منبع پایان نامه درباره علامه جعفری، جهان عینی، حیات دنیوی، آینده نگری

دانلود پایان نامه ارشد

ارزش وجودی خویش را درک کرد، به مدیریت و منضبط ساختن همه ی استعداد ها و ابعاد و ویژگی های مثبت و منفی خود می پردازد؛ چنین فردی اعتدال و میانه روی در کارها را برنامه ی زندگی خود قرار می دهد، و به عبارتی ساعات زندگی خود را تنظیم می کند، به صورتی که ساعاتی را به نیایش و عبادت و اطاعت با خدایش، ساعاتی را برای معاش خود و ساعاتی را بین خود و لذایذ شایسته خود می گذراند.
« زمانی که خود طبیعی یا آن سطحِ من، که در ارتباط با طبیعت بدن و غرایز و جهان عینی است، به حد اعلای ارتباط انسانی برسد دیگر انبساط و شکوفایی خود طبیعی هدف تلقی نخواهد شد و منِ انسانی بدون آن که به دنبال انبساط های لذت انگیز باشد، به مدیریت حیات و طبیعتِ بدن و تنظیم رابطه ی آن با جهان عینی (مدیریت خود طبیعی) خواهد پرداخت».(جعفری،1386).

• محاسبه و موازنه ی خویشتن: علامه جعفری(1386)، قانون حیات را این چنین بیان می کند: « هر چیزی را که به دست می گیریم(مانند انرژی، استعدادها و امکانات در برابر پدیده های عینی)، در مقابل آن چیزی را از دست می دهیم(از قبیل موجی از میل و اشتیاق و لذتی که به نفع خود به راه می اندازیم).» وی معتقد است، انسانی که عظمت حیات و ارزش وجودی خود را درک می کند، درباره ی آن چه می دهد و آن چه می گیرد محاسبه ی دقیق انجام می دهد. به عبارتی چنین افرادی، سرمایه های حیات و گوهر وجودی خویش را که شامل جان، عمر، اندیشه، وجدان و دیگر ابعاد مثبت وجودیست، و هرگز یک لحظه از آن تکرار نخواهد شد، را در راه رشد و پرورش خودِ طبیعی به کار نمی برند. این افراد قیمیت این سرمایه ها را دریافته و آن را ارزان از دست نداده و تلاش می کنند تا از آن در راه کمال و رشد حیات شخصی و تصعید حیات کمالی اجتماع مورد استفاده قرار دهند؛ این گروه از انسان ها بیدارترین و خردمند ترین نوع بشر به شمار می روند.
بنابراین از ضروریات مسیر حیات تکاملی انسان، محاسبه و موازنه خویشتن است؛ به این معنی که، فردی که در مسیر رشد و کمال قرار می گیرد باید به محاسبه و موازنه ی اعمال و رفتار خود بپردازد. به عبارتی هر انسان سالم از نظر عقل و فطرت و وجدان و روان، که مزایا و معایب حیات(زندگی) فردی و اجتماعی خویش را مستند به خود دانسته، به وسیله محاسبه و ارزیابی خود به عالی ترین سطح منِ انسانی نائل می گردد. علامه جعفری در این باره می گوید: « اگر فرهنگ و تعلیم و تربیت ها و مدیریت های اجتماعی بر خورداری انسان ها را از «من و شخصیت» ضروری و جدی تلقی می کردند و لذتِ عالیِ دارا بودن به منِ آزاد و ذات قابل محاسبه را به همه ی انسان های جامعه، قابل دریافت می ساختند یقیناً انسانها از اساسی ترین جوهر حیات خود (من) برخوردار شده، و به وسیله محاسبه و موازنه درباره ی خویشتن به عالی ترین سطحِ حیات موفق می شدند». اما از آنجا که بسیاری از افراد درباره شناخت انسان «آن چنان که هست» و «آن چنان که باید»، معلومات اندکی دارند و اراده ی تکاملی آنها ضعیف است، لذا کمتر به محاسبه و ارزیابی خویشتن می پردازند. توجه به خویشتن که باید به صورت مستمر باشد، برای اغلب افراد در فاصله زمانی طولانی تحقق می پذیرد و به چیزی به عنوان من یا روح یا شخصیت که از اصالت خاصی برخوردار است نمی نگرند در نتیجه برای آن ها موضوعی برای محاسبه و موازنه وجود نخواهد داشت. (علامه جعفری،1386).

ج ) هدفمندی : علامه جعفری(1386)، معتقد است اگر انسان حیات را تنها در زندگی که ناشی از احساسات و حرکات و تمایلات غریزی است، خلاصه کند توانایی پیدا کردن هدفی والا برای حیات خویش نخواهد داشت. قرآن در آیات متعددی تاکید دارد که انسان در این دنیا عبث و بیهوده و بی هدف آفریده نشده و هستی انسان با مرگ از بین نمی رود، بلکه مرگ پلی است برای عبور به جهانی دیگر که از نظر عظمت و بقا و اصالت با این دنیا و حیات زود گذر قابل مقایسه نیست.

قرآن صریحا در آیه زیر می فرماید که انسان برای هدفی آفریده شده است :
« و جن و انس را نیافریدم مگر این که عبادتم کنند. »9
« تمام من از آنِ خداست و این است هدف اعلای زندگی انسان در این دنیا، که خداوند آن را عبادت و بندگی نامیده است». (علامه جعفری، 1379).

انسان هدفدار، همواره از روشنایی عالی برخوردار است که در هر لحظه می داند چه می کند و به کجا می رود و هدفمندی وی موقعیت شایسته ی او را نشان می دهد؛ به علاوه ناگواری ها وناملایمات نمی تواند اختلافی در تفکرات و وضع روانی وی به وجود بیاورد؛ همچنین امتیازات دنیوی و عوامل لذت و رفاه نمی تواند انسانی را که حیات و زندگی خود را در مسیر هدفی اعلا قرار داده، از خود بی خود نماید. (علامه جعفری،1386).
امیرالمومنین (ع) ، در نهج البلاغه در باره هدف اعلای زندگی چنین فرمودند:
« قطعاً برای شما هدفی (پایانی) است نهایی، پس تا وصول به آن تکاپو کنید.»10

بنابراین انسان دارای همت عالی، هدف گیری های عالی دارد؛ و به وضعی که محیط و اجتماع به صورت جبری بر وی تحمیل می کند، قناعت نکرده. چنین فردی هدفی را در نظر می گیرد که متناسب با قدرت اراده و توانش باشد زیرا در غیر این صورت، قدرت و اراده به هدر خواهد رفت. (علامه جعفری، 1386).

د ) شکیبایی : به اعتقاد علامه جعفری زمانی که دو پدیده شادی ها و اندوه ها در درون آدمی به وجود می آید، آگاهی و آزادی را به اندازه ی تاثیر آن دو پدیده از روان آدمی متوقف می سازد. یک اندوه می تواند اعتدال روانی انسان را مختل کند و گاهی سبب تعدی و تجاوز بر حقوق دیگران شود؛ اما همت عالی موجب می شود تا انسان در برابر شادی ها و اندوه های زود گذر، از خود مقاومت و بردباری نشان داده و آرامش انسان را تامین کند.
« عاملی نیرومند تر از همت عالی نمی توان یافت که در برابر دو پدیده لذت و الم، ثبات و آرامش انسان را تامین نموده، و با آشنا ساختن انسان با راز اصلی روح، تصعید حیات کمالی را تضمین کند.»(علامه جعفری، 1386).

پویندگی
علامه جعفری(1386)، روان فردی که خود را تسلیم عوامل ارثی و محیطی و اجتماعی نموده و هیچ حرکت و تکاپویی از ذات خود به وجود نمی آورد با روان کسی که نیروی حرکت را از طبیعت خودِ روان به کار گرفته و به فعالیت و تکاپو پرداخته و صدها بُعد و استعداد از خود نشان می دهد، یکسان و برابر نمی داند. وی معتقد است که روان آدمی آن استعداد و توانایی را دارد که مغز را از به خود پیچیدن و رسیدن به پوچی نجات دهد.
برای رسیدن به یک جهان بینی که حقیقت حیات و روان را شکوفا سازد، دو امر لازم و ضروری است: یکی پرهیز از مطلق سازی و مطلق پرستی در زمینه ی حواس و فعالیت های ذهنیِ متکی به حواس؛ و دیگری طواف نکردن پیرامون خویشتن، یعنی دخالت ندادن خودِ طبیعی در امور واقعی یا واقعیات.
بنابراین حقیقت روان آدمی دارای مختص پویندگیست؛ و این پویایی و تحرک باید در مسیر کمال و خیرات باشد والا روان هر چند هم پویا و متحرک باشد بدون جهت گیری و مقصد، مانند تحرک و بال زدن پرنده ای خواهد بود که پاهایش در زنجیر بسته شده باشد. (علامه جعفری، 1386).
« حس مطلق تراشی در درون آدمی چنان فعال و دقیق عمل می کند که می توان گفت یکی از مختصات کارگاه مغز آدمی، مطلق سازی است. هرگاه ذهن آدمی جزئیات دانستنی ها و خواسته های خود را به یک کل مستند سازد، مطلق آن کل را پذیرفته؛ به عبارت دیگر هرگاه ذهن آدمی وابستگی به یک پدیده در اشکال مختلف را به منبعی پیوند دهد، مطلقی را مورد قبول قرار داده است ». (جعفری، 1379).
صفاتی که مختص پویندگی می تواند ایجاد کند، تلاش وتکاپو، آفرینندگی، آینده نگری است.
الف) تلاش (تکاپو) : به اعتقاد علامه جعفری(1386)، اشتیاق به کمال و همچنین قانع نبودن به وضع موجود و احساس نقص در صدها عامل فردی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی و… سبب تکاپو و تلاش در انسانی می شود که از تفکرات سالم، عقل سلیم و فطرت پاک برخوردار است. تکاپو و تلاش های چنین فردی بدون تردید برای دست یافتن به هدفهایی است که یا احتیاجات خود را بر طرف سازد و یا ناشی از احساس کمالی است که جلوگیری کند از قناعت به وضع موجود خویش.

علامه جعفری(1386)، در پاسخ به این سوال که چرا عده ای از افراد، از عدم وصول به کمال احساس درد نمی کنند و یا همواره به وضع موجود خویش قانع هستند، می گوید: « اگر هر یک از قوا و استعدادهای بشری دست از فعالیت خود بردارند، راکد خواهند شد. عقل سلیم و فطرت و وجدان، آدمی را برای رسیدن به کمال و تعالی تحریک می کند؛ اما وقتی انسان به این تحریکات پاسخ مثبت ندهد، با گذشت زمان این قوا از کار افتاده و آدمی را به حال خود رها خواهد ساخت و فرد اسیر خودِ طبیعی می شود و می خواهد در این دنیا بدون قانون حیات زندگی کند؛ لذا عدالت، صدق و صفا و صمیمیت و دیگر ارزشهای اخلاقی را مزاحم خود می داند چه رسد به آن که بخواهد آن ها را در مسیر تصعید حیات تکاملی قرار دهد».

ب ) آفرینندگی : علامه جعفری(1386)، معتقد است افرادی که از حقیقت انسان و قدرت هایی که انسان در اختیار دارد، وهمچنین از سرمایه های وجودی خویش، آگاهی و اطلاع دارند، می دانند که برای رشد و کمال باید از استعدادهای نهفته ی درونی خویش بهره برداری کنند؛ زیرا جهان برون ذات در برابر همه ی انواع موجودات و حیوانات گسترده شده است، اما فقط انسان است که برای خود معرفت می اندوزد، به اکتشاف و اختراع می پردازد، اثر هنری خلق می کند و نمود های فرهنگ و تمدن می سازد و صدها فعالیت و آفرینندگی از خود به جای می گذارد.
انسان ها چه به صورت انفرادی و چه به شکل اجتماعی، در بهره برداری (به فعلیت رساندن) استعدادهای ذاتی خود و بهره برداری از مواد جهان عینی متفاوت هستند. علامه جعفری، علت این تفاوت ها را در دو اصل زیر چنین بیان می کند :
« یکم: بهره برداری از استعدادهای ذاتی به علت جبر عوامل محیطی و اجتماعی و خواسته ها و مقاصد «خودِ طبیعی» : این نوع بهره برداری در جریان زندگی انسانهای معمولی روی می دهد، و اگر آنها موفق به معرفت و عمل عالی شوند، ارزش کمالی آن را نمی دانند.
دوم: بهره برداری از استعدادهای ذاتی در راه وصول به مقاصد انسانی : یعنی امتیازات و استعداد های درونی خود را در مسیر خیرات و نیکی ها و کمال مورد بهره برداری قرار می دهند. این گونه انسانها که در اقلیت هستند، از موجودیت درونی خود برای «خودِ انسانی» بهره برداری می کنند و باعث امید انسانها و حفظ و صیانت ارزشهای عالیِ انسانی می شوند.» (علامه جعفری، 1386).

ج ) آینده نگری : از نظر علامه جعفری(1386)، انسان در لحظاتی زندگی می کند که بر اثرعوامل نا آگاه، گذشته رابه لحظه حاظر آورده ویا به آینده برده و نسبت به حالِ حاضر بی اعتنا شده. این لحظه های گسیخته از گذشته و آینده، وحدت حیات را متلاشی کرده و حیات را از قابلیت هدفداری ساقط می کند. وی معتقد است انسان برای آینده ای که در پیش دارد، باید در حال حاظر به تلاش و حسابگری اعمال و رفتار و کارهای خود بپردازد که از عوامل مهم در رشد مسیر حیات تکاملی است. لازمه ی حسابگری به فعلیت رسیدن قوایی مانند اندیشه و عقل و برخورداری از تجارب و اراده و هدفگیری های والاست. منظور علامه از حسابگری، تحصیل معرفت برای فهم واقعیات و حقایقی است که انسان در حال حاظر در مزرعه ی حیات می کارد و دیر یا زود علل امروزی در آینده معلول های خود را به وجود خواهند آورد؛ و دیگر این که شخص آگاه می فهمد آن چه در حیات انسان رهسپار گذشته می شود به هیچ وجه قابل برگشت نیست؛ پس تعلق اراده به آن، لغو و بیهوده است. بنابراین حوادث مشابه و همانند را نباید با تکرار حقیقی یک حادثه اشتباه کرد، زیرا یک حادثه حقیقی هرگز تکرار پذیر نیست.
با توجه به نظرات علامه جعفری، ما دو نوع آینده پیش روی خود داریم که چه بخواهیم یا نخواهیم و چه بدانیم یا ندانیم به سوی آنها می رویم. یکی آینده ی همین حیات دنیوی، که هر انسان زنده ای پیش رو دارد و آن را به ناچار سپری خواهد کرد و دیگری آینده حیات اخروی، که اگر کسی آن را نپذیرد یا نادیده بگیرد حیات دنیوی هرگز برای او قابل تقسیر یا توجیه نخواهد بود.
« احساس

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره علامه جعفری، ماهیت انسان، تعلیم و تربیت، تاثیر و تاثر Next Entries منبع پایان نامه درباره پذیرش خود، عزت نفس، هویت شخصی، کهن الگوها