منبع پایان نامه درباره صحیفه سجادیه، ارتباط معنایی، موسیقی کلام، زمان پیامبر

دانلود پایان نامه ارشد

وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا أَحْدَثْتَ بِي مِنْ عِلّةٍ فِي جَسَدِي‏» (دعای پانزدهم). «خدايا سپاس تو را بر آن نعمت تندرستى كه پيوسته در فضاى آن مى‏گشتم و سپاس تو را بر علتى كه اكنون در بدنم پديد آورده‏اى…».
4- «يَا إِلَهِي فَلَكَ الْحَمْدُ فَكَمْ مِنْ عَائِبَةٍ سَتَرْتَهَا عَلَيّ فَلَمْ تَفْضَحْنِي…» (دعای شانزدهم). «پس سپاس تو را اى معبود من چه بسا، عيب ها كه بر من مستور ساخته‏اى و مرا با افشاى آن رسوا نكرده‏اى!…».
5- «اللّهُمّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى حُسْنِ قَضَائِكَ…» (دعای هجدهم). «خدايا سپاس تو را بر نيكوئى قضايت».
در این بند ها، جار و مجرور که در نقش خبر مقدم است (لک و له) بر مبتدای خود (الحمد) – شش مرتبه- مقدم شده و ایجاد حصر کرده است. در این جا مبتدا معرفه است و نیازی به مسوغ ندارد –مثل مبتدای نکره که یکی از مسوغاتش می تواند تقدیم خبر شبه جمله بر آن باشد- بنابر این، امام (ع) با هدف قصر، این تقدیم را انجام داده اند. بنابر این فراهنجاری در این تقدیم ها، به وضوح قابل مشاهده است.
-«فِي كُلّ دَهْرٍ وَ زَمَانٍ أَرْسَلْتَ فِيهِ رَسُولًا وَ أَقَمْتَ لِأَهْلِهِ دَلِيلًا مِنْ لَدُنْ آدَمَ إِلَى مُحَمّدٍ صَلّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مِنْ أَئِمّةِ الْهُدَى، وَ قَادَةِ أَهْلِ التّقَى، عَلَى جَمِيعِهِمُ السّلَامُ، فَاذْكُرْهُمْ مِنْكَ بِمَغْفِرَةٍ وَ رِضْوَانٍ» (دعای چهارم). «در هر عصر و زمان راهنمائى بپا داشته‏اى، از زمان آدم تا روزگار محمد خاتم صلى الله عليه و آله، از پيشوايان هدايت و قائدين اهل تقوى (كه بر همگى ايشان درود باد)؛ پس خدايا ايشان را از لطف و كرم خود به غفرانى و رضوانى ياد و شاد فرماى». تخصیص در جار و مجرور «علی جمیعهم» مشاهده می شود و علت این امر تقدیم این جار و مجرور بر مبتدای معرفه است.
«اللّهُمّ وَ لِي إِلَيْكَ حَاجَةٌ قَدْ قَصّرَ عَنْهَا جُهْدِي…» (دعای سیزدهم). «خدايا مرا به سوى تو حاجتى است كه براى رسيدن به آن طاقتم طاق شده…».
با تقدیم دو جار و مجرور (لی، إلیک) دو حصر مد نظر گرفته شده است، یعنی من فقط نیاز به سوی پروردگارم می آورم و این که تنها کسی که شایسته نیاز خواستن است فقط پروردگار می- باشد. در این بند تقدیم خبر شبه جمله بر مبتدای نکره یکی از مسوغات ابتدا به نکره است.
تقدیم جار و مجرور بر متعلق خویش –فعل- در دعا های منتخب 13 مرتبه، به هدف قصر و حصر و تأکید صورت گرفته است. و تقدیم شبه جمله (لک و له) بر مبتدای معرفه، 6 مرتبه، به قصد تخصیص انجام گرفته است.
1-3-2 تأخیر مفعول به: جمله فعلیه در زبان عربی بدین قرار است:
1
2
3
4
5
فعل
فاعل
مفعول به
ضمیمة
ضمیمة الضمیمة
اگر میان اجزای اصلی جمله فعلیه، چیزی مثل جار و مجرور فاصله انداخته باشد، تأخیر به حساب می آید. در جمله های زیر، مفعول های موخر، نشان دار شده اند:
1-«ثُمّ ضَرَبَ لَهُ فِي الْحَيَاةِ أَجَلًا مَوْقُوتاً، وَ نَصَبَ لَهُ أَمَداً مَحْدُوداً…» (دعای اول). «سپس براى او در زندگى مدت معلومى تعيين كرده و پايان معينى قرار داده…».
2-«وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِي اخْتَارَ لَنَا مَحَاسِنَ الْخَلْقِ، وَ أَجْرَى عَلَيْنَا طَيّبَاتِ الرّزْقِ» (دعای اول).
«سپاس خدائى را كه زيبائي هاى آفرينش را براى ما برگزيد و روزي هاى پاكيزه را بر ما روان ساخت».
3-«وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِي رَكّبَ فِينَا آلَاتِ الْبَسْطِ، وَ جَعَلَ لَنَا أَدَوَاتِ الْقَبْضِ…» (دعای اول). «سپاس خدائى كه براى قبض و بسط اعضاء، آلات و عضلاتى را در بدن ما تركيب كرد…».
4-«كَمَا نَصَبَ لِأَمْرِكَ نَفْسَهُ‏، وَ عَرّضَ فِيكَ لِلْمَكْرُوهِ بَدَنَهُ‏، وَ كَاشَفَ فِي الدّعَاءِ إِلَيْكَ حَامّتَهُ‏، وَ حَارَبَ فِي رِضَاكَ أُسْرَتَهُ‏، وَ قَطَعَ فِي إِحْيَاءِ دِينِكَ رَحِمَهُ» (دعای دوم). «همچنان كه او براى اجراى فرمان تو جان خويش را به مشقت انداخت، و در راه تو بدن خود را آماج تيرهاى آزار ساخت، و در دعوت به سوى تو با خويشان خود در افتاد و براى خشنودى تو با قبيله خود كارزار نمود و در راه احياى دين تو، رشته خويشاوندى خود را بگسيخت».
5-«وَ وَالَى فِيكَ الْأَبْعَدِينَ‏ وَ عَادَى فِيكَ الْأَقْرَبِينَ‏…» (دعای دوم). «و براى تو با دور ترين مردم دوستى گزيد و با نزديك ترين آن ها دشمنى ورزيد…».
با تأخیر این دو مفعول، موجب ایجاد موسیقی در پایان فاصله ها و همچنین ایجاد معنای تقابل در اول و آخر هر دو جمله شده اند.
6-«حَتّى اسْتَتَبّ لَهُ مَا حَاوَلَ فِي أَعْدَائِكَ‏ وَ اسْتَتَمّ لَهُ مَا دَبّرَ فِي أَوْلِيَائِكَ…» (دعای دوم).
«تا تصميمش در باره دشمنان تو راست و استوار آمد، و تدبيرش درباره دوستانت به كمال پيوست…».
7-«فِي كُلّ دَهْرٍ وَ زَمَانٍ أَرْسَلْتَ فِيهِ رَسُولًا وَ أَقَمْتَ لِأَهْلِهِ دَلِيلًا…» (دعای چهارم). «در هر عصر و زمان پیامبرانی فرستادی و راهنمایانی بپا داشته‏اى…».
8-«جعل لکل واحد منهما حدا ًمحدوداً، و امدا ًممدوداً» (دعای ششم). «و برای هر یک اندازه و زمانی حساب شده قرار داد».
9-«اللهم یسر علی الکرام الکاتبین موونتَنا، و املأ لنا من حسناتنا صحائفَنا…» (دعای ششم).
«خدایا، رنج نوشتن کار های بد را از فرشتگان بزرگواری که کار های ما را می نویسند، بردار، و کارنامه های ما را از نیکی ها پر ساز…».
10-«وَ افْتَحْ لِي يَا رَبّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِكَ، وَ اكْسِرْ عَنّي سُلْطَانَ الْهَمّ بِحَوْلِكَ» (دعای هفتم). «و به رحمت خود، در آسايش را، اى پروردگار من به رويم بگشاى، و به قوت خود سلطان غم را از هجوم بر من منهزم ساز».
11-«وَ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً هَنِيئاً، وَ اجْعَلْ لِي مِنْ عِنْدِكَ مَخْرَجاً وَحِيّاً» (دعای هفتم). «و از نزد خود رحمت و گشايشِ آسان ارزانى دار، و از لطف خود نجات و خلاصى سريع مقرر ساز».
12-«اللّهُمّ فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ هَمَسَاتِ قُلُوبِنَا، وَ حَرَكَاتِ أَعْضَائِنَا وَ لَمَحَاتِ أَعْيُنِنَا، وَ لَهَجَاتِ أَلْسِنَتِنَا فِي مُوجِبَاتِ ثَوَابِكَ حَتّى لَا تَفُوتَنَا حَسَنَةٌ نَسْتَحِقّ بِهَا جَزَاءَكَ، وَ لَا تَبْقَى لَنَا سَيّئَةٌ نَسْتَوْجِبُ بِهَا عِقَابَكَ» (دعای نهم). «خدايا پس بر محمد و آلش رحمت فرست و راز هاى دل ها، و حركات اعضاء و نگاه هاى دزديده چشم ها و سخنان زبان هاى ما را در امورى قرار ده كه موجب ثواب تو باشد، تا كار نيكى كه به وسيله آن سزاوار پاداش تو شويم، از ما فوت نگردد، و كار بدى كه در اثر آن مستوجب عقابت گرديم براى ما باقى نماند».
همراه تأخیر مفعول ها، تضاد را نیز در دو کلمه جزاء و عقاب قرار داده اند تا علاوه بر این که موسیقی و وزن جمله ها حفظ شود، ارتباط معنایی نیز، با هم داشته اند.
13-«اللّهُمّ لَا تَجْعَلْ لَهُ فِي قُلُوبِنَا مَدْخَلًا وَ لَا تُوطِنَنّ لَهُ فِيمَا لَدَيْنَا مَنْزِلًا» (دعای هفدهم). «خدايا، براى او در دلهاى ما مدخلى قرار مده و در محيط زندگى ما منزلى فراهم مساز».
14-«اللّهُمّ اسْقِنَا سَقْياً تُسِيلُ مِنْهُ الظّرَابَ، وَ تَمْلَأُ مِنْهُ الْجِبَابَ، وَ تُفَجّرُ بِهِ الْأَنْهَارَ، وَ تُنْبِتُ بِهِ الْأَشْجَارَ، وَ تُرْخِصُ بِهِ الْأَسْعَارَ فِي جَمِيعِ الْأَمْصَارِ، وَ تَنْعَشُ بِهِ الْبَهَائِمَ وَ الْخَلْقَ، وَ تُكْمِلُ لَنَا بِهِ طَيّبَاتِ الرّزْقِ، و تُنْبِتُ لَنَا بِهِ الزّرْعَ وَ تُدِرّ بِهِ الضّرْعَ وَ تَزِيدُنَا بِهِ قُوّةً إِلَى قُوّتِنَا» (دعای نوزدهم). «خدايا ما را چنان سقايت كن كه از بركت آن، آب در تل و تپه‏ها به راه اندازى و چاه ها را پر آب سازى و نهرها را روان كنى، و درختان را خلعت سبز بپوشانى، و نرخ ‏ها را در همه شهرها ارزان نمائى و چهارپايان و خلايق را سرزنده سازى و روزى ‏هاى پاكيزه را براى ما كامل گردانى و كشت و زرعمان را برويانى و پستان ها را پر شير كنى و نيروئى بر نيروى ما بيفزائى».
تأخیر مفعول به، در چیدمان جمله هایِ بیست دعای نخست صحیفه سجادیه، ویژگی ای است؛ که در 56 جمله، وجود و در نتیجه حضور چشم گیری دارد و علاوه بر تأکید و تمرکز، سبب ایجاد وزن در فاصله ها یعنی آخر جمله ها شده است. مثل بند بالا: الظراب و الجباب، الأنهار و الأشجار و الأسعار، الزرع و الضرع، همگی سجع متوازی دارند.
بیش ترین بسامد، در تأخیر مفعول به در دعای بیستم، مشاهده می شود:
15-«اللّهُمّ اخْتِمْ بِعَفْوِكَ أَجَلِي، وَ حَقّقْ فِي رَجَاءِ رَحْمَتِكَ أَمَلِي، وَ سَهّلْ إِلَى بُلُوغِ رِضَاكَ سُبُلِي، وَ حَسّنْ فِي جَمِيعِ أَحْوَالِي عَمَلِي». «عمرم را با بخشایش خود به پایان ببر، و آرزویم را در امید بستن به رحمت خود محقّق فرما، و راهم را در رسیدن به خشنودی خود آسان ساز، و کردارم را در همه حال نیکو گردان» (رضایی،1390: 126).
16-«اللّهُمّ وَفّرْ بِلُطْفِكَ نِيّتِي، وَ صَحّحْ بِمَا عِنْدَكَ يَقِينِي، وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ مَا فَسَدَ مِنّي». «خدايا به لطف خود نيتم را كامل و خالص ساز، و يقينم راثابت و پا برجاى دار، و به قدرت خود آن چه را كه از من تباه شده اصلاح فرماى».
17-«وَ أَبْدِلْنِي مِنْ بِغْضَةِ أَهْلِ الشّنَآنِ الْمَحَبّةَ، وَ مِنْ حَسَدِ أَهْلِ الْبَغْيِ الْمَوَدّةَ، وَ مِنْ ظِنّةِ أَهْلِ الصّلَاحِ الثّقَةَ، وَ مِنْ عَدَاوَةِ الْأَدْنَيْنَ الْوَلَايَةَ، وَ مِنْ عُقُوقِ ذَوِي الْأَرْحَامِ الْمَبَرّةَ، وَ مِنْ خِذْلَانِ الْأَقْرَبِينَ النّصْرَةَ، وَ مِنْ حُبّ الْمُدَارِينَ تَصْحِيحَ الْمِقَةِ، وَ مِنْ رَدّ الْمُلَابِسِينَ كَرَمَ الْعِشْرَةِ، وَ مِنْ مَرَارَةِ خَوْفِ الظّالِمِينَ حَلَاوَةَ الْأَمَنَةِ». «و شدت كينه، كينه توزان را در باره من به محبت، و حسد متعديان را به مودت، و بدگمانى اهل صلاح را به اعتماد، و دشمنى نزديكان را به دوستى، و بدرفتارى خويشان را به نيكوئى، و بى‏اعتنائى اقربا را به نصرت، و دوستى مجامله كاران را به دوستى حقيقى، و اهانت مصاحبان را به حسن عشرت، و تلخى ترس از ستمكاران را به شيرينى امنيت مبدل ساز».
در تمامی این بندها مفعول به -که زیر آن ها خط کشیده شده- موخر شده است و علت این امر علاوه بر اهداف بلاغی، می تواند موسیقی و آهنگ در پایان فاصله ها باشد. اگر جمله به این صورت بود: «اللّهُمّ اخْتِمْ أَجَلِي بِعَفْوِكَ»، معنای خضوع و خشوع امام (ع)، در برابر خداوند فهمیده نمی شد زیرا حرف «یاء» که در پایان مفعول های بند اول و دوم، ذکر شده، موسیقی و آهنگ انکسار دارد. امام (ع) با پیش تر آوردن صفات نکوهیده بر صفات ستوده، این معنا را متذکر می شوند که برای رسیدن به صفات موخر در جمله، باید از مانع کلمات متقدم عبور کرد، به این معنا که، تخلیه بر تجلیه و تحلیه مقدم است و ابتدا باید رذائل دور شود تا زمینه فضائل مهیا گردد.
«الْمَحَبّةَ، الْمَوَدّةَ، الْمَبَرّةَ» واژگانی هستند که هم، وزن مشترک و هم، قافیه مشترک دارند، و با ایجاد سجع متوازی، موسیقی کلام امام را آشکار می کنند. در واقع امام (ع) در این بند ها علاوه بر فراهنجاری نحوی، به فراهنجاری آوایی نیز توجه داشته اند. «بِغْضَةِ و الْمَحَبّة»َ «ظِنّة و الثّقَةَ» «عَدَاوَةِ و الْوَلَايَة» «مَرَارَةِ و حَلَاوَةَ» همگی تضادی زیبا و هم آوا را در جمله ایجاد کرده اند که بار دیگر بلاغت امام (ع) را به وضوح آشکار می کنند.
تأخیر مفعول در دعای بیستم نسبت به سایر دعا ها، از تکرار بیش تری –در 16 جمله- برخوردار است و علت این امر موضوع این دعاست که در مورد خوی های نیک است و این خوی ها در فاصله ها واقع شده و با فواصل دیگر موسیقی ایجاد کرده اند. امام (ع) با قرار دادن این سجایا در پایان جمله ها، قصد داشته اند، هماهنگی میان اخلاق ها را بیان کنند؛ یعنی هر اخلاق خوبی اخلاق خوب دیگری را به دنبال دارد.
1-3-3 تأخیر فاعل:
1-«لَا يَنْقُصُ مَنْ زَادَهُ نَاقِصٌ، وَ لَا

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره تقدیم و تأخیر، زبان معیار، سبک شناسی، علم معانی Next Entries منبع پایان نامه درباره فرا هنجاری، وزن و آهنگ، زبان معیار، حسن معاشرت