منبع پایان نامه درباره سفارتخانه، عصر قاجار

دانلود پایان نامه ارشد

اين صحنه در خلق فضايي توأم با انزجار و خشم و ناخشنودي بسيار موثر است. از زيباييهاي هنرمندانهي اين صحنه اين است که نويسنده، اين خشم و خشونت را در احساس آن لحظهي “حاجي” به رفتار دربار مرکزي نسبت به رعيت و همچنين در احساسي که به مخاطب پس از مطلع شدن از اعمال دستگاه حکومتي دست ميدهد گسترش دادهاست؛ بهويژه اينکه نمود کامل اين دو احساس خشم را در رفتار خشن قرباني و ذبح گوسفند به بهترين صورت نمايش داده است.
7. صحنهي وداع “ديلماج” با “حاجي”: اين صحنه، فضاي اندوهگيني را ايجاد ميکند که مخاطب را به جانبداري و همدردي با “حاجي” وا ميدارد و حس انزجار او نسبت به شخصيت “ديلماج” برانگيخته ميشود.
8. صحنهي بازگشت حاجي: اين صحنه فضايي بسيار متأثرکننده و غمانگيز را ايجاد ميکند.

“سبک شناسي”
الف) مباحث زباني _ واژگاني:
1. کاربرد واژگان و عبارات عربي: مهمترين ويژگي سبکي فيلمنامهي “حاجي واشنگتن” در حوزه ي زباني(واژگاني) استفادهي بسيار نويسنده از واژگان و ترکيبات عربي است؛ به طوري که هيچ صفحهاي نيست که واژگان عربي در آن نيامده باشد. اين واژگان به شکل هاي زير در متن فيلمنامه استفاده شدهاند:
1-1- تعداد فراواني از واژگان و ترکيبات که اشخاص داستان بهمنظور رسمي و ادبي نمودن کلام و گفتار خود از آنها استفاده ميکنند؛ استفاده از اين گونه کلمات و ترکيبات در حالي است که به جاي برخي از آنها کلمه و ترکيبات مأنوس فارسي وجود دارد. براي مثال:
مرقومهي تقديمي ـ استراق سمع ـ کعب الاخبار ـ دارالايتام ـ حق النفس ـ ممالک محروسه ـ قوّه ي آکله ـ البسه ي مبدّل ـ مقدّم السفرا ـ قصد تفرّج ـ حال احتضار ـ علي العجاله ـ في الواقع ـ مغضوب قبله ي عالم ـ اغذيه و اشربه ـ مخلص کلام ـ دولت عليه ـ يوم ـ مواجب و مداخل ـ کمال مطلوب.
بيشترين جملات و الفاظ عربي از زبان شخصيت اول داستان، “حاجي”، ادا ميشود. وي هرگاه ميخواهد در مجالس رسمي مهم، لب به سخن بگشايد، سعي ميکند با آوردن جملاتي سرشار از واژگان و ترکيبات عربي به اظهار فضل بپردازد. بکار بردن اينگونه واژگان و عبارات در داستان، با توجه به شخصيت درباري حاجي، کاملاً طبيعي است و اگر نويسنده ميخواست زباني غير از اين به کار گيرد، سبب عدم تناسب ميان زبان راوي و متن ميگرديد. بنابراين، استفادههاي مکرر از الفاظ عربي هرچند باعث ناهماهنگي در نظام واژگاني داستان ميشود، با زبان گوينده(زبان رسمي و درباري) متناسب و سازگار است.
2-1- واژگان عربياي که با واژگان فارسي ترکيب شدهاند:
نزول اجلال ناگهاني ـ موکب همايون ـ ضيافت سفارتخانه ـ شمششير رجال ـ ظلّ درب خانه مبارکه ـ دست خط مبارک ـ الطاف همايوني ـ گوش مطمئن ـ زره نوظهور ـ اثاث نقره .
3-1- واژگان ديگري که به دليل کثرت استعمال درحکم واژگان فارسي بهکار ميروند، در سراسر داستان ديده ميشود:
ذلّت ـ مجدّد ـ ترجمه ـ تأسيس ـ موظّف ـ وزير ـ سعادت ـ سريع ـ قيامت ـ لباس ـ دولت ـ مجلس ـ خيانت ـ دعوت ـ کلام ـ ملاقات ـ تجارت ـ صبح ـ مبارک ـ عاقبت ـ توکل ـ عاقل ـ سفر ـ سفير ـ سلطان ـ ملّت ـ رئيس ـ تمدّن ـ شراب ـ خرج ـ خارج ـ حکم ـ عطّار.
جز واژگان و عبارات عربي، الفاظ غير فارسي ديگري نيز در فيلمنامه به کار رفته است. اين الفاظ تعدادشان بسيار اندک است؛ الفاظي چون:
پرزيدنت ـ پُلتيک ـ راپرت- مستر ـ فتوگراف و گودباي و همچنين کلمات ترکي “ينگه” به معني نو در ترکيب ينگه دنيا و کلمه ي “بش” به معني پنج.
2.حذف افعال: اين ويژگي يکي از پرکاربردترين ويژگيهاي فيلمنامهي موردنظر است. در کل متن فيلمنامه 87 مورد حذف به قرينههاي لفظي و معنوي و همچنين حذفهاي بيقرينه و نادرست ديده ميشود. در زير با ذکر نمونههايي به بررسي هريک از اين انواع حذف ميپردازيم:
1-2) حذف فعل به قرينهي لفظي:
* دولت عليه به افتخار ميتواند بگويد در آمريکا وزير مختار مرا قبول[کردند]، و به او احترام کردند. (مجموعه آثار علي حاتمي:740)
* باران رحمت از دولتي سر قبله عالم است، و سيل و زلزله از معصيت مردم[است]. (مجموعه آثار علي حاتمي:749)
* چشمها خمار از تراخم است، چهرهها تکيده از ترياک[است]. (مجموعه آثار علي حاتمي749)
* فرصت بود تو دل آمريکائيها خودتو جا کني، جيب قبله عالم را پر[کني]، راه منو هموار[کني]، و هفت پشت رو سير[کني] که نکردي. (مجموعه آثار علي حاتمي:762)
* ميل کرديم ضرب شستي نشان دهيم، به اين جماعت اجنبي که هم فال بود و هم تماشا[بود]. (مجموعه آثار علي حاتمي:747)
2-2)حذف فعل به قرينهي معنوي: پرکاربردترين نوع حذف فعل در اين فيلمنامه، حذف به قرينهي معنوي است.در کل متن 50 مورد حذف به قرينهي معنوي وجود دارد.
* ريخت مردم از آدميزاد برگشته،[است] سالک بر پيشاني همه مهر نکبت زده[است]. (مجموعه آثار علي حاتمي:749)
* همه عالم فداي يک تار موي قبله عالم[شوند]. (مجموعه آثار علي حاتمي:748)
* تيراندازان ماهر به هواي ربودن جايزه، صف بسته[بودند] به هنرنمايي. (مجموعه آثار علي حاتمي:747)
* نقطه مأموريت بنده از تمام سفرا دورتر[است]، به تمدن و تربيت نزديک تر[است]. (مجموعه آثار علي حاتمي:740)
* بارالها، تو رو به عزت امام غريب[سوگند مي دهم]، آبروي ما را در اين ولايت غربت حفظ فرما. (مجموعه آثار علي حاتمي:741)
نويسنده از اين نوع حذفها براي ادبي نمودن زبان متن استفاده کرده است. بيشتر سخنان موجود در متن از زبان شخصيتهاي درباري و رسمي بيان ميشود و اين شخصيتها چنان که مرسوم بوده است، همواره به شيوهي سخن گفتن ادبي و فخيم با يکديگر ارتباط کلامي برقرار ميکردهاند. کاربرد اين شيوه در محاورات و مکاتبات دستگاه حکومتي و اداري آن زمان بسيار رواج داشته است، تا حدي که مبادرت به استفاده از آن موجب کاربردهاي ناصحيح نيز شده است. براي مثال در متن فيلمنامهي موردنظر نيز حذفهاي نادرست و بيقرينه ديده ميشود:
* بنده مرتد خدا و ملعون مردم، هم از صدارت عزل شد، هم تبعيد. (مجموعه آثار علي حاتمي:748)
هرچند مراد گوينده اين است که هم از صدارت حذف شد و هم تبعيد شد، اما از نظر دستوري اين مفهوم را ميرساند که هم از صدارت عزل شد هم از تبعيد عزل شد.
* گريختگان ممالک خارجه در آمريک جمع[شدند] و طرح اين دولت متحده را انداختهاند. (مجموعه آثار علي حاتمي759)
* شب چهارشنبه، دوازدهم محرّم الحرام هزار و سيصد و شش هجري قمري، از سفارتخانه کبري بهجانب استاسيون راه آهن جديدي که از اسلامبول به فرانسه ميرود حرکت[کرديم]، تمام شب از ميان خاک عثماني عبور[کرديم]، صبح يوم چهارشنبه، با قطار بلغاري روانه[شديم]، نيم ساعت به غروب مانده، به شهر صوفيه امارت نشين بلغارستان رسيديم، يوم پنج شنبه سيزدهم، وارد شهر بلگراد[شديم]، از آنجا عازم خاک اتريش[شديم] ، شب جمعه چهاردهم، ورود به شهر وينه، بي توقف از اتريش به آلمان حرکت[کرديم] ، طوري که روز جمعه در خاک آلمان بوديم. (مجموعه آثار علي حاتمي:729)
نويسنده با آوردن چنين جملههايي، آسيبي که زبان در دستگاه هاي اداري و رسمي آن زمان تا به امروز يافته است را به خوبي نشانداده است. وجود غلطهاي دستوري و ويرايشياي که حتي امروزه در زبان اداري و رسمي به وفور مشاهده و تکرار ميشود، نتيجهي نوآوري ايجاد شده در عصر قاجار است. گرچه اغلب، حذف بيقرينهي فعل به فهم جمله خللي وارد نميآورد و کمتر ميتوان به نقصان جملهي ناشي از فعل محذوف پيبرد، ولي در هر حال، غلط دستوري و کاربردي زبان به شمار مي رود.
3. کاربرد نادرست وجه وصفي: کاربرد نادرست وجه وصفي در فيلمنامهي “حاجي واشنگتن”، از بسامد قابل ملاحظهاي برخوردار است. براي مثال:
* به حکم دارالخلافه تهران مکلّفند کسبه و تجّار و صاحبان حِرَف، به ميمنت اين سفر پرمنفعت به حال دولت و رعيت، دست از کار کشيده ، دکاکين را آذين بسته، بيرق سه رنگ افراشته، چراغان کنند بازار را به قصد سرور. (مجموعه آثار علي حاتمي:727)
* علي العجاله، خانه بسيار اعلا گرفته با شوکت و جلال مخصوص راه مي روم. (مجموعه آثار علي حاتمي:740)
* حضرت رئيسجمهوري، امپراتور بيتاج، چهره به چهرهي حاجي نشسته، حکيمانه سخنان پرسوز ميگفتند. (مجموعه آثار علي حاتمي:736)
* وقتي عرض سلام و تهنيت داشتند، و اسم مبارکتان بر زبانشان آمد، يکباره منقلب شده و چارستون بدنشان به لرزه افتاد. (مجموعه آثار علي حاتمي:737)
اين گونه کاربرد وجه وصفي يا صفت مفعولي به جاي فعل، امروزه در زبان ومکاتبات اداري و همچنين متنهاي روزنامهها و مجلّات غيرادبي و برخي گزارشهاي سازمانهاي نظامي و انتظامي مشاهده ميشود.
4. تقديم فعل: يکي ديگر از نکات سبکي مهم و قابلتوجه در فيلمنامهي “حاجي واشنگتن”، تقديم فعل است. تقديم يا جابجايي فعل که معمولاً در اشعار و متون ادبي مشاهده ميشود، در اين متن از بسامد بالايي برخوردار است. کاربرد اين ويژگي که در 110 مورد ديده ميشود، در ادبي نمودن جملات شخصيتها و به طور کلي متن فيلمنامه تأثير بهسزايي دارد. نمونههايي از اين ويژگي را در زير ميآوريم:
* گرچه سفرا از وارسي مصونند در سر حدات، با اين حال هر ايلچي صندوقچهي اسراري دارد. (مجموعه آثار علي حاتمي:730)
* بعد از مشايعت ايشان مينشينم به شرح توديع مهمان شفيق قبله عالم، انشاالله. (مجموعه آثار علي حاتمي:756)
* دنيا محل عبرت است، رفتند همه، ما هم ميرويم. (مجموعه آثار علي حاتمي:750)
* خلق خدا به چه روزي افتادند از تدبير ما، دلال، فاحشه، لوطي،….(مجموعه آثار علي حاتمي:749)
* وه، چه ملال دلچسبي دارد خستگي بعد از فتح. (مجموعه آثار علي حاتمي:738)
* جايزه جليقهاي بود نوظهور، ضد گلوله، که روئينتن ميکرد آدم را، در برابر هر سلاح آتشين. (مجموعه آثار علي حاتمي:747)
تقديم فعل در جملات غيردرباري و عاميانهي موجود در داستان نيز ديده ميشود؛ براي مثال:
* دلم واسه جاي خاليت تنگه حاجي بابا، برميگردم خونه خودمون تو اتاق زاويه، رختخوابتو پهن ميکنم، گوله ميشم تو جات. (مجموعه آثار علي حاتمي:744)
5. جملات مقيّد: از جمله ويژگيهاي پربسامد متن فيلمنامهي “حاجي واشنگتن”، وجود قيدهاي فراوان در آن است. اين قيدها که به صورت انواع مختلف در تمام صفحات فيلمنامه ديده ميشود، براي بيان مفاهيمي چون تأکيد، مبالغه و توضيحِ بيشتر، به کار رفته است. نمونههايي از اين جملات مقيّد را در زير ذکر ميکنيم:
* نظري کن زوفا سوي شه شرق. (مجموعه آثار علي حاتمي:735)
* الحق رئيس بهشتي مستر پرزيدنت. (مجموعه آثار علي حاتمي:736)
* ولايت غربت در بماني، يک سکه کف دستت نميگذارند به راه خدا. (مجموعه آثار علي حاتمي:730)
* شاهنشاه کل ممالک محروسه ايران پيوسته کمال ميل را داشته و دارند… . (مجموعه آثار علي حاتمي:734)
* پطر و ناپلئون و خود بيسمارک، همه شرمنده اند به اين درگاه. (مجموعه آثار علي حاتمي:735)
* گدا هيچ نيست، عمارت گلي هيچ نيست، چراغ همه برق است. (مجموعه آثار علي حاتمي:732)
6. کاربرد جملات کوتاه و خبري: ويژگي قابل توجه ديگر در حوزهي زباني فيلمنامهي مورد نظر، فراواني افعال است. اين افعال که اغلب خبري هستند، باعث کوتاهي جملات شده اند.
* “حاجي: دست تنها هستم، تنها، توکل به خدا، زيارت شمايل مبارک قبله عالم، قوّت قلب حاجيست. حضرت مستر پرزيدنت سواره آمدند، بيمحافظ، بيخبر، بيتشريفات، با البسه مبدّل، به طرز مردم عادي، با کالسکه روباز که خود ميراندند. بعد از سلام و خوش آمد و احوالجويي، قدري استراحت کردند. تعارف به چاي شد، ميل کردند، حظ تمام بردند، شربت نوشيدند، شُش شان حال آمد، جگرشان تازه شد، قليان کشيدند، قلندروار، حال نشئه دست داد، پسنديدند تنباکوي ما را، عرق دو آتشه، يکي دو استکان پر و خالي شد. به لسان ينگه دنيايي فرمودند سلامتي اعليحضرت، نيابتاً عرض شد نوش جان.” (مجموعه آثار علي حاتمي:754)
هرچند فراواني افعال و جملات کوتاه از ويژگي هاي بارز

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره سفارتخانه Next Entries منبع پایان نامه درباره تتابع اضافات