منبع پایان نامه درباره فرا هنجاری، وزن و آهنگ، زبان معیار، حسن معاشرت

دانلود پایان نامه ارشد

(ع)، با کاربردِ هر چه کم تر این افعال، علاوه بر اختصار، می خواهندف جملاتشان وجهه امری نداشته و کلامشان در محضر الهی خاضع تر باشد.
-«اللّهُمّ لَا تَدَعْ خَصْلَةً تُعَابُ مِنّي إِلّا أَصْلَحْتَهَا، وَ لَا عَائِبَةً أُوَنّبُ بِهَا إِلّا حَسّنْتَهَا، وَ لَا أُكْرُومَةً فِيّ نَاقِصَةً إِلّا أَتْمَمْتَهَا» (دعای بیستم). «خدايا هيچ خوئى كه بر من عيب شمرده شود باقى مگذار جز آن كه آن را اصلاح كنى و هيچ صفت نكوهيده‏اى را بجاى منه، مگر آن كه آن را نكو سازى».
-«وَ ارْزُقْنِي صِحّةً فِي عِبَادَةٍ، وَ فَرَاغاً فِي زَهَادَةٍ، وَ عِلْماً فِي اسْتِعْمَالٍ، وَ وَرَعاً فِي إِجْمَالٍ» (دعای بیستم). «و مرا تندرستي در عبادت، و آسايشى در پارسائى، و علمى توأم با عمل، و پارسایی مقرون با رفق و اقتصاد – میانه روی- روزى ساز».
-« وَ مَتّعْنِي بِهُدًى صَالِحٍ لَا أَسْتَبْدِلُ بِهِ، وَ طَرِيقَةِ حَقّ‏ٍ لَا أَزِيغُ عَنْهَا، وَ نِيّةِ رُشْدٍ لَا أَشُكّ فِيهَا،» (دعای بیستم). «و از هدايتى پر سود و گراينده به مقصود برخوردارم ساز كه روشى ديگر بجاى آن نگزينم و از طريقت حقى كه از آن منحرف نگردم و از نيت صوابى كه در آن شك نكنم».
-«وَ اجْعَلْ لِي يَداً عَلَى مَنْ ظَلَمَنِي، وَ لِسَاناً عَلَى مَنْ خَاصَمَنِي، وَ ظَفَراً بِمَنْ عَانَدَنِي» (دعای بیستم). «و مرا بر كسى كه درباره‏ ام ستم كند دستى، و بر آن كه با من مخاصمه كند زبانى، و بر آن كه عناد ورزد پيروزی قرار ده».
-«وَ هَبْ لِي مَكْراً عَلَى مَنْ كَايَدَنِي، وَ قُدْرَةً عَلَى مَنِ اضْطَهَدَنِي، وَ تَكْذِيباً لِمَنْ قَصَبَنِي، وَ سَلَامَةً مِمّنْ تَوَعّدَنِي » (دعای بیستم). «و در برابر آن كه با من مكر كند، مكرى، و بر آن كه مرا مقهور خواهد قدرتى، و بر آن كه مرا عيب كند و دشنام گويد تكذيبى، و از كسى كه مرا تهديد كند سلامتى بخش».
-«وَ وَفّقْنِي لِطَاعَةِ مَنْ سَدّدَنِي، وَ مُتَابَعَةِ مَنْ أَرْشَدَنِي» (دعای بیستم). «و به اطاعت كسى كه مرا به راه صواب آرد و پيروى كسى كه مرا ارشاد كند، موفق‏دار».
-«اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَلّنِي بِحِلْيَةِ الصّالِحِينَ، وَ أَلْبِسْنِي زِينَةَ الْمُتّقِينَ، فِي بَسْطِ الْعَدْلِ، وَ كَظْمِ الغَيْظِ، وَ إِطْفَاءِ النّائِرَةِ، وَ ضَمّ أَهْلِ الْفُرْقَةِ، وَ إِصْلَاحِ ذَاتِ الْبَيْنِ، وَ إِفْشَاءِ الْعَارِفَةِ، وَ سَتْرِ الْعَائِبَةِ، وَ لِينِ الْعَرِيكَةِ، وَ خَفْضِ الْجَنَاحِ، وَ حُسْنِ السّيرَةِ، وَ سُكُونِ الرّيحِ، وَ طِيبِ الْمُخَالَقَةِ، وَ السّبْقِ إِلَى الْفَضِيلَةِ، وَ إِيثَارِ التّفَضّلِ، وَ تَرْكِ التّعْيِيرِ، وَ الْإِفْضَالِ عَلَى غَيْرِ الْمُسْتَحِقّ» (دعاء بیستم). «خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا به زيور صالحين بياراى، در گستردن داد و فرو خوردن خشم، و خاموش كردن آتش فتنه و خصومت و جمع آورى پراكندگان و اصلاح ميان مردمان و فاش كردن نيكي هاى اهل ايمان و پوشاندن عيب ايشان و نرم خوئى و فروتنى و خوش رفتارى و سنگينى و وقار و حسن معاشرت و سبقت جستن به فضيلت و برگزيدن انعام و تفضل و فرو گذاشتن سرزنش و خرده‏گيرى و ترك احسان درباره نااهل در همگى اين صفات به خلعت زيباى پرهيزگاران بپوش».
عبارت «أَلْبِسْنِي زیننة المتقين في» از تمامی صفاتی که ذکر شده، حذف شده است ودر واقع در جملات مکرر، فقط مجرور به حرف جر، باقی مانده و فعل و فاعل و مفعول اول و دوم و حرف جر، به قرینه حذف شده، چون اولاً محذوف به قرینه مشخص است، ثانیاً خواسته های امام (ع) با احساس و عاطفه و استرحام خاص با ایجاز و تکرار ذکر می گردد و بزرگ ترین خواسته ها در عباراتی کوتاه بیان می شود.
-«اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ، وَ أَبْدِلْنِي مِنْ بِغْضَةِ أَهْلِ الشّنَآنِ الْمَحَبّةَ، وَ مِنْ حَسَدِ أَهْلِ الْبَغْيِ الْمَوَدّةَ، وَ مِنْ ظِنّةِ أَهْلِ الصّلَاحِ الثّقَةَ، وَ مِنْ عَدَاوَةِ الْأَدْنَيْنَ الْوَلَايَةَ،
 وَ مِنْ عُقُوقِ ذَوِي الْأَرْحَامِ الْمَبَرّةَ، وَ مِنْ خِذْلَانِ الْأَقْرَبِينَ النّصْرَةَ، وَ مِنْ حُبّ الْمُدَارِينَ تَصْحِيحَ الْمِقَةِ، وَ مِنْ رَدّ الْمُلَابِسِينَ كَرَمَ الْعِشْرَةِ، وَ مِنْ مَرَارَةِ خَوْفِ الظّالِمِينَ حَلَاوَةَ الْأَمَنَةِ» (دعاء بیستم). «بر محمد و آل محمد رحمت فرست و شدت كينه، كينه توزان را در باره من به محبت، و حسد متعديان را به مودت، و بدگمانى اهل صلاح را به اعتماد، و دشمنى نزديكان را به دوستى، و بدرفتارى خويشان را به نيكوئى و بى‏اعتنائى اقربا را به نصرت، و دوستى مجامله كاران را به دوستى حقيقى و اهانت مصاحبان را به حسن عشرت، و تلخى ترس از ستمكاران را به شيرينى امنيت مبدل ساز».
فعل «أَبْدِلْنِي» از جمله های دوم به بعد حذف شده است و جمله های کوتاه بدون فعل، شتاب سخن – یعنی انتقال از یک صفت به صفت دیگر- را زیاد کرده اند وقتی شتاب سخن زیاد شود، اندیشه نیز سرعت گرفته و زودتر به مخاطب منتقل می شود و این یک فرا هنجاری نحوی است که امام (ع) با آن به سبک خویش تازگی بخشیده اند.
حذف فعل، یک فرا هنجاری نحوی محسوب می شود زیرا فعل جزء ارکان اصلی جمله یعنی مسند است و حذف آن به نوعی خروج از زبان معیار می باشد. علت حذف فعل های امر که جنبه دعایی دارند، می تواند ظاهر امری آن ها باشد؛ شاید امام (ع) نمی خواستند فعل های امری را تکرار کنند و به جملات خویش جنبه امری و خطابی بدهند؛ بنابر این تا حدّ ممکن از فعل- های امر کاسته اند تا کلامشان در پیشگاه الهی خاضع تر باشد. از اهداف دیگر حذف فعل در این دعا ها، اختصار و دوری از عبث است، که بیش ترین بسامد را دارد.
1-4-2 حذف جمله جواب شرط:
«هر نوع نظمی از یک گروه واژه ها، حامل معنایی متفاوت است؛ یعنی تغییر نظم واژگان، کاربرد های معنایی کاملاً متفاوتی را به بار می آورد. هر واژه ای که از جایگاه نحوی خود به جای دیگری در جمله منتقل شود موقعیت معنایی اش ارتقاء یا تنزل پیدا می کند» (فتوحی، 1392: 272). جمله جواب شرط به قرینه ذکر آن در جمله ای که مقدم شده است، حذف شده و این کار موجب تأکید دوباره در جمله های امام (ع) شده است. یعنی مثلاً جمله «اللّهُمّ أَنْتَ عُدّتِي» یک بار قبل از «إِنْ حَزِنْتُ» در لفظ و بار دیگر بعد از «إِنْ حَزِنْتُ» در معنا تکرار می شود.
-«اللّهُمّ أَنْتَ عُدّتِي إِنْ حَزِنْتُ، وَ أَنْتَ مُنْتَجَعِي إِنْ حُرِمْتُ، وَ بِكَ اسْتِغَاثَتِي إِنْ كَرِثْتُ» (دعاء بیستم). «خدایا چون غمگین شوم، تو همه چیز منی، و چون محروم گردم، امید و آرزویم تویی، و چون مصیبتی به من رو کند، به در گاه تو زاری می کنم» (رضایی،1390: 124).
در این جملات با تقدیم جمله جواب شرط بر خود شرط، اهمیت بیش تری به جواب شرط داده اند و این کار، در جمله جواب شرط با استفاده از تقدیم ضمیر مخاطب «أنت» و یا جار به اضافه ضمیر متصل مخاطب «کاف» انجام شده است. یعنی تنها کسی که در همه حال می- شود از او کمک خواست، خداوند متعال است. و از سویی دیگر وزن و آهنگ خاصی را در یک بند به وجود آورده اند که آخر همه فاصله ها به «تُ» یعنی ضمیر متکلم در ماضی ختم می شود.
1-4-2-1 حذف حرف شرط:
-«يَا إِلَهِي لَوْ بَكَيْتُ إِلَيْكَ حَتّى تَسْقُطَ أَشْفَارُ عَيْنَيّ، وَ انْتَحَبْتُ حَتّى يَنْقَطِعَ صَوْتِي، وَ قُمْتُ لَكَ حَتّى تَتَنَشّرَ قَدَمَايَ، وَ رَكَعْتُ لَكَ حَتّى يَنْخَلِعَ صُلْبِي، وَ سَجَدْتُ لَكَ حَتّى تَتَفَقّأَ حَدَقَتَايَ، وَ أَكَلْتُ تُرَابَ الْأَرْضِ طُولَ عُمُرِي، وَ شَرِبْتُ مَاءَ الرّمَادِ آخِرَ دَهْرِي، وَ ذَكَرْتُكَ فِي خِلَالِ ذَلِكَ حَتّى يَكِلّ لِسَانِي، ثُمّ لَمْ أَرْفَعْ طَرْفِي إِلَى آفَاقِ السّمَاءِ اسْتِحْيَاءً مِنْكَ مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذَلِكَ مَحْوَ سَيّئَةٍ وَاحِدَةٍ مِنْ سَيّئَاتِي. وَ إِنْ كُنْتَ تَغْفِرُ لِي حِينَ أَسْتَوْجِبُ مَغْفِرَتَكَ، وَ تَعْفُو عَنّي حِينَ أَسْتَحِقّ عَفْوَكَ فَإِنّ ذَلِكَ غَيْرُ وَاجِبٍ لِي بِاسْتِحْقَاقٍ، وَ لَا أَنَا أَهْلٌ لَهُ بِاسْتِيجَابٍ، إِذْ كَانَ جَزَائِي مِنْكَ فِي أَوّلِ مَا عَصَيْتُكَ النّارَ، فَإِنْ تُعَذّبْنِي فَأَنْتَ غَيْرُ ظَالِمٍ لِي» (دعای شانزدهم). «اگر چندان در برابر تو بگريم كه پلك هاى هر دو چشمم بيفتد، و اگر چندان صدا به گريه بلند كنم كه صوتم قطع شود، و اگر چندان برايت بپا ايستم كه هر دو پايم آماس كند، و آن قدر برايت ركوع كنم كه استخوان هاى پشتم از هم بپاشد. و آن قدر تو را سجده كنم كه چشم هايم از كاسه به درد آيد، و در دوره عمر خود خاك زمين بخورم و تا پايان زندگى آب خاكستر آلود بنوشم، و در اثناى اين احوال آن قدر ذكر تو را بگويم كه زبانم از كار فروماند، سپس از روى شرمندگى از تو چشمم را به آفاق آسمان نگشايم، با اين همه سزاوار محو يكى از گناهانم نخواهم بود. و اگر در آن هنگام كه مستوجب آمرزشت شوم مرا بيامرزى و در آن زمان كه مستحق عفو تو گردم از من درگذرى، پس همانا كه آن آمرزش و عفو در حق من از جهت استحقاق من لازم نيامده، و من از روى سزاوارى شايسته آن نشده‏ام، زيرا جزاى من در اولين بار كه تو را عصيان كرده‏ام جهنم بوده و به اين جهت اگر مرا عذاب فرمائى در باره من ستمكار نخواهى بود».
حرف شرط «لو» از فعل هایی که زیر آن خط کشیده شده، به هدف ایجاز، اختصار و دوری از عبث حذف شده است. حرف «إن» شرطیه نیز از فعل «تعفو» در بند دوم، به همان هدف، حذف شده است.
1-4-3 حذف فعل ناقصه:
-«حَمْداً يَكُونُ وُصْلَةً إِلَى طَاعَتِهِ وَ عَفْوِهِ، وَ سَبَباً إِلَى رِضْوَانِهِ، وَ ذَرِيعَةً إِلَى مَغْفِرَتِهِ، وَ طَرِيقاً إِلَى جَنّتِهِ، وَ خَفِيراً مِنْ نَقِمَتِهِ، وَ أَمْناً مِنْ غَضَبِهِ، وَ ظَهِيراً عَلَى طَاعَتِهِ، وَ حَاجِزاً عَنْ مَعْصِيَتِهِ، وَ عَوْناً عَلَى تَأْدِيَةِ حَقّهِ وَ وَظَائِفِهِ» (دعای اول). «سپاسى كه موجب رسيدن به طاعت و عفو او، و سبب خشنودى، و وسيله آمرزش، و راه بسوى بهشت، و پناه از انتقام، و ايمنى از خشم، و پشتيبان طاعت، و مانع از نافرمانى، و مددكار بر اداء حق و وظائف او باشد». فعل ناقصه «یکون» -با اسم آن که ضمیر مستتر هو است، که به حمداً باز می گردد- به قرینه ذکر در جمله اول، به قصد اختصار، از سایر جمله- ها، حذف شده است.
-«وَ كُنْ لِدُعَائِي مُجِيباً، وَ مِنْ نِدَائِي قَرِيباً، وَ لِتَضَرّعِي رَاحِماً، وَ لِصَوْتِي سَامِعاً» (دعای سیزدهم). «و دعاى مرا پذيرنده، و به ندايم التفات كننده و به زاريم رحم آورنده، و صوتم را شنونده باش». فعل امر ناقصه «کن» نیز، از جمله های بعد به هدف ذکر در جمله اول، حذف شده است. امام (ع) خواسته اند تا کاربرد فعل های امری را کم کنند تا سبک جملاتشان علاوه بر حمل غرض بلاغی اختصار، در محضر الهی خاضعانه تر باشد.
1-4-4 حذف مبتدا یا مسند إلیه:
-«أنی أشهد أنک انت الله الذی لا اله إلا انت، قائم بالقسط، عدل فی الحکم، رووف بالعباد، مالک الملک، رحیم بالخلق» (دعای ششم). «من شهادت می دهم تو آن خدایی هستی که جز او خدایی نیست؛ به پا دارنده عدالت، در داوری دادگر، بر بندگان مهربان، فرمانروای جهان و دلسوز همه آفریدگان هستی» (رضایی، 1390: 63). «انت» که مبتدا است از جمله دوم به بعد به قرینه جمله اول حذف شده است. این حذف، موجب اختصار و اتصال جملات کوتاه، به هم شده است.
1-4-5 حذف إنّ –از حروف مشبهه- به همراه اسم آن:
-«إِنّكَ رَحِيمٌ بِمَنْ دَعَاكَ، وَ مُسْتَجِيبٌ لِمَنْ نَادَاكَ» (دعای یازدهم). «تو نسبت به هر كه تو را بخواند مهربانى و در باره هر كه تو را ندا دهد اجابت كننده‏اى».
-«إِنّكَ الْمُتَفَضّلُ بِالْإِحْسَانِ، الْمُتَطَوّلُ بِالِامْتِنَانِ، الْوَهّابُ الْكَرِيمُ، ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ» (دعای پانزدهم). «زيرا توئى كه بى‏شرط استحقاق، احسان مى‏كنى. و بدون سابقه، نعمت عظيم مى‏بخشى و توئى بخشايشگر كريم و صاحب عظمت و تكريم». حذف «إنّک» در جملات بالا، به مختصر شدن

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره صحیفه سجادیه، ارتباط معنایی، موسیقی کلام، زمان پیامبر Next Entries منبع پایان نامه درباره زمان گذشته، حضرت محمد (ص)، پیامبر (ص)، فعل مضارع