منبع پایان نامه درباره عزت نفس، بحران هویت، ناسازگاری

دانلود پایان نامه ارشد

در مورد خودمان است و به مجموعه ارزیابی فرد از خود و میزان ارزشی که شخص برای خود قائل است اطلاق می شود. نظر فرد درباره خود و حس عزت نفس در طول زندگی کامل می شود. دیدگاهی که فرد در کودکی نسبت به خود داشته و احساس ارزشمند بودن به دوره نوجوانی او منتقل می شود. توجه محترمانه پذیرش و اهمیت داده به فرد از طرف افراد زندگی اش موجب تکامل عزت نفس او می شود.
3- استقلال طلبی:
لازمه ورود به مرحله نوجوانی، بریدن از وابستگی دوران کودکی و تجربه استقلال بزرگ سالی است. دراین مرحله کودک دیروز که به والدین و اطرافیان خود وابستگی شدیدی داشت و نظر آنها را نظر خود می پنداشت در تصمیم گیری های بیشتر پدر و مادر برای تصمیم می گرفتند و بایدها و نباشدهایش را والدین و مربیانش تعیین می کردند و او می پذیرفت و اطاعت می کرد در دوره نوجوانی دیگر چنین آرام و تسلیم نیست. او بادرک جدید از محیط اطراف خود و احساس توانمندیدر شناخت دنیا دست یافتن وتفکر انتزاعی و قدر تجزیه و تحلیل واقعیت بیرونی احساس می کند قادر به تصمیم گیری در مورد مسائل خویش بوده و دیگر نمی خواهد آن کودک وابسته دیروز باشد.

4- بحران هویت
از بعد روان شناسی، بحران هویت نقطه حساس و بحرانی نوجوانی است که به جست و جوی فعال نوجوان برای سبک هویت ورسیدن به تجربه تازه اطلاق می شود.
در این دیدگاه بحران هویت مطلوب و گذر از این بحران ضروری و نیاز اساسی برای رشد و کمال شخصیت نوجوان است. نوجوان در درگیری با بحران خود را بهتر می شناسد و پاسخ من کیستم خویش را می یابد. اما سخن ما دراین جا، سردرگمی، بی هدفی، پوچیو گم شدگی نسلی است که نمی داند کیست، به چه چیز یا کجا تعلق دارد، از زندگی چه می خواهد می خواهد؟ کجا برسد و نوع رابطه اش با غیر خودش چگونه باید باشد. نمی داند دنیا را باید چگونه ببیند و تغییر کند و با آن چگونه در آمیزد؟ این جا سخن از بحران هویت یعنی شکست شکل گیری هویت و شکست در انسجام ویژگی های هویت نوجوان در یک شخصیت واحد است85.
ب) خودپنداری و جرم
ارزیابی منفی و نادرست از خود، تحت عنوان احساس حقارت در علوم رفتاری و تربیتی مطالعه می گردد. به عقیده روانشناسان این اصطلاح به مجموعه صفات رفتار که کنش آنها بر کنار ساختن یک احساس کمتری دردناک است اطلاق می گردد.
به بیان دیگر احساس حقارت ارزیابی نادرست خویش ناشی می شود و بر عدم کارایی خیال یا واقعی مبتنی است. خانواده نقش ویژه ای در ایجاد احساس حقارت دارد. وقتی فرد درخانه مورد تحقیر قرار می گیرد احساس بی ارزشی و بی کفایتی به او دست خواهد داد. کودکان نگرش های اجتماعی را نخست از خانواده می آموزد و ممکن است در پاره ای از موارد نسبت به بزهکاری نگرش های مساعدی در خانواده کسب کنند.
1 – خانواده های دختران بزهکار
تحقیقات و شواهد زیادی گویای این واقعیت است که در پس بسیاری از بزهکاری های نوجوانان، کانون خانوادگی ناسالم و یا متلاشی شده ای پنهان است؛ و یا بیشتر بزهکاران متعلق به خانواده هایی هستند که در آنها از محبت و تفاهم اثر کمی به چشم می خورد و غالبا دارای خانواده های از هم پاشیده بر اثر طلاق، مرگ یکی از والدین و یا جدایی آنها به هر علتی می باشند.
به طور کلی بزهکاران دارای والدینی هستند که یا بسیار خشن و سختگیرند و یا بی تفاوت و بی توجهند. عدم رعایت عدالت در کلاس به عنوان یک محیط کوچک توسط معلم زمینه ساز اعمال بزهکارانه است. غالبا معلمهای مدارس ابتدایی شاگردان ردیفهای آخر کلاس را تنبل، بازیگوش، شلوغ، پرو، بی ادب و بد تربیت شده و پوست کلفت تلقی و معرفی می نمایند. قطعا شاگردی با این چنین تصوری از خویش یک نگرش منفی، بی کفایت،زشت و بدرد نخور، فاقد اعتماد به نفس، کند ذهن ازخود ایجاد خواهد کرد86.
2 – خودشناسی
یکی از بهترین وسایل تربیت پذیری نسل جوان خودشناسی است . اگر جوانان خود را بشناسند و در موقع حساس و خطرناک خویش آگاه باشند ، اگر این حقیقت تلخ را باور کنند که در وران بلوغ و جوانی چراغ عقلشان ضعیف و کم فروغ است و برعکس احساساتشان نیرومند و آتشین است ، اگر بفهمند عدم توازن عقل و احساسات در دوران شباب بزرگترین پرتگاه زندگی است ، اگر بدانند بعضی از جوانان با احساسات ناسنجیده و غیر عقلانی ، تصمیم های خطرناکی گرفتند و به کارهای ناروائی دست زدند و برای همیشه دچار تیره روزی و بدبختی شدند ، اگر متوجه شوند که بدون راهنمایی مربیان عالم و خیرخواه ، قادر نیستند این پرتگاه چندساله را به سلامت طی کنند و از سقوط و بدبختی و خطر رهایی یابند . به نظر می رسد که برنامه های تربیتی را با آغوش باز استقبال کنند ، خودسری و استبداد رای را ترک گویند و تعالیم مربی را در کمال صمیمیت و علاقه مندی به کار بندند87 .
ج) تحولات عاطفی دوره ی نوجوانی
یکی ازعوامل مهم و تاثیرگذار بر شخصیت نوجوان، تحولات عاطفی و هیجانی است. دوره ی نوجوانی دوره ی جوشش و غلیان حالات عاطفی است، به گونه ای که رفتارهای و جوانان بیشتر رنگ عاطفی و هیجانی دارد. به همین دلیل با کمترین اشاره، طوفانی ازعواطف و احساسات وجود آن ها را در بر می گیرد که باور آن برای خود نوجوان هم مشکل خواهد بود. رشد عاطفی به معنای توانایی بروز و کنترل عواطف و احساسات است. یعنی فرد بتواند به موقع عواطف خود را ظاهر سازد و به هنگام مناسب آن ها را کنترل نماید. به همین دلیل رشد عاطفی و شناختی با هم ارتباط نزدیکی پیدا می کنند. دراین رابطه بحث های زیادی مطرح گردیده است تا روشن شود که کدام یک بر دیگری تقدم دارد. نتایج بررسی ها نشان می دهد که این دو جنبه از رشد همانند ابعاد دیگر رشد ماهیتی تعاملی دارند. بدین معنا که عواطف و هیجان ها رشد شناختی را تحریک کرده و رشد شناختی سبب بروز عواطف گسترده و پیچیده می شوند88.
با وجود تفاوت های مسلمی که میان نوجوانان هست، هر یک از آنها در زندگی خود با عوامل خطر مواجه هستند. اما این عوامل کدامند؟ و جوانانی که در معرض این عوامل خطر قرار دارند چه کسانی هستند؟
1- دختری که زود رشد می کند:
ممکن است این دختر به سرعت قدش بلند شودو درحدود هشت سالگی سینه هایش بزرگ شود. دوران عادت ماهانه این قبیل دختران در کلاس های چهارم و پنجم دبستان شروع می شود. ممکن است دختری با این مشخصات چندین سال از آنچه هست مسن تر به نظر برسد و به همین دلیل بزرگسالان ممکن است از او انتظارات زیادی پیدا کنند. اما بلوغ احساس و عاطفی او ممکن است به اندازه رشد جسمانی اش رشد نکند. دختران با این ویژگی اغلب با سایر دانش آموزان کلاس به لحاظ جثه همخوانی ندارند. حتی ممکن است از پسرهای هم سن و سال خود بزرگ تر به نظر برسند. اما این دخترها به لحاظ اجتماعی به بلوغ کافی دست نیافته اند که بتوانند با بچه های بزرگ تر از سن و سال خود هم گروه شوند. چنین دختری عزت نفس اش کاهش می یابد، احساس خوبی درباره شکل خود ندارد و از تغییراتی که بدنش پیدا می کند راضی نیست. اما پسرهایی که رشد زودهنگام دارند، از شرایط خود راضی هستند زیرا خود قوی تر از سایر دوستانشان ارزیابی می کنند. نارضایتی از بدن این احساس که با دیگران همخوانی ندارد عزت نفس کم و افسردگی، همه می توانند روی هم انباشت شوند و دختری با رشد زود هنگام را در برابر بحران ها و رفتارهای خطرناک اسیب پذیر سازند. این دختران ممکن است رفتارهایی را از بچه های بزرگ بگیرند که برای آن آمادگی لازم را ندارند، این دختران در برابر فشارهای دوستان همسال آسیب پذیرند و سعی می کنند رفتار بزرگ ترهای خود را به نمایش بگذارند.
2- پسرانی که دیر رشد می کنند
3- فرزندان طلاق
4- کودکی که یکی از والدینش را در اثر مرگ ازدست می دهد
5-کودکانی که الگوهایشان کارهای خطیرمی کنند
6- کودک استرس زده
7- کودک طلایی
8- کودک وابسته ناسالم
9- نوجوان با اختلال یادگیری و عزت نفس کم
10- نوجوانی که فاقد کنترل بر زندگی خود است و در شرایط خلا اخلاقی بزرگ می شود89.
د) بحران وسواس فکرس- عملی نوجوان
نوعی بحران در نوجوانان است که علایم و نشانه های آن درنوجوانان مانند بزرگسالان است با این تفاوت که افراد بزرگسال مبتلا به آن، از غیر منطقی و افراطی بودن این افکار و اعمال آگاه هستند، ولی کودکان و نوجوانان از غیر منطقی این افکار و اعمال آگاه نیستند90.
هـ) ناسازگاری در نوجوان
عامل اصلی ناسازگاری در نوجوانان را باید در تغییرات فیزیولوژی و روانی دوره ی بلوغ جستجو کرد. ناسازگاری نوجوانان در ابتدا به صورت مخالفت و عدم تفاهم بین پدر و مادر یا برادر و خواهر ظاهر می شود. سپس به محیط خارج از خانواده و پس از آن به جامعه کشیده می شود و به صورت ستیزه جویی با مقررات اجتماعی و مبارزات سیاسی و عقیدتی می انجامد. نوجوانان در این مرحله درصدد جستجو دوستانی بر می آیند که با آنها نظرات مشترک دارند و بر باورهای آنها صحه می گذارند و از این جا، پایه ی تشکیلات اجتماعی، دسته ها و باندها گذاشته می شود.
روانکاوان در توجیه رفتارهای نوجوانان در این سن نظریات متفاوتی ابراز داشته اند. فروید منشا این تغییرات را در تمایلات جنس و رغبت های سرکوفته می داند.
آلفرد آدلر91 آلمانی، این تغییرات را نتیجه ی حالات روحی نوجوانان، نشات یافته از عقده ی حقارت یا عقده ی برتری جویی یا خود بزرگ بینی می داند و در این مورد چنین اظهار می کند:
«نوجوانان صرف نظر از دختر یا پسر، چون در دوران نوجوانی در خانواده احساس محدودیت و حقارت می کند، به منظور جبران این حالت بر علیه پدر و مادر قیام می کنند و هرگاه در این راه موفق نشوند کانون خانوادگی را ترک می کنند تا گم شده ی خود را در جاهای دیگر جستجو کنند92.»

فصل سوم: سن بلوغ دختران
در حقوق ایران با مطالعه تطبیقی

مبحث اول: بلوغ در حقوق ایران
تاریخچه بلوغ
از زمان های بسیار قدیم دانشمندان درباره ی نوجوانی و بلوغ به مطالعه پرداخته اند اولین کسی که در این باره تحقیق کرده افلاطون است که به مسایل تربیتی نوجوانان در این دوره حساس توجه کرده است. او درحقیقت نظر سقراط را در مجموعه ای گردآورده و بر آن نام مکالمات سقراط با نوجوانان نهاده است. دراین کتاب اندیشه ها و افکار نوجوانان مورد بررسی قرار گرفته ولی هرگز به تغییرات جسمی که در وجود آنها پدید می آید توجهی نشده است.
ارسطو دومین دانشمندی است که در این باره به مطالعه ادامه داده است. او برعکس افلاطون بحث خود را با تغییرات در اندامهای نوجوانان در دوره ی نوجوانی شروع کرده سپس از آن نتیحه گیری کرد و گفته است: نوجوانی در سن 14 سالگی بر اثر فعالیت غدد جنسی به دوره ی بلوغ پا می گذارد و نشانه های آن غیر از رشد دستگاه تناسلی، تغییر آهنگ صدا در پسران و یک رشته تغییرات فیزیولوژی مشابه در دختران از قبیل رشد پستانها، پاها و باسن آنهاست، او در بحث خود هرگز به ارتباط رشد اندام های فرد با رفتارهایی که در این دوره از او سر می زند نپرداخته است93. ارسطو معتقد بود می بایست از دختران به علت فعالیت شدید جنسی، حفاظت و حراست بیشتری شود. افزودن بر این، بعضی از صفات و خصوصیات اگرچه همزمان با بلوغ هستند، اما ارتباط مستقیمی با آن ندارند و بیشتر ناشی از کمبود تجربه در نوجوانند تا در ساختمان بدنی و فیزیولوژیک آن94.
از مستاخرین ژان ژاک روسو در کتاب امیل ابتدا از تغییرات رفتاری نوجوان نام می برد و سپس از نظر تربیتی او را مورد بررسی قرار می دهد. او می گوید کودک در سنین 11 و 12 سالگی از مرحله ی کودکی به مرحله ی نوجوانی پا می گذارد. او دراین دوره به سرعت رشد می کند و به تدریج به توانایی های جنسی می رسد. روسو معتقد است که عوامل و شرایط محیطی در رسیدن به توانایی های جنسی موثر است. تا زمان روسو تحقیقاتی که دراین باره انجام می شد کلا جنبه ی درون نگری introspection داشت و به طور انفرادی صورت می گرفت.
از نیمه ی قرن نوزدهم به بعد، پزشکان توجه خاصی به تغییرات جسمی در بدن نوجوان در دوران بلوغ داشته اند. از این زمان به بعد روش مطالعه ی آن، دیگر روش درون نگر نبود بلکه روش بالینی را جانشین آن ساخته اند و به جای اندیشه های ذهنی و فردی، تجربیات خود

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره رژیم غذایی، بهداشت روان، عزت نفس Next Entries منبع پایان نامه درباره بلوغ دختران، حقوق مالی، دوران کودکی