منبع پایان نامه درباره سلامت روان، محل سکونت، حمل و نقل، گروه کنترل

دانلود پایان نامه ارشد

فعاليت ها، خدمات، اطلاعات، يا اماکن، شامل کميت و تنوع عناصري که مي توان به آن ها دسترسي پيدا کرد.
5. نظارت و اختيار: يعني استفاده و دسترسي به فضاها و فعاليت ها و ايجاد، تعمير، اصلاح و مديريت آن تا چه اندازه توسط کساني که از آن استفاده ميکنند و يا در آنها زندگي ميکنند، صورت ميگيرد.
6. کارايي: به مفهوم هزينه ايجاد و نگهداري شهر در هر سطح مورد نظر از محورهاي محيطي فوق، بر اساس هر چيز با ارزش ديگر.
7. عدالت: به معني چگونگي توزيع سود و زيان محيطي بين افراد، طبق اصول خاصي نظير برابري، نياز، ارزش ذاتي، قدرت پرداخت، تلاش، کمک بالقوه و يا قدرت. عدالت معياري است که عايدي بين افراد را متعادل ميکند (لينچ، 1376).
در سال 1975 تئورياي به نام “تئوري رضايت شهروندان” ارائه شد. اين تئوري مدلي تحليلي است که بر اساس ميزان رضايت شهروندان از محيط مسکوني شان درمورد مؤلفههاي مختلف فيزيکي، اجتماعي، اقتصادي، محيط زيستي، زيباشناسي و … عمل ميکند.
براي دست يافتن به معيارهاي کيفيت محيط شهر و محلات آن، که مورد نظر شهروندان باشد، محققان روي 767 خانوار در اهايو مطالعه کردند. آنها خصوصيات خانوارها، محل سکونت، محلهاي که در آن زندگي ميکردند و تأثيرات اين عوامل بر رضايت اين خانوارها را بررسي کردند. هدف اين تحقيق دستيابي به مدلي از رضايت شهروندان بود که براي برنامه ريزان مسکن و سياست گذاران قابل استفاده باشد. اين مدل بر مبناي تطابق خواستها و نيازهاي شهروندان با موقعيت فعلي و احساس آنها از محل سکونت شان عمل مي کند. عمده مؤلفه هايي که خانوارهاي منتخب به عنوان معيارهاي کيفيت محيط ارائه دادند شامل عوامل بهداشت محيط، امنيت، برخورداري از تسهيلات شهري خوب، تعاملات اجتماعي خوب، پرهيز از انواع آلودگي ها، ترافيک کم و … بوده است (اورنگ، 1385).
براون (2004) در مدل خود از کيفيت زندگي درآمد، اشتغال، خانه داري، سابقه تحصيلي و ديگر شرايط محيطي را در يک طبقه، و مفاهيم عمومي کيفيت زندگي، تجربيات و ارزشهاي شخصي و شاخصهاي مستقيم مثل آسايش، خوشحالي و رضايت در زندگي را در طبقه ديگر، فهرست کرد. او همچنان نشان داد که الگوهاي کيفيت زندگي، طيف وسيعي است که شامل هرچيزي که از سلسه احتياجات مازلو (1954) گرفته تا الگوهاي مرسوم موجود در سلامت رواني، خوشحالي، اعتماد به نفس، رضايتمندي از زندگي انتظارات اجتماعي مي شود.
پولينگ و گابرييل (2004) مدل هشت وجهي از کيفيت زندگي را تعريف کردند:
1) شاخصهاي اجتماعي عيني از استانداردهاي زندگي، سلامت و طول عمر و همچنين تهيه اطلاعاتي در مورد درآمد، موضوعات مالي، ناخوشي و مرگ و مير.
2) اجرا و تکميل نيازهاي بشر با اشاره به رضايتمندي ذهني و دروني مشخص و تعيين شده.
3) شاخصهاي اجتماعي ذهني رضايت در زندگي و سلامت فکري، اعتماد بنفس، ارزش خود، رضايتمندي شخصي و خوشرويي محاسبه شده با آزمون هاي روان سنجي استاندارد.
4) سرمايه اجتماعي تعيين شده با شاخصهاي شبکههاي اجتماعي، شرکت در فعاليتها و عضويت در زندگي اجتماعي.
5) منافع اجتماعي و محيطي شامل شاخصهاي عيني مثل ميزان جرائم، استانداردهاي خانه سازي، کيفيت خدمات، وجود وسائل حمل و نقل و نيز شاخصهاي ذهني مثل رضايتمندي از مسکن، امکانات محلي، حمل و نقل، فوت و فن وابسته به تکنولوژي و مفهوم امنيت شخصي و دوستانه.
6) سلامت و مشغوليت به کار با تأکيد بر تواناييهاي ذهني و فيزيکي و نيز تأکيد بر شرايط سلامت عمومي.
7) الگوهاي روانشناسي شامل مهارتهاي دانستني و علمي، استقلال، اعتماد به توانايي شخص براي انجام وظيفه و مديريت مسائل.
8) ارزشهاي شخصي و فهم و درک، آزمون شده با تکنيک هاي کمي و کيفي.
فراي324 (2000) اشاره ميکند که اغلب مدل ها در علوم مربوط به سالمندان، خواستهها، اميدها، آرزوها، موقعيتها و اولويتهاي مردم را ناديده گرفته است و همچنين درجات کيفيت زندگي اشخاص را به دست قضا و قدر سپرده اند، تا جائي که به ندرت در نظرسنجي ها از افراد مسن در مورد نگراني هايشان در رابطه با کيفيت زندگي پرسيده اند. اين همچنين نشان مي دهد که معتبرترين ديدگاه براي ارزيابي کيفيت زندگي، اين است که از مردم بخواهند که کيفيت زندگي را توصيف کنند.
مسلماً يک مدل تنها از کيفيت زندگي نمي تواند براي همه دنيا و همه فرهنگها کاربردي باشد. اگر اين الگوها از يک فرهنگ به فرهنگ ديگر منتقل شود و يا اگر تشابهات پر معني بين فرهنگها ايجاد شود، مراقبت ويژه لازم مي شود. بعضي موضوعات کليدي شامل اختلافات فرهنگي در معني خود، درک ديگران، پنداشت هاي فرهنگي، ترجمه و برگردان معاني، است. مثلا فرضيات خوشحالي و شادي، سلامت و يا رضايتمندي ممکن است عمومي نباشد و قضاوت در مورد کيفيت زندگي بر اساس چنين فرضياتي، ممکن است از يک فرهنگ به فرهنگ ديگر، قابل تعميم نباشد. طبق نظر کيتاياما و کاراساوا، قدر و ارزش دادن به خود و عزت نفس ممکن است در سازمان هاي فرهنگي مشترک، معاني مختلفي داشته باشد. اين فرضيه که يک بعد خاصي از کيفيت زندگي در يک فرهنگ، به صورت مساوي در يک فرهنگ ديگر نيز مهم است، ممکن است نادرست باشد. به عنوان مثال اگر چه تقريباً هر فرهنگي به هوش و فراست، بها مي دهد، اما جنبه هاي خاصي از هوش (سرعت، سنجش و….) ممکن است بسيار متغير و وسيع باشد. کوتاهي در شناخت اين اختلافات ممکن است به نتايج اشتباه در مورد کيفيت زندگي مقايسه اي منجر شود. بنابراين تطابق فرهنگي اين مدلهاي کيفيت زندگي، بسيار مهم ميباشد.

2-3-5- عوامل مؤثر بر کيفيت زندگي
مطابق با نظر بوند و کورنر (1389) عوامل مؤثر بر کيفيت زندگي عبارتند از:
رضايت فردي: اگر يک حوزه را به عنوان مهم ترين حوزه کيفيت زندگي در نظر بگيريم، آن حوزه رضايت عمومي فرد از زندگي است. رضايت فردي بخش اعظم مطالعات کيفيت زندگي در آمريکا براي بيش از 4 دهه بوده است.
عوامل محيط فيزيکي: محيط فيزيکي يکي از عوامل مهم در تحقيقات کيفيت زندگي است. کيفيت محل زندگي بوسيله مساحت مسکن، وجود يا عدم وجود امکانات اوليه نظير دستشويي داخل منزل، آب گرم، گرمايش منزل و…. ارزيابي مي شوند.
عوامل محيطي اجتماعي: شبکههاي حمايتي، خانواده و اجتماع به عنوان يکي از جنبههاي بنيادي محيط اجتماعي چه در جوامع اوليه و چه تا به امروز وجود داشته است. اين موضوع نه تنها اهميت شبکههاي اجتماعي و خانوادگي را در ساختار اجتماعي ما نشان ميدهد بلکه توجه سياستگذاران مراقبتهاي اجتماعي را نيز جلب کرده است.
عوامل اقتصادي اجتماعي: با برتر دانستن فرهنگ مصرف جهاني و پاسخ افراد به اين فرهنگ، درآمد و ثروت به عنوان عوامل اساسي مؤثر بر کيفيت زندگي افراد تلقي مي شود. به اين معني که ليست ضروريات اوليه زندگي در حال افزايش است.
عوامل فرهنگي: در علوم اجتماعي فرض بر اين است که تفاوتهاي فرهنگي منبعث از پايگاههاي اجتماعي متفاوت منتسب به سن، جنس، موقعيت طبقاتي، پيشينه قومي و مذهبي افراد بر کيفيت زندگي آنها تأثيرگذار هستند. زماني که در حال ذهني کردن مفهوم کيفيت زندگي هستيم اين عوامل (سن، جنس و…) اغلب به صورتي مشابه و يکنواخت بنظر ميرسند، اما در واقع اين عوامل به همان اندازه که تفاوتهاي فردي را در داخل گروههاي اجتماعي و فرهنگي بازتاب ميکنند، در بين گروه ها نيز مبين اين تفاوتها هستند.
عوامل وضعيت سلامتي: از ناتواني و بيماري به عنوان ويژگي هاي زندگي آينده و از مرگ به عنوان رخدادي حتمي نام برده ميشود. مشخص شده است که بين سلامت جسماني، توانايي عملکردي و سلامت روان با کيفيت زندگي رابطه معني داري وجود دارد.
عوامل شخصيتي: شخصيت و ساخت روان شناختي يک فرد اغلب مستقيماً مرتبط با سلامت روان اوست. عوامل شخصيتي به صورت غير مستقيم از طريق تأثير بر سلامت روان بر کيفيت زندگي افراد تأثير ميگذارد.
عوامل استقلال فردي: عوامل استقلال فردي مرتبط با عوامل شخصيتي اما مستقل از محيط فيزيکي و اجتماعي ميباشند. عوامل استقلال فردي شامل توانايي تصميم گيري، کنترل فردي، کنترل يا بحث پيرامون محيط فيزيکي واجتماعي متعلق به آنها ميباشد (بوند، کورنر، 1389).

2-3-6- ويژگي هاي کيفيت زندگي
پژوهشگران بر سه ويژگي کيفيت زندگي اتفاقنظر دارند که به تفصيل در ذيل به آن ميپردازيم:
1. چند بعدي بودن: يکي از مشخصات اصلي و بنيادي کيفيت زندگي چند بعدي بودن آن است. از گذشته سه بعد اساسي کيفيت زندگي مرتبط با سلامتي را ابعاد جسماني، رواني و اجتماعي در نظر ميگرفتند ولي با توجه به تأکيد زيادي که روي بعد معنوي سلامت روان شده است امروزه اکثر متخصصان معتقدند که کيفيت زندگي 4 الي 5 بعد دارد که هر يک داراي زير مجموعههايي است که عبارتند از:
الف) بعد جسماني : به دريافت فرد از توانايي هايش در انجام فعاليت هاي روزانه که نياز به مصرف انرژي دارد اشاره مي کند که مي تواند در برگيرنده مقياس هايي مانند تحرک، توان، انرژي، درد و ناراحتي، خواب و استراحت و ظرفيت توان کار باشد.
ب) بعد رواني: جنبههاي رواني و احساسي سلامت مانند افسردگي، ترس، عصبانيت، خوشحالي و آرامش را در بر ميگيرد. بعضي از زير ردههاي اين بعد عبارتند از: تصوير از خود، احساس مثبت و منفي، اعتقادات مذهبي، فکر کردن و يادگيري، حافظه و تمرکز حواس.
ج) بعد اجتماعي: به توانايي فرد در برقرار کرن ارتباط با اعضا خانواده، همسايگان، همکاران و ساير گروههاي اجتماعي، وضعيت شغلي و شرايط اقتصادي کلي مربوط ميشود.
د) بعد معنوي: به چگونگي درک فرد از معني و مفهوم و هدف زندگي دلالت دارد.
2. ذهني بودن: کيفيت زندگي به انتظارات، احساسات، اعتقادات وپندارهاي فرد بستگي دارد از اين رو ارزيابي شخصي از سلامت يا خوب بودن و ناراحت بودن عامل کليدي در مطالعات کيفيت زندگي مي باشد. به طور کلي ميتوان گفت عامل اصلي تعيين کننده کيفيت زندگي عبارت است از تفاوت درک شده بين آنچه هست و آنچه بايد باشد و بعد ذهني کيفيت زندگي همان احساس خوب داشتن و رضايت فردي است.
3. پويا بودن: با توجه به اين تعريف که کيفيت زندگي داراي ساختاري وابسته به زمان است که متأثر از تجربه شخصي و درک او از زندگي مي باشد و با زمان تغيير مي کند در مي يابيم که پويايي زندگي از اين روست که با زمان تغيير مي کند و به تغييرات در محيط او بستگي دارد (انواري، 1390).

2-4- پيشينه پژوهش
پينتوگاويا، کاستيلهو، گالهاردو و کانها (2006) در يک مطالعه ي مقطعي در رابطه با اضطراب اجتماعي به بررسي رابطهي بين طرح واره هاي غيرانطباقي اوليه، اضطراب اجتماعي و ساير اختلالات پرداختند. نتايج پژوهش نشان داد که گروه اضطراب اجتماعي و يک گروه مختلط از ساير اختلالات اضطرابي (اختلال هراسي و اختلال وسواسي جبري) در مقايسه با گروه کنترل (جامعه ي آماري عمومي) در بيشتر طرح واره ها نمره ي بالاتري گرفتند. لذا افراد داراي اضطراب اجتماعي در طرح واره هايي نمره ي بالاتر از گروه مبتلا به ساير اختلالات را گرفتند که موضوع شان پيرامون قطع رابطه ي اجتماعي و طرد اجتماعي بود (مثل شرمساري، گناه، قصور، ناخوشايندي اجتماعي، انزواي اجتماعي و بي اعتمادي، اجحاف). به علاوه شرمساري، بي اعتمادي، اجحاف، محروميت هيجاني و معيارهاي سخت گيرانه، ترس از ارزيابي منفي را پيش بيني کردند. اين مطالعه پيشنهاد داد که طرح واره هاي غير انطباقي اوليه در اضطراب اجتماعي نقش دارند.
کالوت، اوروئه و هانکين، 2013 ؛ کالوت، اوروئه، کامارا و هانکين (2013) ؛ گونزالس دايز، کالوت زومالد و اوروئه سولا (2012)، کالوت و اوروئه، (2008) ؛ هينريچسن والر و امانوئلي (2004) در مطالعات جداگانه به بررسي نقش طرح واره ها در اختلال اضطراب اجتماعي پرداخته اند. در مجموع اين مطالعات حکايت از آن دارند که مرتبط ترين طرح واره ها براي اضطراب اجتماعي طرح واره ي قطع ارتباط/ طرد، استقلال ناقص، و هدايت توسط سايرين هستند.
آنکوئيست، وامالا و ليندستروم325 (2012) مطالعهاي با هدف بررسي شاخصهاي اجتماعي سلامت و اثر متقابل عوامل اقتصادي اجتماعي بر سلامت بر روي نمونه اي متشکل

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره سلسله مراتب، اصالت وجود، عزت نفس Next Entries منبع پایان نامه درباره آموزش توجه، علائم اضطراب، گروه کنترل، کاهش اضطراب