منبع پایان نامه درباره سودآوری، کیفیت افشا، عدم تقارن، ارزش بازار

دانلود پایان نامه ارشد

وضع شرکت نامطلوب می باشد و ارزش سهام دچار نزول می شود، سهام بسیاری از شرکت ها تقریبا برابر با ارزش دفتری آنها معامله می شوند. افشای اطلاعات در این شرایط نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام معیار مناسبی برای سنجش عملکرد و همچنین ارزش ایجاد شده برای سهامدار را نشان می دهد.

2-2-2-2 ارزش دفترى
ارزش دفترى يکى از مفاهيم حسابدارى است و با استفاده از اين معيار ارزش هر يک از اقلام دارایى بر اساس داده‌هاى تاريخى تعيين مى‌گردد. ارزش دفترى دارایى‌ها همان ارقام و مقاديرى است که در ترازنامه شرکت نوشته مى‌شود. براى مثال، ارزش دفترى دارایى‌هاى ثابت را به صورت خالص (پس از کسر استهلاک) مى‌نويسند. ارزش دفترى سهام عادى مساوى است با مجموع کليه اقلامى که در بخش حقوق صاحبان سهام (متعلق به سهام عادي) در ترازنامه نوشته مى‌شود. براى محاسبه ارزش دفترى يک سهام عادي، ارزش حقوق صاحبان سهام عادى را بر تعداد سهامى که در دست مردم است تقسيم مى‌کنند.

2-2-2-3 ارزش با فرض تداوم فعاليت
ارزش با فرض تداوم فعاليت، يعنى ارزش شرکت به عنوان يک واحد اقتصادي، که قرار است فعاليت آن ادامه يابد. کسى‌که از اين ديدگاه به شرکت مى‌نگرد درصدد بر نمى‌آيد تا ارزش شرکت را بر اساس مقادير مندرج در ترازنامه مشخص کند. بلکه، توانایى شرکت را از نظر حجم فروش و ايجاد سود مورد توجه قرار مى‌دهد. براى مثال، فرض کنيد کسى صاحب يک شرکت توليدى است که منحصراً در صنايع دفاعى فعاليت مى‌کند. صاحب شرکت درصدد فرش آن واحد بر مى‌آيد. اصولاً قيمت فروش اين شرکت با توجه به قدرت سودآورى (براساس قراردادهایى که با وزارت دفاع مى‌بندد) تعيين مى‌گردد.

2-2-2-4 ارزش با فرض انحلال شرکت
ارزش با فرض انحلال شرکت عبارت است از وجوه نقدى که شرکت بابت فروش دارایى‌ها پس از کسر بدهى‌ها دريافت مى‌کند. وجوه نقدى که پس از فروش براى شرکت باقى مى‌ماند بين سهامداران و مالکان شرکت تقسيم خواهد شد. اگر بدهى‌هاى شرکت مساوى يا بيشتر از وجوه نقدى باشد که شرکت دريافت مى‌کند، هيچ پولى به سهامداران پرداخت نخواهد شد و ارزش انحلال آن صفر يا منفى مى‌شود. اگر مسئولان و مالکان يک شرکت در حال فعاليت به هر علتى نتواند آن را براساس قدرت سودآورى به فروش برسانند يا اگر شرکت در حال ورشکستگى باشد، ارزش انحلال مورد توجه قرار مى‌گيرد.

2-2-2-5 اصطلاحات مربوط به ارزش بازار شرکت
2-2-2-5-1 ارزش جاری بازار
ارزش بازار کل سهام منتشر شده از سوی شرکت در بازار سهام را ارزش جاری مینامیم، که از حاصلضرب قیمت بازار یک سهم در تعداد کل سهام شرکت به دست میآید.

2-2-2-5-2 قیمت بازار سهام
قیمت بازاری سهم، آخرین قیمت معاملاتی سهام در بازار است. در واقع این قیمت با توجه به عرضه و تقاضای بازار تعیین میشود.

2-2-2-5-3 سهم بازار
سهم بازار شرکت، نشاندهنده سهم یا درصد فروش محصولات آن شرکت در بازار در مقایسه با کل فروش آن محصول توسط سایر تولیدکنندگان است.

2-2-3 اهرم مالی
شاخصی است برای تعیین ریسک مالی شرکت که از تقسیم بدهیها بر داراییها به دست میآید. بنابراین در این پژوهش، از نسبت کل بدهیها به کل داراییها برای سنجش اهرم مالی استفاده میشود.
به حد و اندازهای که یک شرکت از طریق وام یا استقراض، تأمین مالی نمودهاست، دلالت دارد. یکی از مهمترین مقیاسهای اهرم، نسبت بدهی است که از تقسیم بدهیها به داراییها به دست میآید(بزرگ اصل، 1385).
تأمین مالی از طریق استقراض، حداقل به دو صورت زیر، به عنوان یک ساز و کار کاهنده هزینههای نمایندگی به حل مشکل نمایندگی کمک میکند(نوروش و همکاران، 1388: 11).
1- با انتشار سهام جدید، درصد مالکیت مدیران کاهش مییابد. بنابراین، تأمین مالی از طریق استقراض، در مقایسه با انتشار سهام جدید، مانع از کاهش درصد مالکیت و در نتیجه افزایش همسویی منافع مدیران و مالکان میشود.
2- افزایش بدهی با کاهش جریانهای نقد در اختیار مدیریت، باعث کاهش هزینه نمایندگی جریانهای نقد آزاد میگردد. رابطه مدیران و اعتباردهندگان متفاوت از رابطه آنها با سهامداران است. بدین معنی که میزان و زمان پرداخت اصل و فرع بدهی، توسط مدیران تعهد شده است. در صورتی که آنها تعهدی مبنی بر توزیع میزان معینی از سود در زمانهای از پیش نعیین شده به سهامداران ندارند. استقراض با خروج وجوه نقد به صورت منظم و از پیش تعیین شده، منجر به کاهش جریانهای نقدی آزاد شده و این امر، امکان سرمایهگذاری چنین وجوهی را در پروژههای با خالص ارزش فعلی منفی، کاهش مییابد. افزون بر این، با توجه به این که شفافیت صورتهای مالی و کیفیت افشای اطلاعات ارائه شده در آن، به عنوان یک راهکار عملی برای کاهش هزینههای نمایندگی، مورد توجه قرار گرفته است، انتظار میرود که شرکتهای اهرمی (با هزینه نمایندگی کمتر)، تعهد کمتری در قبال افشای اطلاعات با کیفیت بالا داشته باشند و در نتیجه اطلاعات کمتر یا با کیفیت پایینتری را افشا کنند. به عبارت دیگر، انتظار میرود، رابطه بین اهرم مالی و میزان افشا معکوس باشد(ستایش و کاظم نژاد، 1391).

2-2-4 اندازه شرکت
با افزایش در اندازه شرکت، ریسک مربوط به شرکت کاهش مییابد و در نتیجه هزینه سرمایه شرکت، کمتر میشود. همچنین، شرکتهای بزرگتر اطلاعات بیشتری را افشا میکنند و این باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایهگذاران میشود. اندازه شرکت به وسیله لگاریتم فروش سالانه محاسبه خواهد شد.
به دلایل زیر، انتظار میرود که شرکتهای بزرگتر اطلاعات را با کیفیت بهتری افشا کنند:
1- شرکتهای بزرگ دارای منابع کافی به منظور جمعآوری، تحلیل و ارائه حجم وسیعی از دادهها با حداقل هزینه هستند. افزون بر این، در شرکتهای بزرگ، اطلاعات تفصیلی برای گزارشگری داخلی به مدیران ارشد گردآوری میشود. بنابراین افشای چنین اطلاعاتی چندان هزینه بر نیست.
2- شرکتهای بزرگ، به دلیل نیازمندی به منابع تأمین مالی بیشتر، اطلاعات را با کیفیت بهتری، افشا میکنند.
3- شرکتهای کوچک، بیشتر احساس میکنند که افشای کامل اطلاعات میتواند موقعیت رقابتی آنها را با خطر مواجهه کنند. بنابراین، اطلاعات کمتر و با کبفیت پایینتری را افشا میکنند.
4- شرکتهای بزرگ، تمایل بیشتری به استفاده از سیستمهای کنترلی داخلی قوی و حسابرسان داخلی دارند. بنابراین، صورتهای مالی با کیفیتتری ارائه و حسابرسان مستقل، زمان کمتری صرف اجرای آزمونهای رعایت و محتوا میکنند. در نتیجه، تأخیر در ارائه گزارش حسابرسی، حداقل شده و شرکتها میتوانند به موقع اطلاع رسانی کنند.

2-2-5 سودآوری
سودآوری به توانایی شرکت در به دست آوردن درآمد و سود اشاره میکند. درآمد یا سود خالص، تنها معیار اندازهگیری سودآوری میباشد. سرمایهگذاران و اعتباردهندگان، علاقه زیادی به ارزیابی سودآوری جاری و آتی یک شرکت دارند. شرکتها برای جذب سرمایه مورد نیاز خود مجبورند سود کافی برای تأمین بازده مناسب جهت سرمایهگذاران و اعتباردهندگان به دست آورند. در صورتی که شرکتها سود کافی تحصیل نکنند، آنها قادر به جذب سرمایه مورد نیاز جهت اجرای پروژهها، از طریق سهامداران یا اعتباردهندگان نخواهد بود. دوام و بقا یک شرکت در بلندمدت، به توانایی آن در کسب درآمد کافی برای انجام کلیه تعهدات و تأمین بازده مناسب برای سهامداران اصلی، بستگی دارد.
یک شرکت با اخبار خوب (عملکرد مساعد)، افزایش در ارزش بازار سهام و اعتبار مدیریت را تجربه میکند. نقطه مقابل این امر برای شرکت با اخبار بد (عملکرد منفی) صادق است. مدیریت شرکت سودآور، به منظور تشریح تواناییاش در حداکثر کردن ثروت سهامداران و حمایت از موقعیتها و پاداشهایش، اطلاعات را تفصیلی و با کیفیت بهتری ارائه میکند. در مقابل، زمانی که سودآوری پایین است، ممکن است به منظور پنهان کردن دلایل زیان یا کاهش سود، اطلاعات کمتری افشا کند، مدیریت شرکت، تمایلی به ارائه اطلاعات مربوط به کاهش فروش و سود بخشها، به ویژه زمانی که یک یا چند بخش زیانده است، ندارد. در مقابل، مدیر کل سود را افشا میکند تا روندهای نزولی بخشهای فرعی در رقم کل، مخفی شود.

2-2-5-1 نسبتهای سودآوری
برای سنجش کفایت سود شرکت از نسبتهای سودآوری استفاده میشود. نسبتهای سودآوری در ارزیابی فعالیتهای عملیات اجرایی شرکتها، مورد استفاده قرار میگیرند. نسبتهای سودآوری، میزان موفقیت شرکت را در تحصیل سود و بازده خالص نسبت به درآمد و فروش با نسبت به سرمایهگذاری میسنجند. نسبتهای سودآوری، عملکرد کلی شرکت و کارایی مدیریت را در تحصیل سود مناسب، مورد سنجش قرار دهند. این نسبتها دو نوع هستند: دسته اول سودآوری را در رابطه با فروش و درآمد مورد سنجش قرار میدهند، که شامل (نسبت سود ناخالص به فروش، نسبت سود عملیاتی به فروش، نسبت سود خالص به فروش) و دسته دوم، سودآوری را در رابطه با سرمایهگذاریها و داراییها میسنجند، که شامل (نسبت بازده کل داراییها، خالص بازده داراییها، بازده حقوق صاحبان سهام، بازده سرمایهگذاری، سود هر سهم) میباشد.

2-3 پیشینه پژوهش
2-3-1 پیشینه پژوهشهای خارجی
بیسچف (2009)، در مقاله‌ای با عنوان «تأثیر پذیرش استاندارد بین‌المللی گزارشگری مالی شماره 7 بر افشا در بانکهای اروپایی» اثر پذیرش این استاندارد را در اولین بار پذیرش بر کیفیت افشای بانک‌ها مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که کیفیت افشا به طور کلی هم در صورت‌های مالی و هم در گزارش ریسک افزایش یافته است. تحقیق وی نشان داد که نه تنها محتوای استاندارد بین‌المللی شماره7، بلکه نحوه اجرا آن نیز در افزایش کیفیت افشا مؤثر است.
سانچز بالستا و گارسیا مکا (2010) 27 مطالعه تجربی انجام شده پیرامون رابطه استقلال هیئت مدیره و تمرکز مالکیت بر افشای اختیاری را بررسی نمودند. یافته ها نشان میدهد، رابطه مثبت بین استقلال هیئت و افشای اختیاری تنها در کشورهای با حقوق حفاظتی سرمایهگذار بالا رخ میدهد. یافتهها بر نیاز به مورد توجه قرار دادن مجموعه قانونی و سازمانی هنگام تحلیل تأثیر حاکمیت شرکتی بر افشای اختیاری تأکید میکند.
هيتزمن و همكاران (2010) تأثير آستانه اهميت و انگيزههاي اختياري مديران را بر فرآيند افشای هزينه تبليغات بررسي نمود. نتايج نشان داد كه فرآيند افشای اطلاعات تحت تأثير انگيزههاي اجباري (آستانه اهميت) و انگيزههاي اختياري توضيحدهنده بهتري از فرآيند افشای هزينه تبليغات است.
حسن و همكاران (2009) به بررسي رابطه بين افشاي شركتها و ارزش شركت در بازار سرمايه مصر پرداختند. نتايج تحقيق آنها نشان داد كه با كنترل فاكتورهايي نظير اندازه داراييها و سودآوري،‌ افشاي اجباري رابطه ي معنادار منفي با ارزش شركت دارد. در حالي كه بين افشاي اختياري و ارزش شركت رابطه مثبت وجود دارد. ولي اين رابطه از لحاظ آماري معنادار نيست.
فرانسيز و همكاران (2008)، ارتباط بين افشای اختياري،‌كيفيت سود و هزينه سرمايه را بررسي نمودند. نتايج حاصل از آزمون فرآيند افشای شركتها نشان داد كه بين افشای‌ اختياري و كيفيت سود رابطه مثبت و بين افشای اختياري و هزينه سرمايه رابطه منفي معنادار وجود دارد.
جاسپر و پلنبرگ (2007) ارتباط ارزشي افشا در گزارش سالانه را در دانمارك مورد بررسي قرار دادند. نتايج تحقيق آنها نشان داد كه افشاي اختياري، از بازده جاري‌، اطلاعدهندگي بيشتري درباره سودهاي آتي ايجاد نميكند و اطلاعات اختياري در گزارش سالانه توانايي سرمايهگذاران را در پيشبيني سودهاي آتي بهبود نميبخشد.
برون و هيل اجيست (2007)، تأثير افشا بر عدم تقارن اطلاعاتي را بررسي كردند. يافته پژوهش حاكي از آن بود كه افشا اطلاعات به طور منفي با عدم تقارن اطلاعاتي رابطه دارد.
شليكر و همكاران (2007)، به بررسي رابطه بين گزارشهاي سالانه شركتهاي زيانده و پيشبيني قيمت سهام از روي سود پرداختند. آنها به اين نتيجه رسيدند كه رابطه بين افشاي گزارشگري سالانه و پيشبيني سود براي شركت هاي سودآور و غير سودآور يكسان نيست.
پيترسون و همكاران (2006)، در تحقيق به بررسي رابطه بين افشاي اختياري و عدم تقارن اطلاعاتي در دانمارك پرداختند. نتايج آنها نشان داد كه، بين افشاي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره ارزش بازار، افشای اختیاری، افشای اطلاعات، صورتهای مالی Next Entries منبع پایان نامه درباره رگرسیون، اثرات ثابت، بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران