منبع پایان نامه درباره سلسله مراتب، ارتباطات مؤثر، کرامت انسان

دانلود پایان نامه ارشد

،1385 : 68)
اگر سرمايه اجتماعي گروه آثار خارجي مثبت ايجاد نمايد ،شعاع اعتماد مي تواند از خود گروه نيز فراتر رود در برخي از سازمان هاي بزرگ هنجار همكاري تنها در بين رهبري يا كاركنان دايمي گروه تقويت مي شود يك جامعهْ مدرن را مي توان همچون مجموعه اي از شعاع هاي اعتماد متحدالمركز با لايه هاي روي هم قرار گرفته به تصور در آورد گسترهْ اين سلسله ها مي تواند از دوستان و جرگه ها تا سازمان هاي غير دولتي NGO 22و گروه هاي مذهبي را در بر گيرد.
اثر مثبت سرمايه اجتماعي هنگامي خواهد بود كه اين دو شكل سرمايه اجتماعي درون گروهي و سرمايه اجتماعي برون گروهي يا ميان گروهي هر دو به ميزان مناسب باشند.(خاكباز،1385 :172)
ج – تقسيم بندي گروتات و بستلر23
در اين تقسيم بندي سه حالت براي سرمايه اجتماعي تعيين شده است .
1- عضويت در انجمن ها و شبكه ها منظور از عضويت در انجمن ها همان مشاركت رسمي و منظور از شبكه ها ، مشاركت غير رسمي مي باشد و از اين حالت براي سنجش سرمايه اجتماعي استفاده مي شود .
2- اعتماد و وفاداري به هنجارها اين حالت به منظور سنجش سرمايه اجتماعي شناختي (هنجارها وارزش هاي مشترك ) به كار مي رود .
3- كنش جمعي تأمين و ارائهْ بسياري از خدمات مستلزم آن است كه مردم جامعه قادر به كنش جمعي باشند .لذا لازم است امكان و زمينهْ وقوع كنش جمعي در جامعه سنجيده شود .
اين سه نوع شاخص از سه منظر متفاوت به سنجش سرمايه اجتماعي مي پردازند :
عضويت در انجمن ها و شبكه هاي محلي نوعي شاخص داده اي است زيرا از طريق عضويت در انجمن ها و شبكه هاست كه مي توان به سرمايه اجتماعي دست يافت .اعتماد را هم مي توان يك شاخص داده اي دانست و هم يك شاخص ستادنده اي .يعني مي توان آن را به وجود آورنده سرمايه اجتماعي تلقي كرد وهم پيامد سرمايه اجتماعي ولي كنش جمعي نوعي شاخص ستادنده اي است يعني هر جايي كه سرمايه اجتماعي بالا باشد ،زمينه و امكان بيشتري براي كنش مشترك و جمعي وجود خواهد داشت. ( شارع پور، 1385: 168)
د – تقسيم بندي سرمايه اجتماعي به سه نظريه 1- پيوندهاي ضعيف 2- شكاف ساختاري 3- منابع اجتماعي
1- پيوندهاي ضعيف پيوندهايي است كه اغلب به صورت پلي ميان گروهاي مختلف اجتماعي وجود دارد و امكان دسترسي به اطلاعات جديد را فراهم مي نمايد مطابق اين نظريه هرچه شدت و استحكام روابط ميان اعضاي يك شبكه بيشتر باشد ، ارزش سرمايه اجتماعي كمتر و بالعكس هرچه شدت واستحكام اين روابط ضعيف تر باشد نشان دهندهْ سرمايه اجتماعي بيشتر است و تمركز اين نظريه بر ماهيت ارتباطات و تعاملات ميان افراد است.( الواني و شيرواني ،31:1385)
2- شكاف ساختاري اين تئوري فرض مي كند كه بازارها ، سازمان ها و افرادي كه در ارتباط با هم هستند در صورتي كه روابط ميان آنها ساختار نيافته ، بي نظم و تعريف نشده باشد به عنوان يك سرمايه سود آور براي آنها تلقي خواهد شد هرچه روابط ميان آنها منظم تر و ساختار مند تر باشد از سرمايه اجتماعي كاسته مي شود و به طور كلي رسميت و قانون مندشدن ساختاري با سرمايه اجتماعي در تعارض است .
مطابق اين تئوري براي سنجش ميزان سرمايه اجتماعي بايد به سه عامل اندازهْ شبكه ، تراكم شبكه ، سلسله مراتب شبكه توجه نمود .
الف)- اندازهْ شبكه در شبكه هاي وسيع و گسترده ، اجبار براي تبعيت اعضا كمتر است و با كمتر بودن اندازهْ شبكه سرمايه اجتماعي رو به فزوني است يا به عبارتي وقتي كه فرد در شبكهْ اجتماعي خود با همكاراني كه با هم در ارتباط نيستند ارتباط برقرار كند ، نهايت استفاده را خواهد برد .
و تقويت شبكه هاي شكاف دار داراي مزايايي از جمله ارزيابي سريع و بي نظير اطلاعات ، قدرت چانه زني مضاعف ، و افزايش قدرت كنترل بر منابع و نتايج .
ب)- تراكم و چگالي شبكه شبكه هايي كه در آن ارتباط و تعامل ميان اعضا شدت بيشتري دارد .و اجبار اعضا براي تبعيت زياد است .كلمن (1998) معتقد است كه شبكه هاي متراكم و داراي ارتباط منطقي كنشگران را براي رسيدن به اهداف قادر مي سازد ، زيرا رفتار همكارانهْ افراد ، اعتماد بالايي را در روابط و سازكارهاي اجتماعي غير رسمي به وجود مي آورد كه رفتارهاي فرصت طلبانه را كنترل مي كند .و به عبارتي شبكه با تراكم بالا به دليل روابط اضافي در شبكه بسته است. (الواني و شيرواني، 32 : 1385)
ج)- سلسله مراتب شبكه ها شبكه هايي كه در آنها روابط بر پايهْ يك ارتباط مسلط شكل مي گيرد ، حالت جبر و تحميل بيشتر است .از سوي ديگر پراكندگي و كمبود شبكهْ غني در شكاف ساختاري دستيابي به اطلاعات جديد و فرصت ها و منابع را آسان مي سازد و موفقيت فعاليت هاي سودمند را گسترش مي دهد و در اين تئوري بر الگوي پيوندها و ارتباطات موجود در ميان اعضاي شبكه تمركز دارد.( الواني و شيرواني، 1385: 32).
3)- تئوري منابع اجتماعي از ديدگاه اين تئوري فقط منابع موجود دردرون شبكه است كه مي تواند به عنوان يك سرمايه قلمداد شود .به عنوان مثال ممكن است اعضاي شبكه داراي منابع زيادي از جمله قدرت نفوذ، تحصيلات عا ليه و… باشد و به عنوان منبع با ارزش شناخته شوند ، اما اين منابع تنهادرصورتي سرمايه محسوب مي شوند كه فرد به آن منابع نياز داشته باشد .براي مثال اگر فرد براي رسيدن به هدفي نيازمند نفوذ همكار خود باشد ، آن منبع خود به خود سرمايه تلقي خواهد شد و تبعاً ساير منابع اعضاء مانند تحصيلات عاليه،سرمايه به حساب نخواهد آمد .به طور خلاصه از ديدگاه اين تئوري اعضاي موجود در شبكه داراي منابع با ارزشي هستند كه مي تواند فرد را در رسيدن به اهداف ياري رساند و اين تئوري به “محتواي شبكه” و ويژگي هاي ارتباطات و تعاملات توجه دارد.(الواني و شيرواني ،1385: 33)

2-1-11- سرمايه اجتماعي و مديريت
احتمالاً ارسطو فيلسوف يوناني اولين دانشمندي است که 2300 سال قبل نخستين بار در زمينه ارتباط سخن گفت او در تعريف ارتباط مي گويد: ارتباط عبارت است از جستجو براي دست يافتن به کليه وسايل و امکانات موجود براي ترغيب و اقناع ديگران .
و دنياي امروز دنياي آگاهي ها ودانايي ها است و بي دليل نيست که پس از مقاطع و دوره هاي بيشمار تمدن و مدنيت با عوامل اقتصادي ،عوامل سياسي ،عوامل اخلاقي ،وعوامل عقلي و فکري و بالاخره گسترش فن آوري و وقوع انقلاب صنعتي و شروع عصر اتم و دوره فرا الکترونيک ،اينک انقلاب ارتباطات وانفجار اطلاعات سخن مي رود .ارتباطات درجهان امروز به يگانه راه ايجاد تحول در جوامع به سوي ترقي وتکامل تبديل شده است و تمامي کشورها تلاش دارند تا سهم بالايي را در تغييرات دوران معاصر کسب کنند ويژگي اين تلاش را مي توان در شتاب تغييرات ملاحظه کرد .
اهميت ارتباطات مؤثر در دنياي امروز به اندازه اي است که بسياري از محققان کاربرد صحيح آن را عامل موفقيت وخوشبختي و عدم توانايي در کاربرد آن را دليل عدم موفقيت و شکست در زندگي خصوصي و اداري مي دانند در يک سازمان يا شرکت تجاري اهميت ارتباطات به اندازه اهميت سر مايه گذاري آن اعم از مالي و انساني وغيره مي باشد زيرا بدون استقرار ارتباطات درسازمان و وجود شبکه ارتباطي کامل بين واحدها وکارکنان ،اعمال مديريت و ايجاد روابط سالم درسازمان و تصميم گيري درست و به هنگام و اجراي دقيق وظايف و نهايتاً حصول به هدف يا اهداف پيش بيني شده امري غير ممکن و غير قابل تصور مي باشد اگرچه ارتباط هميشه خود به خود هدف نيست ،ولي به عنوان مهمترين ابزار مديريت در همه کارکردهاي مديريت دخالت دارد .
ويليام اسکات24 سه مکتب را در مديريت مطرح مي داند مکتب کلاسيک ها که با تقسيم کار،سلسله مراتب ،حيطه نظارت و ساختار منطقي سر وکار داشت ،مکتب نئوکلاسيک که با نهضت روابط انساني شناخته مي شود و مکتب سوم ،مکتب سيستمي سازمان است که سازمان را همچون سيستمي با متغيرهاي وابسته به محيط توصيف مي کند و آن را در سطحي بالاتر از دو مکتب قبلي قرار مي دهد .(الواني،16:1387).
و هانيفان 25در سال 1917در راستاي مفهوم روابط انساني واژه سرمايه اجتماعي را به کار مي برد و مي گويد چيزي ملموس که بيش ترين آثار را در زندگي روزمره مردم دارد: حسن نيت ،رفاقت ،همدلي ،معاشرت اجتماعي در افراد و خانواده ها که سازنده واحد اجتماعي اند(تاجبخش،1385 :534).
ودر سال 1961براي نخسين بار در اثرکلاسيک جين جاکوب ،مرگ و زندگي شهرهاي بزرگ آمريکايي به کار رفته است که در آن توضيح داده بود که شبکه هاي اجتماعي فشرده در محدوده هاي قديمي و مختلط شهري ،صورتي از سرمايه اجتماعي را تشکيل مي دهند و در ارتباط با حفظ نظافت ، عدم وجود جرم و جنايت خياباني و ديگر تصميمات در مورد بهبود کيفيت زندگي ،در مقايسه با عوامل نهادهاي رسمي مانند نيروي حفاظتي پليس و نيروي انتظامي ،مسئوليت بيشتري ازخود نشان مي دهند .(شيرواني و الواني،9:1385).
قرن بيستم را آغاز قرن مديريت مي دانند از اوايل اين قرن نياز به مديريت و سازمان به عنوان يک علم مطرح شد و مديريت علمي تيلور26 اولين تلاشي است که در سال 1911 ا نجام شده است و مي خواهد مديريت را به صورت يک علم معرفي کند تيلور انسان ها را به منزلهْ دنده ها و چرخ هاي ماشين مي داند که با درست قرار گرفتن در جاي خود به کار مي پردازند و عناصر مديريت را کار پر حجم روزانه ،شرايط استاندارد ،حقوق زياد در مقابل موفقيت درکار ،جبران ضرر وخسارت در صورت عدم موفقيت و تخصص در سازمان هاي بزرگ تقسيم کرد در اين مديريت (کلاسيک) شخصيت وکرامت انساني ،نيازهاي رواني ،عاطفي ،معنوي و اجتماعي او را ناديده مي گيرد ومقام بالاي انساني او را تا حد يک ماشين بيروح تنزل مي دهد.(مير کمالي، 1378: 26).
هدف مديريت علمي تيلور1- استفاده از روش هاي علمي 2-ايجاد انگيزش از طريق افزايش دستمزد است و کوشش کارگران بايد در جهت هدف حداکثر کارايي و بهره وري سازمان باشد و انگيزه اقتصادي را نيروي محرک انسان مي داند .(صبوري،91:1378)
و در همين راستا فايول27 در سال(1925)نظريات خود را که مکمل نظريات تيلور بود ارائه مي دهد وتخصصي شدن را ماهيت ويژه فرايند اداري مي داند و تأکيد دارد که وجود متخصصان بيشتر در اداره و مديريت ضروري است و نظريات او در ردهْ نظريه ماشيني طبقه بندي مي شود. (صبوري،103:1378).
و به دنبال آن در سال 1931موني و ريلي با مطرح کردن چهار اصل در سازمان ها از جمله اصل هماهنگي که به برقراري نظم ميان کوشش هاي گروهي به منظور ايجاد وحدت عمل در رسيدن به هدف مشترک ،و اصل تقسيم وظايف که شبيه اصل تيلور است و با اين تفاوت که اصل تقسيم وظايف موني و رايلي در ادارهْ سازمان به جاي نظام توليدي تيلور است .اصل صف و ستاد که فعاليت هاي صف به دستور دهي در خط فرماندهي مربوط است و فعاليت هاي ستادي وظايف تخصصي مشورتي براي ريئس سازمان انجام مي دهند .(صبوري،105:1378).
و در سال 1937 گيوليک و اوريک نظريات خود را از فايول تأثيرگرفته را تأکيد اساسي بر تقسيم کار تأکيد دارند و چون تعداد افرادي که ممکن است به وسيله يک فرد کنترل شوند کاملاً محدود است بنابراين وجود تقسيم کار را در ارتباط با اقتدار براي کارايي سازمان ضروري مي دانند وگيوليک وظايف مدير را شامل برنامه ريزي ،سازماندهي ،رهبري ،هماهنگي ،ارتباطات ،تنظيم بودجه مي داند و به پيروي از اصول کلاسيک سازمان از مسئوليت يک فرد در سازمان طرفداري مي کند و با استفاده از شوراها و کميته ها براي ادارهْ سازمان ها مخالف اند .(صبوري،108:1378).
و در سال 1947 وبر28 درصدد ايجاد اصول بر قراري قدرت يا اقتدار درسازمان ها نظرات خود را مبني براين که براي وادار کردن افراد به ، اطاعت ،سازمان مي تواند از قدرت خود استفاده کند و با دادن پاداش به کساني که با هنجار ها همنوايي مي کنند و جريمه کساني که نافرماني مي کنند انضباط را در سازمان ايجاد نمايد .وبر بر ويژگي هاي ساخت بورکراتيک که موجب حداکثر کارايي مي شود را براي اداره سازمان ها پيشنهاد مي کند ازجمله اجراي وظايف رسمي به طور ثابت و مداوم ،قوانين و مقررات ،تقسيم کار ،سلسله مراتب و..(صبوري،47:1378).
و با توجه به اين که سازمان ها ،نهادهاي اجتماعي هستند که از

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره سلسله مراتب Next Entries منبع پایان نامه درباره سلسله مراتب