منبع پایان نامه درباره فعالیت ورزشی، لاکتات خون، اکسیژن مصرفی، آمادگی جسمانی

دانلود پایان نامه ارشد

خود انتخاب می کنند. این شاخص می تواند با دقت زیادی عملکرد استقامتی فرد در یک مسابقه استقامتی را پیش بینی کند. بر خلاف استفاده از VO2max که از مقادیر مطلق آن در پیش بینی عملکرد هوازی استفاده می شود، در استفاده از این شاخص از مقادیر نسبی یعنی درصدی از VO2maxکه برای مدت نامتناهی قابل تحمل هستند، استفاده می شود.
2-8-3. روشO2 plus:
O2 plusبه عنوان مقدار اکسیژن تحویلی توسط عضله قلبی در هر ضربان قلب تعریف می شود و نسبت مستقیم با ظرفیت هوازی افراد دارد. به عبارت دیگر O2 plus بیانگر توانایی عضله قلبی جهت تحویل اکسیژن بیشتر در هر ضربان است. از آنجایی که مقدار O2 plus با مقادیر حجم ضربه ای نسبت مستقیم دارد و به دلیل اینکه افزایش حجم ضربه ای سازگاری غالب سیستم هوازی است، لذا می توان از این شاخص جهت پیش بینی ظرفیت هوازی استفاده نمود(82).
2-9. مفهوم ظرفیت بی هوازی و شاخص های پیش بینی کننده آن:
ظرفيت بي هوازي كل مقدار انرژي است كه عضلات مي توانند آن را بدون مصرف اكسيژن تامين كنند. با توجه به محدود بودن ذخايرATP و PC عضلات، ظرفيت حفظ سطوحATPبه وسيله انرژي حاصل از تجزيه PCمحدود است. بنابراین ذخاير فسفاژن مي توانند نيازهاي انرژي عضلات را تنها به مدت چند ثانيه(زير10ثانيه) تامين كنند(38). فراسوي اين نقطه، عضلات بايد بر فرآيندهاي ديگري مانند دستگاه اسيدلاكتيك و يا هوازي تكيه كنند.روش ديگر براي توليدATPآزاد سازي انرژي از تجزيه گليكوژن است. فردي با ميانگين وزن 65 كيلوگرم و 12 درصد چربي بدن، به طور تقریبی داراي 110 گرم ذخيره گليكوژن كبد، 250 گرم ذخيره گوليكوژن عضله و 15 گرم گلوكز موجود در مايعات بدن مثل خون است. اسيدي شدن تارهاي عضلاني و در پي آن اختلال درتجزيه گليكوژن موجب محدوديت دستگاه اسيدلاكتيك درتوليد انرژي براي فعاليت شديد بالاي 2 دقيقه مي شود(38،26). بنابراین مقدار كل انرژي كه از دستگاه فسفاژن به دست می آید، ظرفيت بي هوازي بي اسيدلاكتيك و مقداركل انرژي كه از دستگاه اسيدلاكتيك حاصل مي شود، ظرفيت بي هوازي با اسيدلاكتيك ناميده مي شود. توان بي هوازي حداكثر مقدار انرژي است كه بدن مي تواند آن را درمدت زمان معين، بدون مصرف اكسيژن تامين كند. بيش ازاين، فيزيولوژيست هاي ورزشي ظرفيت بي هوازي را شاخصی براي دستگاه اسيدلاكتيك درنظر مي گرفتند. براساس يافته هاي اخير توان بي هوازي حداكثر مقدار انرژي است كه بدن مي تواند آن را درمدت زمان معين توسط دو دستگاه انرژي بي هوازي يعني فسفاژن و اسيد لاكتيك تامين كند(5).
2-9-1. استفاده از کسر اکسیژن:
مفهوم کسر اکسیژن ابتدا توسط کروگ و لیند هارد در سال 1920 به عنوان تفاوت بین مصرف واقعیاکسیژن در حین تمرین و میزان اکسیژن مورد نیاز برای انجام فعالیت به صورت هوازی تعریف شد(46). معمولا در شدت های زیر بیشینه وضعیت پایداری در مصرف اکسیژن وجود دارد اما در شدت های بیشینه و فوق بیشینه مصرف اکسیژن به شرایط پایدار نمی رسد و بخشی از انرژی مورد نیاز فعالیت از طریق سیستم بی هوازی تامین و به عنوان کسر اکسیژن توسعه می یابد.(25،46)هرمانسن مجددا به معرفی این اصل در سال 1969 پرداخت و تجمع کسر اکسیژن را به عنوان ناحیه بین منحنی تقاضای اکسیژن و منحنی واقعی جذب اکسیژن مصرفی تعریف نمود(شکل 2- 14). در طی حداقل 15 سال تجمع کسر اکسیژن در چندین مطالعه با توجه به نسبت شکل گیری کمی ATP بی هوازی در طی تمرین دوچرخه وامانده ساز تعیین شد. اگر چه بیشتر این مطالعات از یکی از ارتباط های رایج بین شدت تمرین و تقاضای اکسیژن تخمین زده شده استفاده نمودند. رویکرد دیگری که مورد استفاده قرار گرفته و با موفقیت هایی برای تخمین ظرفیت بی هوازی قرار گرفته است، اندازه گیری تغییرات در متابولیت های مرتبط با شکل گیری ATP بی هوازی می باشد، که تغییرات در غلظت فسفوکراتین و لاکتات را در عضله و خون مورد بررسی قرار می دهد، البته به دلیل اینکه در تبدیل اندازه گیری این غلظت ها به صورت کمی، فرضیه توزیع حجم ها پیش می آید، این روش ها غیر دقیق هستند و ممکن است نتیجه نادرست بدهند(25،46). همچنین مدبو و همکارانش (1996) اظهار نمودند که جهت اندازه گیری ظرفیت بی هوازی راه های مختلفی وجود دارد(58). اندازه گیری وام اکسیژن، لاکتات خون و کسر اکسیژن از راه های اندازه گیری هستند. در استفاده از وام اکسیژن و لاکتات خون مشکلاتی وجود دارد. اما کسر اکسیژن بیشترین دقت در اندازه گیری ظرفیت بی هوازی را دارا می باشد. مقالات اخیر سعی در استفاده از شدت تمرین به جای تلاش زیر بیشینه در اندازه گیری ظرفیت بی هوازی دارند. مدبو و همکارانش بیان کردند که بیشتر از دو دقیقه زمان جهت بدست آوردن حداکثر ظرفیت بی هوازی نیاز می باشد. همچنین نشان داده شده است که ظرفیت بی هوازی می تواند توسط اندازه گیری کسر اکسیژن در 60 و90 ثانیه، در صورتی که شدت به اندازه کافی بالا باشد بدست آید. تفاوت می تواند ناشی از اختلاف هایی در سطوح شدت پروتکل ها و سطوح آمادگی جسمانی آزمودنی ها باشد. در اندازه گیری ظرفیت بی هوازی نیاز است که به واماندگی رسید. در آزمون کسر اکسیژن سطوح شدت، مدت تست و سطوح آمادگی جسمانی آزمودنی ها بسیار مهم می باشد. به طور کلی واژه کسر اکسیژن به تفاوت بین اکسیژن مصرفی واقعی در حین فعالیت و اکسیژن مورد نیاز آن فعالیت ورزشی اشاره دارد. از آنجا که دستیابی به حالت پایدار اکسیژن مصرفی نیازمند زمان است، و برای آنکه ادامه انقباض عضلانی میسر شود، ATP مورد نیاز باید از راه هیدرولیز کراتین فسفات و گلیکولیز بازسازی شود. انرژی تأمین شده به وسیله کراتین فسفات و گلیکولیز بی هوازی که تولید انرژی تنفس میتوکندریایی را تکمیل می کند، کسر اکسیژن نامیده می شود. کسر اکسیژن ایجاد شده هنگام فعالیت ورزشی را می توان به عنوان شاخصی از ظرفیت منابع بی هوازی بازسازی ATPدر حین فعالیت ورزشی شدیداستفاده کرد، در واقع می توان ظرفیت بی هوازی را به عنوان حداکثر مقدار ATP شکل گرفته توسط فرآیندهای بی هوازی در طی تمرین، تعریف کرد. توانایی تولید کسر اکسیژن زیاد هنگام فعالیت ورزشی شدید با ظرفیت اجرای فعالیت ورزشی شدید به طور بی هوازی رابطه نزدیک دارد(25،46).

شکل 2 –15. اصول محاسبه کسر اکسیژن توسعه یافته در فعالیت متناوب شدید
2-10. پیشینه تحقیق
با بررسی رساله های تحصیلی در دوره دکتری و کارشناسی ارشد و اسناد و مدارک موجود و سایر منابع اطلاع رسانی، پژوهش مورد مطالعه در داخل کشور مشاهده نگردید و مطالعات خارجی نیز در این زمینه اندک و دستیابی به مطالعات مشابه بیشتر میسر نبود. با این حال در این قسمت به منظور روشن ساختن پیشینه پژوهش، به نتایج تحقیقاتی که در گذشته در ارتباط نزدیک با موضوع تحقیق در داخل و خارج کشور اجراء گردیده، اشاره شده است.
2-10-1. تحقیقات انجام شده در داخل ایران
نيكويي و همكاران(1387) در تحقيقي اعتبار آستانه تنفسي جبراني در برآورد شدت بحراني و همچنين ارتباط بين مدت زمان مرحله بافرينگ با عملکرد بي هوازي و هوازي را در 15 نفر آزمودني مرد سالم مورد مطالعه قرار دادند. نتايج اين تحقيق حاكي از اين بود كه آستانه تنفسي جبراني به طور معني دار در شدتهاي کاري بالاتر از آستانه لاکتات اتفاق مي افتد و نمي تواند مستقيما بازگو کننده شدت بيشينه اي از تمرين باشد که مي توان براي يک دوره نامتناهي بدون افزايش مداوم در غلظت لاکتات خون حفظ شود. هر چند این محققان امكان استفاده از شدت حد واسط بين آستانه تنفسي جبراني و آستانه لاكتات به عنوان شدت بحراني را محتمل گزارش كردند. رابطه مستقيم و معني دار بين مدت زمان مرحله بافرينگ و ظرفيت هوازي گزارش گرديد(05/0P) در حاليكه توانايي پيش بيني ظرفيت بي هوازي با استفاده از مدت زمان مرحله بافرينگ ميسر نشد.(1)
نیکویی و همکاران(2009) در تحقیقی تعیین آستانه بی هوازی به وسیله کنترل تغییرات شاخص %spo2 (درصد اشباع هموگلوبین از اکسیژن) و همچنین مقایسه سه روش متداول در برآورد آستانه بی هوازی به وسیله پارامترهای گازی را در 15 مرد فعال مورد مطالعه قرار دادند. آزمودنیها در سه جلسه مجزا سه آزمون فزاینده را انجام و آستانه بی هوازی با روش های %spo2 ،کنترل معادل تهویه ای اکسیژن، RERو V-slopeو در آزمون مرجع آستانه لاکتات بر اساس تجمع ناگهانی لاکتات خون تعیین شده. نتایج کلی این تحقیق حاکی از این بود که می توان از تغییرات %spo2 جهت تعیین آستانه بی هوازی استفاده نمود. ضمن اینکه در این تحقیق تعیین آستانه به روش RER بیشترین همبستگی و توافق را با روش برآورد آستانه بر اساس لاکتات خون داشته(05/0P) و به عنوان بهترین روش در تعیین آستانه معرفی گردید(3).
نیکویی و همکاران (1385) در تحقیقیتعییناعتبارآزمونهایکانکانیقدیموجدیددربرآوردآستانۀبیهوازی مردان فعال را مورد مطالعه قرار دادند.15مردفعالبهطورداوطلبدراینتحقیق شرکتکردندودر3جلسۀمجزاباحداقلفاصلۀزمانی48ساعت 3 آزمونفزایندهراانجامدادند.آستانۀ بی هوازیدرآزمونهایکانکانیقدیموجدیدبراساسنقطۀشکستضربانقلبودرآزمونمرجعبراساس تجمعلاکتاتخونتعیینشد.میزانهمبستگیبینمتغیرهایضربانقلب،لاکتات،وسرعتدویدنمعادلبا آستانۀبرآوردشدهدرآزمونهایکانکانیقدیموجدیدباآزمونمرجعبااستفادهازضریبهمبستگیپیرسون محاسبهوجهتتعیینتواناییپیشبینیازآنالیزرگرسیوناستفادهشد. بینضربانقلبوسرعتدویدنمعادل باآستانۀبرآوردشدهباآزمونکانکانیجدیدباضربانقلبوسرعتمعادلباآستانۀلاکتاتدرآزمون مرجع همبستگیمعنیدار به ترتیب: (62/0r = ، 05/0P)و(80/0 r =،01/0P ) بهدستآمد،ولیدرآزمونکانکانیقدیماینهمبستگیبینهیچکدامازمتغیرهامعنیدارنبود.نقطۀشکستضربانقلبدرآزمونکانکانیجدیدبالاترازآستانۀلاکتاتدرآزمونمرجعبرآوردشدهبود.نتایجاینتحقیقنشاندادآزمونکانکانیجدیداز اعتبارلازمجهتبرآوردآستانۀبیهوازیبرخورداراست،درحالیکهاستفادهازآزمونکانکانیقدیمبدین منظوربهمربیانورزشتوصیهنمیشود(2).
2-10-2. تحقیقات که در خارج از ایران انجام شده:
موریس22 و همکاران (2011) به مطالعه اثرات مصرف خوراکی mg/kg120 از وزن بدن لاکتات بر سطوح بی کربنات، PH و عملکرد در طی تمرین با شدت بالا در 11 آزمودنی پرداخت. زمان واماندگی (TTE) و کل کار در طی تمرین مورد اندازه گیری قرار گرفتند. بی کربنات خون به طور معناداری بعد از مصرف شدن لاکتات (05/0 P) افزایش یافته بود، هیچ تغییری در PH به عنوان نتیجه درمان مشاهده نشد. TTE و کل کار در طی تست اجرا بطور معناداری در TTE و کل کار بین پروتکل های پلاسبو و غیردرمانی (85/0= P) وجود نداشت. بنابراین، مصرف لاکتات در حدود 120 میلی گرم بر کیلوگرم از وزن بدن سطوح بی کربنات را افزایش می دهد و عملکرد تمرین در طی تمرین بر روی دوچرخه ارگومتر با شدت بالا تا واماندگی را افزایش می دهد(60).
باجت23 و همکاران (2011) به بررسی اثرات 5 هفته تمرین سرعتی در ترکیب با رژیم غذایی سبزی یا مخلوط بر کارنوزین عضله، بیان سنتز mRNA کارنوزین و ظرفیت بافرینگ عضله در 20 آزمودنی پرداختند. محتوای کارنوزین در عضله نعلی، دوقلوی جانبی و درشت نی قدامی توسط طیف سنج رزونانس مغناطیسی مورد اندازه گیری قرار گرفتند. تقابل معنادار تمرین Χ رژیم غذایی در محتوای کارنوزین عضله نعلی وجود داشت که افزایش غیرمعنادار (%11) با رژیم مخلوط و کاهش غیرمعنادار (%9-) با رژیم سبزی خواری وجود داشت. محتوای کارنوزین عضلات دیگر و ظرفیت بافر عضله دوقلو تحت تاثیر تمرین قرار نگرفتند. بیان سنتز mRNA کارنوزین مستقل از تمرین بود اما کاهش معناداری در گروه سبزی خوار وجود داشت. اجرا در طی تست سرعت تکرار 6Χ6 ثانیه توسط تمرین بدون تفاوت در گروه ها بهبود یافت. همبستگی مثبتی (002/0=P و 517/0=r) بین روش تهاجمی و غیرتهاجمی برای کمیت کارنوزین عضله وجود داشت. بطور کلی، 5 هفته تمرین سرعتی اثری بر محتوای کارنوزین عضله و سنتز mRNA کارنوزین نداشت(10).
اینوکسن24 و همکاران(2011) در مطالعه ای به بررسی اثرات دو شدت تمرینی متفاوت، بر VO2max، VVO2max، اقتصاد دویدن(RE)، VLT و عملکرد دویدن، در یک گروه که شامل 26 دونده تمرین کرده استقامتی بود، پرداختند.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره لاکتات خون، اکسیژن مصرفی، ورزشکاران، فعالیت ورزشی Next Entries منبع پایان نامه درباره لاکتات خون، آستانه تهویه، دی اکسید کربن، فعالیت فیزیکی