منبع پایان نامه درباره غیاث الدین، شاه عباس اول، دوره قاجاریه

دانلود پایان نامه ارشد

داشتند.»(فریه ، 1374،: 159)اوج هنر و صنعت پارچه بافی در کنار سایرهنرها و تأثیرات آن ها بر یکدیگر و همچنین مراودات فرهنگی، سیاسی واقتصادی با سایر کشورها و به خصوص اروپا باعث ایجاد تحولی بزرگ در آن گردید، لذا به واسطه ی آن تزیینات بسیاری ازخانه ها به انواع این پارچه ها اختصاص داده شد. «کاربرد تجهیزات با شکوه، آلاچیق های سلطنتی، پرده هاو تابلو‌های گران قیمت که ایران از زمان های قدیم به خاطر آن ها شهرت داشت در این زمانبه مراتب وسیع تر گشت، در حقیقت مهمترین تزیینات داخلی هر خانه منسوجات بودند علاوه بر فرش، پشتی ها، مخده ها ( که در تهیه آنها از الیاف خاصی استفاده می شد) در خانه های بزرگتر گاهی اوقات دیوار اتاق های اصلی با تابلو های پارچه ای (تاپیستری) پوشیده شده بود و بر سر در ورودی‌ها نیز غالباً پرده آویزان می کردند، در تشریفات رسمی پارچه های دست باف نقش عمده ای داشتند و بدیهی‌ترین پیشکش‎‌ها لباس‌های فاخر و پارچه‌های گران قیمت بود. به هنگام جنگ از پارچه های فاخر برای پوشش و ستام ستوران، سرپوش و پرده خیمه استفاده می کردند و جنگجویان پرچم های بزرگ با شکوه بدست می گرفتند.(تصویر21)

تصویر21- پوشه برای نگهداری اسناد،مخمل با تصویر باغ،قرن 11ه.ق(پوپ،1317،:1059)

دیوان شعری متعلق به قرن شانزدهم میلادی ، کمال هنر بافندگی این دوره است زیرا کلیه متن این کتاب مشتمل بر حروف و کلماتی است که روی آن بافته شده است این بدان مفهوم است که هر صفحه آن روی دستگاه بافندگی قرار گرفته و جداگانه بافته شده هریک از صفحات از نظر رنگ متفاوت بوده و هنر خطاطی آن نیز ارزش فوق العاده ای دارد.»(فریه ،1374،:162)
پارچه های مختلفی در این دوران بافته می شد که تنوع در رنگ و نوع آن زبان زد بوده است.«پارچه های ابریشمی، ساتن در ترکیب با بافت جناقی، (طرح های درخشان و رنگارنگ) طرح های مشبک و چهار خانه به خصوص نوعی از آن که دارای حالت ناخنی می باشد، پارچه های دو یا سه لا که گاه در هم بافته می شده، مخمل های گل برجسته با تار و پود طلا و نقره، پارچه های زربفت یک رو و دورو که عموماً برای لباس بانوان و تزیین داخلی منازل و یا به عنوان پرده برای جدا کردن فضای اتاق ها به کار می رفت، در این دوران به اوج کمال و زیبایی هنری و فنی رسید.»(پوپ-اکرمن،1387)حضور پارچه های جدید اروپایی و مراودات فرهنگی بین کشورها، درکنارذوق، سلیقه و خلاقیت هنرمندان ایرانی تنوع بسیاری در انواع پارچه ها با شکل و شمایل جدید به وجود آورد.«مناطق مهم بافت در این دوران شهرهای تبریز، اصفهان، کاشان، یزد، خراسان و ابیانه13 بودند.در اواسط این دوره شاهد نفوذ اروپاییان در پیدایش برخی پارچه های نوو همچنین جامه هایی مانند دامن چتری– ناقوسی شکل بانوان که تا بالای زانو رفته و کوتاه شده و پاهای شلوار را نمایان ساخته بود، هستیم. مینیاتور های ایران در حقیقت به صورت مجموعه‌ای از سایه‌‌ها و رنگ‌هایی است که به سادگی می توان مفاهیم آن را بر روی دستگاه بافندگی پیاده کرد، خصوصاً که ایرانیان با تبحر در رنگرزی14و وجود تونالیته های رنگی در نخ های خود مشکلی نداشتند.»(وولف،1372)
از مینیاتورها می توان شکوه و جلال و رونق پارچه های این دوران را به خوبی مشاهده نمود. تصویر انسان که از عناصر طراحی روی پارچه مربوط به دوره اشکانی بود و در دوره ی سلجوقیان بر روی پارچه ها دیده می شده تا دوران صفویه تقریباً از بین رفته بود، اما از این پس تصویر انسان به اشکال گوناگونی نظیر شخص فاتح و زندانی وی که با طنابی او را می کشد تا تحقیر کند و یا قتل برساند، به وفور بر پارچه های صفوی نقش می بندد و اکرمن در کتاب خویش به همراه پوپ می نویسد:
«به نظر می رسد که ایرانیان می خواسته اند حزن و اندوه ناشی از حمله مغولان را با تصویر صحنه‌های فتح و پیروزی کاهش دهند و این در حقیقت نوعی تقویت احساسات ملی در دوران صفویه و همچون ساسانیان با اعمال قدرت و نه با تکیه بر سحر و جادو است. مخمل پسندیده ترین پارچه ی این دوران به شمار می آید و نمونه های بی نظیری از این مخمل ها با صحنه های سرورانگیز (باغ، جوی آب و …) با هیکل های آدمی و نقوش گیاهی بر جسته بر زمینه ی از اطلس زری وجود دارد یکی از نمونه ها با شیوه ای کاملاً ایرانی به نقش محراب با اسلیمی های طوماری و با کتیبه ای به نام بافنده ی آن «مغیث» سجاده ای آویختنی است که در حقیقت نفوذ تدریجی قالی های صفوی را به نساجی سده ی یازدهم بیان می کند و یا نمونه ی دیگر که پارچه ای که سقف داخلی خیمه را تشکیل می داده و مخمل ابریشمی با نقش پرزچین بر متن اطلس نقره ای و منقوش به صحنه های شکار است.(تصویر22)

تصویر22- سقف داخلی خیمه،مخمل،منقوش به صحنه شکار(فریه،1374،:164)
پارچه های ابریشمی با حاشیه ی کتیبه در این دوران به عنوان آویز ، محراب و یا کتیبه در مساجد و برای پوشش مقابر افراد مقدس به کار می رفت این پارچه ها همه دارای تاریخ تهیه بوده و نمونه ی پوشش مرقد امام رضا(ع) (1080 ه . ق) که احتمالاً در اصفهان تولید شده از نمونه های نفیس آن به شمار می آید.
در بین تولیدات این دوره گاهی پارچه هایی با نقوش دینی ـ مسیحی(کودکی عیسی و …) نیز دیده می شود خصوصاً در زمان شاه عباس اول که حاوی علاقه وی به ارزش های پذیرفته شده دنیای مسیحیت بوده و نمونه ای از آن به یکی از شاهزادگان اروپایی (دوج ماریو گریمانیDoge Mario Grimani) به سال (1012 ه.ق) هدیه شده است. برای اولین بار نقش بانوان را نیز بر مخمل های این دوره می توان دید که با کلیجه ی کوتاه مد روز با کمر تنگ بسته، بالا تنه یخه دار و دامن بلند به تصویر کشیده شده اند.»(تصویر23)
یکی از نکات برجسته و قابل توجه در بافندگی این دوران همکاری هنرمندان شهرهای مختلف است در بافت انواع پارچه ها که به ایجاد سبک ها و مکاتب مشترک جدیدی مثل مکتب تبریز- یزد،

تصویر23- دوبانو دوطرف حوض،مخمل،عمل شفیع،قرن 11ه.ق(هریس.1372.:82)
تبریز- کاشان منجر می شود.(تصاویر 24)(پوپ ،1387، جلد پنجم)

تصویر24- پارچه ابریشمی دولا،نقش یوسف وزلیخا،خسرو و شیرین بر پشت اسب ،یوسف و زلیخا با حال نزارقرن 10ه.ق(بیکر،1385،:128)
نکته‌ی حائز اهمیت دیگر، همکاری مطلوب میان نقاش و بافنده است که حاکی از عدم برتری طلبی نقاشان بوده که معتقد به نزول الهامات غیبی بر خود نیستند و لذا در مقابل صنعتگران صادق بوده و با بافندگان تشریک مساعی می کردندکه موجب آمیختگی سالم فرهنگ و شکوفایی،موفقیت درخشان در ارائه طرح ها شد.در این دوره با طراحان مشهوری روبه رو می شویم که همه در طراحی پارچه مهارت بسیار داشته اند«اساتیدی مثل شفیع(فرزند رضا عباسی نقاش نامدار درباره شاه عباس کبیر)با سبک مخصوص گل و پرنده، مغیث، رسول، آقا محمد، استاد شاه محمد و غیاث الدین که به راستی شاهکار هایی در این زمینه خلق نموده که یکی از مشهور ترین آنها جامه ی اسکندر در موزه

تصویر25-پارچه با نقش گل،مخمل با پود طلا(زری بافی)،قرن 11ه.ق(بلوم.1317.:206)
تصویر26- پارچه با نقش گل و گلدان،قرن 11ه.ق(همان منبع،:211)
مسکو و مشابه آن در موزه ی قم می باشد و شاهکار مکتب تبریز – یزد محسوب می شود. مظفر علی، میر نقاش، میر سید علی(پسر میر نقاش)، محمد هروی و … و نام چند بانوی بافنده نظیر صالحه، بنت و … نیز برای اولین بار بر روی پارچه های این دوره به چشم می خورد، این گروه نام خود را نیز بر روی محصولات قید می کردند و نام چند نفر آنها بیش از بقیه بر روی پارچه ها به چشم می خورد مثل: غیاث (غیاث الدین)، عبدالله، حسین، شفیع و … این افراد هریک ابداعات جدیدی در طرح ها و به کار بردن نقش مایه های تصویر داشته اند که آنان را صاحب سبک و مکتب ویژه ی مخصوص به خود ساخته است.(تصویر27)»(پوپ،1387،جلد پنجم)

تصویر27- پارچه ی لمپاس،که نام غیاث بر روی کجاوه دیده می شود(بیکر،1385،:116)
در اواخر حکومت صفویه به دلایل بسیاری هنرو صنعت نساجی رو به نابودی گرایید و متولی جهت حمایت از این هنر وجود نداشت. انقلاب صنعتی در اروپا وحضور بی رویه انواع مصنوعات خارجی در ایران و عدم کنترل آن توسط افراد خبره و … باعث انحطاط و نابودی این هنردر این دوره شد. از دیگر مواردی که باعث نابودی هنر فوق در این ایام گردید می توان به موارد فوق اشاره نمود.
«متاسفانه بسیاری از نمونه های نفیس این دوره در اثر حوادثی چون رسم «جامه خانه‌ی» آخرین پادشاه صفوی (شاه سلطان حسین) مبنی بر سوزاندن جامه های شاهی هفت ساله و نشاندن جامه های نو به جای آن ها و جمع آوری تارهای طلای پارچه های زربفت برای به کارگیری دوباره ی آن ها در پارچه ها، به نابودی کشانیده شدند.»(فریه،1374،:166)
«در اواخراین دوره به طور کلی هنر در جهان اسلام رو به پستی و انحطاط گرایید و هر چه باقی ماند تقلیدی از کارهای گذشتگان و نمونه های مرده و بی جان بود که تاب برابری با اندیشه ها و هنر غرب را نداشت.»(پرایس ،1356)
2-2-4 دوره افشاریه:
پارچه بافی در دوره ی افشارمانند دیگر حکومت ها دنباله رو کار گذشتگان بوده است ولی در نهایت به شکلی رو به انحطاط بود «به طوری که جایگزینی رنگ های ملایم به جای رنگ های درخشان در ابریشم های طرح دار و مخمل و همچنین تغییرات اندک طرح ها به قدری بود که مورخان هنر و نساجی مدرن، به طور عام پارچه ها را یا به حکومت صفوی و یا قاجار نسبت داده اند ولی اکنون مشخص شدن جزییات بیشتر،امکان تاریخ گذاری دقیق تر را فراهم ساخته است.

تصویر28- پوشش مقبره کتیبه دار،قرن11ه.ق(بلوم.1317.:204)
مجموعه ایاز ابریشم های مصور ایرانی که مردانی را نشان می دهند که کلاه های سه ترکی بر سر دارند، این کلاه ها ویژه ی دوره افشاری که در واقع 4 ترکی و نادر شاه افشار مبدع این طرح بوده است که در واقع این شکل خاص نماد کنترل او بر ایران، افغانستان، هند و ترکستان بود و همچنین نشان چهار خلیفه راشدی و معرفی تسنن به عنوان مذهب اصلی ایران استفاده شد. (بیکر.1385)(تصویر28)
2-2-5 دوره قاجاریه:
سفر‌های پادشاهان قاجار به فرنگ و علاقه‌‌ی زیاد آن‌ها تأثیر به سزایی بر این هنر و صنعت داشت، «مقارن با سلطنت قاجار و درگیری ایران با وقایع سیاسی روز جهان و در نتیجه ی آن پسند روز افزون کالاهای خارجی، ورود پارچه ها و اجناس و پارچه ای ارزان قیمت از اروپا، هند و روسیه به ایران جریان گسترده تری یافت.کالاهای نخی و ابریشمی روسی و اروپایی با تولید انبوه، زوال تأسف باری را در منسوجات دست باف باعث گردید، شمار کارگاههای بزرگ ابریشم بافی هر روز کمتر شده و تنها کارگاه های کوچک و یا صنایع دستی ایلیاتی، روستایی موضع خود را تا حدودی حفظ کردند.
تولیدات این کارگاه ها(ترمه های زری و موهر، برک های با موی شترو …) نیز چنان پر هزینه و گران قیمت بود که تنها ثروتمندان و متمولین می توانستند از عهده ی هزینه ی بالای خرید و تهیه ی آن ها بر آیند،اگر چه شاهد به راه افتادن صنایعی چون ابریشم بافی کرمان ویزد و تولید پارچه های نخی در اصفهان «البته بیشتر برای مصارف داخلی» نیز هستیم و برخی از پادشاهان قاجار اقداماتی در جهت زنده شدن هنر در همه ی زمینه ها (به عنوان مثال رنسانس زود گذر فتحعلیشاه)، انجام دادند و هنوز سیاحان و توریست ها از حضور رومیزی های دست باف، شال های ترمه و کشمیر بافت کرمان و یزد، کوسن های گلدوزی شده و دیگر منسوجات گران قیمت در بازارهای ایران سخن می گفتند.»( بیکر،1385)
هنر ایران به دلیل سابقه ی بسیارپر قدرت و قوی خویش همچنان توجه بسیاری از مردم دنیا را به خود جلب می کرد و همچنان مشتریان خاص خود را داشت ولی به دلیل عدم حمایت شاهان در بخش تولید و صادرات و ورود اجناس خارجیبه آرامی رو به زوال می رفت، در مجموع می توان گفت شاهکارهای زیادی در این دوران پدید نیامد و اندک اندک شاهد نفوذ بیگانگان در همه ی زمینه های هنری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و در هم آمیختگی شیوه ی ایرانی و غربی هستیم،15 که نتایج چندان درخشانی هم به دنبال نداشت. «ولی حرکت هایی در جهت احیای

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره دوره ساسانی، آسیای مرکزی، طبیعت گرایی Next Entries منبع پایان نامه درباره عناصر فرهنگی، فرهنگ ایرانی، هنر معاصر