورد توجه خاص بزهديدهشناسي حمايتي قرار گرفتهاند.
ت- اقدامات پليس براي ناتوانان بزهديده: از منظر كشف جرائمي كه عليه ناتوانان بزهديده ارتكاب مييابند ، اعلام جرم از سوي ناتواناني كه بزهديده شدهاند ، تا حدي است كه عنوان بزهدیدگان خاموش یا ساکت بر آنان اطلاق ميشود. از اينرو كشف اينگونه جرائم مستلزم وضع مقرراتي است كه صرف نظر از اعلام جرم از سوي بزهديده ، بهعنوان يكي از شيوههاي شناسايي جرم ارتكاب يافته ، روشهايي ديگر را در راستاي سهولت بخشيدن به روند کشف چنين جرائمي مدنظر قرار دهند124. قوانين كيفري در راستاي كشف جرائم ارتكابي عليه ناتوانان بايد بتوانند تا حدودي حق حريم شخصي را محدود كنند به گونهاي كه در صورت اعلام چنين جرائمي مأموران كشف جرم بتوانند در اسرع وقت و به صرف دريافت چنين گزارشي ، مبادرت به ورود به منزل كرده و بازرسي كنند. حقوق كيفري نميتواند رسالت خود را در مورد كشف و تعقيب جرائم ارتكابي عليه ناتوانان معلق گذاشته و آن را منوط به اعلام جرم از سوي ناتواني كند كه قادر به اعلام جرم و طرح شكايت نيست و از اين رهگذر ممكن است متعاقب عدم كشف جرم ، بزهديدگي مجدد را هم تجربه كند125. در حالي كه بر اساس ذيل ماده 24 ق.آ.د.د.ک ورود به منزل و جلب اشخاص در جرائم غيرمشهود بايد با اجازه مخصوص مقام قضايي باشد و كسب چنين اجازهاي گاهي سخت و يا ناممكن است. در هر حال براي كاهش آسيبهايي كه از ناحيه جرم متوجه ناتوانان بزهديده ميشود مأموران پليس ميتوانند اقدامات ذيل را انجام دهند:
1- نگاه مثبتي به ناتوانان بزهديده داشته باشند داشتن ذهنيت منفي نسبت به اين طيف از بزهديدگان گاهي بيشترين آسيب را به آنان وارد ميكند
2- مراقب باشند كه ناتوانان بزهديده را با ناتوانيهايشان توصيف نكنند زيرا اين مسئله موجب دلسردي بزهديده از آنان خواهد شد
3- از صحبتهاي ترحمآميز و دردناك خودداري كنند. اينگونه عبارات ناتوان بزهديده را به اين تفكر وا ميدارد كه فرد ناتوان كمتر از يك انسان كامل است
4- در گزارشي كه از اظهارات و اطلاعات خود تهيه ميكنند ناتواني بزهديده را متذكر شوند و به نيازهاي وي متناسب با نوع ناتوانياش اشاره كنند
5- قبل از ترك صحنه جرم اطمينان حاصل كنند كه ناتوان بزهديده در محيطي امن قرار گرفته يا به آن جا منتقل شده است
6- حضور فردي از وابستگان بزهديده يا فردي كه داراي اطلاعاتي درباره ناتواني بزهديده است ، براي او بسيار مفيد و دلگرم كننده است و در طي استماع اظهارات بزهديده به پليس كمك ميكند
7- حتي اگر ناتوان بزهديده با فرد ديگري به عنوان مراقب همراه باشد مأموران پليس بايد در طي صحبتشان به طور مستقيم خود بزهديده را مورد خطاب قرار دهند. در غير اين صورت اين ذهنيت منفي وجود دارد كه ناتوان بزهديده قادر نيست در مورد مسائل خودش تصميم بگيرد. تالي فاسد چنين پيش فرضي به حاشيه راندن بزهديده در فرآيند رسيدگي به جرم و طرد و نااميد شدن وي از نظام عدالت كيفري خواهد بود126

نتیجه و پیشنهادها
الف : نتیجه ها
يافته‌هاى جرم‌شناختى و بزه‌ديده‌شناختى نشان داده‌اند که برخى افراد به دليل خصوصيات خاص زيست‌شناختى ، روان‌شناختى و اجتماعى ، بيش‌تر از سايرين در معرض بزه‌ديدگى قرار دارند و بزه‌ديدگان بالقوه آسيب‌پذيرترى در برابر بزهکاران بالقوه محسوب مى‌شوند. زنان به دليل ضعف قواى جسمانى و وضعيت اجتماعى خاصى که در آن به سر مى‌برند در اين چارچوب قرار مى‌گيرند.
1- تا دهههاي اخير نظامهاي حقوقي به ويژه قوانين آيين دادرسي كيفري و مكاتب مختلف جرم شناختي ، بيشتر به متهم و حقوق او توجه داشتهاند و به حقوق و نيازهاي بزهديدهها كمتر توجه كردهاند.پلیس در اجرای انجام وظایف خود باید حقوق بزهدیده را رعایت کند تا از آسیبهای وارده بر او بکاهد.
2- انديشه حمايت از بزهديده در دهههاي اخير موجب توجه جرم شناسان ، قانونگذاران ، مقامات قضايي و پليس شده و اقدامات قابل توجهي در جهت حمايت از بزهديدگان و تأمين خواستهها و نيازهاي آنان صورت گرفته است
3- در راستاي تحولات نوين ، پيرامون تعامل و توجه بیشتر به بزهديده و حمايت از او مطالعات و تحقيقات گوناگون انجام گرفته است. پلیس در روند اجرای وظایف خود م با تعامل بیشتر با بزهدیده باید بتواندآسیبهای ناشی از بزهدیدگی را کاهش داده و باعث آرامش روحی و روانی بزهدیده گردد.
4- انجام وظائف پلیس در چارچوب قوانین و مقررات تاثیر بسزایی در کشف جرم علیه بزهدیده و انجام تحقیقات اولیه وادامهی روند آن تا احقاق حقوق بزهدیده دارد.
پلیس باید یک رابطه قوی با خانوادهها در زمینه آموزش روشهای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی داشته باشد. البته این ارتباط باید بیشتر دارای جنبه آموزشی باشد تا اطلاع رسانی زیرا اطلاع رسانی به تنهایی نمیتواند در تقویت کارکرد خانوادهها تأثیر بگذارد. برگزاری کلاسهای آموزشی برای خانوادهها توسط پلیس در راستای آموزش مهارتهای جامعهپذیری از بهترین راههای همکاری پلیس و خانوادهها به شمار میرود. این کار میتواند با استفاده از آموزش و پرورش و رسانههای جمعی انجام شود.
ب :پیشنهادها
1- پيشنهاد ميشود در برنامههاي آموزش پليس ، مباحث آشنايي با حقوق نيازها و خواستههاي بزهديدگان و نقش آنها درتأمين نیازها گنجانده شود. و به منظور تأمين خواستههاي بزهديدگان از پليس ، برنامههاي اجرايي لازم از سوي واحدهاي مختلف و ذيربط پليس به ويژه پليس پيشگيري و پليس آگاهي تهيه و به مورد اجرا گذاشته شود تا نتیجه حاصله مطلوبتر و بزهدیدگان بهتر به خواستههای خود برسند.
2- پلیس میتواند با دخالت در روند جامعهپذیر کردن نوجوانان از طریق نهاد آموزش و پرورش و با استفاده از ابزار تعامل و آموزش و آگاهسازی ، در این خصوص بسیار مؤثر واقع شود. البته لازم به ذکر است که اگر نیروی انتظامی یا پلیس به تنهایی بخواهد امنیت ایجاد کند قطعاً ناموفق خواهد بود. بنابراین مردم و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره ترس از جرم، سلسله مراتب، قانون مجازات، سازمان ملل متحد Next Entries منبع پایان نامه درباره حقوق جزا، جرم شناسی، دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی