منبع پایان نامه درباره علائم اضطراب، گروه کنترل، آموزش توجه، طرح پژوهش

دانلود پایان نامه ارشد

تهديد346) را در کاهش علائم اختلال اضطراب اجتماعي، رفتارهاي مربوط به اضطراب اجتماعي و پاسخ هاي فيزيولوژيکي نسبت به استرس زاهاي اجتماعي را مورد مقايسه قرار دادند. محققان دريافتند که پس از 4 جلسه آموزش توجه، هر دو گروه توجه به سوي مثبت و شرايط کنترل کاهش معناداري در علائم اضطراب اجتماعي از پيش آزمون به پس آزمون نشان دادند. اما اين نتايج فقط براي گروه توجه به سوي مثبت در دوره ي پيگيري تداوم داشت. به علاوه بهبود رفتاري در نشانه هاي اضطراب اجتماعي و کاهش پاسخ هاي فيزيولوژيکي مرتبط با يک تکليف عملکرد سخنراني، فقط در گروه توجه به سوي مثبت مشاهده شد.
امير، برد، تايلور، کلرمپ، الياس، برنز347 و همکاران (2009) اثربخشي برنامه تغيير توجه348 (AMP) را با استفاده از نوع ديگري از تکليف دات پروب در افراد داراي اضطراب اجتماعي مورد بررسي قرار دادند. در اين مطالعه دو چهره که يکي از آنها بالاتر از ديگري قرار داشت بر روي مانيتور کامپيوتر به بيماران ارائه مي شد. هر جفت چهره از يک چهره با حالت هيجاني تهديد آميز (نفرت) و يک چهره خنثي تشکيل شده بودند. پس از نمايش کوتاه مدت چهره ها، چهره ها ناپديد مي شدند و سپس يکي از چهره ها با يک پروب (مثلاً حرف E يا F) جايگزين مي شدند. شرکت کنندگان با راست کليک يا چپ کليک کردن ماوس کامپيوتر بايد مشخص مي کردند که پروب ارائه شده حرف E بوده يا F. در شرايط آموزشي فعال (AMP) پروب هميشه در موقعيت چهره ي خنثي در مانيتور ظاهر مي شد، بنابراين مسير توجه شرکت کنندگان از چهره تهديد آميز دور مي شد. در شرايط کنترل توجه349 (ACC)، پروب در 50 درصد مواقع جايگزين چهره ي خنثي و در 50 درصد مواقع نيز جايگزين چهره ي تهديد آميز مي شد. امير و همکاران پس از 8 جلسه ي 20 دقيقه اي دريافتند که 50 درصد از گروه اضطراب اجتماعيِ شرايط فعال در مقايسه با 14 درصد شرايط کنترل، تشخيص اضطراب اجتماعي را از دست دادند. همچنين شرکت کنندگانِ شرايط فعال در مقايسه با شرايط کنترل در نشانه هاي اضطراب اجتماعي که توسط مقياس اضطراب اجتماعي ليبوويتز سنجيده مي شد، به طور معناداري بهبود يافته بودند.
اشميت، ريچي، بوکنر و تيمپانو350 (2009) همين پژوهش (امير و همکاران، 2009) را در شرايط غير آزمايشگاهي انجام دادند. يافتههاي حاصل از پژوهش آنها نشان داد که پس از 8 جلسه آموزش، 72 درصد از شرکت کنندگانِ شرايط فعال در مقايسه با 11 درصد از شرکت کنندگان شرايط کنترل ، ديگر معيارهاي تشخيصي براي SAD را دريافت نمي کردند.
نتايج حاصل از پژوهش(گيکا351 و ولز، a2009 ، b2009) نشان داد که تعداد زيادي از باورهاي فراشناختي پيش بين فردي اضطراب اجتماعي هستند.
فنون ديگري که فراآگاهي352 و نگرش ارزيابانه نسبت به فرايندهاي فکري را ممکن مي سازند در اضطراب اجتماعي مفيد بوده اند. مثلاً ولز و پاپاجورجيو(1998) دريافتند که بيماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي کاهش بيشتر در سطح اضطراب و باورها را بعد از مواجه سازي اي تجربه کردند که براي افزايش توجه بيروني منظور شده بود تا بعد از مواجه سازي مبتني بر منطق خوگيري، مواجه سازي که توجه را به سوي محرک هاي بيروي هدايت کند به جمع آوري اطلاعاتي کمک ميکند که هم فرضهاي منفي در مورد واکنش ديگران و هم اين باور که تمرکز توجه کنترل ناپذير است را تأييد نميکند. بالعکس، مک اوي و پريني (2008) دريافتند که شناخت درماني گروهي براي اختلال اضطراب اجتماعي با آموزش توجه (يک فن فراشناختي منظور شده براي افزايش انعطاف پذيري توجهي) با بهبود بيشتر از شناخت درماني گروهي با آرامش مرتبط نبود. با اين وجود اين مطالعه آموزش توجه را در پروتکلي گنجاند که فنوني را براي تغيير و اصلاح توجه متمرکز بر خويش به کار گرفته بود. پس بعيد بود که آموزش توجه مزيت فوق العاده اي را اضافه کند. به علاوه مطالعات فوق فنون فراشناختي مستقيم را در اضطراب اجتماعي به کار نبستند، بلکه از مواجه سازي با يک عنصر فراشناختي استفاده کردند (ولز و پاپاجورجيو، 1998) يا يک فن فراشناختي را به پروتکل CBT از قبل اثبات شده افزودند (مک اووي و پريني، 2008). نقش بالقوهي يک فن با تمرکز فراشناختي مستقيم در درمان اضطراب اجتماعي هنوز بررسي نشده است.
کالوت، اوروئه و هانکين، (2013) پژوهشي را با هدف اثبات پيش بيني تفکرات اضطرابي خودبخود توسط طرح واره هاي غيرانطباقي اوليه و نشان دادن اين مسئله که چنين تفکرات خودبخودي مانند واسطهاي در بين طرح وارهها و تغييرات آتي در علائم اضطراب اجتماعي عمل ميکنند انجام دادند. اين مطالعه يک مدل وارونهي جايگزين را هم بررسي کرد که در آن طرح واره ها مانند واسطه اي بين تفکرات خودبخود و اضطراب اجتماعي عمل مي کردند. در مجموع 1052 نوجوان (499 دختر و 553 پسر با ميانگين سني 43/13 و انحراف استاندارد سني 29/1) مقياس هاي طرح وارههاي غيرانطباقي اوليه، تفکرات خودبخود اضطراب اجتماعي و علائم اضطراب اجتماعي را در زمان 1، 2، 3 کامل کردند. نتايج بيانگر روابط طولي دو سويه در بين طرح وارهها و تفکرات خودبخود که مضموني سازگار داشتند، بودند (مثل طرح واره ي قطع ارتباط/ طرد يا واپس زني و تفکرات خودبخود خودپنداره ي منفي). ضمناً تفکرات خودبخود ارزيابي انتظار منفي توسط ديگران در زمان 2 در رابطهي بين طرح واره ي هدايت سايرين در زمان 1 و علائم اضطراب اجتماعي در زمان 3 يک واسطه بود. اين يافته ها با مدل هاي شناختي سلسله مراتبي اضطراب اجتماعي همخواني دارند، چرا که طرح وارههاي عمقي تر پيش بين تفکرات سطحي تر مي باشند. اين يافته ها همچنين از اين که تفکرات سطحي تر به پايدار شدن طرح واره ها مي انجامند، حمايت مي کنند. در خاتمه نتايج نشان داند که طرح وارههاي غيرانطباقي اوليه حوزهي هدايت سايرين نقش مرتبطي را در شکل گيري و حفظ اضطراب اجتماعي ايفا ميکنند.
در مجموع مدلهاي تئوريک SAD به ابداع درمانهاي مناسب و مؤثر منجر شدهاند، اما از طرفي مراجعين متعددي وجود دارند که تا حد مطلوب بهبود حاصل نميکنند (هيمبرگ، 2009). هر چند رفتار درمانيهاي شناختي اثربخشي خود را در درمان SAD نشان داده اند، اما ميزان متوسط اثربخشي 80/0 هم چنان باقي مانده است (باتلر، چاپمن، فورمن و بک، 2006). از آنجا که‌ يافتن شيوههاي درماني کوتاه مدت با کارايي بيشتر از جمله ضرورت‌هاي پژوهش مي‌باشد و شيوههاي درماني مبتني بر مدل طرحواره و مدل فراشناختي جزء درمان‌هاي کوتاه مدت به شمار مي‌آيند، در رساله حاضر بر آن شديم تا اثربخشي و بويژه ماندگاري اثر اين شيوه ي هاي درماني جديد را مورد مقايسه و بررسي قرار دهيم.

فصل سوم: روش تحقيق
3-1- مقدمه
فصل حاضر به مباني روششناختي پژوهش اختصاص يافته است. در اين فصل طرح پژوهش، روش تحقيق، ابزار گردآوري دادهها، روند اجراي پژوهش و شيوهي تجزيه و تحليل اطلاعات مورد توجه واقع ميشود.

3-2- طرح پژوهش
طرح اين پژوهش نيمه آزمايشي و از نوع پيش آزمون ـ پس آزمون ـ پيگيري با گروه گواه و شامل مراحل اجرايي زير بود: 1- جايگزين کردن تصادفي آزمودني ها 2- اجراي پيش آزمون و جمع آوري داده ها 3- اجراي متغير مستقل روي گروه هاي آزمايشي 4- اجراي پس آزمون و جمع آوري داده ها 5- اجراي آزمون پيگيري و جمع آوري داده ها ( طي سه مرحله با فاصله زماني يک ماه).
متغيرهاي مستقل شامل درمان فراشناختي و طرح واره درماني مي باشد که هر يک طي 10 جلسه به صورت هفتگي انجام شد و نمرات پرسشنامه هاي سنجش علائم اضطراب اجتماعي، سلامت اجتماعي و کيفيت زندگي در بيماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي به عنوان متغيرهاي وابسته در نظر گرفته شدند.

3-3- جامعه آماري، نمونه و روش نمونه گيري
جامعه آماري پژوهش حاضر دانشجويان کارشناسي دانشگاههاي پيام نور کرمانشاه و اسلام آباد غرب بودند. در اين پژوهش از روش نمونه گيري هدفمند353 استفاده شد (گال، بورگ و گال، 1391). ابتدا يک اطلاعيه در مورد برگزاري درمان روي علائم اضطراب اجتماعي (علائم با جزئيات در اطلاعيه ذکر شده بود، بدون ذکر نام اختلال) در مراکز مشاوره و بخشهاي مختلف دانشگاه پخش شد. سپس با در نظر گرفتن احتمال افت شرکت کننده ها 60 نفر از ميان 243 نفر داوطلب مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي مراجعه کننده به مراکز مشاوره که همگي دختر بودند و به فراخوان محقق در مورد درمان علائم اضطراب اجتماعي پاسخ دادند انتخاب و به صورت تصادفي در سه گروه (دو گروه آزمايشي و يک گروه کنترل) قرار گرفتند. در جدول 3-1 ويژگي هاي جمعيت شناختي گروه نمونه آمده است.
جدول 3-1: ويژگيهاي جمعيت شناختي شرکت کنندگان
گروه
فراواني
درصد
ميانگين سني
انحراف معيار
جنسيت
سطح تحصيلات
طرح واره درماني
16
76/30
93/22
99/2
مؤنث
دانشجوي کارشناسي
درمان فراشناختي
17
69/32
37/22
73/2
مؤنث
دانشجوي کارشناسي
گروه کنترل
19
53/36
52/22
87/2
مؤنث
دانشجوي کارشناسي
کل
52
100
60/22
86/2

همانگونه که در جدول مشاهده مي شود از کل افراد گروه نمونه، 16 نفر از آنها در گروه طرح واره درماني، 17 نفر در گروه درمان فراشناختي و 19 نفر هم در گروه کنترل بودند. ميانگين سني گروه طرح واره درماني 93/22 ،گروه درمان فراشناختي 37/22 و گروه کنترل52/22 بود. همچنين ميانگين سني کل گروه نمونه 60/22 ( دامنه 25 – 17 سال) با انحراف معيار86/2 بود. همه شرکت کنندگان مؤنث و دانشجوي کارشناسي بودند.
ملاکهاي ورود شرکتکنندگان به پژوهش عبارت بودند از: داشتن ملاکهاي تشخيصي اختلال اضطراب اجتماعي (به تشخيص متخصص باليني و بر اساس نتايج مصاحبه باليني ساختمند و همچنين تکميل پرسشنامه سنجش علائم اضطراب اجتماعي)، عدم دريافت هيچ گونه درمان اعم از روان شناختي و دارويي (حداقل يک ماه قبل از انجام پژهش)، عدم وجود ساير اختلالات رواني، نداشتن سوء مصرف مواد و سن (داشتن حداقل 17 و حداکثر 25 سال).
به منظور اينکه مشخص شود شرکت کنندگان اختلال شخصيتي شديد ندارند، پرسشنامه باليني چند محوري ميلون354 (MCMI) (ميلون و گروسمن، 2005) بر روي آنها اجرا شد. اين پرسشنامه يک مقياس خودسنجي با 175 گويه بلي و خير است و براي بزرگسالان 18 سال به بالا که براي درمان يا ارزيابي روان شناختي به مراکز سلامت روان مراجعه مي کنند، استفاده مي شود. الگوهاي باليني شخصيت شامل 11 زير مقياس به شرح زير است: شخصيت اسکيزوئيد، دوري گزين، افسرده، وابسته، نمايشي، خودشيفته، ضد اجتماعي، آزارگر- ديگرآزار، وسواسي، منفي گرا و شخصيت آزارگر- خودآزار. ضريب پايايي با استفاده از آلفاي کرونباخ محاسبه شده براي خرده مقياس هاي نشانگان باليني و الگوهاي باليني شخصيت و کل پرسشنامه به ترتيب برابر با 87/0، 83/0 و 92/0 به دست آمده که حاکي از ثبات و پايايي بسيار بالاي اين آزمون است. کساني که در MCMI نمره نرخ پايه آنها بيشتر از 84 بود از پژوهش کنار گذاشته شدند.
پس از اعمال مداخلهها 4 نفر از گروه طرحواره درماني و 3 نفر نيز از گروه درمان فراشناختي به دليل غيبت بيش از سه جلسه از پژوهش خارج شدند و در گروه کنترل نيز يک نفر به دليل عدم همکاري در تکميل پرسشنامه هاي پس آزمون و همچنين مرحله پيگيري از پژوهش کنار گذاشته شد. در نهايت حجم نمونه پژوهش در گروه طرح واره درماني 16 نفر، در گروه درمان فراشناختي 17 نفر و در گروه کنترل 19 نفر بود.

3-4- ابزار پژوهش
3-4-1 مصاحبه باليني ساختار يافته براي اختلالات محور يک355 درIV DSM- (SCID): مصاحبه باليني ساختاريافته براي IV DSM- يک مصاحبه براي ارزيابي انواع مختلف اختلالات محور اول و دوم ويرايش چهارم کتابچه راهنماي تشخيصي آماري اختلالات رواني است. اين مصاحبه اولين بار در دهه 90 براي تشخيص بر اساس -R??? DSM- طراحي شو و نسخه فعلي آن بر اساس IV DSM- به روز شده است که شامل دو نسخه براي محور اول و دوم است. SCID هفت گروه تشخيصي اختلالات محور اول شامل اختلالات خلقي، روانپزشکي، وابستگي به مواد، اضطراب، خوردن و سازگاري را مورد ارزيابي قرار مي دهد. سادوک و سادوک356 (2003)

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره آموزش توجه، علائم اضطراب، گروه کنترل، کاهش اضطراب Next Entries منبع پایان نامه درباره تحت درمان، سلامت روان، اعتبار سازه، افراد مبتلا