منبع پایان نامه درباره فقه امامیه، مجمع البیان، فرهنگ اصطلاحات، حکومت اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

ه درصدق موضوع «تجسّس»
بنابراین «تجسّس» کاویدن و جستجوی نهان امور است، خواه برای خود باشد یا دیگری.
به انگیزه شر و فساد باشد یا به قصد خیر، از امور بد باشد یا امور نیک.
پس از تعریف لغوی تجسّس در قسمت بعدی به معنای اصطلاحی آن می پردازیم.
2- معنای اصطلاحی تجسّس
تجسّس در فقه امامیه و اهل سنت تعریف شرعی یا متشرعی خاصی ندارد و به همان معنای لغوی اش بکار رفته و احکام مختلفی بر آن بار شده است. (علی اکبری بابوکانی، 1391، 37) توضیح این که در فقه گاهی تجسّس به معنای تفتیش و تفحص از اسرار، عورات و زشتی های افراد به کار رفته و گاهی در مورد خیانت به نظام و بیضه اسلام به کار رفته.
در جایی که تجسّس به معنای تفتیش و تفحص از اسرار افراد بکار رفته، حکم تکلیفی اولیه ی آن بر اساس ادله احکام در فقه امامیه حرمت است. (علی اکبری بابوکانی، 1391، 37)
چنانکه در تفسیر آیه ی شریفه «یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراٌ مِنَ الظَّنِّ إنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثمُ وَلا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغتَب بَعضُکُم بَعضاً اَیُحِبُّ اَحَدُکُم أن یأکُلَ لَحمَ اَخیهِ مَیتاٌ فَکَرِهتُمُوهُ وَاتَقُوا اللّهَ اِنَّ اللَّهَ تَوَّابُ رَحیمُ». سوره ی حجرات(49)، آیه ی 12
یعنی، ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمان ها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمان ها گناه است و هر گز در کار دیگران تجسّس نکنید واز یکدیگر غیبت ننمایید، آیا احدی ازشما دوست دارد گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ بی تردید از این کار کراهت دارید، از خدا پروا کنید که خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است.
در تفاسیر آمده است که غرض این است که؛ ظاهر حال مسلم را ملاک قرار دهید و اگر ظاهر خوب است به همین ظاهر اکتفا کنید و دنبال عیوب پنهانی نروید، یعنی از عیوب و اسرار برادر مسلمان خود جست و جو و تفتیش نکنید تا احیاناٌ به چیزهای بد و کارهای زشت مردم که مخفی و مستور است مطلع نشوید. (طبری، 1324،ج 26، 85؛ طبرسی، 1406، ج 9، 137)
به باور گروهی از جمله «ابن عباس» و «مجاهد» منظور از «لا تجسَّسوا» این است که؛ در جستجوی لغزش های مردم با ایمان و انسان های درست اندیش نباشید. (طبرسی، 1406، ج 13، 875)
قرطبی (بی تا، 332) درباره ی معنای آیه ی شریفه می گویند:
«معنای آیه این است که آنچه از مسلمانان بر شما ظاهر است بگیرید و درباره ی اسرار و عورات آن ها جست وجو نکنید، یعنی هیچ یک از شما از عیب برادرش بعد از آنکه خداوند آن را پوشانده است فحص و جست وجو نکند تا بر او آشکار شود».
مرحوم شهید ثانی (1376، 9) در تعریف اصطلاحی تجسّس می فرماید: «معنای تجسّس این است که بندگان خدا را زیر پرده ی ستاریّت پروردگار رها نکنی و پرده از روی کار آنان برداری و آنچه که خداوند پوشیده داشته است، آشکار کنی که این کار وسیله کسب اطلاع از امور مخفی آن ها و پرده برداشتن از روی اسرارشان می شود و در نتیجه آنچه بر تو پوشیده بود آشکار می گردد که اگر مخفی بود دل و دینت سالم تر می ماند.»
نیز گفته شده که تجسّس بیشتر در کشف امور پنهانی استعمال می شود که انسان ها راضی به کشف آن نمی باشند، جاسوس کسی است که امور پنهانی مردم را بداند و پنهانی های مردم بیشتر نقاط ضعف و رفتارهای ناپسند آنهاست که آشکار شدن هر یک از آنها موجب کوچکی و پستی آنان می شود. (سبحانی، 1370، 638)
مرحوم مجلسی (1403، ج 22، 360) در بحار الانوار در توضیح کلمه «تجسّس» چنین می فرماید:
«لا تجسّسوا» یعنی بر اساس ظاهر انسان ها حرکت کنید و آنچه را که از صفات دیگران، خداوند مخفی کرده است، آنها را آشکار ننمایید، زیرا ما وظیفه نداریم به باطن امور در هر حال پی ببریم و یا این که صفات مخفی دیگران که به عنوان عورت محسوب شده، نباید عورتهای دیگران را کشف و آنها را آشکار نماییم».
بنابراین تجسّس گاهی به معنای تفتیش و دخالت در اسرار و عورات مردم مسلمان است که در شریعت اسلام از آن نهی شده و حرمت آن از بدیهیات شرع است و صحابه و مفسران هم همین معنا را فهمیده اند، چنانکه نقل شده که:
عبدالرحمن بن عوف می گوید:
شبی در مدینه با عمر بن الخطاب برای حفاظت شهر گردش می کردیم به خانه ای رسیدیم که چراغش روشن و درش بسته بود ولی صدای بلندی از خانه به گوش می رسید، عمر گفت: این خانه مال ربیعة بن امیه است و اینها شراب خورده اند و الان هم می خورند، گفتم ما خلاف کردیم خدا فرموده است «لاتجسّسوا» و ما تجسّس کردیم، عمر برگشت و آنها را به حال خودشان گذاشت. (رجوع شود به قرطبی، 333)
این قصه بسیار معروف و به روایات گوناگون نقل شده است.
گاهی نیز تجسّس و مشتقات آن در متون فقهی و روایی به معنای خیانت به حکومت اسلامی و بیضه اسلام به کار می رود و حکم تکلیفی آن بر اساس ادله ی احکام در فقه امامیه حرمت می باشد.
چنانکه اطلاق آیه شریفه 12 سوره ی حجرات شامل این مصداق از تجسّس می گردد.
در جواهرالکلام نیز در معنای اصطلاحی فقهی تجسّس گفته شده:
«تجسّس در اصطلاح فقه، اخبار و اوضاع و احوال گروهی را برای گروه دیگر بردن یا همان جاسوسی کردن به نفع دشمن است. (صاحب الجواهر، 298)
از سوی دیگر از جمله مشتقات« تجسّس » که به این معنا بکار رفته است «جاسوس» می باشد. مثلاٌ روایت شده: « الجاسوس و العین اذا ظفر بهما قتلاٌ» (شریف مرتضی، 1405، 507) د ر این جا نیز« جاسوس» در معنای خائن به نظام اسلامی بکار رفته است و خیانت به نظام نیز در اسلام حرام است. (شریف مرتضی، 1405، 100)
در متون حقوق نیز تجسس و مشتقات آن صرفاٌ به معنای خیانت به کشور بکار می رود. چنانکه حقوق دانان معتقدند: «جاسوسی به شخصی اطلاق می شود که در پوشش های متقلبانه به نفع دشمن در صدد تفحص پیرامون اسرار یا تحصیل اطلاعات و مدارک واسناد مربوط به تواناییهای نظامی، اقتصادی و فرهنگی یک کشور و انعکاس آن ها به کشور دشمن می باشد». (ولیدی، 1373، 106)
نتیجه این که: در متون فقهی «تجسّس» تعریف شرعی یا متشرعی خاصی ندارد و اگر بخواهیم «تجسّس» را تعریف کنیم، تعریف چیزی جزء شرح اسم نخواهد بود.
کلمه «تجسّس» در متون فقهی و روایی اعم از معنایی است که از آن در متون حقوقی بکار می رود، در متون حقوقی تجسّس صرفاٌ به معنای خیانت به کشور بکار می رود، حال آنکه در متون فقهی و روایی گاه در معنای اعم از آن بکار می رود، در متون حقوقی تجسّس دارای معنا ی اصطلاحی و بار معنای خاصی است و حال آنکه در متون فقهی و روایی صرفاٌ به معنای لغوی بکار می رود و مصطلح خاص شرعی یا متشرعی ندارد.
پس از بررسی معنای لغوی و اصطلاحی «تجسّس» در قسمت بعد به تعریف واژه های مرتبط با «تجسّس» می پردازیم.
گفتار دوم: تحسّس
از واژ ه های مرتبط با «تجسّس» واژه ی «تحسّس» می باشد. که چنانکه گذشت برخی قائلند هم معنای «تجسّس» است و برخی قائل به تفاوت بین این دو واژه می باشند.
1- معنای لغوی و اصطلاحی تحسّس
دراقرب الموارد آمده:
«تحسس استمع الحدیث القوم و طلب خبرهم فی الخیر» (شرتوتی، 1403، 891)
تحسس» یعنی به سخن قوم گوش فرا داد و خبر آن ها را به قصد خیر دریافت کرد.
همچنین در لسان العرب آمده:
«تحسّس ای استمع و طلب خبر فی الخیر» (ابن منظور، بی تا، ج 2، 283)
تحسّس، یعنی درنهان گوش فرا داد و در امور نیکو کسب خبر کرد.
طبا طبایی (1362، ج 8، 323) گفته است:
«کلمه ی «تحسّس» با حاء در خیر بکار می رود (تفحص از امور مردم است.)»
نیز گفته شده: «التحسس طلب الشی بالحاسة و هو شبیه بالسمع و البصر» (الرازی، 1373، 155)
یعنی: تحسس جستجوی چیزی به کمک حاسه با دیدن باشد یا شنیدن.
در تفسیر ثعالبی و مجمع البیان نوشته شده:
«تحسّس» تفحص کردن از اسرار مردم است، در صورتی که شخص نیت خیر داشته باشد و در صورتی که نیت شر داشته باشد «تجسّس» گویند. (ثعالبی، 1416، ج 4، 9؛ طبرسی، 1406، ج 1، 137)
گفته شده در معنی تحسس:
«تحسّس به معنای جستجو کردن با حاسّه است و منظور پیدا کردن می باشد خواه با دیدن باشد یا شنیدن.» (قرشی، 1381، 133)
با توجه به اینکه برخی در معنای تجسّس و تحسّس قائل به تفاوت هستند و برخی دیگر این دو واژه را هم معنای هم می دانند، ما دراین قسمت به بررسی تفاوت بین این دو واژه می پردازیم.
2- تفاوت بین تجسّس و تحسّس
« تجسّس به معنی دنبال عورات مردم گشتن ولی «تحسّس» یعنی استماع سخنان دیگران»
بر اساس بررسی در کتب لغت موجز تفاوت های «تجسّس» و «تحسّس» عبارتند از:
1-«جسّ» اخص از «حسّ» است، زیرا جسَّ شناخت چیزی است که حس آن را درک می نماید.
2-«تجسّس» تفتیش و بازرسی از بواطن و پنهانی های امور می باشد، در حالی که «تحسّس» جستجو از چیزی است که دیگری آن را می داند.
3-«تجسّس» در امور شر و «تحسّس» در امور خیر می باشد.
4-«تجسّس» به دست آوردن خبر برای دیگری است و «تحسّس» تفتیش و طلب خیر برای خویش است.
5-«تجسّس» بحث و کنجکاوی از عورات و «تحسّس» استماع اخبار مردم است. (محقق، بی تا، 166)
با توجه به مطالبی که بیان شد. بنظر می رسد که اکثر لغویان بین معنای تجسّس و تحسّس تفاوت قائل هستند و اعتقاد به هم معنا بودن این دو واژه دارای ضعف و اشکال می باشد و رابطه بین این دو واژه عموم و خصوص مطلق است، یعنی تحسّس عام و تجسّس نوع خاصی از تحسّسس می باشد.
گفتار سوم: جاسوس
از دیگر واژه های مرتبط با «تجسّس» واژه ی «جاسوس» است. در این قسمت به معنای لغوی و اصطلاحی جاسوس می پردازیم.
ابن منظور (بی تا، ج 2، 283) در لسان العرب برای واژه های جاسوس که اصل آن از«جسّ» است معانی مختلفی آورده است. از جمله آنکه «جسَّ» به معنای لمس نمودن چیزی، جستجوی خبر در تفتیش از باطن امور است»
در قرآن کریم به جاسوس به معنی جستجو کننده به این شرح اشاره شده است «….بعثنا علیکم عباداٌ لنا….فحاسوا خلال الدیار» سوره ی اسراء(17)، آیه ی 5
یعنی گروهی از بندگان خدا را بر شما فرستادم تا در میان شما به جستجو بپردازد.
در اقرب الموارد آمده:
«الجاسوس و الجسیس صاحب سر الشّر و هو العین الذی یتجس الأخبارثم یأتی بها» (شرتوتی، 1403، 123)
جاسوس و جسیس به حامل پیام فتنه انگیز گفته می شود، یعنی همان جاسوس که در پی خبر می گردد و آن گاه که به دست آورد، آن را به دروغ می آراید.
عین همان جاسوس است و سماع به معنای تجسّس و تحقیق در اخبار و حالات است. (طریحی، 1375، 123)
در کتاب مقاییس اللغة در معنای «جسّ» نوشته شده است:
«هو تعرف الشیءِ بمسّ لطیف و الجاسوس فاعولٌ من هذا، لأنَّهُ یتخبّرها یریدهُ بخفاء و لطف». (ابن فارس، 1404، 414)
«جسّ» شناخت چیزی با دریافت نا محسوس و ظریف است، جاسوس بر وزن فاعول، نیز از همین باب است، زیرا او هر خبری را که بخواهد به آرامی و بی سروصدا به چنگ می آورد.
دو واژه جاسوس و تجسّس هم خانواده و از یک ریشه هستند، هر واژه از ریشه ی «جسّ» مضاعف است، جس در لغت عربی به معنای شناسایی کردن به صورت پنهان و ظریف است. (مصطفوی، 1402، 87)
جاسوس به عنوان خبر پرسی (دهخدا، 1388، 6458) در فرهنگ اصطلاحات سیاسی امروز جهان به معنای «گرد آوری پنهانی اطلاعات و اسرار نظامی، سیاسی، اقتصادی یا صنعتی، با عناوین غیر واقعی و پنهانی به نفع یکی از دو طرف درگیری»
واژه جاسوس و جاسوسی جزء در حوزه فقه اجتماعی یعنی تجسّس در احوالات مردم، در قرآن بکار نرفته است. ولی واژگان و جملاتی در قرآن بکار رفته که بیانگر همین مفهوم اصطلاح سیاسی جاسوس است.
از جمله واژگان و اصطلاحاتی که برای معنای جاسوس بکار رفته واژه «سماعون» است که در آیه ی 41 سوره ی مائده از آن سخن به میان آمده است. مفسران قرآن از جمله شیخ طبرسی (1406، ج 5-6، 55) و فخررازی (1373، 359) در کتاب تفسیر کبیر خود «سماعون» را به معنای جاسوسان معنی کرده است.
صاحب مجمع البیان در ذیل آیه ی 41 سوره ی مائده می نویسد که: « منظور از سماعون در آیه همان منافقان و یهود ومقصود از(لقوم آخرین) یهودیان خیبر است که در حضور پیامبر(ص) نبودند ولی همین منافقان و گروهی از

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره حریم خصوصی، مجمع البیان، هتک حرمت، حکومت اسلامی Next Entries منبع پایان نامه درباره حریم خصوصی، حکومت اسلامی، رسول اکرم (ص)، نیازهای اجتماعی