منبع پایان نامه درباره سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

اصلاً نمي شناسند يا يكديگر را دوست ندارند و زبانشان متفاوت است ،صورت گيرد ، در واقع مبادله مي تواند بين دو عامل كه هويتشان ناشناخته است و يكديگر را نمي شناسند ،اتفاق افتد .اما مبادله در ميان اعضاي يك شبكه متفاوت است .در اين مورد هنجارهاي مشترك به آن ها هدفي متعالي مي بخشد كه ارتباط بازار را از شكل مي اندازد .
از اين رو اعضاي يك خانواده يا اعضاي يك باشگاه و يااعضاي يك اتحاديهْ محلي كه داراي ارزش ها و هنجارهاي مشتركي هستند و به شيوهْ عواملي كه در بازار با هم معامله مي كنند با يكديگر رفتار نمي كنند براي مثال اين اعضا ممكن است انتظار بازده دراز مدت را داشته باشند ،ليكن ارتباط مبادله بين آنها منوط به حسابگري دقيق هزينه – سود كه داد و ستدهاي بازار مشاهده مي شود نيست.( فوكوما يا ،1382: 69 -71)
از طرف ديگر تحليل شبكه ها در سازمان مبتني بر اقتدار رسمي بر اين اساس است كه شبكه بر اساس هنجارهاي غير رسمي مشترك استوار است و نه ارتباط مبتني بر سلسله مراتب .در هر صورت ،يك شبكه مي تواند با سلسله مراتب رسمي همزيستي نمايد اعضاي يك سازمان با سلسله مراتب رسمي مجبور نيستند فراتر از قرار دادهاي دستمزد كه عضويت آ نها را معين مي كند ،با يكديگر در ارزش ها و هنجارها سهيم شوند ،اما سازمان هاي رسمي ،مي توانند بر اساس حمايت ،قوميت ،يا فرهنگ مشترك جمعي از شبكه هاي غير رسمي گوناگون تشكيل شده باشد .وقتي شبكه ها بر روي سازمان هاي رسمي قرار گرفتند ،نتايج آنها الزاماً سودمند نيست و در واقع مي تواند منشأ بسياري از اختلالات در كاركرد سازماني باشد نمودار زير نشان مي دهد كه شبكه ها مي توانند با سازمان هاي رسمي هم زيستي داشته باشند ،در همان حال مي توانند در حد ديگر ،جايگزين سازمان هاي رسمي شوند مانند شبكه هاي تعاوني كه بر اساس خويشاوندي ،دوستي ،عشق يا امثال آنها تشكيل شده اند اعضاي چنين شبكه اي در ارزش ها و هنجارها ي مشتركي با هم سهيم هستند كه در آن با اعضاي
نمودار2-4-شبكه فرهنگ تعاوني
ديگر سازمان سهيم نيستند.

اقتباس از فوكومايا،72:1381)
در بعضي از سازمانها نيز شبكهْ حمايتي (سازماني كه بر مبناي يك فرهنگ مشترك تعاوني تشكيل شده است) وجود دارد در شبكهْ حمايتي اطلاعات به سادگي رد و بدل مي شود ،اما مرزهاي خارجي آن شامل غشايي است كه اطلاعات به سادگي از آن عبور نمي كند .شبكه هاي حمايتي براي سازمان ها مشكل سازند ،زيرا ساختارآنها براي كساني كه در خارج از آن قرار دارند ،روشن نيست و آن ها غالباً روابط رسمي مقتدرانه را زير و رو مي كنند .قوميت مشترك مي تواند اعتماد و مبادله درميان اعضاي يك گروه قومي را تسهيل نمايد ،اما از مبادله بين اعضاي گروه هاي مختلف ممانعت مي كند .غالباً پيوند دو سويه بين اعضاي يك شبكه به دلائل غير اقتصادي صورت پذيرفته است و در برابرعقلانيت اقتصادي قرار مي گيرد .براي مثال وقتي يك ريئس علاقه اي به انتقاد كردن يا اخراج يك زير دست نالايق را ندارد چون مورد حمايت اوست . و در شكل مقابل اين حالت را مشاهده مي نماييد.( فوكومايا ،70 -73 :1385)
نمودار2-5-شبكهْ نوع حمايتي

(اقتباس از فوكومايا،73:1381)
الگوهاي اصلي شبكه هاي فردي يا خود محور: يك شبكه خود محور ،مجموعه اي از روابطي است كه پيرامون يك فرد وجود دارد افرادي كه با فرد مركزي ارتباط مستقيم دارند ،به نام ديگران خوانده مي شوند و اين مدل در شبكه هاي اجتماعي توسط مركز ملي تحقيقات نظر سنجي اجرا شد و ثابت كرد كه شبكه هاي خود محور را مي توان توسط يك تحقيق علمي اندازه گيري نمود ” ران بارت ”
جامعه شناس ،براي اولين بار از فنون جامعه سنجي براي مطالعه سرمايه اجتماعي در سازمان هاي تجاري استفاده نمود .
براي تجزيه و تحليل شبكه هاي فردي بايد به سه عامل اندازه ،تركيب ،تمركز توجه نمود وقتي كه شخصي پل ارتباطي ميان افراد بسياري است (مطابق شكل) كه با يكديگر ارتباطي ندارند تراكم در اين شبكه ها به صفر مي رسد و تراكم صفر بيانگر يك شبكهْ ارتباطي باز است مثلاً بين اعضاي گروه در يك شبكه فقط يك ارتباط وجود دارد عموماً گوناگوني مهمتر از اندازه است گوناگوني افراد در شبكه ها باعث مي شود يك مشكل از ديدگاه هاي مختلف مورد برسي قرار گيرد و از تفكر گروهي ممانعت به عمل مي آيد و توانايي فرد را در پردازش و جمع آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات افزايش مي دهد يك تيم مديريتي كه اعضاي آن سوابق عملكردي مختلف دارند ،بهتر از يك تيم مديريتي متجانس عمل خواهد نمود و اگر شبكه از افراد گوناگون تشكيل شده باشد احتمالاً شبكه خود محور آنها تكراري نخواهد بود و به جاي اينكه اين ارتباطات يكديگر را بپوشانند به گوشه و كنار اين دنياي پهناور ،گسترش مي يابند و شبكه بزرگتر خواهد شد و شبكه هاي باز برونگرا هستند وچنين شبكه هايي را كار آفرين گويند زيرا فقدان ارتباطات بين افراد – آنچه كه ارتباط بين ارتباطات – ناميده مي شود بيانگر سرمايه اجتماعي به شكل فرصت هاي بيشماري براي خلق و ايجاد دانش از طريق پل زدن بروي اين فاصله ها و پوشانيدن حفره ها و خلأ هاي ساختاري بين افراد مي باشد و به دليل برونگرا بودن نشانه اي از اعتماد و همكاري بين افراد وجود ندارد و اين شبكه ها براي دستيابي به اطلاعات جديد ،آگاهي از فرصت هاي تازه و يافتن منابع بسيار مطلوب مي باشند.((wayne Baker 43:2000
نمودار 2-6-شبكه خود محور يا شبكهْ كارآفرين

Bill
Soo

(اقتباس از Baker، 43:2000)
در يك شبكهْ ارتباطي كه افراد ارتباط اجتماعي نزديكي به هم دارند هرچه ارتباطات ميان روابط افراد با يكديگر نيز بيشتر باشد شبكهْ بزرگي به وجود مي آيد كه بر بروي خويش تا مي خورد و شبكه بسته تر خواهد بود و در شبكهْ بسته فعاليت هاي اعضاي گروه هماهنگ وهمبستگي دروني شركت حفظ مي شود و نتايج تحقيقات نشان مي دهد كه شبكه هاي كارآفرين در مقايسه با شبكه هاي بسته عملكرد مطلوب تري دارند و در شبكه هاي بسته بر خلاف شبكه هاي باز يك پل ارتباطي ميان بسياري از افراد وجود دارد و تراكم بالايي در شبكه بين صفر تا صد درصد به وجود مي آيد وتراكم بالا دلالت بر اين دارد كه روابط اضافي در شبكه وجود دارد و شبكه هاي بسته يا درون گرا براساس اعتماد وهمكاري بين شبكه اي فشرده از افراد مشابه شكل گرفته است اين شبكه ها براي ايجاد صداقت وهويت گروهي وحس دستيابي به هدف مشترك ،متناسب مي باشند وچون به عارضه تفكر گروهي دچار هستند براي دست يابي به اطلاعات يا منابع ديگر ،وبراي تأثير گذاشتن برافرادي كه در خارج از شبكه هستند نيز تكراري خواهد بود كه بر روي يكديگر تا مي خورند و يكديگر را مي پوشانند(wayne Baker, 2000:43) .مطابق شكل
نمودار 2-7-شبكه خود محور (بسته يا درونگرا)

Bill

(اقتباس از(wayne Baker 43:2000
و بهترين نوع شبكه ،همان شبكه اي است كه با اهداف و شرايط شما به بهترين صورت سازگار باشد مثلاً اگر هدف شما پديد آوردن تيمي از افراد با روابط و همبستگي نزديك باشد كه هدفي مشترك داشته باشد ، شبكه درون گرا ،متجانس وكوچكتر اهداف شما را بهتر تأمين مي كند واگر بر عكس هدف شما به دست آوردن اطلاعات بيشتر و فرصت هاي جديد تري است شبكه هاي برونگرا براي شما متناسب تراست و ايجاد شبكه كار آفرين باعث مي شود كه شما محوريت دنياي خود را به
عهده بگيريد و بتوانيد از شبكه هاي تار عنكبوتي ايجاد شده استفاده نماييد.( بيكر ، 78 – 79 : 1382 )

2-1-10- انواع تقسيم بندي سرمايه اجتماعي
الف – تقسيم بندي اپوف21
1- سرمايه اجتماعي ساختاري 2- سرمايه اجتماعي شناختي
به اعتقاد اپوف اهميت اين تقسيم بندي همانند تقسيم بندي سرمايه طبيعي به منابع تجديد پذير و تجديد ناپذير است .
1- سرمايه اجتماعي ساختاري اين شكل از سرمايه سبب تسهيل در تبادل اطلاعات ، كنش جمعي و تصميم گيري مي شود و اين نوع از سرمايه اجتماعي ناشي از وجود انجمن ها و شبكه هاي اجتماعي قوي بوده و نسبتاً عيني و قابل مشاهده است .
2- سرمايه اجتماعي شناختي به هنجارها ،ارزش هاي مشترك و اعتماد مربوط مي شود .به همين جهت امري ذهني و نامحسوس است و اين دو سرمايه مي توانند مكمل يكديگر باشند نظير همكاري بين همسايگان ولي اين مكمل بودن الزامي و قطعي نيست به عنوان مثال وجود يك انجمن محلي الزاماً به اين معني نيست كه بين اعضاي آن محل ، پيوندهاي قوي وجود دارد. ( شارع پور ، 1385 :168)
ب – تقسيم بندي سرمايه اجتماعي به دو بخش پيوند دهنده و متصل كننده
1- سرمايه اجتماعي پيوند دهنده ويژگي برجستهْ اين نوع سرمايهْ ،وجود پيوندهاي قوي در بين اعضا ي مثلاً يك خانواده يا يك گروه قومي است از اين نوع سرمايه تحت عنوان سرمايه اجتماعي درون گروهي ياد مي شود بسياري گروه ها انسجام دروني خود رابه زيان افراد بيرون گروه كسب مي نمايند كه ممكن است با آن از روي بدگماني ،دشمني يا نفرت آشكار و بي كم و كاست رفتار شود .
( شارع پور، 1385: 68)
دليل اين كه سرمايه اجتماعي در مقايسه با سرمايه فيزيكي كمتر يك خير اجتماعي به نظر مي رسد ممكن است آن باشد كه سرمايه اجتماعي بيش از هر دو شكل ديگر سرمايه استعداد توليد آثار خارجي منفي را دارد اين بدان سبب است كه همبستگي گروهي در جوامع انساني اغلب به بهاي دشمني نسبت به افراد غير عضو گروه به دست مي آيد و ظاهراً تمايل طبيعي در انسان وجود دارد كه جهان را به دوستان ودشمنان تقسيم مي نمايد و اين تمايل ،اساس همهْ ملاحظات سياسي است .
راه ديگر براي پرداختن به اين مسئله ،وارد شدن از طريق مفهوم اعتماد است همهْ گروه هايي كه مظهر سرمايه اجتماعي اند داراي دو نوع شعاع اعتماد ند و به ديگر معنا حلقه اي از كسان در هر گروه موجود است كه هنجارهمكاري در ميان آنها عمل مي كند.(خاكباز ،1385 :172)
تمام اشكال گروه هاي فرهنگي اجتماعي ،نظير قبايل و عشاير و مجامع روستايي و فرقه هاي ديني و غيره ،برهنجارهاي مشترك مبتني اند و از اين هنجارها براي تحقق اهداف مشترك استفاده مي كنند در ادبيات توسعه اين شكل از سرمايه اجتماعي يك امتياز تلقي نمي شود ،نوسازي اقتصادي متضاد با فرهنگ و سازمان اجتماعي سنتي تلقي مي شود به طوري كه نوسازي سازمان سنتي را نابود خواهد نمود و يا در غير اين صورت راه حركت خود جوش به وسيلهْ نيروهاي سنت گرا مسدود خواهد شد همبستگي درون گروهي از قابليت اعضاي گروه براي همكاري با افراد بيرون ازگروه مي كاهد و اغلب ،آثار خارجي منفي را بر افراد تحميل مي كند گروه هاي اجتماعي سنتي به فقدان چيزي دچارند كه گرانووتر آن را “پيوندهاي سست” يعني وجود افرادي كژ آيين در حاشيهْ شبكه هاي گوناگون جامعه مي نامد كه قادرند بين گروه ها حركت نمايند و از گروهي به گروه ديگر بروند و از اين راه به صورت حاملان افكار و اطلاعات تازه در آيند .جوامع سنتي غالباً حالت قطعه قطعه دارند و به ديگر معنا مركب از تعداد زيادي واحدهاي اجتماعي يكسان و خود كفا ،از قبيل روستاها و قبايل اند .جوامع مدرن بر عكس ،از تعداد زيادي گروه هاي اجتماعي كه با هم همپوشاني دارند تشكيل شده اند به همين سبب در جوامع مدرن عضويت در چند گروه و هويت متكثر ممكن است .در جوامع سنتي كم تر به پيوندهاي سستي كه در بين قطعات تشكيل دهنده آن وجود دارد اجازه داده مي شود ارتباط بين قطعات را برقرار سازد .و بنابراين اطلاعات ،نوآوري ،منابع و استعدادهاي انساني با سهولت كمتري انتقال مي يابد.( خاكباز،1385: 173)
2- سرمايه اجتماعي متصل كننده اين نوع سرمايه ،پيوند بين مقولات اجتماعي قوي است از اين نوع سرمايه تحت عنوان سرمايه اجتماعي ميان گروه نيز ياد مي شود ( شارع پور

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره خانواده گسترده، دولت - ملت Next Entries منبع پایان نامه درباره سلسله مراتب، ارتباطات مؤثر، کرامت انسان