منبع پایان نامه درباره صنایع دستی، خرده فروشی، سرمایه فرهنگی، مصرف کننده

دانلود پایان نامه ارشد

کانالهای توزیع اطلاعات دقیقی نداشته باشند. در صورتی که دسترسی داشتن به این اطلاعات و هدف قرار دادن محصولات نسبت به کانالهای خاص (توزیع) میتواند شروعی برای افزایش تجارت در بازار باشد، بدین معنی که صنعتگر اجازه میدهد تولیداتش براساس تقاضای بازار برای محصولات خاص منظور گردد و همچنین صنعتگر با طبقهبندی مصرفکنندگان درخواست خرده فروشان را بیشتر درک خواهد کرد.«با شناخت کانال های توزیع صنعتگر از روند و ایدههای خریداران برای محصولات منحصر به فرد اگاه میشود. علاوه بر این، تجزیه و تحلیل حجم فروش و الگوهای رشد فروشندگان مختلف میتواند به بالا رفتن اطلاعات پیرامون درخواست و نیاز خریداران کمک کند. در نهایت اطلاعات در مورد الگوهای خرید مصرف کننده و عملکرد کانالهای خرده فروشی میتواند بینشی مناسب در جهت قیمت و موقعیت رقابتی ایجاد کند.» (باربر و دیگران، 2006، 4).
همانگونه که بیان شد کانالهای توزیع در بازار را تولید کننده، کارگزار، خردهفروش، عمدهفروش و مصرف کننده تشکیل میدهند. در این قسمت به کانالهای توزیع صنایع دستی در بازار جهانی و چگونگی بازارهای سازمان یافته اشاره میکنیم. کانالهای توزیعی که از دیدگاه باربر بین صنعتگران و مصرفکنندگان صنایع دستی را پوشش میدهند، در ابتدا به سه گروه عامل خرید، صادرکننده و سازمان خیریه تقسیم میشوند. کانال توزیعی عامل خرید خود در شش کانال فرعی دیگر که شامل فروشگاه تخصصی، فروشگاه آموزشی، خرده فروشی انبوه/تخفیف، خرده فروشی کاتالوگی، خرده فروشی اینترنتی، خرده فروشی مستقل میباشد. محصولات صنایع دستی را به دست مصرف کنندگان میرساند. صادرکنندگان به صورت مستقیم با واردکنندگان عمده فروش در ارتباط میباشند. کانال توزیعی سازمانهای خیریه نیز مستقیم محصولات را به دست مصرفکنندگان میرسانند. (باربر و دیگران، 2006)
2-3-10 مکان مناسب جهت عرضه تولیدات صنایع دستی
برای توانمندی در این بخش استفاده اصولی از کانالهای توزیع داخلی و خارجی لازم است. هدف در دسترس بودن محصول برای مصرفکنندگان در زمان و موقعیت و مکانیست که مشتری مایل به آن است. ایجاد ارتباط بلند مدت با مشتریان از طریق برآورده ساختن نیازهای آنها در بهترین شرایط ممکن از دیگر اهداف مطرح این عنصر است. در بازارهای جهانی با استفاده از واسطههای فروش و عمدهفروشان، توزیع کنندگان و کارگزاران میتوان به سطوح مختلف بازارهای هدف رسوخ کرد. (حسینی ،1383)
نحوه ورود به بازارهای بینالمللی و توزیع و فروش محصول، نیازمند داشتن استراتژی خاص و معقولی است. اگر در بازار هدف بتوانیم راساً کانال توزیع تولیدات را صاحب شویم، آنگاه آسانتر میتوان خود را به مصرفکننده نهایی و واقعی رساند. اما هزینه سنگین چنین کانالی و نیز عدم آشنایی لازم با بازارها و قوانین کشورهای مختلف، دستیابی به سیستم توزیعی خصوصی و تخصصی را بسیار غیرمحتمل ساخته. اگر واقعبین باشیم در شرایط فعلی باید به دنبال کانالهای توزیعی غیرمستقیم باشیم، و با استفاده از واسطهها، عمدهفروشان، کارگزاران، عاملهای صادراتی، نجار حقالعمل کار و توزیعکنندگان کامیونی کالاهای خود را به مشتریان برسانیم. شناسایی یک و یا چند واسطه و با کارگزار مهم و متعهد بسیار راهگشا خواهد بود. در داخل، استفاده از نمایشگاهها و نیز ساخت شهرکهای صنایع دستی تسهیل کننده دسترسی مصرف کننده به صنایع دستی خواهد بود.
2-3-11 سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد: یونسکو
با تأسیس سازمان ملل متحد، حفاظت از میراثهای فرهنگی بشری به سازمان تخصصی یونسکو واگذار شد که یکی از سازمانهای وابسته به سازمان ملل متحد بود. اهداف عمده این سازمان، جمعآوری و طبقهبندی اطلاعات موجود در زمینه صنایع دستی بومی مناطق مختلف جهان و انتشار نشریات و کتب در این زمینه است. این سازمان اقدام به برگزاری کنفرانسها و همایشهای تخصصی در زمینه احیای صنایع دستی در حال منسوج و ارتقا جایگاه اجتماعی صنعتگران و هنرمندان میکند. اهداف یونسکو در زمینه احیا و ترویج صنایع دستی معمولاً با مشارکت ارگانهای زیر تحقق مییابد.
• شورای جهانی صنایع دستی
• مرکز بینالمللی ترویج صنایع دستی
• مرکز بازرگانی بینالمللی

2-4فرهنگ
واژه فرهنگ با مفاهیم گوناگون و بیانهای مختلف نزدیک به هم در زبان فارسی فراوان بکار رفته است. این واژه از دو واژه “فر” و “هنگ” ترکیب یافته است. واژه “فر” به معنای پیش به سوی، در پارسی باستان و اوستا “fra” و در پهلوی “fra” و در ارمنی “hra” و در هندی “pra” آمده است. واژه مرکب فرهنگ یا فرهنج به معنای علم و دانش و عقل و ادب و بزرگی و سنجیدگی و نیکویی پرورش، بزرگی و بزرگواری، دانش و حکمت و هنر و علم و معرفت و فقه و علم شریعت آمده است (ابوالقاسمی، 1385).
«در برداشت مردم ایران، کلمه فرهنگ مترادف با خردمندی، فرزانگی و بزرگمنشی میباشد در برهان قاطع، فرهنگ به علم و دانش و عقل و ادب معنی شده است. به عبارت دیگر، فرهنگ محصول فکری، ذوقی و مهارت انسان است» (صنیع اجلال، 1384، 55).
2-4-1 فرهنگ وتمدن
به طور كلی تمدن با واژه فرهنگ قرابت دارد و گاهی این دو به جای هم بكار می‌‌روند یا هر كدام طوری استعمال می‌‌شود كه معنای دیگری در آن مشاهده می‌شود. هنگامی‌‌ كه این دو در مقابل هم قرار می‌‌گیرند، باید فرق این دو را شناخت. تمدن بیشتر به ظواهر زندگی اجتماعی توجه دارد اما آنجا كه پای معنا به میان می‌‌آید با فرهنگ ارتباط پیدا می‌‌كند.( محمدی، 1373).
2-4-2خرده فرهنگ
در اصطلاح دانش مردم شناسی به ارزش‌ها و هنجارهای متفاوت با ارزش‌ها و هنجارهای گروه اکثریّت که یک گروه درون جامعه‌ای بزرگ‌تر داراست. خرده‌ فرهنگ‌ها قابل شناسایی و تغییر هستند و بیشتر به ارزش‌های گروه کوچک تر اطلاق می‌شوند. فرهنگهای قومی، قبیلهای، ناحیهای، گروههای زبانی یا اقلیتهای مذهبی و همچنین فرهنگهای ویژه و فرعی، گروههای شغلی، طبقات و قشرهای موجود در یک کشور را خرده فرهنگ میگویند. به تعبیر دکتر روحالامینی: «خرده فرهنگ تفاوتها و ویژگیهای داخلی هر فرهنگ است و با جوانهها و شاخ و برگهای تنه اصلی فرهنگ یک جامعه است» (صالحی امیری، 1386).
2-4-3 فرهنگ ملی
فرهنگ هر ملت، نمايانگر اثر وجودي آن ملت است. به گفته‎ي بهتر، جلوه‎ي بودن هر ملت، فرهنگ آن ملت مي‎باشد.«فرهنگ ملی هر سرزمینی دارای ویژگیهای خاص آن سرزمین است و تحت تأثیر عناصر تاریخی، جغرافیایی، مذهبی، عقیدتی و کلیه خصوصیاتی که رنگ و بوی خاصی دارند و به آن ملت هویتی متفاوت از سایر ملل میدهند شکل مییابد» (صالحی امیری، 1386، 72).
2-4-4 فرهنگ قومی
به عنوان بخشي از سرمايه فرهنگي هر جامعه مورد بحث قرار میگیرد. «به مصنوعات فرهنگی خاصی دلالت دارد که شیوه ساخت و پرداخت آنها سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد و در متداولترین مفهوم کنونی خود تقریبا دلالت بر شاخهای از هنرها و صنایع دستی دارد که انتقال فرهنگی و یادگیری خارج از مدرسه و کتاب از مشخصات آنهاست» (ارهال و جونیتس، 1390، 127).
2-4-5 هویت فرهنگی
حول محورهایی همچون مرز جغرافیایی (سرزمین)، دین و مذهب، باورها و سنن فرهنگی، و زبان مشترک تعریف می‌شود. «هویت فرهنگی درک فرد از تعلق و عضویت فرهنگی به جامعه معین یا فراتر از آن به بازار فرهنگ جهانی است. هویت فرهنگی در واقع هویت جمعی با تأکید بر بعد فرهنگی است. در حقیقت مفهوم هویت رمزگشایی محصولات فرهنگی است» (حاجیانی، 1388، 345).
2-4-6 حافظه فرهنگی
حافظه فرهنگی يک ملت توسط نوشته های تاريخی، آثار معماری ، مجسمه ها، سکه ها ی قديمی، تصوير ، آداب و رسوم و حتی شکل های مختلف پرستش های دینی از يک نسل به نسل ديگر منتقل می گردد و در رابطه مستقیم قرار دارد با تعليم و تربيتی که توسط نهادهای فرهنگی هدايت ، به شهروندان آموزش داده و ياد آوری می شوند. هويت ملی يک ملت را حافظه فرهنگی اش تعیین می کند.«فرهنگ عینی شکل حافظه را دارد. حافظه فرهنگی با دوری خود از روزمرگی تولید میگردد. حافظه فرهنگی نقاط ثابت دارد این نقاط ثابت وقایع سرنوشتسازی هستند که خاطره آنها از طریق شکلگیری فرهنگی (متون، آیینها، بناهای یادبود و …) در حقیقت حافظه فرهنگی از انبار دانش که آگاهی یک گروه از وحدت و خاص بودنش از آن ناشی میشود محافظت میکنند» (حاجیانی، 1388، 349).
2-4-7 فرهنگ نمادی
می‌تواند یک تصویر، سمبل، آرم، نام، چهره، شخصیت، ساختمان یا چیزهای دیگری باشد که به سهولت، شاخص و برجسته می‌شود و به طور کلی چیزی یا طرز فکری را با یک مفهوم وسیع فرهنگی به گروه فرهنگی بزرگی ارائه می‌دهد. ارائه یک شیء یا شخصیت ممکن است از این جهت حائز اهمیت باشد که وضع منحصر به فردی در بیان و ارائه مکان خاص یا دوره‌ای از تاریخ، یا گروهی از مردم داشته باشد یا قشر خاصی از مردم آن را دوست بدارند یا برای آنها مهم باشد.«هنگامی که فرهنگ در قالب نمادها ظاهر میشود از طریق آن تفهیم و آموزش انجام میگیرد. بنابراین میتوان از جلوه دیگری از فرهنگ یاد نمود. که با عنوان فرهنگ نمادین مشخص میشود آثار هنری، کتاب و نوشته از این نوع هستند» (ابوالقاسمی، 1385، 195).
2-4-8 سرمایه فرهنگی
سرمایه فرهنگی به تمرکز و انباشت انواع مختلف کالاهای ملموس فرهنگی و نیز قدرت و توانایی در اختیار گرفتن این کالاها و همچنین استعداد و ظرفیت فرد در شناخت و کاربرد این وسایل گفته می‌شودویک مفهوم جامعه شناسی است «اصطلاح سرمایه فرهنگی در قیاس با سرمایه اقتصادی، نظریات، قوانین و تحلیلهای مباحث مربوط به سرمایهداری رواج یافت. بنا به تعریفی که بیشتر به وسیله جامعهشناسان بکار میرود سرمایه فرهنگی مجموعهای از روابط، معلومات، اطلاعات و امتیازات است که فرد برای حفظ کردن یا بدست آوردن یک موقعیت اجتماعی از آن استفاده میکند؛ به عبارت دیگر، سرمایهای فرهنگی است که به طور دائمی در قلمرو امکانات یک قشر، گروه، طایفه یا طبقه باشد. سرمایه فرهنگی را میتوان به دو دسته ملموس (مادی) مانند: بناها، مکانها، آثار هنری و نظایر آنها و سرمایه غیرملموس (غیرمادی) که در قالب ایدهها، اعمال و ارزشها به صورت سرمایههای معنوی در یک گروه مشترک است تقسیمبندی کرد» (صالحی امیری، 1386، 64).
2-4-9 هژمونی فرهنگی(فرادستی)
مفهومی است برای توصیف و توضیحِ نفوذ و تسلط یک گروهِ اجتماعی بر گروهی دیگر. چنانکه گروهِ (فرا دست)درجه‌یی از رضایت گروهِ تحتِ سلطه را به‌دست می‌آورد و با «تسلط داشتن به دلیلِ زورِ صِرف» فرق دارد.« تاکید این اصطلاح بر آن است که طبقه ی مسلط نه تنها از نظر سیاسی و اقتصادی جامعه را زیر نظارت دارد، بلکه شیوه ی خاص نگرش خویش به جهان و انسان و روابط اجتماعی را نیز چنان همه‌گیر می‌کند که به صورت «عقل سلیم» در می‌آید و آنانی که زیر تسلط هستند این نگرش را همچون پاره‌یی از «نظم طبیعی» جهان می‌پذیرند. هژمونی فرایندی است که در آن طبقه حاکمه، جامعه را به شیوهای اخلاقی و فکری هدایت و کنترل میکند در این جوامع، نیازها و علائق و ارزشهای فرهنگی طبقه مسلط به عنوان نیازها و علائق و ارزشهای کل جامعه پذیرفته شده است. به عبارت دیگر هژمونی، کنترل از طریق اجتماع فرهنگی است و در مقابل سلطه قرار دارد و در نهایت چیزی جز پذیرش رضایتآمیز ارزشهای طبقه بالا به وسیله عامه مردم نیست» (ابوالقاسمی، 1385، 108).
2-5اقتصاد
اقتصاد در فارسی به معنای میانهروی و متعادل بودن دخل و خرج است و در اصطلاح، تعریف عموما پذیرفته شدهای در میان اقتصاددانان وجود ندارد، زیرا تعاریف داده شده در درجه نخست از جامعیت لازم برخوردار نبوده و در ثانی با مسلم فرض کردن موضوعات، این تعاریف به دور باطلی از تعاریف جدید کشیده میشود، با این همه میتوان گفت موضوع اقتصاد عبارت است از ثروت (کالاها، خدمات و منابع)، از حیث چگونگی تولید، توزیع و مصرف؛ واژه اقتصاد1 از دو کلمه یونانی اویکوس2 به معنی خانه و نمین3 به معنای اداره کردن اخذ شده است و از نظر لغوی به معنی مدیریت خانه است. علم اقتصاد از زیرمجموعههای علوم اجتماعی است که با نوشتن کتاب ثروت و ملل آدام اسمیت (پدر علم اقتصاد) در سال

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره صنایع دستی، سودآوری، زندگی روزمره، زیباشناسی Next Entries منبع پایان نامه درباره صنایع دستی، مصرف کننده، در بازارهای جهانی، موتورهای جستجو