منبع پایان نامه درباره فراشناختی، باورهای فراشناختی، بیماران مبتلا، وسواس فکری

دانلود پایان نامه ارشد

عملی با بینش ضعیف 150 بیمار وسواسی و 177 آزمودنی سالم را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که بینش ضعیف با تخریب بیشتر در حل تعارض/ بازداری پاسخ ، حافظه کلامی و سیالیت ارتباط دارد. افراد با بینش ضعیف در پردازش متناسب اطلاعات متناقض، به روز کردن حافظه با اطلاعات صحیح و ارزیابی این اطلاعات صحیح برای اصلاح باورهای غیر منطقی شان دچار مشکل هستند(کشیاپ و همکاران، 2012).
د) باورهای فراشناختی در بیماران مبتلا به وسواس فکری عملی و افراد سالم
هرمان(2002) در مطالعهای توانایی بازبینی واقعیت و باورهای فراشناختی بیماران وسواسی را مورد بررسی قرار داد. نمونه این مطالعه شامل 17 بیمار مبتلا به وسواس و 17 آزمودنی سالم بود که مقیاس های پادوا، وسواس فکری_ عملی مادزلی، پرسشنامه باورهای فراشناختی و پرسشنامه مربوط به تخیل ذهنی را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که در بازبینی حقیقی واقعیت بین دو گروه تفاوت وجود نداشت در حالی که در تمام مقیاس های باورهای فراشناختی به غیر از باورهای مثبت بین دو گروه تفاوت مشاهده شد. با توجه به اطمینان کمتر بیماران وسواسی به حافظه خویش برای عمل و توانایی بازبینی واقعیت، تحلیل ها نشان داد که این اطمینان کاهش یافته به به اعمال خنثی مرتبط است.
جانک و همکاران (2003) در مطالعهای با هدف ارزیابی اهمیت نسبی فرایندهای متفاوت شناختی بیماران وسواسی، 30 نفر بیمار مبتلا به وسواس و 25 نفر از بیماران مبتلا به سایر اختلالات اضطرابی را در مقیاس بسط یافته خودآگاهی شناختی، پرسشنامه شناختوارههای مزاحم و سیاه تفسیر افکار مزاحم ، مورد مقایسه قرار داد. نتایج نشان داد نمرات مقیاس خودآگاهی شناختی، گروه بیماران وسواسی را از گروه بیماران مبتلا به سایر اختلالات اضطرابی متمایز کرده است. جانک نتیجه می گیرد که تمایل به واکنش افراطی به فرایندهای شناختی یک نفر می تواند احتمال ارزیابی های منفی ازافکار مزاحم، پرورش اهمیت افراطی در مورد باورهای افکار و شکل گیری وسواس را افزایش دهد.
ه) رابطه باورهای فراشناختی و بینش در بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی
بررسی های انجام شده نشان داد که تنها یک پژوهش ارتباط بین باورهای فراشناختی و بینش در وسواس را مورد ارزیابی قرار داده است . اونن و همکاران(2013) در مطالعه ای باورهای فراشناختی را در سه گروه افراد سالم، بیماران مبتلا به اختلال وسواسی جبری با بینش بالا و افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبری با بینش پایین مورد مقایسه قرار دادند. نمونه این پژوهش شامل 100 بیمار وسواسی و 50 آرمودنی سالم بود که با مقیاس های Y-BOCS، MCQ-30و BDI-II مور ارزیابی قرار گرفتند.نتایج نشان داد نمرات فراشناخت در گروه اختلال وسواسی جبری با بینش بالا به طور معناداری از گروه با بینش ضعیف و گروه کنترل بالاتر بود. همه نمرات خرده مقیاس های فراشناخت نیز در گروه اختلال وسواسی جبری با بینش ضعیف نسبت به گروه با بینش بالا کمتر بود(اونن و همکاران، 2013).
کوچی331 و همکاران(2012) در مطالعه ای با هدف بررسی این فرضیه که فراشناخت واره های ناکارآمد می تواند یک عامل آسیب پذیری عمومی برای اختلالات اضطرابی باشد باورهای فراشناختی 114 بیمار وسواس، 119 بیمار پانیک و 101 آزمودنی سالم را مورد بررسی قرار داد. ابزارهای مصاحبه بالینی ساختار یافته برای اختلالات محور 1و 2 بر اساس DSM-IV، Y-Y-BOCS، مقایس نشانه های مربوط به پانیک، BDI-IIو MCQ-65 در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که بیماران مبتلا به وسواس و اختلال پانیک به طور معناداری نسبت به گروه افراد سالم در دوبعد MCQ نمرات بالاتری را به خود اختصاص دادند: این دوبعد عبارت بود از باورهای منفی در مورد نگرانی مربوط به کنترل ناپذیری و خطر و همچنین باورهای مربوط به نیاز به کنترل افکار. تفاوت معناداری بین دو گروه وسواس و پانیک مشاهده نشد. در حالی که دو بعد ذکر شده رابطه مثبتی با درجه تردید پذیری در بیماران وسواس داشت، باورهای منفی درمورد نگرانی با شدت متوسط اضطراب انتظاری در بیماران پانیک رابطه مثبت نشان داد. این محققین نتیجه گرفتند که نه تنها وجود فراشناخت واره های ناکارآمد در بیماران وسواسی و پانیک یک عامل آسیب پذیری عمومی است بلکه عواملی اختصاص با جنبه های خاص اختلال وسواس و پانیک در ارتباط است که در تداوم اختلال نقش دارند(کوچی و همکاران، 2012).
2-2-2- پژوهشهای داخلی
هرچند با بررسی انجام شده هیچ پژوهشی در ایران رابطه کارکردهای اجرایی با بینش در وسواس در وسواس را مورد بررسی قرار نداده است.اما پژوهش هایی صورت گرفته که کارکرد اجرایی در بیماران مبتلا به وسواس و افراد غیر بیمار را مورد مقایسه قرار داده است. در زیر به تعدادی زا آنها اشاره می شود.
قاسم زاده و همکاران(1384) در مطالعه ای کارکردهای شناختی، نوروپسیکولوژیک و نرم نشانه های عصبی در بیماران مبتلا به وسواس را مورد بررسی قرار دادند. 21 بیمار مبتلا به وسواس توام با علایم افسردگی، 25 بیمار وسواسی بدون علایم افسرگی و 25 نفر آزمودنی سالم که از نظر سن جنس تحصیلات، وضعیت تاهل و دامنه هوشی همتا گردیده بودند با آزمون های بالینی وسواس و افسردگی(CAC،BDI-II،MOCI)، آزمونهای نوروپسیکولوژیک(BD،WMD، TOH،WCST) و آزمون های نورولوژیک(EHI، NES) مورد سنجش قرار گرفتند. یافته هانشان داد که تفاوت در بیماران مبتلا به وسواس و افراد سالم در آزمون های بالینی وسواس و نوروپسیکولوژیک معنادار بود، اما در مورد نرم نشانه های عصبی بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد. همچنین در مورد تفکیک بیماران وسواسی به دو گروه افسرده و غیر افسرده در مورد آزمون های نوروپسیکولوژیک(به جز WMS) تفاوت معنادارآماری به دست نیامد. قاسم زاده نتیجه می گیرد که گروه وسواس و گروه کنترل سالم از لحاظ مشخصات نوروپسیکولوژیک با هم تفاوت دارند و احتمالا مدارهای اوربیتو فرونتال در بروز، تداوم و یا تشدید این علایم در بیماران وسواسی دخالت دارد. اما در تعامل وسواس و افسردگی تعیین ویژگی های فوق بر اساس آزمون های بکار رفته، دشوار و نیازمند روشهای جامعتر و دقیق تری است(قاسم زاده و همکاران، 1384).
حکمتی (1390) در مطالعه ای کارکردهای اجرایی بیماران غیربالینی وسواسی بدون نشانه های افسردگی را با افراد سالم مورد مقایسه قرار داده است. او بدین منظور پس از غربالگری دانشجویان با استفاده از SCL-90، دانشجویانی را که در مقیاس وسواس نمره بالایی را دریافت کرده بودند انتخاب کرد و سپس سیاهه وسواسی اجباری مادزلی را اجرا کرد. از بین آنها 30 نفر که دراین سیاهه نمره بالاتر از نقطه برش را دریافت کرده بودند وارد مطالعه کرد. این دانشجویان در سیاهه افسردگی بک نمره کمتر از 20 را دریافت کرده بودند. همچنین 30 آزمودنی سالم که از نظر متغیرهای جمعیت شناختی همتا شده بودند، وارد مطالعه شدند. هر دو گزوه توسط آزمون های کارکرد اجرایی(آزمون مرتب سازی کارتهای ویسکانسین، استروپ و فراخنای حروف-ارقام) مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بیماران وسواسی در هر سه آزمون عملکرد ضعیف تری داشتند. بنابراین نتیجه می گیرند که بیماران وسواسی بدون نشانه های افسردگی در مولفه های بازداری، تغییر آمایه و به روزرسانی حافظه فعال کارکردهای اجرایی آسیب هایی را نشان می دهند که این نقص ها فقط در اثر افسردگی نیست(حکمتی و همکاران، 1390).
مولائی در پژوهشی با هدف سنجش کارکردهای اجرایی بیماران مبتلا به وسواس فکری عملی و اختلال اضطراب فراگیر نمونه ای متشکل از سه گروه 22 نفری از مبتلایان به اختلالات وسواس فکری عملی، اضطراب فراگیر و افراد بهنجار را با استفاده از آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین مورد مقایسه قرار داد. شرکت کنندگان آزمون های اضطراب بک، افسردگی بک و مقیاس وسواس فکری عملی ییل براون را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که بیماران وسواسی در آزمون کارت های ویسکانسین نسبت به دو گروه دیگر عملکرد ضعیف تری از خود نشان دادند. اما تفاوتی میان گروه های اضطراب فراگیر و بهنجار دیده نشد. این محقیقن نتیجه می گیرند که در اختلال وسواس فکری عملی،وجود نقائص روانشناختی منجر به عملکرد ضعیف تر این بیماران نسبت به مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر و افراد بهنجار می شود(مولائی و همکاران، 1386).
در پژوهشی قدیری و همکاران (1385) به منظور بررسی تفاوت کارکرد اجرایی بیماران وسواسی، اسکیزو فرنیا و اسکیزو-وسواسی، 20 بیمار اسکیزو-وسواسی، 20 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا، 20 بیمار وسواسی غیر افسرده و 20 فرد بهنجار را در آزمون کارکردهای اجرایی مورد مقایسه قرار دادند.نتایج نشان داد که دو گروه اسکیزو-وسواسی و اسکیزوفرنیک در کارکردهای اجرایی دچار اشکال هستند اما بیماران وسواسی غیر افسرده تفاوت معناداری با گروه بهنجار ندارند. بعلاوه گروه اسکیزو-وسواسی در مقایسه با گروه اسکیزوفرنیک دارای اشکالات شدید تری در کارکردهای اجرایی هستد. این محققین نتیجه می گیرند که تفاوتهای مشاهده شده مربوط به آسیب شناسی افزوده نبوده بلکه احتمالا مربوط به الگوی متفاوت نقائص عصب روانشناختی این بیماران بوده است(قدیری و همکاران، 1385).
همچنین علیلو و همکاران (1390) در مطالعه ای با هدف مقایسه کارکرهای اجرایی و توجه پایدار در دانشجویان دارای علایم وسواسی ، اسکیزوتایپی بالا و علایم همپوش با گروه بهنجار، 1579 نفر را مورد بررسی قرار دادند. این افراد پرسشنامه شخصیت اسکیزوتایپی و پرسشنامه بازنگری شده وسواسی اجباری را تکیل کردند. سپس در مرحله غربالگری به صورت تصادفی از بین افراد باقیمانده در هر گروه 35 نفر و در کل 140 نفر انتخا شدند و با ازمون های رنگ- واژه استروپ، دسته بندی کارت های ویسکانسین و آزمون عملکرد مداوم مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین کارکردهای اجرایی و توجه پایدار در گروه همپوش و اسکیزوتایپی بالا با گروه بهنجار تفاوت معناداری وجودداشت. اما بین گروه وسواسی اجباری و گروه بهنجار به استثنای خطای ارتکاب در آزمون عملکرد مداوم در سایر شاخص ها تفاوت معناداری وجود نداشت(علیلو و همکاران، 1390).
در مورد رابطه باوهای فراشناختی و اختلال وسواس فکری- عملی پژوهش های در ایران صورت گرفته است. اما با توجه به بررسی های انجام شده هیچ پژوهشی رابطه باورهای فراشناختی و بینش در وسواس را مورد وارسی قرار نداده است. از اینرو در اینجا به پژوش هایی اشاره می شود که باورهای فراشناختی را در بیماران وسواسی مورد برسی قرار داده است.
شاره و علیمرادی(1392) در مطالعهای ارتباط بین فعالیت سیستم های مغزی رفتاری، باورهای فراشناختی و راهبردهای کنترل فکر فراشناختی را در بیماران وسواسی مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش 80 بیمار وسواسی با پرسشنامه های وسواسی اجباری مادزلی، شخصیت گری ویلسون، باورهای فراشناخت 30 سوالی و راهبردهای کنترل فکر مورد سنجش قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که نیاز به کنترل افکار و راهبرد تنبیه خود بیشترین همبستگی را با سیستم بازداری رفتاری داشتند. خودآگاهی شناختی، باورهای مثبت در مورد نگرانی و باورهای مربوط به کنترل ناپذیری و خطر، راهبردهای تنبیه و نگرانی و سیستم بازداری رفتاری قوی ترین پیش بینی کننده های علایم سواس بودند(شاره و علیمرادی،1392).
محمد خانی و فرجاد(1388) در مطالعهای رابطه باورهای فراشناختی و راهبردهای کنترل فکر با علایم وسواسی را در جمعیت غیر بالینی مورد بررسی قرار دادند. شرکت کنندگان شامل 200 نفر از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم بوده که توسط پرسشنامه های باورهای فراشناختی، پرسشنامه کنترل فکر و پرسشنامه وسواسی اجباری مادزلی مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین باورهای فراشناختی و علایم وسواسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. خرده مقیاس های باورهای مثبت درباره نگرانی، کنترل ناپذیری و خطر و خودآگاهی شناختی قوی ترین پیش بینی کننده های علایم وسواس در جمعیت غیر بالینی می باشد. همچنین بین نمره کل راهبردهای کنترل فکر و علایم وسواسی نیز ارتباط مثبت معناداری بدست

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره وسواس فکری، وسواس فکری عملی، اختلال شخصیت، مسئولیت پذیری Next Entries منبع پایان نامه درباره فراشناختی، وسواس فکری، باورهای فراشناختی، وسواس فکری عملی