منبع پایان نامه درباره سلسله مراتب، جامعه مدرن، بازار سهام

دانلود پایان نامه ارشد

مي توان گفت كه بستگي در يك ساختار اجتماعي قابليت اعتماد را به وجود مي آورد.
در ساختارهاي اجتماعي با بستگي ، افراد ارتباط نزديكي با هم داشته در اين ساختار تراكم وجود ندارد و يك ساختار بسته است فعاليت هاي اعضاي گروه هماهنگ و همبستگي دروني حفظ مي شود مانند شكل الف – اعتماد و همكاري ، هويت گروهي و حس دست يابي به هدف مشترك خصوصيت اين ساختارها مي باشد.
A B
شكل الف

b a
و ساختارهاي اجتماعي فاقد بستگي در بين افراد ارتباط وجود ندارد يا به عبارتي فاقد ارتباط بين ارتباطات است و نشانه اي از اعتماد و همكاري در بين افراد اين ساختار وجود ندارد.مانند شكل
A B شكل ب

a b (كلمن،1385 :488)
و دانشمندان علوم رفتاري در بسياري از تحقيقات خود به ارتباط مثبت بين رضايت شغلي و ساختارهايي با بستگي بالا پي برده اند.
هنجارهاي اجتماعي در سازمان هاي توليدي ،سطح توليد را مشخص مي نمايد در پژوهشي كه به وسيلهْ “لويد وارنر” يكي از مردم شناسان كاركردگرا مشاور گروه پژوهشگران بود با استفاده از يك اتاق مشاهده كنشهاي متقابل گروهي از كارگران را مورد مطالعه قرار داد و به پديده هاي جالبي دست يافت و مشاهده نمود كه گروه نوعي قواعد و مقررات غير رسمي در مورد ميزان مناسب بازده روزانه تعيين مي كند و كساني را كه بيش از اين هنجار گروهي توليد مي نمودند به عنوان “قهرمان سرعت”مورد تمسخر گروه قرار داده و به عنوان “هنجار شكن” مورد انتقاد قرار مي دهد همچنين افرادي را كه پيوسته كمتر از اين هنجارگروهي توليد مي نمودند به عنوان”متقلب”تحت فشار گروهي قرار مي دهد .و با توجه به اين كه سيستم پرداخت دستمزد و پاداش كارخانه ،كارگراني را كه توليد بالاتري از ميزان تعيين شده داشته باشند دستمزد بيشتري دريافت خواهند نمود كارگران عمداً بسيار كمتر از آنچه توانايي توليد داشتند توليد مي نمودند آنها از يك هنجار اجتماعي كه ميزان مناسب توليد روزانه را تعيين مي نمود و به وسيلهْ همكارانشان تحميل مي گرديد تبعيت مي نمودند و انجام امور در سازمان بر خلاف نظر تيلور كه معتقد بود كارگران منتهاي كوشش خود را خواهند نمود كه بيشتر توليد نمايند ،زيرا هرچه سخت تر كار كنند دستمزد و ساعتي بيشتري دريافت خواهند نمود پيش مي رفت چون كارگران معتقد بودند كه با ميزان توليد بالا دستمزد شان كاهش پيدا مي كند و يا كارشان را از دست مي دهند .و محققان علت اينگونه هنجار گروهي غير رسمي را به گونهْ متفاوتي تبيين نموده اند براي مثال “رز” معتقد است دليل اين گونه رفتار گروه غير رسمي بيش از آن كه به عوامل رواني و اجتماعي مربوط باشد با شيوهْ توليد سرمايه داري مرتبط است .در اوج بحران بزرگ اقتصادي در آمريكا يعني زماني كه اين تحقيقات انجام مي گرفت محدوديت بازده به وسيلهْ هنجارهاي ارادي گروه كارگران پاسخ عقلاني از طريق آنها به دورنماي بيش از پيش محتمل بيكاري بود به اين ترتيب سازمان به عنوان يك نظام اجتماعي كه از اجزاء به هم وابسته تشكيل شده است در نظر گرفته مي شود .اين وابستگي متقابل به گونه اي است كه تغيير در يك قسمت نظام باعث تغيير قسمتهاي ديگرآن مي شود اين گونه تغييرات مخل نظم سازمان در نظر گرفته نمي شود، زيرا اساس نظريهْ آنها اين است كه نظام به سوي تعادل گرايش دارد و اين تعادل ناشي از طبيعت بعضي از مهمترين اعتقادات و ارزش هاي مشترك اعضاي آن است كه با هم داراي كنش متقابل هستند اين ارزش هاي مشترك به گونه اي است كه تعادل را تحميل مي نمايد .هر فعاليت با نگرشي كه مغاير هنجارهاي گروه باشد به عنوان خطر در نظر گرفته مي شود از اين رو رفتار ساير اعضا به عنوان يك “ضمانت اجرايي”در نظر گرفته شده است نيرومندترين ضمانتهاي اجرايي عدم تصويب و تقبيح گروهي و در بدترين حالت طرد گروهي است اعضاي گروه غير رسمي (نظام اجتماعي) نيازمند همبستگي گروهي است بنابراين ضمانت هاي اجرايي يا واكنش هاي تنبيهي معمولاً انحراف را اصلاح مي كنند و نظام را به حالت قبلي تعادلش بر مي گردانند. (صبوري ،1379 : 117 – 118)
3-1-3- اعتماد فوكومايا مدعي است كه سرمايه اجتماعي يك توان مندي است كه در نتيجهْ شيوع اعتماد در يك جامعه يا در برخي از بخش هاي آن ،محقق مي شود و اعتماد را پايهْ اصلي نظم اجتماعي مي داند كه اجتماعات بدون آن به خودي خود به وجود نمي آيند.
اعتماد و معتمد بودن اغلب به عنوان نوعي گريس اجتماعي در نظر گرفته شده اند كه چرخ هاي تبادلات اجتماعي و اقتصادي متنوع را روغن كاري مي كنند و در صورت عدم وجود آن ،اين تبادلات بسيار هزينه بر ،بوركراتيك و زمان بر خواهند شد .اين مسألهْ بسيار مهم با سرمايه اجتماعي ،كه بر شيوه هاي مختلف دسترسي به منابع از طريق شبكه ها تأكيد دارد ،مرتبط است. (Field ,2000;62)
بديهي است شبكه اي كه در آن اعتماد زياد است خيلي آسان تر و روان تر از شبكه اي كه اعتماد در آن كم است ،عمل مي كند.ابعاد مختلف اعتماد نشان دهندهْ شيوه هاي متنوع دستياي به منابع باشد.اعتماد در دستيابي به يك سري منافع شبكه هاي اجتماعي ،نقش حياتي بازي مي كند براي مثال اعتماد مي تواند براي دستيابي به دارايي هايي از جمله دانش ،كه نسبتاً نامحسوس و بعضي اوقات ضمني هستند خيلي مهم باشد. (Field ,2000;62)
فوكومايا معتقد است كه اعتماد در تسهيل همكاري اقتصادي و كاهش هزينهْ ساز و كارهاي رسمي معاملات از جمله قرار دادها ،سلسله مراتب و قوانين بوركراتيك ،داراي يك ارزش كلي است.(Field,2000;83)
برخي نويسندگان بر اين باورند كه اگر افراد بخواهند براي رسيدن به اهدافشان همكاري نمايند نه تنها بايد شناخت قبلي نسبت به يكديگر داشته باشند (كه اين شناخت مي تواند مستقيم يا غير مستقيم باشد) بلكه بايد همچنين به يكديگر اعتماد داشته و انتظار داشته باشند كه در صورت همكاري ،مورد استثمار يا سوء واقع نمي شوند و مي توانند در زماني ديگر ،سودي مشابه را از طرف مقابل دريافت نمايند 62).(Field ,2000;
يكي از فعاليت هاي اصلي مديران تصميم گيري در سازمان است و با توجه به اين كه يكي از ويژگي هاي جهان امروزي عدم قطعيت است و مدير اگر بتواند ميان راه هاي ممكن و نتايج ناشي از آنها انتخاب اصلح را انجام دهد مؤثر و سازنده خواهد بود ولي مدير ممكن است با توسل به تجربه ،اتفاق ، تصادف و …تصميم گيري نمايد و اين موضوع وابستگي آيندهْ سازمان به تصميم گيري و اعتماد را افزايش مي دهد و به دليل اين ويژگي جامعهْ معاصر كه ما در جامعه اي مبتني بر كنش هدفمند انساني زندگي مي كنيم اعتماد اهميت ويژه اي پيدا مي نمايد.
دوم : جهان ما به شدت به هم وابسته است . در درون هر جامعه اي ،تمايز و تخصص نقش ها ، كاركرد ها ،مشاغل ،سلائق و سبك هاي زندگي بسيار زياد شده است و تقسيم كار شديد در سازمان ها داراي اين ويژگي است كه آسيب پذيري فرد در مقابل قصور ديگران در انجام مسئوليت هايشان را زياد مي نمايد و همكاري در درون سازمان ها و بين سازمان ها و جوامع به يك نياز ضروري تبديل شده است يعني بيش از هر زمان ديگري ،به تعبير دوركيم به انجام ارگانيكي دست يافته ايم و هر چه قدر وابستگي انسان ها به هم بيشتر باشد ،اهميت اعتماد بيشتر مي شود به طور كلي هر قدر ميزان تمايز پذيري اجتماعي درجامعه بيشتر شود ،و در نتيجه نياز جامعه به اعتماد بيشتر مي شود .
سوم: زندگي اجتماعي انسان ها مملو از تهديدات ،مخاطراتي است كه ساختهْ دست انسان ها هستند و هر قدر تكنولوژي در جامعه بيشتر باشد زندگي آنها پيش بيني ناپذيرتر مي شود يعني پيامدهاي ناخواستهْ بشري پديد مي آيد ريسك همواره يكي از ويژگي هاي عام و دائمي جامعهْ بشر بوده است ولي در جامعهْ امروزه ريسك هم فراگير شده و هم بيشتر شده است در جوامع مدرن انسان ها و سازمان ها با ريسك مواجه هستند ريسك پايه و اساس برخي از سازمان ها در جامعه مدرن شده است مانند بازار سهام يا حتي ورزش .براي مقابله با اين مخاطرات ،انسان ها به اعتماد نياز دارند .به اعتقاد لوهمن ،اعتماد راه حلي براي حل مشكلات مربوط به ريسك است .
چهارم: چون در دنياي امروز حق انتخاب و گزينش افراد، بسيار زياد شده است براي انجام انتخاب ها ي مختلف ما مجبوريم از اعتماد استفاده نماييم به همين جهت گامبتا 74معتقد است هر چه گزينش و انتخاب بيشتري پيش روي انسان ها باشد ،اهميت اعتماد براي تصميم گيري بيشتر مي شود.
پنجم: بخش عمده اي از جهان امروز براي مردم غير قابل فهم شده است پيچيدگي نهادها ،سازمان ها ، سيستم هاي فني باعث شده است كه مردم نتوانند به خوبي آنها را بفهمند خيلي از افراد نحوهْ عملكرد بازار بورس ،شبكه هاي كامپيوتري ،نظام اداري مديريتي دولتي و..مطلع نيستند در چنين شرايطي اعتماد استراتژي مناسبي براي مقابله با ابهامات موجود در محيط اجتماعي و سازماني است .
ششم: در جامعهْ امروز زندگي انسان ها به شدت وابسته عملكرد افرادي است كه براي آنها ناشناخته و گمنام هستند مثلاً ما مديران بسياري از سازمان ها ،اپراتور بسياري از سيستم هاي فني ،توليد كنندگان كالاها و…را نمي شناسيم چون مستقل از ما هستند ولي زندگي ما به آنها وابسته است و ما همواره نياز داريم كه به كارايي ،مسئوليت پذيري و نيت خير اين افراد گمنام ،اعتماد داشته باشيم ،فقط با اعتماد مي توان اين مشكل گمنامي را حل نمود .
هفتم: چون روز به روز در محيط اجتماعي(سازمان ها) افراد ناآشنا و غريبه زياد مي شود و به دلايل مختلف ،انسان در محاصرهْ غريبه هاست انسان امروزي براي اين كه با غريبه ها تعامل داشته باشد نياز به اعتماد دارد.(شارع پور،173:1385).
3-1-4- اعتقادات مشترك فرهنگ سازماني ادراكات مشترك اعضا سازمان را نشان مي دهد وقتي فرهنگ سازمان قوي است ،مديريت نياز كمتري به تدوين قوانين و مقررات رسمي به منظور جهت دهي به رفتار كاركنان پيدا مي كند .فرهنگ هاي قوي ،فرهنگ هايي هستندكه در آنها افراد قوياً به آنها پاي بند بوده و اولويت آنها را قبول دارند و فرهنگ هاي قوي ثبات رفتاري را افزايش مي دهند و مي توانند جانشيني براي رسمي سازي محسوب شوند.
ناهمگوني نيروي كار در سازمان ها باعث شده كه افرادي با مهارتها ،تجربه ها و ديدگاه هاي متفاوت به سازمان بپيوندند سازمان هايي كه بتوانند از نيروهاي كار گوناگون و نامتجانس استفاده كنند (يعني افراد ازنظرجنس ،نژاد ،قوميت ،سن ،توانايي و از اين قبيل متفاوت باشند) مي توانند درصحنه رقابت افرادي را به كار گيرند كه تفاوتهاي زيادي با هم دارند وسازمان ها بايد جوي دوستانه براي كساني به وجود آورند كه تفاوتهاي زيادي با اكثريت نيروهاي موجود در آنها دارند .اجراي برنامه هايي از قبيل آموزش نيروهاي كار ناهمگون از اهميت زيادي برخوردار است معمولاً آموزش اين افراد به عنوان محملي جهت افزايش آگاهي و ارائه نمونه يا الگو درمي آيد .مشاركت دادن افراد كه داراي ارزش هاي فردي مختلف هستند ،در امور سازمان مستلزم درك متقابل افراد از يكديگر و ارائه الگو يا ديدگاه هايي است كه به اصطلاح به صورت قالبي مي انديشند (رابينز، 98 : 1380)
آگاهي از نيروي كار ناهمگون و متعلق به فرهنگ هاي گوناگون براي مديريت اين مزيت را دارد كه مدير مي تواند نوع مسائل و مشكلاتي را كه افراد مختلف در سازمان با آن روبرو مي شوند حس نمايد و سپس با توجه به فرهنگ فرد يا گروه جوي را به وجود آورد كه به ارزش هاي آنان اهميت بدهد. اين بدان معني است كه بايد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد موفقیت سازمان، صنعت بانکداری، عوامل داخلی Next Entries منبع پایان نامه درباره سلسله مراتب، توسعه دانش، ارباب رجوع