منبع پایان نامه درباره سفارتخانه

دانلود پایان نامه ارشد

بخت حاجي وا شد، به يمن اين ابوالهول مسي.” (مجموعه آثار علي حاتمي:758)
2- نويسنده در توصيف صحنهها به شيوهاي بسيار مناسب و سرگرمکننده رفتار نموده است، چنانکه بيان دقيق جزئيات صحنه هرگز موجب ملال و دلزدگي خواننده نميشود. مفصلترين توصيفات موجود در فيلمنامه در صحنهي پذيرايي “حاجي” از “پرزيدنت” است؛ در اين صحنه، “حاجي حسينقلي” به علت گزارش لحظهبهلحظهي جزئيات امور به دربار، همهي موارد اعم از ظاهر رئيسجمهور، صورت اغذيه و اشربهاي که براي پذيرايي صرف شد و همهي رفتار و گفتارهاي خود و ميهمانش را به دقت شرح داده است.
* “حاجي: دعوت به شام شد، مقبول افتاد، شام ماندند، شام با اشتهاي کامل صرف شد. حضرتشان سرخوشان، اينک مشغول خلال دندانند. صورت اغذيه و اشربه و مخلّفات شام رياست جمهوري، که با اسباب سفره ايراني در سفره قلمکار، به طرز ايراني چيده شد، به جهت ثبت در تاريخ و استفاده تذکرهنويسان محقق دانشور به قرار ذيل راپرت ميشود:
چلو سفيد، عدس پلو، دمي باقالي، خورشت قيمه، کباب چنجه، پنير خيکي، خاگينه و قورمه؛ به جهت ماست و لبو، چغندر نبود، کدو انداختم، اختراعي شد نو، پر بدک نبود؛ شربت آلات، سکنجبين، سرکه شيره، به ليمو، دوغ با ترخان، ترشي همه جور، پياز، سير، بادنجان، فلفل، گلپر، هفت بيجار، زالزالک؛ مرباجات همه قسم، به و بهارنارنج و بيدمشک و بارهنگ؛ کل شيرينيجات از اين دست، گز و گزنگبين، باقلوا، ترحلوا، پشمک؛ تنقلات از اين قرار، آجيل شور، شور و شيرين، شيريني، پسته، بادام، فندق، انجير، آلو، نخودچي کشمش، تخمه، راحت الحلقوم. گرچه سور و سات مختصر بود، سفره، سفره شاهانه بود، پارهاي بود از خوان گسترده قبله عالم در ينگهدنيا، که توسط نوکر خوني ايشان، به جهت مهمان عاليقدرشان فراهم آمد، جان کلام، از دولتي سر قبله عالم، نمک گيرشان کرديم، بعد از شام، باز قليان خواستند، حاضر شد. شکر خدا چرس و بنگ طلب نشد، که درويش اين در چنته نداشت. ميل طرب کردند، جسارتاً به ساحت سما حضور، ساز را ناخن زدم، فغان کرد” (مجموعه آثار علي حاتمي:755)
3- نويسنده در توصيف حالات دروني افراد بسيار موفق بوده است، به گونهاي که مخاطب احساسات شخصيتهاي مورد نظر داستان را کاملاً درک ميکند. براي نمونه به طرز هنرمندانهاي به توصيف حالات حاجي واشنگتن در مواجهه با ميهمان ناخوانده و والامقامش ميپردازد؛ به او نزديک ميشود و قدم به قدم با او همراه ميشود تا حالات مختلف غافلگيري، خوشحالي و دستپاچگي او را تشريح و به مخاطب منتقل کند.
4- توصيفات داستان جدا از ديگر عناصر فيلمنامه به کار نرفته است بلکه کاملاً هماهنگ با ساختار کلي داستان ميباشد.
5- نويسنده در صحنهپردازي به گونهاي عمل نموده است که برخي از صحنههاي فيلمنامه، غير مستقيم وقوع واقعهاي را از پيش خبر ميدهند. براي مثال، در صحنهاي که پيرمرد شهر فرنگي مشغول معرکهگيري است و عکسها را براي مردم به نمايش ميگذارد، از سرگرداني و درماندگي حاجي در واشنگتن خبر ميدهد، درحالي که هنوز اوايل استقرار حاجي در سفارتخانه است و احساس کسالت، بيحاصلي، درماندگي و نااميدي به حاجي دست نداده است.
* “شهر فرنگي: … حاجي رو ببين پريشون و خيره به صناعات و عجايب نوظهور، اينم دارالعلم واشنگتن، چسبيده به وزارت برّ و بحريه، عبرت بگير از سرگذشت جگرخراش حاجي. سفيل و سرگردون تو بلاد ينگه دنيا، با اون حال منقلب.” (مجموعه آثار علي حاتمي:740)
همچنين در صحنهي پذيرايي حاجي از پرزيدنت، نواي موسيقياي که به گوش ميرسد، از بيحاصل ماندن سفر “حاجي حسينقلي ميرزا” خبر ميدهد:
* “صدا: صبح و دم شه قجر، حکم راندي بر سمن، حاجيک بانگ سحر، کند آهنگ سفر، تا شود به وجه نيک، ايلچي شهر آمريک، چراغون شدهاند، همه کوچهها، گذر در گذر، سرا در سرا، نه از ميل ما، به امر مطاع، به فرمودهها، حاجي، حاجي، عزم واشنگتن، حاجي حاجي از سر به در کن، حذر حذر، از اين سفر کن، از اين سفر، صرف نظر کن.” (مجموعه آثار علي حاتمي:754)

“لحن”
لحن از عناصر بسيار مهم در داستان است، تا جايي که توجه به آن از عوامل مهم پرجاذبه نمودن داستان به شمار ميرود. در فيلمنامهي “حاجي واشنگتن”، عنصر لحن با دقت کافي و با توجه به ويژگيهاي شخصيتي افراد مورد توجه قرار گرفته است، به طوريکه از لحن افراد ميتوانيم به ويژگيهاي روحي و اجتماعي آنان پي ببريم؛ براي نمونه:
لحن “حاجي حسينقلي ميرزا”:
لحن حاجي واشنگتن لحني ادبي و فخيم، همراه با اعتماد به نفس و آرامش است. رسمي و ادبي بودن لحن او به دليل انتصابش به دربار است.
* “حاجي: چند بيت از مولا، به صوت مثنوي عرض شد، در نظر آمد. تفريحاً، نه به قصد قمار، بساط تخته نرد چيده شد، تاس ريختند، شش و بش آمد. از سر جد، نه وقت گذراني، ساعتي نثر مشق کردند، به دقت و حوصله تمام، که دست خط مبارک در دوسيه اسناد، في لحظه ضبط شد به رسم يادبود. تقرير فرمودند، عالم از ناله عشاق مبادا خالي، تفالي زدم از ديوان خواجه، اين غزل درآمد بدين مطلع:
…شاه شمشاد قدان، خسرو شيرين دهنان/ که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان…” (مجموعه آثار علي حاتمي:756)
حاجي آرامش لحن خود را حتي در لحظاتي که دچار اندوه فراوان است نيز از دست نميدهد.
* “حاجي: آهو نميشوي به اين جست وخيز گوسفند، آئين چراغ خاموشي نيست، قرباني خوف مرگ ندارد، مقدر است. بيهوده پروار شدي، کمتر چريده بودي بيشتر ميماندي، چه پاکيزه است کفنت، اين پوستين سفيد حنا بسته، قرباني، عيد قربان مبارک، دلم سخت گرفته، دريغ از يک گوش مطمئن، به تو اعتماد ميکنم همصحبت. چون مجلس، مجلس قرباني است و پايان سخن وقت ذبح تو، چه شبيهه چشمهاي تو به چشمهاي دخترم، مهرالنسا، ذبح تو سخته براي من. اما چه کنم وقتي يک قصاب مسلمان آداب دان نيست.” (مجموعه آثار علي حاتمي:748)
لحن “ديلماج”:
ديلماج تا زماني که در نزد حاجي واشنگتن خدمت ميکرده است، لحن سخن گفتنش چونان زيردستي مطيع بوده است و اين لحن را تا زمان حصول هدفش يعني گرفتن اجازهي حاجي براي تحصيل طب، حفظ ميکند. وي پس از جلب رضايت حاجي و رسيدن به خواستهي قلبي خود، لحن واقعي خود را آشکار ميسازد؛ اين لحن را که معرف کامل شخصيت او نيز به شمار ميرود، در ديدار نهايياش با حاجي مي بينيم. لحن او پر از گوشه و کنايههاي تلخ و گزنده، همراه با توهينهاي بيادبانه است:
* “ديلماج:… ديوانهي غشي، گنگ حيران، بهت تو حيرت عارفان نيست، در چه ماندهاي. درمانده در خود صُمٌ بُکم. چوب دار و منبر را از يک درخت ميسازند. عذر بخت نيست شور بختي، تقدير بهانهي دست بدبختهاست. ولله ما با هم آمديم، اصلا تو چرا آمدي، سرنگون؟ تو برميگردي از يک سفر پرزحمت، بي حاصل، من ماندني هستم با رجعتي نامعلوم، هروقت مصلحت بود برميگردم…. .به من چه، من فقط مي خواهم، بار خود را به منزل برسانم، تو هم مأموري شراب شاه را از مارسي برساني تهران، تا اينجا حمال شرابي، همسنگ طاووس خانم يهودي….” (مجموعه آثار علي حاتمي:762)

“فضا و رنگ”
عناصر و عواملي نظير “صحنه”، “لحن” و “گفتگو” در ايجاد فضاهاي مورد نظر نويسنده، نقش مهم و اساسي دارند. در فيلمنامهي “حاجي واشنگتن”، عناصر “توصيف”، “گفتگو” و “صحنه” بيش از ساير عوامل در خلق فضا و رنگ مورد نظر نويسنده دخالت داشته اند. در زير هريک از اين سه عنصر را مورد بررسي قرار ميدهيم.
1. توصيف: اين عنصر موثر در خلق فضا و رنگ را به دو قسمت “توصيفات بيروني” و “توصيف حالات دروني” تقسيم ميکنيم.
الف) توصيفات بيروني: توصيفات بيروني شامل توصيف مکانهايي است که شخصيتها در آن قرار ميگيرند يا حوادث در آنها اتفاق ميافتند. در فيلمنامهي “حاجي واشنگتن”، عواملي نظير محدوديت مکان و عدم ورود شخصيتهاي جديد به داستان در ايجاد فضاي سرد، يکنواخت و دلتنگکننده تأثير فراوان دارد. اکثر صحنهها در سفارتخانهي خلوت و خالي از سکنه و مراجعهکننده اجرا ميشوند و اين عدم تنوع، حس کسالت و اندوهگيني را به نحوي بسيار شايسته و موفقيتآميز به خواننده انتقال ميدهد.
ب) توصيف حالات دروني افراد: بهترين و اصليترين نمونهي اين مورد، حالات دروني “حاجي واشنگتن” است. نويسنده درنمايش حالتهاي گوناگون دروني وي، بهويژه از طريق گفتارهايش، بسيار موفق عمل کرده است؛ براي مثال:
حالت دلتنگي:
دلتنگي او براي “مهرالنسا” را در تهيهي عروسک فرنگي و بردن آن به اتاق خواب و نوازش و محبتکردن به آن و همچنين در صحبت با قاب عکس دخترش مشاهده ميکنيم. در صحنههايي که حاجي، تنها و بيکار در سفارتخانه به سر ميبرد و با خود صحبت ميکند، حالت تنهايي و افسردگي و بيحاصلياي که دچارش شده را درک ميکنيم.
* “حاجي: من حاج حسينقلي، پسر هفتم ميرزا آقاخان نوري، سفير کبير ناصرالدين شاه در ينگهدنيا، پدر تنها اولادم مهرالنسا، اولادم منحصر به همين دختر است، روزگار ايران را تباه و سياه ميبينم، خدا به همه رحم کند، دنيا محل عبرت است، رفتند همه، ما هم مي رويم.” (مجموعه آثار علي حاتمي:750)
بهويژه، در گفتگوهاي دروني مطولش در صحنهي ذبح گوسفند، اين حالات به بهترين شکل نشان داده شدهاند.
نواختن ساز “سهتار” به عنوان يک ساز حسي، کاربرد درخشاني در القاي حس تنهايي حاجي به مخاطب دارد؛ گرچه ساز زدن “حاجي” در متن فيلمنامه به چشم نميخورد اما در خود فيلم به نمايش در آمده است؛ در متن فيلمنامه تنها موردي که به نوازندگي حاجي اشاره شده، صحنهاي است که به قصد سرگرمکردن “پرزيدنت” تار به دست ميگيرد و در حالي که مينوازد آواز سر ميدهد.
حالت پشيماني:
اين حالت را نيز در صحنهي قربانيکردن گوسفند و در گفتگوي دروني طولانياش ميبينيم؛ بهويژه در جملات آغازين آن که حاجي در تشبيهي ظريف و هنرمندانه خود را به گوسفند مانند ميکند:
* “حاجي: … بيهوده پروار شدي، کمتر چريده بودي بيشتر ميماندي.” (مجموعه آثار علي حاتمي:748)
همچنين در جملات پاياني اين عقدهگشايي دروني:
* “حاجي: من حاج حسينقلي، بنده درگاه، آدم ساده باده، قانع به نوکري، اميدوار به الطاف همايوني، حاجي رو ضايع کردند الحق، از اين دست شديم: سخت، دودل، بزدل، مردّد، مريض، مفسد، رسوا، دورو، دغل، متملّق، حاجي به شوق کدام کعبه قربان کردي؟” (مجموعه آثار علي حاتمي:749)
2. گفتگو:
عنصر گفتگو در ايجاد فضاي داستان نقش اساسي دارد. ازجمله گفتگوهايي که در اين فيلمنامه در خلق فضاي داستان نقش اساسي دارند، عبارتند از:
الف) گفتگوهاي دروني حاجي با خود: اين گفتگوها در خلق فضاي غمگين، افسرده و نااميدانه بسيار مفيدند. مخاطب از طريق اين گفتگوها خود را در فضاي سرد و اندوهگيني که حاجي در آن به سر ميبرد، احساس ميکند.
ب) گفتگوي “مهرالنسا” با باد: اين گفتگو که به قصد پيغام رساندن به پدر انجام پذيرفته، فضاي اندوهگين و پر از دلتنگي را ايجاد ميکند و حس ترحم خواننده را نسبت به “مهرالنساء” بر ميانگيزد.
3.صحنه: صحنه يکي از مهمترين عواملي است که در ايجاد فضاهاي گوناگون در فيلمنامهي “حاجي واشنگتن” مؤثر است. به عنوان مثال:
1. صحنهي ورود ناگهاني “پرزيدنت” به سفارتخانه: در اين صحنه حالت غافلگيرياي که به “حاجي حسينقلي” به دليل ورود غيرمنتظرهي رئيس جمهور دست داده است، بهخوبي به خواننده منتقل ميشود. اين صحنه، فضايي غافلگيرانه همراه با نوعي هول و ولا را دربرابر اين پرسش که سبب ورود “پرزيدنت” به سفارتخانه چيست، ايجاد ميکند.
2. صحنهي پذيرايي “حاجي” از “پرزيدنت”: اين صحنه فضايي توأم با دستپاچگي و اضطراب را ايجاد ميکند.
3. صحنهي ممانعت حاجي از درخواست “وزير امور خارجه”: اين صحنه فضايي توأم با هول و ولا را نسبت به چگونگي عواقب اين نافرماني، ايجاد ميکند.
4. صحنهي درگيري “حاجي” با “ديلماج”: فضايي نا آرام و متشنج را ايجاد ميکند.
5. صحنهي سخنراني “حاجي” در نزد “پرزيدنت”: فضايي رسمي و درباري را ايجاد ميکند.
6. صحنهي قرباني گوسفند:

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره سفارتخانه، عنصر زمان، عناصر داستان، نفس اماره Next Entries منبع پایان نامه درباره سفارتخانه، عصر قاجار