منبع پایان نامه درباره فرایند کیفری، عدالت کیفری، تحقیقات مقدماتی، نظام عدالت کیفری

دانلود پایان نامه ارشد

در كلانتريها و پاسگاهها براي انجام اين وظيفه تأكيد داشتند. مانند نحوه قتل به بزهديدگان يا بستگان او بگويد آنان ميتوانند پليس را در ساختن فرضيه و شناسايي مظنونان و متهمان كمك كنند
14- در جرم سرقت ، اگر پليس شگردهاي سرقت را توضيح دهد و از بزهديده اطلاعاتي را اخذ كند ، با توجه به شگردهاي بزهكاران و شگردي كه در آن سرقت به كار رفته است ، شناسايي متهم سهلتر صورت ميگيرد
15- آگاه كردن بزهديده از روند پرونده و اقدامات انجام شده و نيز مراحل بعدي كار ، تا بزهديده اميدوار شده و اگر هم گاهي كار طول ميكشد ، از علت آن مطلع شود. مثلاً اگر به او ميگويند برو دو روز ديگر بيا ، بداند كه به دليل اخذ نظر كارشناس نياز به دو روز وقت است و بيجهت منتظر گذاشته نشده است
16- ارائه اطلاعات لازم در مورد نحوه جبران خسارتهاي ناشي از جرم و امكانات بيمهاي

گفتار اول: ارائه اطلاعات ضروری به بزهدیده
اطلاعرساني درباره روند تحقيقات جنبه ديگري از آگاهسازي بزهديدگان است كه در صورت درخواست بزهديده بايد انجام شود ، مگر آنكه روند تحقيقات را با خطر يا مشكلي روبهرو سازد كه در اين صورت بايد از انجام آن پرهيز كرد. همين موضوع درباره اطلاعرساني در مورد پيگرد متهم نيز درست است كه آگاهسازي بزهديدگان از اتهام يا اتهامهاي وارد بر متهم ، تاريخ و مكان رسيدگي به اتهامهاي متهم و مانند آن را در برميگيرد. اطلاعرساني درباره فرآيند دادرسي و نقش گواهان و بزهديده گواه نيز ، جنبه ديگري از آگاهسازي بزهديدگان است كه بر پايه آن ، گواهان و بزهديدگاني كه در مقام گواه هستند ، بايد اطلاعاتي كامل ، روشن و بهموقع درباره نقش يك گواه و آنچه از او انتظار ميرود دريافت كنند49. در مورد افرادي كه براي بار اول بزهديده واقع شدهاند و از اين نظر تجربه كافي در مورد بزهديدگي ندارند ، نقش پليس مضاعف خواهد بود. راهنماييهاي لازم در خصوص نحوه جمعآوري دلايل ، مانند مراجعه به پزشكي قانوني در مورد آسيبهاي جسماني ، تنظيم شكايت كيفري و اخذ دستور از مقام قضايي ، حفظ و جمعآوري دلايل ارتكاب جرم ، معرفي شهود و نظاير اينها ، اهم مواردي است كه پليس بلافاصله پس از مواجه با بزهديده بايد براي وي توضيح دهد.
بند اول: اطلاعات در مورد مجرم
آگاهسازي يا اطلاع رساني در مورد مجرم يكي از آشكارترين حقوق بزهديده و يكي از مهمترين راههاي پاسخگويي به نيازهاي وي است. با توجه به گوناگوني مرحلههاي فرآيند جنايي و نقش و جايگاه حساس بزهديده در آن ، اين آگاهسازي جنبههاي گوناگوني به خود ميگيرد به گونهاي كه ميتوان از اطلاع رساني به بزهديدگان دربارة نقش و قلمرو خود موقعيت بزهكار ، زمانبندي و روند رسيدگيها و وضعيت پروندههاي خود به ويژه در مورد جرمهاي شديد و زماني كه چنين اطلاعاتي را درخواست كرده باشند سخن گفت. بزهديده حق دارد كه در نخستين فرصت از خدمات و راههاي موجود جبران آثار بزهديدگي خود آگاه شوند. زيرا در اين صورت ميتوانند امكانات موجود براي احقاق حق و جبران را بهتر برآورد و گزينش كنند. اين آگاه سازي درباره بزهديدگان خاص اهميت بيشتري مييابد زيرا بايد با شرايط ويژه آنان سازگار باشد. اطلاع رساني در مورد مجرم و روند تحقيقات جنايي از خواستههای بزهديدگان است كه در صورت درخواست بزهديده بايد انجام شود ، مگر آنكه روند تحقيقات را با خطر يا مشكلي رو به رو سازد كه در اين صورت بايد از انجام آن پرهيز كرد.
بند دوم: اطلاعات در مورد بزهدیدگان مشابه
یکی از مهمترین راههای تعامل پلیس با بزهدیده دادن اطلاعاتی در مورد بزهدیدگان مشابه است در این فرایند پلیس می تواند نوع بزه وارده را بررسی و اطلاعاتی را در اختیار بزهدیدگان قرار دهد تا راحت تر بتواند پرونده خود را پیگیری و به حق خود برسند.
بند سوم: سایر اطلاعات مربوط به پرونده
حق دسترسي به پرونده از ديگر حقوق بزهديده است. پليس و مقامات قضايي معمولاً در فرآيند عدالت كيفري بزهديده را در جريان پرونده قرار نميدهند و بزهديده حق دسترسي به پرونده و آگاهي از محتويات آن را ندارد. در حالي كه اگر بزهديده در جريان قرار گيرد ، احتمال بيشتري هست كه روش نظام عدالت را منصفانه تلقي كرده و احساس كند كه مقامات قانوني با احترام و شأن انساني با او رفتار كردهاند. در مورد امكان آگاهي بزهديده از پرونده در نزد پليس ، در مقررات ايران مطلبي نيامده است و اصولاً پليس ايران بدون دستور مقام قضايي اجازه دسترسي به پرونده را نميدهد ، ولي بر اساس ماده 73 ق.آ.د.د.ع.ا50 امكان آگاهي از محتويات پرونده در نزد پليس ، از طريق مقامات قضايي براي بزهديده وجود دارد. منظور از پرونده ، پرونده تحقیقات خدماتی میباشد چراکه حوزه فعالیت پلیس عموما در تحقیقات مقدماتی است ماده 73 قانون آیین دسترسی مصوب 1387 میگوید. بزهدیده حق دارد هنگام تحقیقات شهود خود را معرفی ، دلایل خود را اظهار نماید و از صورتجلسه تحقیقات مقدماتی که محرمانه نباشد پس از پرداخت هزینه رونوشت بگیرد.
گفتار دوم: برخورداری از اطلاعات و آموزش همگانی
نهادهاي رسمي به ويژه همة دست اندركاران نظام عدالت جنايي و نيز ديگر نهادهاي اجتماعي ، مانند آموزش و پرورش بايد با رسانهها و روشهاي تبليغاتي ، آگهيهاي تلويزيوني ، بروشورها ، شيوههاي آموزش مناسب ، آموزش همگاني به بزهديدگان را پوشش دهند. هدف اين آموزشها عبارت است از افزايش آگاهي عمومي ، تلقي شهروندان به منزلة بزهديده احتمالي ، ايجاد حس مسئوليت ، مرتبط كردن مردم با نهادهاي كنترل جرم ، وكمك به ايجاد تحول در چگونگي تفكر و عملكرد افراد و نهادهاي درگير در موضوع پلیس هدفهای مشابهي را دنبال ميكند و اغلب حمايتهاي تخصصي ارائه ميدهد و با تشويق ساكنان و گروههاي خودياري شهروندان براي تدوين طرحهاي پيشگيري از جرم به آنان كمك ميكند مراقبت از محلهها و مراقبت از آپارتمانها مانند آگاهيهاي آنان را در مورد جرم افزايش ميدهد و ميان آنان و مقامهاي دولتي ارتباط نزديكتري برقرار ميسازد. به عبارت ديگر ، آموزش درست و مناسب نه تنها تواناييهاي دست اندركاران درگير با مسائل بزهديدگان را بالا ميبرد ، بلكه گسترش آن در سطح همگاني به طور غيرمستقيم در پيشگيري از بزهديدگي نيز نقش دارد. از اينرو ، آموزش همگاني را ميتوان يكي از ابزارهاي مهم يك پيشگيري اجتماعي بزهديده مدار دانست كه نقش نهادهاي جامعه مدني در آن در كنار سازمانهاي رسمي ودولتي بسيار پر رنگ است. بنابراين كمكرساني و موفقيت اين برنامهها در گرو دستيابي به يك سیاست منسجم كه خود نيازمند همكاري ، هماهنگي و تعامل نهادهاي رسمي و غيررسمي ، به ويژه مشاركت نظام عدالت جنايي از جمله پليس و ظرفيتهاي موجود جامعه مدني است.
مبحث دوم: مشارکت بزهدیده در فرایند کیفری
بيگمان بزهديدگان نقش مهمي در به حركت در آوردن چرخهاي فرآيند عدالت کیفری دارند. بدون مشاركت بزهديده اين چرخها از حركت باز ميايستد. كم و بيش در همه نظامهاي حقوقي شمار گستردهاي از پروندهها به دنبال گزارشهاي بزهديدگان و نه به ابتكار پليس ، تشكيل ميشوند. اين موضوع براي نمونه در انگلستان بسيار نمود دارد كه در آن نقش بزهديده در فرآيند عدالت کیفری به طور عمده به گزارش جرم روي داده يا گردآوري و ارايه دليل و مدرك مربوط به آن محدود است. نقش چشمگير بزهديده در چنين نظامهايي با اين واقعيت پيوند ميخورد كه بيشتر جرمها از رهگذر بزهديده به اطلاع پليس ميرسد تا از رهگذر عمليات شناسايي يا گشت زني پليس ، وانگهي پژوهشها نشان داده كه خيلي از جرمها بر پايه اطلاعات به دست آمده از بزهديدگان حل و فصل ميشوند تا به كمك يا سرپرستي كارآگاهان و مأموران پليس همة بزهديدگان به نظام عدالت دسترسي داشته باشند. نتايج پارهاي از مطالعات نشان ميدهد كه يكي از علتهاي نارضايتي بزهديدگان از نظام عدالت کیفری به روشهاي رسيدگي و چگونگي عملكرد اين نظام ، به ويژه مشاركت نداشتن آنان در فرآيند عدالت و تصميم گيريها مربوط است. امكان مشاركت بزهديده در تصميم گيري درباره پرونده بحثهاي فراواني را در بسياري از نظامهاي حقوقي موجب شده است. هر چند اهميت و درستي مشاركت كامل بزهديده در رسيدگيهاي سنتي و ميانجيگري ، سازش و رسيدگيهاي مدني به گونهاي گسترده شناخته شده در بسياري از نظامهاي حقوقي اين وضعيت در مورد رسيدگيهاي كيفري متفاوت است. در اين نظامهاي حقوقي ، رسيدگي كيفري را حكومت عليه متهم انجام داده و مداخله بزهديده در چنين رسيدگيهايي به دلايلي چند غيرمنصفانه انگاشته ميشود. در نظام كيفري اسلام نيز عمدتاً تعقيب و كيفر مجرم آن با دولت اسلامي است. در عين حال ، اين صلاحيت مطلق نبوده و درخصوص جرايمي كه حيثيت خصوصي آنها غالب است ، ابتكار عمل در تعقيب مجرم و مطالبه كيفر او از مرجع عمومي به قرباني داده شده است. در اين جرايم قرباني حق دارد ، دعواي كيفري را راه بيندازد يا از تعقيب مجرم صرف نظر كند ، پس از تعقيب از او در گذرد يا با او مصالحه كند يا مجازات قانوني او را از مراجع قضايي درخواست نمايد51. قانون مجازات اسلامي نيز مقرر ميدارد جرايم حق الناسي جز با شكايت شاكي خصوصي تعقيب نميشود و در صورتي كه شاكي خصوصي گذشت نمايد ، دادگاه ميتواند در مجازات مرتكب تخفيف دهد يا با رعايت موازين شرعي از تعقيب مجرم صرف نظر كند.
گفتار اول: مفهوم مشارکت بزهدیده در فرایند کیفری
مفهوم مشارکت در فرایند کیفری توسط بزهدیده که یکی از مهمترین خواستههای آنان از پلیس است این است که بزهدیده در جریان روند پرونده کیفری خود قرار داشته باشد و از نزدیک بتواند نحوه دادرسی را پیگیری نماید. فرایند دادرسى در دیوان کیفرى بینالمللى از چهار مرحلهى تحقیقات ابتدایى52 پیش از محاکمه53 ، محاکمه54 و تجدید نظر55 تشکیل شده است. ساز و کارهاى حقوقى پیشبینی شده در مقررات دیوان با تأکید بر اساسنامهى رم56 و آیین دادرسى و ادله57 نیز گاه در تمامى مراحل دادرسى قابل اعمال است ، و گاه به یک مرحله اختصاص دارد. به بیان دیگر بزهدیده در برخی از مراحل رسیدگی دیوان ، به تناسب همان مرحله ، از حقوقی ویژه بهرهمند است. دو مرحله از مراحل چهارگانهى فرایند رسیدگی کیفرى در دیوان ، حقوق ویژهاى را براى بزهدیدگان به همراه دارند. بزهدیده در مرحلهى محاکمه و همچنین در مرحلهى تجدیدنظر از حقوقی برخوردار است که مشارکت58 او را در دادرسی تکمیل مینماید. هرچند تلاشهاى بینالمللى براي بهبود وضعیت بزهدیدگان با اعلامیهى 1985 به ثمر نشست. براى نخستین بار در تاریخ بشریت ، دادگاه کیفرى بینالمللى با پذیرش مشارکت بزهدیده در فرایند دادرسى کیفرى ، گامى اساسى در مسیر احقاق حقوق بزهدیدگان برداشت. لیکن ، از آنجا که بهرهگیرى از یک حق در گرو آگاهى فرد نسبت به آن است ، اطلاعرسانى به بزهدیدگان در درجهى نخست اهمیت قرار دارد. بهرهگیرى از حق مشارکت در دادرسى از طریق نمایندگان قانونى امکانپذیر میشود. نهادهاى مختلفى در دیوان ایجاد شدهاند تا قربانیان را در دسترسى به عدالت یارى رسانند.
گفتار دوم: طرق مشارکت بزهدیده در فرآیند کیفری
آگاهی بزهدیده از حقوق خویش ، روند رسیدگی به پرونده ،م سائل حقوق و مراحل و اقدامات دیگری که در انتظار آنهاست نه تنها از حقوق ، نیازها و خواسته های بزهدیدگان است بلکه بی آگاهی از این مسائل و با رعایت توصیه ها می توان در فرایند کیفری و رسیدن بهتر به حقوق خود و موارد هر چند ناچیز و خسارات خویش دست یابد جمع بندی پرونده و تکیمل آن باعث کاهش آسیبهای ناشی از بزهدیدگی و حمایت از بزهدیدگا میشود همانطور که بزه دیده از پلیس انتظاراتی دارد پلیس نیز از بزهدیده در مشارکت فرایند کیفری انتظاراتی دارد که باید برآورده گردد. بزهدیده نقش مهمی در فرآیند کیفری و رسیدن حقوق خود دارد و تا مشارکت بزهدیده نباشد این حق احقاق نخواهد شد و از راههای مختلفی میتواند در این فرآیند نقش مهمی ایفاد نمایند که در ذیل راههای مشارکت بزهدیده در فرایندکیفری ارائه می گردد:
1-پیگیری پرونده
2-رعایت توصیههای پلیس
3-همکاری با پلیس برای حضور به موقع در کلانتری یا پاسگاه
4-اعلام کردن یا نشان دادن محل دقیق ارتکاب جرم
5-ارائه آدرس دقیق به

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره فرایند کیفری، سازمان ملل، حقوق انسان، ارباب رجوع Next Entries منبع پایان نامه درباره حقوق انسان، سازمان ملل متحد، نیروی انسانی، سازمان ملل