منبع پایان نامه درباره علامه جعفری، ماهیت انسان، تعلیم و تربیت، تاثیر و تاثر

دانلود پایان نامه ارشد

ن می شود .

انسان از دیدگاه علامه محمد تقی جعفری
به اعتقاد علامه جعفری کسانی که درباره ی انسان، اندیشه های واقع بینانه دارند تنها توانسته اند یک یا دو جنبه از حقایق مربوط به انسان را در نظر گرفته و مورد مطالعه قرار دهند، و واقعیت اصلی انسان را که می تواند در جنبه های گوناگون رشد کند، نادیده گرفته اند. وی بیان می کند، یکی از عواملی که باعث پراکندگی آراء و عقاید در موضوع علوم روان شناسی شده است این است که مهمترین و اساسی ترین استعداد «روان» آدمی (روان پویا و کوشا) را نادیده گرفته اند و می خواهند مختصات استعداد را با اصول کاملا طبیعی نفس (خود طبیعی) تفسیر نمایند.
علامه جعفری معتقد است، «من» یا «خود» (نفس یا روان) انسان دارای دو رویه یا سطح است :
یکی، سطح مجاورِ طبیعتِ من (بعد طبیعی)، یعنی : آن سطح از من یا خود که مجاور بدن است و به وسیله ی همین طبیعت بدن با جهان عینی ارتباط برقرار می کند، و از اجزای درونی و بیرونی، حیات و خودِ طبیعی تشکیل شده است؛ و دیگری سطح مجاورِ ماورای طبیعت (بعد ماورای طبیعت) که به یک معنی روح نامیده می شود؛ و با توجه به آیات قرآنی حقیقتی است غیر قابل شناختن. (علامه جعفری، 1386).
« از تو درباره ی روح می پرسند، بگو: روح از امرِ پروردگار من است؛ و جز اندکی از دانش، به شما داده نشده است. »7
وی بیان می کند، آن سطحِ من یا خود که مجاور طبیعت بوده، و آن را خودِ طبیعی هم می توان نامید، و سطحِ روبه ماورای طبیعی با یکدیگر در تاثیر و تاثر قرار می گیرند. خود طبیعی پست گرا بوده و هیچ مهاری برای تنظیم غرایز در برابر قوانین و واقعیات نمی شناسد، اما بعد ماورای طبیعیِ من، به آن جهت که به صورت طبیعی گرایش به اعتدال و کمال دارد، می خواهد من یا خودِ انسانی را به اعتلا و کمال برساند. (علامه جعفری، 1386).
علامه جعفری (1383)، اصول مربوط به موجودیت انسان را در ارتباط با سه زمینه ی «خود طبیعی» ، «خود انسانی» و «ایده آل اعلا» می داند که هر کدام ایجاد کننده ی صفات رذیله (اسفل السافلین) و صفات فضیله و عالیه ی انسانی(اکمل الکاملین) در انسان است.

خود طبیعی
از دیدگاه علامه جعفری(1383)، صفاتی که ناشی از «خود طبیعی» انسان است، هیچ کدام بیان کننده ی ماهیت انسانی وی نیست بلکه به علت ارتباط استعداد های انسان با عوامل برون ذاتی(محیط) یا پدیده هایی که با توجه به عواملی مناسب در انسان ایجاد می شود، بروز می نماید؛ و به وسیله ی خود شناسی و خود سازی صحیح می توان از بروز این اوصاف جلوگیری کرد و استعداد های مثبت انسانی را به فعلیت رساند. وی صفات ناشی از خود طبیعی را در سه دسته زیر قرار داده است :
الف ) صفاتی که با دخالت خود انسان و با اختیار او به وجود می آیند.
مانند : حیله گری، جدل پیشه بودن، کفر ورز بودن و پوشاننده ی حقایق.
ب ) صفاتی که زمینه ی خلقت ایجاب می کند که انسان دارای آن صفات باشد.
مانند : شتابگری، ضعف و ناتوانی، عدم اعتدال.

ج ) صفات ناشی از طبیعت مادی انسان.
مانند : دوستدار مال دنیا بودن، سود جو بودن، فرار از ضرر، طغیان گری در بی نیازی، ممسک و بخیل بودن.
اما انسان با قناعت ورزیدن و با میخکوب نشدن در این اوصاف و با حرکت به وسیله ی عقل و وجدان و قوانین حاکم بر جهان هستی می تواند این صفات را مهار کند؛ ولی بدون حرکت و با توجه به تماس انسان با طبیعت و تثبیت نمودن موقعیت «خود طبیعی» ، آخرین جمله در باره ی انسان این آیه از قرآن کریم خواهد بود :
إنَ الإنسانَ لَفي خُسر؛ إلاالّذینّ ءامّنواوعّمِلواالصالِحات…8
«انسان همه در خسارت و زیان است؛ مگر آنان که به خدا ایمان آورده، اعمال صالح انجام دادند.»
« تنها مسئله ی پیداش وجدان(عقل عملی) است که می تواند به عنوان یک محرک داخلی در رهبری «خود طبیعی» نقشی بس مهم را بر عهده گیرد، اما بروز وجدان در درون انسان اگر چه خود کاشف از عظمت رشد یافتن خود طبیعی است. ولی این تکامل در حقیقت تنها یک وسیله از وسایل تنظیم حیات طبیعی افراد است ، و بایستی برای به ثمر رسیدن تمام شخصیت آدمی نَفس را از همه جهات ممکن شکوفان ساخت تا استعدادِ گیرندگیِ روحِ ملکوتی و انسانیِ او بارور شود » . (علامه جعفری،1383) .

خودِ انسانی
به نظر علامه جعفری(1386)، «خود یا منِ انسانی» حقیقتی تکامل یافته تر از «خودِ طبیعی» است؛ بنابراین آگاهی و معلومات دریافت شده توسط خودِ طبیعی نمی تواند رهبری خود انسانی (روان یا روح) را بر عهده بگیرد؛ زیرا خودِ طبیعی قدرت فراتر رفتن از «خود» را ندارد. وی بیان می کند که شناخت آرمانهای عقلانی و راه های تصعید حیات تکاملی، به وسیله ی عقل سلیم، وجدان، فطرت و پیشوایان الهی امکان پذیر می باشد.
« مهمترین کاری که انسان می تواند در مورد خویشتن انجام دهد این است که خود طبیعیِ خویش را با «خود عالی» یا به اصطلاحی دیگر نظیر «ابر من »، «من عالی» و «سطح عمیق شخصیت» مورد مطالعه و بررسی قرار دهد.» (علامه جعفری، 1383).
از نگاه علامه جعفری (1386)، خودِ انسانی با نمودار شدن اصول و قوانین زندگی دسته جمعی انسان ها ایجاد می شود؛ و چون انسان استعداد رشد و کمال را دارد، پس باید مسیر صعود و کمال را طی کند. در حقیقت انسان این توانایی را دارد تا از خود برتر رود و «خود» را مورد شناسایی قرار دهد تا از خود طبیعی بالاتر رود و به معرفت و شناخت خویشتن واقعی خویش نائل گردد.
« اگر منِ انسانی به خوبی شناخته شود، بزرگترین گام در را خداشناسی برداشته خواهد شد».
علامه جعفری معتقد است، طبیعتِ حقیقی روان آدمی (منِ انسانی) دارای مختصات و ویژگی هایی است که عبارتند از: همت عالی، حریت، پویندگی، عظمت گرایی، هدفمندی، شکیبایی، آفرینندگی، استقلال شخصیت، عدالت، عبودیت، پاکی درون، محاسبه و مدیریت خویشتن و …؛ هر یک از این مختص ها باید شناخته و کسب شوند تا بیان کننده ی ماهیت واقعی انسان باشد؛ و در به فعلیت رساندن استعدادها و رشد شخصیتِ عالیِ انسان و کمال وی موثر باشد. بنابراین لازم و ضروری است تا به شرح هر یک از این مختص ها و صفات ایجاد کننده آن پرداخته شود.

همت عالی
از دیدگاه علامه جعفری(1386)، همت عالی یکی از نیرومندترین عواملی است که در تصعید حیات کمالی انسان نقش دارد. کلمه «همت»، مفهومی پر محتوا دارد و به معنی قدرت اراده ی محض نیست، و همچنین غیر از آمال و آرزوهای دور ودراز یا امکان ناپذیر است.
« تفسیر منطقی درباره ی دو مفهوم متقابل امکان پذیر و امکان ناپذیر، از ضروری ترین شرایط بارور شدن همت عالی انسان است. بدون تحقق این شرط، قدرت ها به هدر می رود و اراده ها و تصمیم های بزرگ به جای آن که به نتایج مثبت برسند، تباه می شوند ».

وی معتقداست، انسانی دارای همت عالی است که از صفات و ویژگی های زیر برخوردار باشد:
الف) اراده: اراده اساسی ترین نقش را در ایجاد همت عالی بر عهده دارد. اگر همه شرایط وعناصر همت عالی در یک انسان جمع شود، ولی اراده ضعیف باشد کاری از وی برنخواهد آمد. علامه جعفری معتقد است، زمینه این اراده تکاملی در همه انسان ها وجود دارد و اگر به فعلیت نرسد بر اثر دو عامل است. یکی اینکه، گاهی انسان در تخیلات خود، به خود تلقین می کند که توانایی و قدرت معرفت و شناختن خود را ندارد(عامل درون ذاتی)؛ و دیگری، موانع برون ذاتی مانند ناهنجاری های محیط، ناسازگاری با اجتماع، نبود تعلیم و تربیت های سازنده و قدرت هایی که سبب سلب آزادی و اختیار می شوند. وی می گوید، منطقه ی «اراده»، در درون آدمی وجود دارد که هیچکس و هیچ عاملی قدرت ورود به آن را ندارد و تنها خود اوست که می تواند وارد این منطقه شده و اراده را به حرکت در آورد؛ و ملاک و ارزش یک شخصیت تنها با اراده شخصی او قابل درک است.
«اراده عنصر منتجِ همت است نه همه ی مفهوم و شرایط آن. اراده ی انسان جلوه ای از اراده ی خداوندی است؛ مشروط به اینکه متعلق به خیر و کمال باشد نه شر و نقایص. کمک خداوندی در معرفت و تصعید روح، زمانی است که خود انسان در صدد شناختن و تصعید بر آمده و اراده ی جدی نماید. تحرک این اراده که آغاز و بنیاد همه ی خیرات و کمالات است، مقدمات خود را از عقل سلیم و فطرت پاک می گیرد. بهترین دلیل وجود این اراده، کاروانِ با عظمتِ حق طلبانِ رشد یافته ی تاریخ بشری است.» (علامه جعفری، 1386).

ب) عظمت گرایی: اگر انسان عظمت جهان هستی که نشانی از عظمت خداوند است را درک کند، ارزش و عظمت حیات خویش را شناخته؛ و گوهر وجودی خود را ارزشمند شمرده به خویشتن اهمیت می دهد و در جهت شناخت خود و ساختن خود گام بر می دارد؛ و سرمایه های حیات خود را که جان، اندیشه، عقل و وجدان است را در راه خدمت به «خود طبیعی» به کار نمی برد.
« برای به وجود آمدن همت عالی، عظمت گرایی که در نهاد آدمی وجود دارد، باید به فعلیت برسد. به فعلیت رسیدن این حقیقت عظمی، جز با قرار گرفتن در جاذبه ی ربوبی امکان پذیر نیست». (علامه جعفری، 1386).

برای به فعلیت رسیدن عظمت گرایی در انسان، باید صفات و ویژگی های دیگری در انسان ایجاد شود؛ از جمله : شناخت خویشتن، اهمیت به خویشتن(احترام به ذات یا خود)، استقلال شخصیت، مدیریت خویشتن، محاسبه و موازنه خویشتن. شرح هر یک از این ویژگی ها به قرار زیر است:

• شناخت خویشتن: به اعتقاد علامه جعفری(1386)، فردی که اطلاعی از امکانت و استعدادهای خود ندارد، یا در واقع نفس خویش را نشناخته، نمی تواند بر مبنای محاسبه ی منطقی با «خویشتن» رفتار کند. کسی که خود و ارزش خود را نشناسد، ماهیت و استعداد و عوامل و موانعِ رشد و کمال خویش را نخواهد شناخت و در جهت اصلاح آن کوشش نخواهد کرد. بنابراین هدف گیری هایش بی اساس و تصمیماتش تصادفی بوده، در نتیجه اعمال او تحت تاثیر عوامل جبری و عوامل خارج از ذاتِ خود، قرار خواهد گرفت و از حرکت و تکاپو در مسیر کمال باز خواهد ماند.

• اهمیت به خویشتن(احترام به خود): از نظر علامه جعفری(1386)، از ضروری ترین وظایف انسان، مراعات اصل اهمیت به خویشتن است. وی یک اصل سازنده درباره خویشتن سازی واهمیت به آن از حضرت علی(ع)، را چنین بیان می کند: « حیا و شرم از خویشتن، ناشی از درک عظمتی است که خداوند متعال در ذات، شخصیت و روح انسان به ودیعه نهاده است. اگر این عظمت برای هر کسی درک و دریافته شود قطعا احترام به ذات(خود) را بدیهی ترین ضرورت ها خواهد دانست».
انسانی که عظمت و ارزش خود را درک می کند، احترام به ذات خود را ضروری می داند؛ علاوه بر آن، هر انسانی با احساس فطری ناب، وجود یک نگهبان درونی را که ناظر بر اعمال و رفتار اوست را به خوبی درک می کند و «خود انسانی» به وسیله عقل، وجدان و اصول انسانی، ارزش وعظمتی که در ذات وی نهفته، تشخیص می دهد؛ که آن واجب الاحترام است و از اهانت بر آن به جهت ارتکاب به زشتی ها و پلیدی ها، شرم نموده و حیا روا می دارد. در صورتی که در انسانی احترام و شرم و حیا از خویشتن وجود نداشته باشد، محال است که احترام و حیا نسبت به دیگران داشته باشد. (علامه جعفری، 1386).

• استقلال شخصیت: انسانی که به عظمت و ارزش خویشتن پی می برد، استقلال شخصیت را نصیب ذات انسانی خود می کند. استقلال به این معنی که خداوند متعال استعداد غنای ذاتی و بی نیازی از دیگران را در نهاد انسان به حد لازم و کافی قرار داده است؛ البته این بدان معنی نیست که انسان باید مستقل و بدون تکیه و نیاز به کسی زندگی کند و حتی تکیه به خداوند هم نداشته باشد. علامه جعفری در این باره می گوید:
« برای رسیدن به هدف های والا در مسیر تصعید حیات کمالی، چشم دوختن به امتیازات عاریه ای و تقلیدی و گرفتن کمک از خارج ذات برای شئون شایسته ی ذات، یک نقص بزرگ است».(علامه جعفری،1386)
علامه جعفری(1386)، درباره ی حضرت علی(ع)، آن انسان کامل و جامع صفات الهی چنین می گوید: « زندگی آن حضرت در حد اعلای استقلال سپری شده؛ آن انسان مستقل و کامل، حتی یک لحظه استقلال ذاتی درباره خداوند احساس ننموده، درون او در همه ی احوال و شرایط در مسیر ارتباط با خدا حرکت می کرد».

• مدیریت خویشتن: هنگامی که آدمی عظمت و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره روان شناسی، انسان کامل، سیر تکاملی، تعلیم و تربیت Next Entries منبع پایان نامه درباره علامه جعفری، جهان عینی، حیات دنیوی، آینده نگری