منبع پایان نامه درباره عاشق و معشوق

دانلود پایان نامه ارشد

كار در زمينه‌ي مورد نظر است.

1-6. شرح روش تحقيق
در يك پژوهش علمي براي رسيدن به پاسخ پرسش‌ها، روش‌هاي متعددي برگزيده مي‌شود. روش تحقيق در اين پژوهش به صورت تحليلي – توصيفي و بر پايه‌ي منابع کتابخانه‌اي و گردآوري مطالب به صورت فيش برداري است. بدين ترتيب که ابتدا ضمن مطالعه‌ي دقيق ديوان وحشي بافقي، تمامي ابياتي که در حوزه‌ي موضوعات شعري مطرح بود استخراج و يادداشت برداري شد پس ضمن طبقه بندي موضوعات شعري از قبيل توحيد، نعت، منقبت، انتقاد اجتماعي، مرثيه، عرفان، عشق و … به تحليل آن‌ها پرداخته مي‌شود.

1-7. جامعه آماري
با توجه به اين که روش تحقيق در حيطه علوم انساني و به خصوص زير مجموعه ادبيات بر مبناي مطالعه و کار کتابخانه‌اي است در اين تحقيق نيز جمع آوري مطالب با استفاده از روش فيش برداري انجام مي‌شود همچنين روش تحقيق از نوع توصيفي – تحليلي است. جامعه آماري اين پژوهش کليه اشعار وحشي بافقي را شامل ميشود. در اين تحقيق، نگارنده بر آن است تا با شرح و تفسير موضوعات شعر وحشي، آن را براي خواننده بازگو نمايد و سپس افکار و ايده‌هاي وحشي را در هرکدام از موضوعات شعري باز شناسد؛ بنابراين گستره‌ي تحقيق در اين پژوهش، اشعار وحشي بافقي است كه لازم است، تمام ابيات آن با دقت مورد مطالعه قرار گيرد.

1-8. تعاريف
با توجه به اينکه تعدادي از موضوعات شعري مورد بررسي در ديوان وحشي مانند مفاخره و خودستايي و شکواييه، به انواع ادبي نزديک است و از آنجا که تا کنون تحقيق مستقلي در خصوص انواع ادبي و موضوعات و مضامين شعر صورت نگرفته که بتوان تفاوت خاصي بين آن‌ها قائل شد، لازم شد تا در اين بخش تحقيقي هرچند اجمالي در خصوص تقسيم شعر از نظر معني، ماهيت و اغراض آن صورت گيرد.

1-8-1. انواع ادبي
شاعران با بهره گيري از قريحه خدادادي و آميختن با عقايد و افکار و تجربيات و نيز علوم مختلف آثار منظومي را خلق کرده‌اند که مشتمل بر موضوعات گوناگون است و از اهداف اين طبقه بندي بررسي انواع موضوعات در شعر است. صاحب نظران در طول ادوار مختلف، آراء و عقايد خاصي داشته اند؛ ارسطو معتقد است که يکي از خاستگاه‌هاي شعر تقليد است و اغراض شعر را به کمدي و حماسه تقسيم بندي کرده است. ( زرين کوب، 1369: 30-117) با توجه به اينکه در نظريه‌ي انواع ادبي که مفهوم نوع بعد از ظهور نويسندگان بزرگ دگرگوني مي‌پذيرد مي‌توان گفت:” که انواع در اعصار مختلف دستخوش تغيير مي‌شوند؛ چنانکه حماسه در شاهنامه با حماسه پيش از آن فرق مي‌کند و با مفهوم غزل در سبک خراساني با مفهوم غزل در سبک عراقي متفاوت است و يا غزلي که در ديوان حافظ ديده مي‌شود در ديوان سعدي نيست؛ و از اين رو مي‌توان گفت که شاعران صاحب سبک از آن جا که با ذهن و زبان رفتاري خاص دارند در چهارچوب نوع تصرف مي‌کنند تودوروف مي‌گويد هر اثر ادبي ژانر خود را دگرگون مي‌کند”( شميسا، 1389: 19) سابقه‌ي انواع ادبي در تاريخ ادبيات ملل به گذشته‌هاي دور برمي گردد شميسا مي‌گويد: اين سابقه ( به آثار ارسطو و هوراس رومي Horace مي‌رسد . در فن شعرانان، حماسه و تراژدي دو نوع عمده‌اند . البته ارسطو از انواع ديگر هم نام مي‌برد و بين نمايش drama و حماسه و غنا فرق مي‌گذارد . هر چند ارسطو از ادبي غنايي Lyric بحث نمي کند ولي به طور کلي مي‌توان گفت که در نزد قدماي غرب انواع ادبي عبارت بودند از: 1- حماسه Epic 2- غنايي Lyric 3- نمايشي dramatic که خود بر دو نوع است: سوگنامه يا تراژدي tragedy و شادي نامه يا کمدي comedy(همان: 2-31) .
با توجه به آنچه گفته شد مفاهيم شعر بسته به سبک شاعران متفاوت است و نمي توان شعر را به اقسام گفته شده تقسيم بندي و منحصر کرد. بسياري از محققان سطح فکري و معنايي شعر را به قسمت‌هاي مختلفي تقسيم کرده‌اند که از آن جمله تقسيم بندي موتمن اين گونه است: ” مدح، رثا، مصف، تصوف، شعر اخلاقي، شعر فلسفي، شعر روايي، غزل، حمزيه، مناظره، حسب حال، حماسه و مفاخره، شکوي، اعتذار، هجا و مطايبه، لغز و معما، ماده تاريخ و … ( مؤتمن، 1364: 10-9).

1-8- 2. موضوع
موضوع در شعر فارسي ارزش و اهميت بالايي دارد، چرا که موضوع پايه و اساس ذهن شاعر را نمايش ميدهد. “موضوع انديشه کلي است که زيربناي داستان يا شعر قرار ميگيرد” (داد، 1378: درونمايه)
و مي‌توان گفت موضوع در شعر فارسي از اهميت بسياري برخوردار است ” موضوع انديشه‌ي کلي است که زير بناي داستان قرار مي‌گيرد ” ( داد، 1378: 373) در تعريف موضوع آورده‌اند ” موضوع اثر، مطلب يا مطالبي است که در اثر عمدتاً درباره‌ي آن بحث شده است، ممکن است اثري يک موضوع اصلي با مضمون متفاوت باشد و در تعريف مضمون گفته‌اند ” مضمون عبارت از فکر اصلي و مسلط در هر اثر است و درونمايه‌ي هر اثري جهت فکري و ادراکي نويسنده اش را نشان مي‌دهد ” ( داد، 1378: ذيل درونمايه) موضوع پايه و اساس ذهن نويسنده را شامل مي‌شود که تفاوت آن با مضمون به طور واضح مشخص نشده است و در واقع مي‌توان گفت موضوع بن مايه‌ي اصلي ذهن نويسنده است که دور از تکلف بر زبان نويسنده جاري مي‌شود. و لازم به ذکر است که بگوييم اگرچه برخي از موضوعات شعر وحشي بافقي جزء انواع ادبي است اما در اين پژوهش نگاه نگارنده به تحليل موضوعي شعر وحشي بافقي است.

1-8-3. مکتب وقوع و واسوخت
استادگلچين معاني در مورد مکتب وقوع مي‌گويد:”در ربع اول قرن دهم مکتب تازه اي درشعر فارسي به وجود آمد که غزل را از صورت خشک وبي روح قرن نهم هجري بيرون آورد وحياتي تازه بخشيد ودر نيمه دوم همان قرن به اوج کمال خود رسيد وتا ربع اول قرن ياز دهم ادامه داشت . اين مکتب تازه را که برزخي است ميان شعر دوره‌ي تيموري وسبک معروف هندي “زبان وقوع”گويند”.(گلچين معاني،1374: 3).
مکتب وقوع و واسوخت در اوايل قرن دهم به وجود آمد و حدود صد سال جريان داشت. شاعران اين دوره عمدتاً غزل پردازند. “در قرن دهم، دو جريان شعري وجود داشت:يکي همان شعر لطيف و فصيح و روان بابافغاني بود که به صورت طبيعي شعر حافظ را به لحاظ رقت معاني و ظرافت به سوي سبک هندي مي‌کشاند و ديگري مکتب وقوع است که نخست حاصل چاره انديشي شاعران، جهت تغيير سبک و رهايي از مخمصه تقليد و ابتذال بود؛ اما نهايتاً راه به جايي نبرد و ثانياً بازتاب طبيعي محيط اجتماعي قرن دهم بود” (شميسا،1379: 270).
دکتر شميسا در مورد مکتب وقوع مي‌گويد: اين شيوه، چاره‌اي بود که پاره‌اي از شاعران براي رهايي از قيد ابتذال و تکرار انديشيده بودند، تا بدين حربه شعر اندکي از بند جنبه‌هاي انتزاعي رها شده و قامت خم شده‌اش در زير بار سنن ادبي با ساده گويي‌ها راست گردد. از اين رو حقيقت گويي آن هم صرفاً بين دو قهرمان اصلي اشعار عشقي يعني عاشق و معشوق رواج يافت که يکي از جنبه‌هاي اين واقع گرايي انعکاس عشق بازي‌هاي برخي از شعرا در ارتباط با معشوق مذکر است (همان: 270) .
واسوخت در حقيقت نوعي وقوع گرايي و منشعب از آن است و به شعري اطلاق مي‌شود که مفاد آن اعراض عاشق از معشوق است، اين شيوه در هندوستان بسيار مورد توجه واقع شد و تا مدت وقوع مي‌پيوست به نظم در آورد و در نظم آن به تعابير قالبي و به اصطلاح پيش ساخته دست نمي‌يازد و شعر خود را با زباني قابل فهم و عاري از پيرايه‌هاي لفظي و معنوي و اغراق مي‌پردازد. در اين مکتب ديگر جناس لفظي و معنوي، ارسال مثل، رد العجز الي الصدر، ايهام و ابهام و امثال آن وجود ندارد و بلکه در آن زباني ساده و صريح به کار مي‌رود زبان حال گوينده و بيان واقع است (گلچين معاني، 1374: 7).
وقوع گويي از همان ابتدا دچار تکرار و ابتذال گرديد و لازم آمد تا دوباره راهي براي نو آوري يافته شود. شيوه‌ي فرعي در مکتب وقوع پيدا شد که به آن “واسوخت” مي‌گفتند. واسوختن در نزد فارسي زبانان هند به معني اعراض و روي برتافتن بود. شعر واسوخت هم شعري است که در آن بر خلاف سنت شعري غزل، عاشق از معشوق روي بر مي‌تابد و ديگر ناز او را نمي‌خرد و به سراغ معشوق ديگري مي‌رود. مبدع اين طرز وحشي بافقي است (شميسا،1379: 272).با مطالعه در مورد مکتب واسوخت مي‌توان گفت: شاعران مکتب واسوخت براي رهايي از يکنواختي و تکرار و اين که تنوعي را در شعر به وجود بياورند که شعر جذابيت و گيرايي بهتري پيدا کند بيشتر به سراغ وصف کردن معشوق مرد رفته‌اند وبايد گفت در شعر اين شاعران معشوق زن چون پادشاهي است که بنا به دلايلي از حکومت عزل شده و ديگر مورد توجه و ستايش اطرافيان قرار نمي‌گيرد و از ارج و قرب گذشته برخوردار نيست.

1-8-3-1. خاستگاه مکتب وقوع
مصحّح و محقّق اشعار بابافغاني، ضمن اين که به وقوع گويي در اشعار بابا و گرايش شاعران پس از وي به اين شيوه اشاره دارد، وحشي، نظيري، ولي دشت بياضي، ضميري اصفهاني، ميلي، حکيم شفايي، عرفي و محتشم را که از شاعران مکتب وقوع هستند، پيروان بابافغاني معرفي مي‌کند که بهتر از ديگران، از عهده برآمده‌اند (بابافغاني شيرازي، 1385 ). هر چند در حقيقت موجد وقوع گرايي در قديم سعدي و امير خسرو دهلوي بوده‌اند؛ ولي در آن زمان ميدان وقوع گويي چندان وسيع نبوده است؛ اما در قرن دهم بابافغاني شيرازي وقوع گويي را رونق بخشيد و با غزلياتي که اغلب يک آهنگ و يک دست و با معاني و الفاظ ساده سروده شده بود، واقعيات عشق و عاشقي را بيان کرده بود و شاعران ديگري چون وحشي بافقي، نظيري نيشابوري، ولي دشت بياضي، ضميري اصفهاني، ميرزا قلي ميلي، حکيم شفايي، عرفي شيرازي، محتشم کاشاني، شرف جهان قزويني و ديگران با روي آوردن به اين شيوه شهرت فراواني يافتند و در اين ميان وحشي بافقي بيشترين شهرت و اقبال را يافت و در عين حال سبک واسوخت را ابداع نمود و اين شيوه را در زمان خود رونق بخشيد (گلچين معاني، 1374: 5).

1-8-3-2. ويژگي‌هاي شعر وقوعي
دکتر شميسا بر آن است که در حقيقت مي‌توان شعر مکتب وقوع را از سه نظر بررسي کرد :
1- از لحاظ زباني: زباني که نه مثل زبان سبک عراقي فصيح و بليغ است و نه مثل زبان برخي از شاعران هندي عاميانه، اما کلاً بي توجهي به زبان و ورود لغات عاميانه و عدم توجه به درستي جملات و ترکيبات در آن مشهود است. صراحت و سادگي بيان توأم با لحن محاوره‌اي يا کوچه بازاري و همچنين کاهش صنايع ادبي در شواهد مختلف اشعار بابافغاني وحشي و پيروانش مشهود است.
2- از لحاظ فکري: مبتني بر بيان مطالب جزيي و حالات عاشق و معشوق در ماجراهاي عاشقانه است در اجتماعي که عاشق و معشوق آزادانه يکديگر را نمي‌ديدند و در مجالس هر حرکت آنان در نظر ديگري جنبه رمزي داشت و پاي رقيبان هم در ميان بود، لذا معشوق بايد مذکر باشد.
مضامين مشترک همان بيان حرف و حديث‌ها و رفتارهاي واقع‌گرايان? عاشق و معشوق زميني مکتب وقوع است. حرکات و سکنات و اداهاي نازآلود و خجولانه و مليحانه، سخنان ناخوشايند، وعده‌هاي خلاف و عهد شکني‌ها، آزارهاي گونه گون و توجّه به رقيب از جمله نقش‌هايي است که معشوق وقوعيان بازيگر آن است. مقام عاشق در اين سبک که گاهي در حد سگ تنزل مي‌يابد، آزار طلبي‌ها، تحمّل آزارها، و حسادت‌هاي عاشق به موقعيت‌هايي که معشوق با اغيار يا رقبا دارد هم از رفتارها و حالاتي است که عاشق شعر وقوعيان عهده دار آن است.
3- از نظر ادبي: ساده است و چندان از بديع و بيان استفاده نمي‌کند مگر از صنايع عادي و مستعمل بديعي و تشبيهات و استعارات تکراري، قالب مسلط غزل است و ترکيب بند هم رايج است. شعر اين دوره از رده اشعار ساده و روان شعر فارسي است و در مقابل شعر دشوار و مبهم (شميسا، 1379: 1-280).

1-9. زندگي، آثار و ويژگيهاي شعر وحشي بافقي
در مورد نام وحشي بافقي اطلاعات دقيقي موجود نيست برخي از تذکره‌ها مانند تذکره‌ي شعراي يزد او را کمال الدين و از شاگردان شرف الدين علي بافقي دانسته‌اند (يزدي، 1382: 37) و بعضي ديگر مانند نويسنده‌ي تذکره‌ي ميخانه نام وحشي را شمس‌الدين محمد ذکر کرده‌اند و علت تخلص او به وحشي را آن دانسته‌اند که ابتدا اين تخلص از آن برادر مرحوم او بوده است و پس از فوت او وحشي اين تخلص را برگزيده اس

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره رسول اکرم (ص)، امام زمان (عج)، امام زمان Next Entries منبع پایان نامه درباره شاه طهماسب