منبع پایان نامه درباره عدالت کیفری، جرم شناسی، سلسله مراتب، کانون توجه

دانلود پایان نامه ارشد

م باقي بماند.21
4-جايگاه بزهديده در مكاتب چپگرا و جمهوري خواه: بر خلاف بسياري از نظريههاي جرمشناختي گذشته و معاصر كه كانون تحليل آنها بزهكار است ، دو نظريه جرمشناختي واقعگرايي چپ و نظريه جمهوريخواه به بزهديده نيز توجه كردهاند. توجه به درد و رنج بزهديدگان و پرداختن به نيازهاي بزهديدگان و برآورده ساختن آنها به عنوان يكي از مؤلفههاي عملكرد نظام جزايي نظريه جرم شناختي واقعگرايي چپ است. در نظريه جرمشناختي جمهوريخواه نيز منزلت حاكميت بزهديده به عنوان يكي از كانونهاي تحليل اين نظريه ، مورد توجه قرار گرفته است22.
ت-انواع بزه‏ديده ، بزه‏ديدگان از نظر جرم شناسان
1- بزه‏ديده پنهان
2- بزه‏ديده محرك
3- بزه‏ديده بي‏گناه
4- بزه‏ديده بالقوه
زنان ، كودكان ، پيران ، افتادگان جامعه ، نيازمندان و فقيران و تمامي اشخاصي كه بيش از ديگران در معرض آسيب‏پذيري قرار دارند. در اين نوع و تعريف از بزه‏ديده (بزه‏ديده بالقوّه)، قرار دارند. از سوي ديگر بر اساس آموزه‏هاي ديني در جامعه اسلامي هيچ فقيري وجود ندارد ، مگر اينكه توانگري حق او را از وي بازدارد. بدين ترتيب نيازمندان جامعه كه در فقر زندگي مي‏كنند و امكانات رفاهي در اختيار ندارند ، به نحوي آسيب ديده‏اند از اين‏رو ، مي‏توان آنها را جزو بزه‏ديدگان بالقوّه به حساب آورد.
ج-بزهدیدگان از نظر اسلام: امروزه در اثر مطالعات گستردهای که پیرامون بزدهدیده صورت گرفته است دیگر نباید بزهدیده را رکن مخفی جرایم به شمار آورد. این مطالعات طیف گسترده و متنوعی را در بر میگیرد. از نقش بزهدیده در فرآیند تکوین پدیده مجرمانه گرفته تا بررسی انواع حمایتهای مورد نیاز او از عدالت کیفری تا عدالت ترمیمی. یکی از مباحثی که در این زمینه به خصوص ذهن جرمشناسان را به خود معطوف کرده است آن است که چگونه میتوان از طریق بزهدیدگان بالقوه ، از وقوع جرم به خصوص از بزهدیدگی ثانوی پیشگیری نمود. نتایج مطالعات حاکی از آن است که میتوان از طرق گوناگونی همچون آگاه کردن ایشان از خطراتی که آنها را تهدید میکند ، دادن آموزشهای لازم برای اجتناب از خطرات ، تقویت مادی و معنوی ایشان ، اقدامات لازم برای پیشگیری وضعی و… ، از وقوع جرم جلوگیری کرد. در گذشته و تا این اواخر ، در بعضی از مناطق جهان نیز مانند هر جای دیگر وضع بزهدیدگان کمتر در کانون توجه قرار میگرفت و قربانیان جرم در سطح بسیار گسترده از فرآیند عدالت کیفری به حاشیه رانده شده و تنها بر مجرمان و حقوق آنان توجه میشد مثلاً دادگاهها به مجرمان حق محاکمه عادلانه ، داشتن تضمینات کافی ، ارائه مشاوره حقوقی و حق سکوت میدادند و بهبود و ارتقاء دادگستری را بیشتر در توازن منافع دولت در برابر منافع متهمان میدانستند ، اما در دهههای اخیر ، جنبشهای مختلف حمایت از بزهدیدگان بوجود آمده و ضمن تلاش برای تغییر وضع قربانیان جرم در فرآیند عدالت کیفری ، بر این موضوع تأکید میکنند. در نتیجة فعالیتهای این جنبشها و نگرانی مردم در مورد افزایش میزان جرائم ، نیازها و حقوق بزهدیدگان بیشتر در کانون توجه کارگزاران قرار گرفته است.
د-علل گزارش نشدن بزهدیدگی: عدم وجود الگوهای کارآمد ، فقدان اطلاعات کافی و مشخص نبودن حدود و قلمرو ، تحقیق در مورد هر دانش نوپا را مشکل می‏سازد. بدون تردید ، مواجه شدن با اینگونه موانع با توجه به عمومیتی که دارند در مسیر بزهدیدهشناسی نیز ، امری عادی و طبیعی است لکن به نظر می‏رسد مشکلات بزهدیدهشناسی همانند مشکلات و موانع خاستگاه اصلی آن یعنی جرم شناسی ، عمق ، تنوع و گستردگی بیشتری دارد زیرا جرم شناسی علی‏رغم قدمتی که نسبت به گرایش جدید خود یعنی بزهدیدشناسی دارد ، هنوز با مشکلات عمیق و حل نشده‏ای چون مشکل رقم سیاه و مشخص نشدن آمار بزهکاری واقعی روبه‏رو است. همچنین گوناگونی بزه و بزهکاری و پیچیدگی و ارتباط عوامل جرمزا ، کار پژوهش در جرمشناسی را مشکل کرده است. از آنجا که بزهدیدگی در واقع یک روی سکه‏ای است که روی دیگرش را بزهکاری تشکیل می‏دهد ، جهات مشترک متعددی ، به ویژه در مورد شیوه پژوهش بین آن دو وجود دارد و مشکلات و موانع موجود نه فقط موجب خدشه‏دار شدن تئوریهای جرمشناسی می‏شود ، بلکه از اعتبار یافته‏های بزهدیدهشناسی نیز می‏کاهد. همچنین تنوع و پیچیدگی موجود در بزهکاری علاوه بر آنکه کار بزهشناس را مشکل می‏سازد ، بزهدیدهشناسی را نیز با دشواری مواجه می‏کند.
ه-انواع بزهديده
1- انواع بزهديده در ارتباط با شخص بزهديده
الف-زنان بزهديده: بر پايه يافتههاي جرمشناسانه ، زنان نه تنها كمتر از مردان جرم مرتكب ميشوند بلكه ميزان بزهديدگي آنان نيز به طور كلي كمتر است23. وجود اين ، بزهديدگي زنان در پارهاي جرمها به دليل ماهيت خاص اين جرمها بالاست. جرمهاي جنسي با تأكيد بر تجاوز جنسي و خشونتهاي خانگي ، به ويژه همسرآزاري نمونههاي برجستهاي از اين جرمها هستند. در اين ميان نبايد موضوع را ناديده گرفت زيرا مطالعات نشان ميدهد كه رقم سياه بزهكاري در خشونتهاي خانگي نيز ، معمولاً زنان به دلايلي چون وابستگي اقتصادي ، كم سوادي يا بيسوادي و فقر فرهنگي ، مقصر دانستن خود يا ترس از شوهر و مانند آن ، خشونتهاي ارتكابي را گزارش نميكنند24.
ب-كودكان بزهديده: كودك بزهديده در معني خاص ، فرد زير 18 سال است كه از سوي والدين ، سرپرستان قانوني و كساني كه به نوعي مسئوليت تربيت ، نگهداري ، آموزش و پرورش كودكان را دارند مورد سوء استفاده يا بيتوجهي قرار گرفته و در پي آن تماميت جسمي ، رواني ، اخلاقي و همچنين فرآيند رشد وي مورد آسيب واقع شده است25 .اما طبق قانون حمايت از كودكان و نوجوانان مصوب 1381، افراد زير 18 سال از حمايتهاي مندرج در قانون مذكور بهرهمند ميشوند. بدرفتاري با كودك يا كودك آزاري عبارت است از آسيب رساندن بدني ، رواني يا عاطفي عمدي يا از روي غفلت به يك كودك ، به ويژه به شكل بدرفتاري يا سوء استفاده جنسي. فعل يا ترك فعل پدر و مادر يا پرستار كودك كه به بهرهكشي يا سوء استفاده ، آسيب شديد بدني ، رواني يا عاطفي ، بدرفتاري يا سوء استفاده جنسي يا مرگ كودك بيانجامد ، به منزله برجستهترين شكلهاي كودك آزاري شناخته ميشوند26.
ت-سالمندان بزهديده: اين نوع بزهديدگي بر پايه معيار آسيبشناسانه سالمندي است. بدرفتاري با سالمندان را شايد بتوان يكي از تازهترين گونههاي خشونت خانگي يا سالمندآزاري به شمار آورد كه به تازگي به حوزه مطالعات بزهديدهشناسي وارد شده است. بر پايه تعريف دانشنامه جرمشناسي و كجروي ، سالمندآزاري عبارت است از هر فعل يا ترك فعل نامطلوب به زيان يك شخص سالمند ، كه نمونههايي چون بدرفتاري بدني ، غفلت يا بيتوجهي ، بدرفتاري رواني يا عاطفي و بهرهكشي مادي يا مالي را در بر ميگيرد.
ج-ناتوانان بزهديده: ناتواني بزهديدگان يكي ديگر از تازهترين ملاكهاي آسيبشناسانه براي حمايت از بزهديدگان خاص است. ناتواني در واژه شناسي يعني توانايي انجام كاري را از دست دادن يا بيمار و ضعيف شدن و بنابراين ، در دانش پزشكي افزون بر مفهوم عام ، داراي معناي خاص نيز هست 27. به دنبال تلاشهاي بينالمللي سازمان جهاني بهداشت براي به رسميت شناساندن ناتوانان در سال 1980 سه مفهوم نقص ، ناتواني و معلوليت را تعريف و از هم جدا كرده. اين سه مفهوم كه در طبقهبندي سازمان جهاني بهداشت در پيهم روي ميدهند ، به ترتيب عبارتند از: هر نارسايي يا ناهنجاري بدني ، رواني ، كاركردي يا كالبدي انسان (نقص) ، هرگونه محدوديت در انجام كارهاي روزمره (ناتواني) و محروميتهايي كه فرد به دنبال بروز نقص و ناتوانيها تجربه ميكند (معلوليت) بر اين پايه ، ناتوانان بزهديده كساني هستند كه به علت از دست دادن توانايي انجام كار يا دچار بودن به يك نارسايي يا بيماري بدني يا رواني بزهديده ميشوند28
د-اقليتهاي بزهديده: يكي ديگر از گونههاي خاص بزهديدگان كه بر پايه ملاك آسيب شناسانه اقليت بودن بزهديده شناخته ميشوند ، اقليتهاي بزهديدهاند. اقليتها گروهي از مردم جامعه هستند كه از جهاتي مانند دين ، فرهنگ ، نژاد و بينش سياسي از عموم مردم كه اكثريت آن جامعه را تشكيل ميدهند ، متمايز ميشوند و به ديگر سخن ، نسبت به عموم مردم درصد كمتري دارند. بر همين پايه ، آنان را معمولاً به اقليتهاي ديني ، مذهبي ، اقليتهاي قومي يا نژادي و اقليتهاي ملي تقسيم ميكنند29.
2- انواع بزهديده در ارتباط با قابليت سرزنش بزهديده
تجربيات بزهديدگان در جرمهاي مختلف با هم متفاوت هستند. بزهديده شناساني مانند كريستي ، بزهديدگان را به دو دسته تقسيم ميكنند:
الف: بزهديده ايدهآل: بزهديدگان ايدهآل اشخاصي هستند كه در پي ضربه خوردن از جرم ، پايگاه كامل و مشروع بزهديده بودن را به سادگي ميپذيرند.
ب: بزهديده غيرايدهآل يا بزهديده سرزنشپذير: در مقابل ، بزهديدگان غيرايدهآل يا بزهديدگان قابل سرزنش قرار میگیرند30.
3- انواع بزهدیده از دیدگاه مندلسون
1-بزهديده كاملاً بيگناه: بزهديده ناآگاه مانند كودك بزهديده كه ميتوان وي را بزهديده ايدهآل توصيف كرد.
2-بزهديده با حداقل تقصير: بزهديده ناشي از جهل
3-بزهديده با مسئوليت مجرمانه همسان با مجرم: اين نوع بزهديده ، آگاه و مختار است. مانند بزهديدهاي كه به يك بيماري لاعلاج مبتلاست و نميتواند دردها را تحمل كند ، بنابراين از اطرافيان میخواهد به زندگياش پايان دهند
4-بزهديدهاي كه بيش از بزهكار يا به تنهايي مقصر است: مانند بزهديده محرك كه با رفتار خود مجرم را به ارتكاب جرم تحريك ميكند. يا بزهديده بياحتياطي كه به دليل نداشتن تسلط بر خودروي خويش موجب وقوع تصادف ميشود
5-بزهديده با مسئوليت مجرمانه تام: مانند بزهديدهاي كه خود به ديگري هجوم ميبرد و متهم در حالت دفاع مشروع از خود دفاع كرده و مهاجم (بزهديده) به قتل ميرسد. يا بزهديده تصنعي يعني بزهديدهاي كه در مقام شاكي ، متهم را تحت فشار قرار داده و او را تهديد ميكند تا دادگاه را به اشتباه بيندازد31
4- سلسله مراتب بزهديدگي
سلسله مراتب بزهديدگي را از دو جهت مورد توجه قرار داد. اول از نظر مستقيم يا غيرمستقيم بودن بزهديدگي و دوم از نظر مراحل بزهديدگي.
الف– بزهديدگي مستقيم و غيرمستقيم: بزهديده مستقيم ، شخصي است كه آماج مستقيم رفتار مجرمانه قرار ميگيرد و قرباني بيواسطه بزهكار شناخته ميشود. علاوه بر بزهديده مستقيم ، افراد درجه يك خانواده و وابستگان نزديك وي نيز از حيث رابطه عاطفي و خانوادگي كه با او دارند و برخي افراد ديگر ، به دليل آسيبديدن در اثر كمكرساني به بزهديده مستقيم يا متحمل آسيبهاي روحي و عاطفي شدن ، به عنوان بزهديده غيرمستقيم تلقي شده و بدون هيچ تمايزي بايد از حمايتهاي قانوني و اجرايي برخوردار شوند. اين امر به ويژه در جرائم جنسي يا قتل ، ميتواند صدمات روحي شديدي بر اعضاي خانواده يا بستگان بزهديده وارد آورد ، به گونهاي كه احساس كنند خودشان بزهديده شدهاند32.
ب- بزهديدگي اولیه(اصلی یا نخستین)33 و ثانویه(دومین)34: بزهديدگي اصلي يا نخستين ، اثري است كه بزهديده از خود جرم ميپذيرد. به عبارت ديگر اثر مستقيم و بدون واسطه جرم بر بزهديده است. ولي بزهديدگي ثانويه يا دومين به آثار منفي اضافي ديگري اشاره دارد كه از رهگذر پاسخگويي يا واكنش افراد مانند اعضاي خانواده يا بستگان و دوستان بزهديده) يا برخي از نهادها (به ويژه نظام عدالت جنايي مانند پليس ، دادسرا و دادگاه به بزهديده وارد ميآيد. بزهديدگي ثانوي يا دومين ، اغلب شامل ناملايماتي ميشود كه شاكي يا بزهديده ممكن است در مراجع پليس (ضابطان) و مراجع قضايي و اداري در ارتباط با شكايت ، اقدام و حضورش در آن مراجع متحمل شود. يعني در واقع فشارها ، بداخلاقيها ، بيحرمتيها و تندخوييها و ناملايماتي كه بزهديده ممكن است در جريان فرآيند كيفري متحمل شود و بر بزهديدگي اوليه و اصلياش كه بابت آن در مراجع مربوط حضور پيدا كرده است ، افزوده شود35حس بزهديدگي دومين ، در مراحل نخستين فرآيند جنايي ، اغلب از نحوه رفتار نامناسب پليس با آنان بر ميخيزد ، ولي در مراحل بعدي ، بزهديدگان اغلب حضور در دادگاه را به منزله تهديدي عليه خود و يا نوعي سرگرداني تلقي ميكنند. بر پايه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره کیفیت زندگی، اراده آزاد، نظم عمومی، جبران خسارت Next Entries منبع پایان نامه درباره ضرب و جرح، اعمال مجرمانه، حمل و نقل