منبع پایان نامه درباره عسر و حرج، قاعده لاضرر، فقه و احکام، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

كه ميرزاي شيرازي در منازعه ي زن و شوهري كه برايشان محرز شده بود قابل اصلاح نيست، حكم به طلاق زن داد.91
– تعيين نرخ‌ها و محدود كردن آنها: مالك به حكم «الناسُ مسلّطون علي أموالهِم» آزاد است كه در معامله نقدي بي‌انصافي كند و گران بفروشد. اين معامله صحيح و قانوني است و مبادله صورت مي‌گيرد ولي در عين حال، بايع مرتكب كار حرامي شده است؛ مثل حرمت بيع عند صلاه الجمعه و مثل طلاق كه در حد يك حرام مبغوض است و مثل معاملات اضطراري و نيز در معامله ي نسيه كه به بهانه آزادي در تعيين قيمت، قيمت را بالا ببرد كه في حد ذاته بي‌انصافي حرام است ولي اين معاملات صحيح‌ است، امّا اسلام از راه ديگر مي‌تواند جلوي اين معاملات را بگيرد و آن اين كه حكومت اسلامي حق دارد بر تعيين نرخ‌ها نظارت كند تا جلو اين آزادي را بگيرد و خود اين حق داشتن حاكم دليل بر اين است كه اين‌ها في‌حدذاته آزادند و او حق دارد اين آزادي را محدود كند، مثلًا ربا و معامله ربوي في‌حدذاته باطل است و معنا ندارد بگوييم حاكم آن را منع كرده است. معامله غرري هم همين طور است.92
2-19 قاعده هاي که مصصح برخي از تغييرات و تحولات در احکام اسلامي است عبارتند از:
2-19-1 قاعده لاضرر
يکي ديگر از اصولي و قواعدي که مصحح برخي از تغييرات و تحولات در احکام اسلامي است قاعده ي«لاضرر» است.
براساس اين قاعده هر حکمي که بخواهد منتهي به ضرر به شخص يا نوع شود. مشروعيت خود را از دست مي دهد و به ديگر عبارت، براساس اين قاعده، دستورهاي اسلامي تا آن حد لازم الاجراء و واجب الاتباع است که مستلزم ضرر و زياني نباشد.
يکي از مدارک مهم اين قاعده قضيه معروفي است که ذيلا بدان اشاره مي شود:
در زمان رسول خدا- صلي الله عليه و آله- سمره بن جندب را در باغ يکي از انصار درخت خرمايي بود. خانه مسکوني مرد انصاري که اهل و عيالش در آن به سر مي بردند. در همان باغ قرار داشت. سمره به بهانه اينکه مي خواهد به درختش سر بزند يا از درختش خرما بچيند هر وقت که دلش مي خواست بدون اجازه و سرزده وارد باغ مي شد. مرد انصاري از اين کار سمره، ناخشنود بود. لذا به او تذکر داد و از او خواست به هنگام داخل شدن اجازه بگيرد. سمره مي گفت: اجازه نمي گيرم، چرا که درخت از ان من است و هرگاه که بخواهم بدون اجازه مي آيم و به درخت خود رسيدگي مي کنم. مرد انصاري نزد رسول خدا-صلي الله عليه و آله- شکايت برد و مراتب را به عرض آن حضرت رسانيد. رسول خدا سمره را خواست و بدو فرمود: فلاني از تو شکايت دارد و مي گويد: تو بدون اطلاع و اجازه وارد منزل او مي شوي و قهرا خانواده او را در حالي مي بيني که او دوست ندارد. اگر چنين است بعد از اين بدون اجازه داخل نشو. سمره گفت: آيا براي گذشتن از راهي که منتهي به درخت خود من مي شود اجازه بگيرم؟ نه هرگز چنين نخواهم کرد. حضرت فرمود: حال که چنين است دست از درخت بردار و ما در عوض، درخت ديگري را در مکاني ديگر به تو مي دهم. سمره نپذيرفت. حضرت پيشنهاد دو درخت را بدو داد باز هم نپذيرفت. پيشنهاد سه درخت مطرح شد باز هم سمره تمکين نکرد. پيشنهاد هاي متعددي مطرح شد. تا اينکه رسول خدا پيشنهاد درخت را در جايي ديگر بدو داد ولي سمره بنا نداشت بپذيرد. حضرت فرمود: بيا و از اين درخت دست بردار. و من در عوض درختي را در بهشت برايت ضمانت مي کنم. سمره اين بار هم نپذيرفت. اينجا بود که رسول خدا- صلي الله عليه و آله- فرمود: تو مردي هستي زيان رسان و در دين اسلام زيان رسانيدن مشروع نيست. سپس به مرد انصاري دستور داد و فرمود: برو درخت خرما را از زمين در آور و آن را جلوي سمره بينداز. آن مرد رفت و درخت را در آورد و پيش سمره افکند آن گاه حضرت به سمره فرمود: حالا برو و درختت را هر جا که مي خواهي بکار. 93
2-19-2 قاعده نفي عسر و حرج
يکي ديگر از قواعد ياد شده قاعده نفي عسر و حرج است. طبق اين قاعده هر حکمي که موجب کلفت و مشقتي که يا فوق طاقت است و يا اگر فوق طاقت نيست مردم عادتا آن را تحمل نمي کنند. مشروع نمي باشد. مدرک اين قاعده علاوه بر عقل و اجماع آيات و روايات بسياري است که ذيلا به برخي از آنها اشاره مي شود:
الف) «ما جعل عليکم في الدين من حرج».94
خداوند براي شما در دين هيچ تنگنا و سختي مقرر نداشت.
ب) «يريدالله بکم اليسر و لايريد بکم العسر».95
خداوند براي شما آساني مي خواهد و براي شما دشواري نمي خواهد.
ج) عن حزه بن الطيار عن ابي عبدالله(ع) قال:«کل شي ء امر الناس به فهم يسمعون له، کل شي ء لا يسمعون له فهو موضوع عنهم»96
امام صادق(ع) فرمود: هر چيزي که مردم بدان مامور شده اند مقدور آنهاست و هر چيزي که از تحت قدرت آنها خارج باشد از عهده ي تکليفشان ساقط است.
2-19-3 اصل تقديم اهم بر مهم در باب تزاحم

يکي ديگر از اصول و قواعدي که ديگر احکام را تحت تاثير خود قرار مي دهد و تغييراتي را در آنها به وجود مي آورد، اصل تقدم اهم بر مهم در باب«تزاحم» است، براساس اين اصل هر گاه دو حکم لازم الاتباع اسلامي در يک مورد اجتماع کنند و ما قدرت اعمال هر دو را نداشته باشيم، بلکه بايد يکي را رها و ديگري را حفظ نماييم. در چنين موردي وظيفه ايجاب مي کند که امر کوچکتررا رها کرده و به امر بزرگتر بپردازيم. به عبارت واضحتر، امر کوچکتر را قرباني امر بزرگتر کنيم و امر بزرگتر را حفظ نماييم.
ممكن است در زمان يا مكاني حكمي وجود داشته باشد؛ ولي با گذشت آن زمان يا تغيير آن مكان، عنواني بر آن عارض شود كه سبب تغيير حكم گردد.
در مثال معروف«تحريم تنباكو» كه به وسيله ي فقيه بزرگ اسلامي، ميرزاي شيرازي انجام گرفت ملاحظه مي‌كنيم كه در شرايط عادي استفاده ي از تنباكو به نظر اين فقيه بزرگوار مجاز بود؛ ولي هنگامي كه انحصار آن به دست يك شركت انگليسي مي‌افتد و آن را مقدّمه‌اي براي سلطه ي اقتصادي بر يك كشور اسلامي قرار مي‌دهد، مجاز بودن تحت الشعاع وجوب حفظ استقلال اقتصادي كشورهاي اسلامي قرار مي‌گيرد و حكم آن مبدّل به تحريم مي‌شود. اين زمان مي‌گذرد و بر اثر استقبال عظيم مردم از حكم آن فقيه، شركت انگليسي و حكومت وقت مجبور مي‌شوند آن را منحل سازند و در شرايط جديد، همان فقيه حكم به اباحه و جواز مي‌دهد، در واقع عناوين اهمّ كه با تغيير زمان يا مكان به وجود مي‌آيد عناوين مهم را كنار مي‌زند و حكم را به خود اختصاص مي‌دهد.
همچنين در شرايط فعلي كه آمريكا با تمام قدرت به حمايت از اسرائيل و ضربه زدن به‌ كشورهاي اسلامي برخاسته، بسياري از فقهاي اسلامي حكم به تحريم خريد و فروش مصنوعات آمريكايي داده‌اند، زيرا هدف مهمتري، عنوان اوّلي جواز را تحت الشعاع قرار داده است و اگر روزي اوضاع برگردد ممكن است اين حكم نيز به تغيير شرايط، تغيير كند. 97
بنابراين باب«اهم و مهم» کار فقها و کارشناسان مسائل اسلامي را در موارد برخورد مصالح و مفاسد گوناگون و اجتماع آنها را در يک مورد را آسان مي نمايد. و مي توانند با توجه به ملاکها و ميزانها و مرجحاتي که اسلام خود بيان کرده است. درجه اهميت مصالح را بسنجند و اهم را بر مهم ترجيح داده، مقدم بدارند. چنان که از پيامبر گرامي اسلام(ص) روايت شده است:
«اذا الجتمعت حرمتان طرحت الصغري للکبري». يعني هرگاه دو امر مورد احترام در يک جا اجتماع کردند امر کوچکتر به خاصر امر بزرگتر رها مي شود.
و قواعد ديگري از قبيل قاعده ي«مرض»،«عجز»،«اکراه»، «اظطرار»،«خوف» و…وجود دارند که در شرايط ويژه، تکاليف الزامي را از عهده مکلف برداشته، يا تکاليف ديگري را بر عهده ي او مي گذارند.98
2-20 تاثير زمان و مکان در اجتهاد از نظر حضرت امام(ره)
تاثير زمان و مکان در اجتهاد يعني: شرايط خاص شخص با همه افراد جامعه در زمان و مکان خاص موجب تبدل موضوع خارجي و مصداق مي گردد؛ بدين معني که يک موضوع در شرايط زماني يا اقليمي خاص، تحت يکي از عناويني که حکم بر آن بار شده مندرج است و طبعا از حکم خاص برخوردار مي باشد. ولي همان موضوع در شرايط زماني و مکاني ديگر در تحت عنواني ديگر داخل و داراي حکمي جديد خواهد بود.
تاثير زمان و مکان در اجتهاد به اين معني امري است مسلم و مورد قبول همه فقها بلکه اصل آن از ضروريات فقه است؛ چه اين که يکي از عوامل تعدد و تغير احکام تعدد موضوع آنهاست. بر اين اساس معقول نيست که يک شيء در شرايطي مصداق براي عنوان موضوع حکمي باشد و در شرايطي ديگر عنوان موضوع حکمي مخالف بر آن انطباق يابد ولي همچنان بر همان حکم قبلي باقي بماند.
اصل اين کبراي کلي که با تبدل مصداق و خروج از موضوع حکمي، حکم به طور قهري تبدل مي يابد. امري است مسلم و مورد اتفاق همه دين شناسان؛ چنان که برخي از صغريات آن نيز همانند موارد قانون«لاحرج- و قاعده اهم و مهم و موارد ديگر… مورد قبول فقهاست. آنچه ممکن است مورد نزاع و نقض و ابرام قرار گيرد. تعيين بسياري از صغريات و مصاديق اين کبري است و اين که آيا تغيير شرايط اقتصادي و سياسي حاکم بر جامعه، موجب تبدل موضوع و پديد آمدن عنوان جديدي که حکم جديدي را نيز مي طلبد، خواهد شد. حضرت امام ره در پيام ديگري نيز نقش زمان و مکان در اجتهاد را مطرح فرموده اند که به نظر مي رسد منظور ايشان همان معني بوده است:«تذکري پدرانه به اعضاي عزيز شوراي نگهبان مي دهم که خودشان قبل از تصميم گيري ها مصلحت نظام را در نظر بگيرند چرا که يکي از مسائل بسيار مهم در دنياي پر آشوب کنوني نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصميم گيريهاست.« در اين جا ممکن است اين سوال به ذهن آيد که مقصود حضرت امام ره از پيام مذکور، تاثير شرايط زماني و مکاني در تبدل موضوع است که بي شک به تغيير حکم منتهي ميشود. اين مساله، مورد قبول همه محققان بلکه مورد تصديق همه آشنايان با اصطلاحات فقهي و اصولي است و نيازي به نقد بررسي و تحليل ندارد. در پاسخ بايد گفت: گرچه اصل ضرورت تبدل حکم به تبع تغيير موضوع و مصداق، قانوني است مسلم ولي هدف امام راحل ره از اين پيام به حوزويان، به خصوص مجتهدان و ارباب استنباط، تنها تذکاران اصل کلي نيست. بلکه منظور ايشان معرفي برخي از مصاديق حياتي آن و نيز توجه دادن به آن دسته از فقها و مجتهداني است که خود را در محيطي بسته و دور از واقعيات موجود اقتصادي، سياسي و اجتماعي، حبس کرده و احيانا به برخي از قوانين و حرکات نظام جمهوري اسلامي اشکال مي گيرند و حتي گاهي آن را مخالف با احکام شريعت مي پندارند اينان هر گاه به فکر و انديشه خود اندکي انبساط داده و خود را از انقباض و جمود برهانند و شرايط اقتصادي و سياسي حاکم جامعه کنوني با ديدي واقع بينانه بنگرند، به آساني تصديق خواهند کرد که بسياري از موضوعاتي که تا آن زمان، در نظر آن داراي احکامي خاص بودند از آن پس تحت عناوين جديدي از موضوعات رفته و حکمي جديد را مي طلبد.
سخن امام(ره) هم درباره نقش زمان و مكان در اجتهاد راجع به تشخيص موضوع است. 99
2-21 نقش زمان و مکان در آراي فقهي فقها

2-21-1 نظريه مرحوم آيت الله العظمي بروجردي

ايشان اعتقاد داشت هر مساله از فقه براي خود تاريخ و شرايط ويژه اي دارد زيرا فقه شيعه ناظر به فقه اهل سنت است چرا که در صدر اسلام خلافت و حکومت و طبعا فقه و احکام عمدتا در اختيار عامه بود. و از طريق آنان ميان مسلمين نشر مي گرديد، از اين رو روايات ائمه اطهار چه کلمات ابتدايي آنان و يا پاسخ هاي که به پرسندگان مي فرموده اند ناظر به آرا واحکام اهل سنت و جماعت است. بنابراين در مورد هر مساله و روايت بايد زمان، زمينه، پرسنده، محيط و ديگر شرايط مربوط را قبلا مورد توجه قرار داد جهت صدور چه بسا روايتي به صورت مطلق صادر شده باشد، لکن در واقع انصراف به زمان خاص و يا مورد مخصوصي داشته باشد ذکر عام و اراده خاص و يا انصراف به مورد خاص و يا با قيد و خصوصيت ذکر شده. لکن متوجه به صورت عام باشد ذکر خاص و ارده عام توجه به اين جهات ضروري بوده و اين توجه بدون توجه به فقه عامه ميسور نيست بنابراين مطالعه و اهتمام به مسير مساله در بين فقهاي عامه و سپس سير آن در ميان فقهاي شيعه، بالخصوص قدماي اصحاب از محقق حلي صاحب الشرايع متوفاي 676 ه- تا آغاز غيبت صغري و بالاخص اقدمين فقها از عصر شيخ طوسي متوفاي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره امام صادق، مقام استدلال، نفس الامر، زمان گذشته Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره سرمایه اجتماعی، شبکه های اجتماعی، روابط اجتماعی، ساختار اجتماعی