منبع پایان نامه درباره علامه جعفری، نظام های حقوقی، پاداش و کیفر، واقع بینی

دانلود پایان نامه ارشد

همین آینده با عظمت است که اراده ها را به حرکت در آورده و سبب می شود انسان در پیشبرد آینده ای که از محدودیت رها شده و جاذبه های مطلق خواهد رسید از هرگونه مزایای زندگی خود طبیعی دست بردارند و به سوی آینده ای ابدی و پر معنی که روح آدمی در آن به فعلیت رسیده و استعداد ها شکوفا شده، حرکت خواهد کرد. احساس همین آینده ی با عظمت بوده که انسان ها را از بیماری مهلک یاس و نومیدی نجات داده، به زندگی خوش بین و امیدوار کرده است.» (جعفری، 1386).

حریت
علامه جعفری(1386)، «حریت» را یکی از عالی ترین صفات انسانی معرفی می کند. حریت در زبان فارسی به آزادگی و آزادمردی تعبیر می شود. مفهوم کلمه «حریت» نباید با «یله»، «رهایی»، و «آزادی محض» اشتباه شود. وی بیان می کند که حریت دارای مراحل و مقاماتی است که عالی ترین آن ها «عبودیت» است.
به عقیده ی علامه جعفری کسب حریت بستگی به کوشش خود انسان دارد، چرا که عوامل نیرومند طبیعت و هوی و هوس ها و از طرف دیگر، عوامل هم نوع قدرت پرست انسان را با اشکال گوناگون به زنجیر بردگی خواهند کشید، و فقط انسان های آگاه و حیات شناس هستند که همواره با ارزش ترین تلاش های خود را در راه حفظ حریتِ خدادی خود صرف می کنند. این انسان ها دارای ویژگی هایی از قبیل: اختیار، آزادگی و آزادمردی، و عبودیت هستند. (علامه جعفری، 1386).

الف) اختیار: از نظر علامه جعفری(1386)، اختیار، بهره برداری از آزادی در تحصیل خیر و کمال است. تعریف وی از اختیار چنین است: « نظاره و سلطه ی شخصیت انسان بر دو قطب مثبت و منفی کار، با هدف گیری خیر ونیکی». انسان به دلیل جهل یا سستیِ اراده، توانایی توجیه و تنظیمِ عقلانیِ ارتباط خود، با دنیا و جهان هستی را، از دست داده و اسیر بی اختیار مقتضیات دنیا شده. کسانی که شخصیت خود را در بند و اسیر نوعی از خواسته های دنیا قرار می دهند از اراده و اختیار محرومند.

ب) آزادی و آزادگی: از نظر علامه جعفری(1386)، آزادی، قدرت انتخاب موضوعاتی است که پیش روی انسان قرار می گیرد؛ و آزادگی یعنی: آزاد از قید وبند ذلت و فرومایگی و هوی و هوس های نفسانی(خودِطبیعی)، و آزاد از بردگی و بندگی لذایذ و سودجویی ها و خود خواهی هاست. آزاد مردی و آزادگی که با مراعات و عمل به اصولِ ارزشیِ حیات به وجود می آید، هنگامی به ذات و شخصیتِ انسانی نسبت داده می شود که در انتخاب خیر و نیکی مورد بهره برداری قرار گیرد. پدیده ها و امور جالب دنیوی، خودِطبیعی انسان را رها نمی کند و اگر درجه ی جالب بودن آنها به حدی برسد که انسان را شیفته ی خود کند و وابستگی در خودِطبیعی یا منِ انسانی ایجاد کند، در چنین حالتی است که انسان به پوچی می رسد و «منِ» خود آگاه موجودیتی برای خویشتن احساس نمی کند. در این صورت، حریت و آزادگی در ذات انسان به وجود نمی آید.
انسانهای احرار که در برابر شداید و ناگواری ها و مخاطرات، شکیبایی پیشه می کنند بدیهی است که در حفظ آرامش و اطمینان قلبی و قرار نگرفتن در طوفان اضطراب ها، احتیاج به نقطه ی اتکایی دارند. این نقطه ی اتکا باید به اندازه ای با عظمت باشد که از عهده ی تاثیر سختی ها و ناملایمات در حیات انسان برآید؛ بنابراین حریت و آزادی ذات( روح یا من یا شخصیت) تنها با تکیه به خداوند هستی آفرین به و جود می آید، زیرا خلأ نمی تواند نقطه ی اتکار و آزادی بخش انسان از عوامل و پدیده های مزاحم باشد. (علامه جعفری،1386).
« حریت و آزادگی کامل، هنگامی امکان پذیر است که روح آدمی به وسیله ی عاملی آزاد شود که آن امیال و علاقه ها را که از وی می گیرد، حقیقتی را در اختیار او قرار دهد تا همه آنها را جبران نموده و عالی تر از ان را در اختیارش بگذارد. این عامل تنها خداست که می تواند روحِ آدمی را در جذبه ی جمال بی نهایت قرار دهد و آدمی، همه ی هستی را در برابر آن جذبه، نا چیز تلقی می کند». (علامه جعفری،1386).

ج) عبودیت: به اعتقاد علامه جعفری(1379)، هدف والای زندگی انسان در این دنیا، عبادت و بندگی است. « بگو نماز و عبادت و زندگی و مرگم همه از آنِ خداوندِ پرورنده ی جهانیان است »11.
مقصود از عبادت تنها حرکات و ذکرهای محدود در زمان معین برای برقراری ارتباط با خداوند نیست؛ بلکه منظور از عبادت، که هدف والای خلقت انسانها معرفی شده است، هم عبادت عام است و هم عبادت خاص.
طبق آیات متعدد قرآنی ذکر، سجده و تسبیح در همه ی اجزای هستی از پست ترین جزء ماده تا عالی ترین جلوه های آن وجود دارد، و همه در عبادت به معنای عام آن به سر می برند، ولی درکِ ذکر و تسبیح و عبودیت کائنات برای ما قابل درک نیست. اما عبادت خاص عبارت است از عبادت انسان، که دارای معنایی بسیار وسیع می باشد. هر گفتار و عمل و نیت مشروعی که انسان انجام می دهد اگر همراه با آگاهی به این حقیقت باشد که مورد نظاره ی خداوند است، بنابراین با هر کاری که انجام می دهد و هر سخنی که می گوید و هر اندیشه ونیتی که در درونش می گذرد، مطابق مشیت(اراده) الهی رفتار کرده و مشغول عبادت است. پس انسان در این دنیا در همه ی حالات خود می تواند در پیشگاه خداوند متعال حضور پیدا کند، خواه برای گذران معیشت زندگی مشغول کار باشد و خواه مشغول تفریحات مشروع باشد. البته عبادات مقرر، انسان را به صورت مستقیم و با تمرکز قوای مغزی و روانی با خدا در ارتباط قرار می دهد، بنابراین باید در اوقات مقرر و استمرار دایمی به سر ببرد.(علامه جعفری،1386) .

عدالت به خویشتن
علامه جعفری (1386)، «صیانت ذات» را ضروری ترین عامل برای ادامه ی حیات انسان می داند و عدم فعالیت برای حفظ ذات، حیات انسانی در معرض خطر متلاشی شدن و نابودی قرار می گیرد؛ آن چه باید مهار شود جریان و طغیان خلاف قانون است که از مختصات «خود طبیعی» است. مقصود وی از «ذات» روان یا روحی است که که در جریان قانونی خود و اصول انسانی در جهت کمال روبه صعود دارد، و هر فعالیتی که به منظور صیانت از چنین ذاتی انجام گیرد با ارزش و نهایت آرمان انسانی خواهد بود. از جمله اصول حیات تکاملی، رعایت اصل عدالت است. یکی از فعالیت های صیانت از ذات، عدالت درباره ی خویشتن است. وی معتقد است فردی که نتواند درباره ی اداره ی حیات خویش و همه ی قوا و استعدادهایش عدالت بورزد و خود را از تباه شدن در طوفان هوی و هوس ها نجات دهد نمی تواند درباره ی دیگران عدالت بورزد. عدالت به خویشتن یعنی نفی هوی و امیال از نفس خود یا مهار کردن تمایلات و خواسته های خود طبیعی.

میزان قرار دادن خویشتن در ارتباط با دیگر انسان ها
از نظر علامه جعفری (1386)، میزان و الگوی ارتباط انسان با دیگر انسان ها در زندگی اجتماعی، هرگز نمی تواند از مقوله ی پدیده های محسوس در عالم طبیعت و از اجزای بُعد مادی حیات طبیعی باشد، همچنین نمی تواند قوانین عقلانی و اخلاقی و دینی، یا نظام های حقوقی و یا خواسته ها و امیال و خودخواهی ها باشد. وی معتقد است میزان شایسته به عنوان الگوی ارتباطی انسان ها با یکدیگر و معیار معقول در ارتباط انسان ها با یکدیگر، «منِ انسانی» است؛ البته، آن منِ انسانی که با تهذیب و تزکیه با خویشتن آشنا شده، نیکی ها و بدی ها و زشتی و زیبایی های خود را در مسیر تصعید حیات تکاملی مورد شناخت قرار داده است. بنابراین آن چه از دریافت های عقلانی و احکام های وجدانی بر می آید همان است که امیر المؤمنین (ع) به فرزند خویش فرمودند: «ای پسرم! نَفس خود را بین خویشتن و مردم میزان قرار بده. پس دوست بدار بر دیگری، آن چه را که برای خود دوست داری و آن چه برای تو نا ملایم و ناگوار است، بر دیگران نیز کراهت بار تلقی کن».12

افزایش ظرفیت درون
علامه جعفری (1386)، یکی از ملزومات حیات تکاملی آدمی را افزایش ظرفیت دل یا درون می داند. مقصود وی از ظرفیت درون، عظمت و احاطه ی «منِ انسانی» است، که اگر آدمی به آن نائل گردد، وسایل اعتلا ی او مانند تعقل و اراده و تجسیم و اکتشاف در مسیر منتقی خود به کار می افتد. وی بیان می کند که ملاک ظرفیت دل، قدرت تحمل و گیرندگی و پذیرش است. یعنی، ظرفیت و وسعت برای محتوای اصول و قوانین هستی و نباختن خویشتن در برابر حوادثی که می تواند شخصیت آدمی را از توفان های شک و تردید و اضطراب و چند شخصیتی محفوض بدارد.
« ظرفیت بزرگ دل، همان شرح صدر13 است که در آیات قرآنی به عنوان عنایت و لطف الهی برای بندگان مطرح شده است. شرح صدر یا ظرفیت دل یعنی از الطاف و عنایات ربانی همواره آب حیات تکاملی به پیمانه دل سرازیر شود، به شرط آن که محتوای پیمانه را غرایز و خواسته های خودِ طبیعی پر نکرده باشد ». (علامه جعفری،1386).

زدودن سینه از کینه توزی ها و بغض ها
علامه جعفری(1386)، پاک کردن درون از کینه توزی ها و بغض ها را نشانه ای برای ورود به حیات تکاملی می داند. وی سه نکته مهم درباره زدودن سینه از کینه توزی ها را چنین بیان می کند:
• عدم رضایت به ناپاکی ها: رضایت نداشتن به نیت، گفتار و کردار منفی خود یا دیگران لازمه ی اجتناب از زشتی ها و پلیدی هاست.
• خصومت و عداوت: کسانی که مسیر حیات کمالی را در پیش گرفته اند، خصومت و عداوت با صفات پلید را هرگز با خصومت وعداوت به خودِ شخص مبدل نمی سازند. در واقع هدف آنان از بین بردن صفات پلید است نه خودِ اشخاص.
• کینه توزی: اگر خصومت و عداوت به اندازه ای شدت گیرد که همه ی سطوح روان فرد را اشغال کند، واقع بینی و حق نگری را از انسان سلب می کند.
« جای تردید نیست که برای وصول به کمال، پاک ساختن درون از شرطلبی و کینه توزی ها در ارتباط با دیگر انسان ها ضروری است؛ از طرفی کسی که آرزوی منتفی شدن کینه توزی و شرطلبی از دیگران را دارد، باید نخست درون خود را از این پلیدی مهلک تصفیه نماید ». (علامه جعفری،1386).

زدوده شدن توقع پاداش برای انجام تکلیف
علامه جعفری(1386)، معتقد است که با توجه به طبیعت خودگرای انسانی و خاصیت ذاتی خودِطبیعی، پدیده سوداگری(بده و بستان) یا معامله گری درباره چیزهایی که در حوزه اختصاصی انسان قرار می گیرند امری طبیعی است. معامله گری در دو پدیده پاداش و کیفر از امور ضروری خودِ طبیعی و خواص آن به شمار می رود، اما خلاصه کردن انسان و همه جنبه های انسانی بر مبنای خودِ طبیعی و خواص آن، مستلزم نفی واقعیتی به نام انسانیت است. هر فردی که کار شایسته ای انجام می دهد، یا به اقتضای تصعید حیات کمالی وی است یا برای به دست آوردن نوعی از لذایذ محسوس و معقول برای خویشتن، یا برای حفظ ذات که جزء یا شأنی از شخصیت وی است و نتیجه آن به صورت های مختلف به خودش بازمی گردد، لذا ضرورتی به سوداگری یا معامله گری در انجام تکلیف نیست.
« با آگاهی و ایمان به وحدتِ حیاتِ انسانها و با آگاهی و ایمان به این که حیات انسانها دارای رویه ای فوق طبیعی می باشد که منشاء ارزش ها و عظمت هاست، می توان طعم انجام تکلیف را بدون انتظار پاداش و هراس از کیفر به انسان چشاند » .(علامه جعفری،1386).

اصل مکافات بر مبنای نیت ها
علامه جعفری(1386)، این اصل را، اصل بسیار با اهمیتی می داند؛ زیرا مکافات پاداش، کیفر، اعتلا و سقوط شخصیت انسان بر مبنای نیت است، که از نوع فعالیت های مغزی و روانی محسوب می شود. مقصود وی از نیت، تصمیم و اقدام هدفداری است که ارزش آن یا مربوط به هدفی است که انسان را تحریک به انجام کاری می کند(تحریک به وادار کردن به اتخاذ تصمیم و اقدام و عمل) و یا مربوط به انگیزه ی زیربنایی مغز و روان آدمی است(انگیزه ای که مبنای آن عمل است)، که اگر انگیزه ی زیر بنایی، خیر جویی و کمال طلبی باشد دارای ارزش ذاتی است.
علامه جعفری اظهار می کند که یکی از نتایج با اهمیت این اصل، ریشه کن شدن یأس و نومیدی و احساس شکستِ ناشی از نرسیدن به هدف هاست. افرادی که برای رسیدن به اهدافشان خالصانه تلاش می کنند ولی به نتیجه نمی رسند و احساس شکست می کنند، دچار یأس و نومیدی می شوند، که اغلب مردم معمولی را افسرده و تباه می سازد، زیرا زندگی بسیاری از افراد بیشتر بر مبنای «حس مداری» می گذرد، در واقع ملاک سعادت را در آن می بینند که خواسته هایشان به صورت محسوس و عینی پیش چشمانشان آشکار شود.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره علامه جعفری، ماهیت انسان، تعلیم و تربیت، تاثیر و تاثر Next Entries منبع پایان نامه درباره پذیرش خود، عزت نفس، هویت شخصی، کهن الگوها