منبع پایان نامه درباره فرایند کیفری، سازمان ملل، حقوق انسان، ارباب رجوع

دانلود پایان نامه ارشد

گزارش و اجرای دستورات مقامات قضایی
اين اقدامات شامل تكميل كردن پرونده، تنظيم گزارش نهايي، ابلاغ اوراق قضايي و اجراي تصميمات قضايي است كه به آنها ميپردازيم.
بند اول: تکمیل پرونده وتنظیم گزارش نهایی
آخرين مرحله تحقيقات مقدماتي ، تكميل پرونده و تنظيم گزارش نهايي است. پس از اين كه جرم كشف شد و آثار و دلايل جرم جمعآوري شد و بعد از انجام بازجويي ، معاينه محل ، دستگيري متهم و تحقيقات محلي نوبت به تنظيم گزارش نهايي ميرسد. گزارش نهايي خلاصه و چكيده كليه اقدامات انجام شده در خصوص جرم است. علاوه بر آن پليس بايد نسبت به حفظ و نگهداري آلات ، ادله و مدارك جرم دقت لازم را به عمل آورد. در تنظيم گزارش نهايي و ارسال آن به مقام قضايي ، موارد ذيل بايد مورد توجه پليس قرار گيرد تا حمايت لازم از بزهديده صورت گيرد
1- گزارش دقيق ، جامع و مانع بوده و خلاصه همه اقدامات انجام شده در آن قيد شود
2- تعداد صفحات پرونده و پيوستهاي آن در گزارش نهايي ذكر شود
3- به درخواستهاي بزه ديده يا بستگان او در جهت تكميل هرچه بهتر و دقيقتر پرونده ، مانند افزودن اسناد و مدارك يا ذكر توضيحات ارائه شده از سوي او توجه كافي شود تا حقوق نام برده به شكل صحيحي استيفا شود
4- به هنگام ارسال پرونده و بدرقه متهم به مرجع قضايي ، مراقبتهاي لازم در جهت حفظ پرونده و جلوگيري از فرار متهم صورت پذيرد
5- پرونده به موقع به مرجع قضايي ارسال شود
6- در قبال تحويل پرونده و نيز اشيا و مدارك پيوست آن به مرجع قضايي ، با ذكر مشخصات دقيق ، رسيد اخذ شود به منظور جلوگيري از اطاله دادرسي و بالا بردن صحت و دقت تنظيم پروندهها در 30/8/1385 كلانتريها و حوزههاي انتظامي از سوي رئيس قوه قضائيه در تاريخ دستورالعملي تصويب و ابلاغ شده است كه برخي از بندهاي آن عبارت است از:
– در جهت كاهش اطاله دادرسي و تكريم ارباب رجوع و ممانعت از مراجعات غير ضرور آنان ، حوزههاي انتظامي موظفند در تكميل پروندهها و اجراي دستورات مقام قضايي ، نهايت دقت را به عمل آورند و در مواردي كه ابهام وجود دارد ، سريعاً موضوع را به مقام قضايي مربوطه اعلام كنند تا راهكاري عملي انديشيده شود و از توقف بيمورد پرونده در كلانتري يا حوزه انتظامي خودداري شود
– پروندههاي مربوط به تصادفات رانندگي بايد بدون فوت وقت و در حداقل زمان ممكن پس از اعلام نظر افسر كاردان فني ، با تنظيم كروكي لازم و اظهارنظر صريح و شفاف شامل: علت تصادف و تعيين مقصر و گواهي پزشكي قانوني تكميل و به دادسرا ارسال و از ارسال پروندههاي ناقص خودداري شود
– در كليه پروندهها به ويژه پروندههاي مهم از قبيل قتل ، آدمربايي و… ضمن تشريح ماوقع ، آلات جرم ، مواد مكشوفه ، مستندات و دلايل جرم را ضميمه پرونده كنند و از نگهداري آلات جرم در حوزههاي انتظامي به شدت پرهيز كنند
– آمار دقيق پروندههاي مختومه ، در دست بررسي و ارسال ، به صورت ماهانه تنظيم و به دادسرا ارسال شود
– ارسال پرونده به دادسرا بايد در ابتداي وقت اداري و با برنامهريزي و به صورت منظم صورت پذيرد و از ارسال بدون ضابطه پروندهها خودداري شود
– گزارش نهايي بايد به صورت كامل و مستند به دستورات قضايي باشد و فرم مربوط به چك ليست تحقيقات اوليه مراجع انتظامي به شرح پيوست با اهتمام و دقت كافي تكميل شود و از ارسال پرونده ، بدون تكميل كردن فرم مزبور خودداري شود46
بند دوم: ابلاغ و اجرای تصمیمات قضایی
يكي ديگر از وظايف پليس بهعنوان ضابط دادگستري ابلاغ اوراق قضايي است. محاكم قضايي هنگامي ميتوانند با سرعت ، دقت و عادلانه به مسائل قضايي مردم رسيدگي كنند كه ابزار مطمئن و مناسبي براي ابلاغ اوراق قضايي داشته باشند. در اينجاست كه باز هم نقش مهم پليس بهعنوان ضابط قضايي در حمايت از حقوق بزهديده به خوبي نمايان ميشود. اگر مأموران پليس براي ابلاغ اوراق قضايي اعم از اظهارنامه ، اخطاريه ، احضاريه و برگ جلب از دانش ، تجربه و كارآيي لازم برخوردار باشند ، ابلاغ اوراق قضايي در مراحل مختلف دادرسي به درستي انجام و از ضايع شدن حقوق بزهديده جلوگيري ميشود. ابلاغ اوراق قضايي هرچند در ظاهر امر سادهاي به نظر ميرسد ، ولي با تمام سادگي ، نقش بسيار مهمي را در تصميمگيري قاضي دادگاه و اجراي تصميم وي ايفا ميكند. حركت چرخهی دادرسي منوط به ابلاغ صحيح و سريع اوراق قضايي است و با مختل شدن آن دادرسي به جريان نميافتد و يا حركتش كند ميشود. مسئله اجراي تصميمات قضايي توسط ضابطان از جمله پليس نيز به سهم خود در امر قضاوت و حل و فصل خصومت و دفاع از حقوق بزهديده ، نقش مهم و تعيين كنندهاي دارد. منظور از اجراي تصميمات قضايي ، به كار بستن تصميمات قضايي اعم از قرارها و احكام دادگاهها است. پليس در فرآيند دادرسي با اجراي صحيح و سريع قرارهاي صادره از سوي مقامات قضايي ، نقش بسيار مهمي در حمايت از بزهديده دارد. همچنين حلاوت و شيريني يك حكم زماني براي بزهديده و بستگان او چشيده و درك ميشود كه حكم صادر شده از دادگاه به نحو صحيح و با سرعت لازم توسط ضابطان از جمله پليس به اجرا دربيايد.
بند سوم: استرداد اشیاء و اموال بزهدیده
در بسياري از موارد ، پليس اموال بزهديدگان مانند اموال به سرقت رفته ، لباس لكهدار را بهمنزله دليل نزد خود نگه ميدارد ولي نيازهاي موجود در خصوص دلايل را اغلب ميتوان از رهگذر گرفتن عكسهايي از دلايل يا آماده كردن گواهي با قيد سوگند از سوي مأمور تحقيق برآورده كرد. همچنين ميتوان تدبير ديگري را براي تضمين اين مسئله كه اموال مربوط هرچه زودتر به مالك آن برگردانده شود اتخاذ كرد. در برخي از نظامهاي حقوقي ، در قانون به اين حق تصريح شده است. براي نمونه در تركيه اين الزام قانوني وجود دارد كه هر زمان تحقيقات تكميل شد يا حتي در موارد ضرورت زودتر از آن ، هرگونه شيي كه به طور غيرقانوني از بزهديده امانت ، مسروقه يا توقيف شده به طور خودكار به بزهديده بازگردانده ميشود مگر آن كه يكي از طرفهاي رسيدگي به اين امر اعتراض كند47.
بايد آيين نامههايي تدوين شود كه اعاده كامل اموال بزهديدگان ، كه به عنوان مدارك و دلايل عيني نيازي به آنها نيست ميسر شود. در ماده 10 ق.م.ا و نيز ماده 111 ق.آ.د.ع.ا.ك مصوب 1378 بر تعيين تكليف اموال يا اشياي مكشوفه كه دليل يا وسيله جرم بوده و يا از جرم تحصيل شده يا حين ارتكاب ، استعمال و يا براي استعمال تخصيص داده شده ، تأكيد كردهاند و اين امر را بر عهده دادگاه ، بازپرس و يا دادستان قرار دادهاند تا مشخص شود كه اين اموال مسترد يا ضبط يا معدوم شود.

فصل دوم : آگاهی و مشارکت بزهدیده در فرایند کیفری
مبحث اول: آگاهی از اطلاعات ضروری
بزهديده تا وقتي كه مورد بزه واقع نشده ، فارغ از حقوق بزهديدگان است ، اما بعد از وقوع جرم بزهديده شده و نيازمند يك سري حمايتها و حقوق خاص ميشود. پليس به عنوان يكي از مهمترين رابطان دستگاه عدالت كيفري با بزهديده ، بايد بتواند او را از اين حقوق مطلع سازد. امروزه در كلانتريهاي ايران واحدهاي خدمات قضايي ايجاد شده است ، ولي اين واحدها عملاً هيچگونه خدمات حقوقي قضايي را نميتواند ارائه كند. به همين دليل آموزش نيروي پليس در راستاي آگاهي از حقوق ، لازمه آگاهسازي بزهديده از حقوق خود است ، چرا كه اگر پليس از اين حقوق آگاه نباشد نميتواند آنها را انتقال دهد. آگاه سازي بزهديده ، از وظايف پليس است. اين كه بزهديده براي آگاهي از محل پرونده دائماً در راههاي بين دادسرا و كلانتري سردرگم شود ، موجب بياعتمادي بزهديده از دستگاه عدالت كيفري ميشود. بنابراين پليس بايد نهايت همكاري را انجام دهد و به تناسب پرونده و مرحله دادرسي ، بزه ديده را آگاه كند. در اين راستا اقدام شايسته پليس از بزهديدگي دومين بزهديده جلوگيري خواهد كرد چرا كه عدم آگاهي از حقوق و روند پرونده با نوعي آوارگي و بيپاسخي همراه است و اين امر بيعدالتي را در ذهن بزهديده متصور ميسازد. روندي كه امروزه در كلانتريها حاكم است ، به هيچوجه آگاهسازي از پرونده را دربرندارد و بايد مورد مداقه دستاندركاران دستگاههاي اجرايي و قضايي قرار گيرد. اين حقوق به موجب بند الف ماده 16 اعلاميه اصول اساسي عدالت براي قربانيان جرم (مصوب،1385) در مجمع عمومي سازمان ملل حق مسلّم هر بزهديده انگاشته شده است و استنباط چنين حقي از ماده 73 قانون آيين دادرسي كيفري دور از ذهن نيست48.
آگاهسازي يا اطلاعرساني يكي از آشكارترين حقوق عيني – مادي بزهديده و يكي از مهمترين راههاي پاسخگويي به نيازهاي وي است. با توجه به گوناگوني مرحلههاي فرآيند جنايي و نقش و جايگاه حساس بزهديده در آن ، اين آگاهسازي جنبههاي گوناگون به خود ميگيرد به گونهاي كه ميتوان از اطلاعرساني به بزهديدگان درباره نقش و قلمرو خود موقعيت بزهكار ، زمانبندي و روند رسيدگيها و وضعيت پروندههاي خود به ويژه در مورد جرمهاي شديد و زماني كه چنين اطلاعاتي را درخواست كرده باشند سخن گفت. اين آگاهسازي ممكن است به حقوق انساني – اخلاقي بزهديده نيز مربوط باشد. براي نمونه در زمينه حق بهرهمندي از رفتار محترمانه و بيطرفانه ، حق رعايت رازداري درباره مسائل و مشكلات بزهديدگان ، حق اعلام نارضايتي از چگونگي رفتار با آنان ، حق داشتن احساس امنيت ، حق تعيين گستره عملكرد رسانهها و مانند آن بايد اطلاعاتي كامل ، روشن و به موقع به بزهديدگان داده شود. مجموعهاي از مصاديق آگاهسازي ، ارائه مشاوره ، توصيه و هشدارهاي پليس به بزهديدگان شامل:
1- قبل از هر اقدامي ، آگاه كردن بزهديده نسبت به اين كه رسيدگي به جرم در صلاحيت كلانتري است يا پليسهاي تخصصي مانند پليس آگاهي ، پليس امنيت ، پليس مبارزه با موادمخدر و…
2- آشنا كردن بزهديدگان با حدود اختيارات و وظايف كلانتريها و پاسگاهها و يا ساير پليسهاي تخصصي كه در حال رسيدگي به پرونده او هستند
3- پليس بايد بروشورها و برگههايي را براي رسيدگي به هر يك از جرائم شامل مراحل كار ، مدارك مورد نياز ، نام مسئول مربوطه در كلانتري و… تهيه كرده و در بدو ورود بزهديدگان به كلانتريها يا پاسگاهها به آنها ارائه بدهد تا به سهولت و به سرعت بتوانند كار خود را پيش ببرند
4- راهنمايي بزهديده يا بستگان او در مورد سير مراحل پرونده و مراجع صلاحيتدار براي رسيدگي مثلاً شوراي حل اختلاف ، مرحله دادسرا ، مرحله دادگاه ، كارشناسي و…
5- آگاه سازي بزهديده يا بستگان او نسبت به اين كه آيا براي رسيدگي به جرم و يا انجام اقدامات خاصي ، نياز به دستور مقام قضايي وجود دارد يا خير
6- هشدار پليس به بزهديده و بستگانش كه از اقدامات خودسرانه و غيرمنطقي پرهيز كنند تا دچار بزهديدگي ثانوي نشده و آسيبهاي ناشي از جرم توسعه پيدا نكند
7- ارائه اطلاعات و راهنماييهاي حقوقي به بزهديده يا بستگان او از جمله حقوقي يا كيفري بودن دعوا ، مفاد مواد قانوني مربوطه ، صلاحيت ذاتي و محلي پليس ، عنوان جرم ارتكابي و مجازات آن ، ادله اثبات جرم ، حق اعتراض به نظر كارشناس و…
8- معرفي دادسراي صلاحيتدار از نظر ذاتي و محلي به بزهديدگان و بستگانشان
9- پليس از بزهديده بخواهد كه اگر مدارك و دلايل و شواهدي براي اثبات جرم دارد ، ارائه كند يا اين كه او را راهنمايي ميكند كه به دنبال چه نوع ادله و مداركي باشد
10- تهيه بروشورهايي براي بزهديدگان در جرائم مختلف و اين كه چه نكاتي را بايد رعايت كنند مثلاً در سرقت دست به چيزي نزنند ، صحنه جرم را بهم نزنند ، اگر ته سيگاري يا لكه خون يا مايعي وجود دارد ، حفظ و ارائه شود و از بين برده نشود
11- ارائه مشاوره به بزهديدگان و بستگان آنان در برنامههاي تلويزيوني و راديويي و مطبوعات
12- ارائه توصيههايي به بزهديده جهت رعايت مواردی كه موجب تسريع در كشف جرم و دستگيري مجرم ميشود مثلاً در آدمربايي چگونه پاسخ تماسهاي تلفني را بدهند ، مكالمه را چگونه طولاني كنند ، به مبلغ زيادي كه آدمرباها براي آزادي فرد ربوده شده تعيين ميكنند اعتراض نكنند و…
13- پليس نحوه ارتكاب جرم علل و انگيزههاي آن را معين كند. در مصاحبههاي حضوري محقق با بزهديدگان ، آنان و بستگانشان به ايجاد واحدي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره شهادت شهود، نظام عدالت کیفری، محل وقوع جرم، عدالت کیفری Next Entries منبع پایان نامه درباره فرایند کیفری، عدالت کیفری، تحقیقات مقدماتی، نظام عدالت کیفری