منبع پایان نامه درباره عناصر فرهنگی، فرهنگ ایرانی، هنر معاصر

دانلود پایان نامه ارشد

سیاست حکومت های قبل مانند افشاریه صورت گرفت، مثل پرورش کرم ابریشم که مجدداً شروع شد و به شکلی که یک بخشی از آن به خارج صادر می شد.»(همان منبع)
به طبع استفاده از نقوش و طرح های دوره های قبل بسیار طبیعی به نظر می رسد و همچنین تأثیرات آن ها غیر قابل انکار است، «نقوش در اوایل قاجار بسیار همانند نقوش صفوی بود تا جایی که اغلب بافته ها به اشتباه جزو پارچه های صفوی دسته بندی می شد.در این زمان شیوه ی نوین گلسازی و تزیین با جلای لاکی به پیشوایی علی اشرف نقاش چنان مورد پسند قرار گرفت که نقش چهره و پیکره‌ی آدمی را از منسوجات برانداخت و گل سرخ های شکفته و پرندگان (گل و بلبل)، سوسن و شقایق و بنفشه و بته جقِّه ی(بوته جقّهButa) منقوش به گل که ترکیب بندی تنگاتنگی است از تکرار شکل انتزاعی درخت سرو خوابیده، بر منسوجات خانگی،پارچه و البسه نماینگر شدند، گاهی نیز نقوش بر سطح پارچه نقاشی می شدند.»(تصویر 29)(شریعت پناهی،1372) در دوران قاجار اصلاحاتی که در ارتش صورت گرفت و مطابق شدن با رویه های اروپایی منجر به علاقه و گرایش به سبک و مدل های غربی گردید و در این راستا ورود پارچه ها و منسوجات ارزان قیمت به کشور از اروپا و هند به این موضوع دامن زد.
«رواج پارچه های قلمکار، انواع سوزن دوزی و تکه دوزی و نمونه های ارزشمندی که در این زمینه تولید شد، خود نمایانگر کاهش بافت و گرانی قیمت پارچه های زری، مخمل و شاهانه در این دوران می باشد.در زمان میرزاتقی‌خان امیرکبیر اصلاحاتی در زمینه‌ی ترویج، ترغیب و تشویق تولید کنندگان داخلی و تأسیس کارگاه‌ هاییبرای منسوجات ایرانی با سرعت بالاتر و قیمت نازل تر صورت گرفت،کارخانه های ریسندگی در اطراف تهران و حومه با دستگاه های صنعتی(انگلیسی،استرالیایی) تأسیس شدند و صنعتگران به کشور هایخارجی فرستاده شدند تا در زمینه ی کار با این دستگاه های جدید به کسب تجربه بپردازد و کشت پنبه نیز در شمال کشور رایج گردید.» (شریعت پناهی،1372) این اصلاحات باعث رونق کارگاه های بافت شال های ترمه و کشمیر کرمان و چاپ پارچه گردید.

تصویر29- پارچه با نقش زری،قرن 12 ه.ق(بیکر،1385،:146)

تصویر30- پارچه لمپاس،ابریشم،جفت هایی از پرندگان و طاووس های نر به همراه نقش مایه های گیاهی،(همان منبع،:139)

(حتی یکی از نقوش این شال ها با نام نقش امیری به نام میرزا تقی خان معروف بود) این پارچه ها به خوبی با شال های کشمیر هندی به رقابت پرداخته تا آنجا که متخصصین نیز به سختی آن ها را از یکدیگر تشخیص می دهند.(تصویر 31)
ورود پارچه‌های بافته شده از کشورهای اروپایی به دلیل ارزانی، تنوع نقوش و همچنین تنوع پارچه ها تأثیر به سزایی بر نساجی ایران گذاشت. «امیرکبیرعلاوه بر تأسیس مدرسه ی هنر و طراحی در تهران، اعطای جوایز به طراحان نمونه و برتر را دوباره احیاء نمودو اندک شاهکارهایبه وجود آمده در این زمان به همین دوران تعلق دارد.

تصویر31- ابریشم درخشان با الیاف نقره تصویر32- شال پشمی کرمان،قرن 13 ه.ق
قرن12ه.ق(همان منبع،:141) (همان منبع،:145)
امّاموج واردات پارچه‌های کتانی چاپ شده‌ی انگلستان و دیگر پارچه‌های فرنگی به بازارهای ایران و سیل طرفداران آن، عدم حمایت دولتمردان، سیاستمداران و حکومت از این حرکت های اصلاحی خصوصاً پس از مرگ میرزا تقی خان،کارگاه های بافت،چاپ پارچه را یکی پس از دیگری به تعطیلی کشاند، مواد خام نساجی تولیدی در کشور راهی بازارهای خارجی گردید و به جای آن ها پارچه های ابریشمی و … وارد می شد، سیاست تغییر لباس دولتمردان ایرانی و جایگزین لباس های اروپایی در نیمه ی قرن سیزدهم (به شیوه‌یکت های فراک عثمانی با رنگ تیره) و نیز تغییر و تحولاتی که در پوشاک زنان درباری و پس از آن دیگر اقشار جامعه پدید آمد و گرایش روز افزون آنان به لباس و فرهنگ اروپایی، حضور خیاطان و طراحان اروپایی در ایران، لزوم ایجاد تغییرات در عناصر فرهنگی جامعه ی ایرانی (خصوصاًپوشاک …) از دیدگاه اروپائیانی که در بخش صنعت نساجی تجارت می کردند و منسوجات سنتی ایرانیان و اقتصاد مبتنی بر خود کفاییاین کشور را تهدیدی علیه منافع سود جویانه و فرصت طلبانه ی خود می پنداشتند از یک طرف و ضعف، زبونی و بی کفایتی شاهان قاجار غرق در فساد، تغییر و تحولات اساسی در زمینه ی اقتصادی و فرهنگی جامعه را سبب گردیده تأثیرات بسیار مخربی بر تولید و سفارشات انواع منسوجات دستی گران قیمت و شاهانه گذارد.»(همان منبع)
دوران مشروطیت16به نوبه ی خود تأثیرات به سزایی بر مسائل حاکم در جامعه وفرهنگ گذاشت، از آن جمله:
«تحولات فرهنگی و توجه روشنفکران و آزادی خواهان به موقعیت اجتماعی زنان و انعکاس این اعقاید از طریق جراید، تشویق و ترغیب زنان و مردان برای برانداختن رسوم دست و پا گیر گذاشته، پرهیز از خودآرائی، ولخرجی و تفنن طلبی، علاقمندی و توجه به کسب علم و فضیلت و شرکت در امور اجتماعی را سبب گردیده، توجه زنان و مردان را بیش از پیش به پوشاک راحت و ساده ی اروپایی (که پوشیدن آن خود نشانه ی تجدد و روشنفکری محسوب می گردید)جلب نمود.»(پاکباز،1379،:889) این تغییرات و جایگزینی فرهنگی سریع و ناآگاهانه اگر هم چون ادوار گذشته با تکیه بر سنت ها، آداب و فرهنگ ایرانی و منطبق ساختن عناصر فرهنگی غیر ایرانی با فرهنگ ایرانی صورت می پذیرفت، خالی از اشکال و حتی مثبت می نمود اما متأسفانه به طور جدی شاهد محو و نابودی تدریجی فرهنگ سنتی و حتی اقتصاد مبتنی بر خودکفایی این مرز و بوم هستیم. «البته در اینجا باید به حضور زنان روشنفکری که به تأکید بر پوشیدن لباس هایی ساده با پارچه های ایرانی(یزدی و کرمانی و …) خصوصاً در دبیرستان های دخترانه (که شمار آن ها اندک اندک رو به فزونی می رفت) سعی در حفظ و اشاعه ی فرهنگ و هویت ملی از نفوذ بیگانه داشتند اشاره نمود و نیز رشد و توسعه ی ایجاد کانون ها و انجمن های هنری، فرهنگی و هنرستان ها توسط زنان روشنفکر و تحصیل کرده که در آن دختران و بانوان تحت آموزش هنر های سنتی قرار می گرفتند که بسیاری از دانش آموختگان این کانون ها و هنرستان ها بعدها در دانشکده های هنر به تحصیلات عالی پرداخته و زمینه ی رشد و تداوم این هنر ها را تا به امروز فراهم آوردند.»17(قدیمی ،1352،:129)
2-2-6نساجی در دوره پهلوی:
2-2-6-1پهلوی اول:
نقطه ی عطف هنر معاصر در ایران با رفتن بسیاری از هنرمندان به فرنگ به منظور کسب تجربه مصادف گردید که با هدف تربیت هنرجویان به شیوه های کلاسیک و هدفمند صورت پذیرفت. «تأسیس مدرسه صنایع مستظرفه با هدف تربیت هنرجویان به شیوه‌ی آکادمیک غربی بود،در سال 1289ه.ش با بازگشت کمال الملک از سفر مطالعاتی فرنگ به ایران و حمایت دولت هنر ایران شکل تازه ای به خود گرفت، این مدرسه در سال 1309 ه.ش همزمان با کناره‌گیری کمال الملک از تدریس به نام مؤسسه ی صنایع قدیمه در آمد و هنرستان دیگری در اصفهان برای احیای هنر های سنتی بر پا شد.»(پاکباز،1379،:889)
در اواخر حکومت قاجار و آغاز دوران پهلوی تقریباً هنر بافندگی فراموش شده بود و دیگر از بافت پارچه های ابریشمی خبری نبود و «گاهی در بعضی از شهرها مثل اصفهان،یزد و کاشان پدری به پسرش این هنر را می آموخت و یا این که اگر هم پارچه ای توسط هنرمندی بافته می شد آن را در گودال های مرطوب و خاکی نگهداری می کردند تا پارچه ی زربفت حالت کهنگی و عتیقه به خود بگیرد و در بازار به قیمت بسیار گران می فروختند و سوءظن همکاران شان را تحریک نمی کردند. با تأسیس کارگاه های بافت در مدرسه ی صنایع قدیمه و سپس مؤسسه ی زری بافی در کاخ گلستان، شمس العماره در سال 1310ه.ش به دستور رضا شاه به تدریج معدود استادان باقی مانده در این رشته مانند استاد حبیب الله طریقی و کاشانی و … به تهران منتقل و در این کارگاه ها مشغول به کار شدند. در واقع این نخستین کارگاه دسته جمعی بود که بعد از کارگاه شاهی زمان صفویه توانست هنرهای اصیل مردمی را کاملاً زیر نظر دربار مهار کند، پارچه های بافته شده این کارگاه ها صرف هدیه به میهمانان و کمی هم به فروش می رسد.» (مژگانی،1380،:28-29)
برقراری مختصر آزادی ها اجتماعی و تماس مستقیم تر با مظاهر فرهنگ غربی به واسطه ی حضور متفقین مجالی برای نوگرایی هنری پدید آورد. «در سال 1319ه.ش با تأسیس دانشکده ی هنر های زیبا و حضور مدرسان خارجی (آندره گدار، رلان، دوبرل و …) افق های تازه ای از دنیای هنر اروپا به روی هنرجویان ایرانی باز شد دیری نپایید که فارغ التحصیلان دانشکده ی هنر های زیبا پس از سفرهنرآموزی به اروپا و آمریکا ،سرمشق های باز هم جدیدتری را پیش نهادند. تأسیس هنرکده های هنر های تزیینی و تربیت هنرآموزان و ایجاد رشته های جدیدمثل: طراحی، چاپ پارچه، گرافیک ،بخشی از نیازهای آموزشی نسل جدید را پاسخ داد و هنر آموختگان با فعالیت هایشان بر تحولات بعدی هنر معاصر تأثیر گذاردند.»(پاکباز.1379)
آشنایی با جدید ترین پدیده های غربی گرچه هنرمندانی را شتابان تحت تأثیر قرار داده و آنان با تحولات هنر جهانی همگام شدند و عده ای به دنبال هویت بخشیدن به هنر خود به کمک هنر های سنتی به آن اصالت بخشیده و بدین ترتیب هنر های سنتی از حالت رکود به همت برخی هنرمندان سنتی متعهد و برخی هنرمندان نوپرداز در آمده و دوباره مجالی برای رشد و شکوفایی می یافت.
«ایجاد کارگاه های جدید در کنار کارگاه های قدیمی به همت اساتید قدیمی و حضورسازمان صنایع دستی در سال 1335ه.ش برای محافظت از هنرهای دستی موجود و گسترش و تأسیس نمونه های جدیدتر برای کمک به بازار فروش هنرهای دستی و انطباق آن ها با سلیقه و تقاضای خریداران و فروش و عرضه ی آن ها در فروشگاه های بین المللی صنایع دستی و تبلیغات رادیویی و تلویزیونی،حمایت دربار و دستگاه های دولتی و حتی بخش خصوصی نقش بسزایی در شکوفای دوباره این هنر ها و استقبال همگان از آن ها ایفا نمود.»(مژگانی،1380،:30)
آغاز کار نساجی به شکل امروزی بدون تردید با سلطنت رضا شاه همزمان است، وی صنایع را احیا و در کنار آن به ایجاد صنعت پارچه بافی به شکل کنونی همت گماشت و « با حمایت آن بخش اولین کارخانه ی منسوجات پشمی را در سال 1304 ه.ش در اصفهان تأسیس نمود و متعاقب آن شهرهای یزد و کرمان و کاشان و استان های خراسان و گیلان و مازندران وآذربایجان دارای کارخانه نساجی شدند، از این مجموع 4 واحد آن با سرمایه دولت تأسیس گردید از آن جمله نساجی بهشهر، نساجی شاهی، حریر بافی چالوس، گونی بافی شاهی می توان نام برد. هدف از صنعتی کردن کشور و گسترش صنایع نساجی ترغیب و تشویق سرمایه داران خصوصی به فعالیت در این زمینه بود. سیاست های دولت و پشتیبانی آن از این بخش این گونه به نظر می رسید که به زودی در بخش نساجی از ورود پارچه های خارجی بی نیاز می شویم اما با وقوع جنگ جهانی اول و اعلام بی طرفی ایران فشار بر روی شریان های حیاتی مملکت عملاً دربخش صنعت به خوبی خود را نشان می داد ورفته رفته کارخانجات به حالت تعطیل در می آمد.»(الوند،1350، صنعت نساجی ایران از دیر باز تا امروز)
رویکرد به سنت از سیاست های نوسازی فرهنگی این دوران ناشی می شد. «حمایت دولت و برگزاری مسابقات و اهدای جوایز، بین هنرمندان رقابتی به وجود آوردو آن ها را به فعالیتی جدید ترغیب نمود، که در نتیجه ی آن در هنر این دوران دوگرایش متمایز پدید آمد، از یک سو پیروی از شیوه های هنر آکادمیک اروپایی و از سوی دیگر کوشش برای احیای هنرهای سنتی در قالبی باب سلیقه ی روز.»(پاکباز،1379،:890)
2-2-6-2 پهلوی دوم:
با گسترش جنگ جهانی و بر کناری رضا شاه دوره ی جدیدی در تاریخ هنرمعاصر ایران آغاز شد، لذا شاهد حضور حرکت های نوین هنری هستیم، در ابتدا با مخالفت گروهی از هنرمندان مواجه شد و منجر به دو دسته شدن گروه هنرمندان گردید : عده ای سنت گرا و گروهی تمایل به هنر مدرن داشتند.
«واژه ی مدرن (Modern) مشتق از ریشه ی لاتینی(Modo) به معنی امروزی یا آن چه امروز رایج است معنا می دهد به معنی تازه و جدید است.مدرن در دوره ها و مکان های مختلف

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره غیاث الدین، شاه عباس اول، دوره قاجاریه Next Entries منبع پایان نامه درباره نقوش انتزاعی، پایان نامه ها، فارغ التحصیلان