منبع پایان نامه درباره سبک شناسی، لایه نحوی، زبان ادبی، معنی شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

به زبان دیگر، عناصر و اجزای یک متن را نیاید مجرد در نظر گرفت» ( شمیسا، 1372: 129).
«چنین اندیشه ای را نزد عبد القاهر جرجانی نیز می توان مشاهده کرد. وی باور دارد که بلاغت سخن در نظم کلمات است نه در کلمه مفرد یا معانی تنها» (خفاجی و دیگران، 1992 :91). «به نظر او مقصود از معانی نحو در نظریه نظم، هدفی شکلی و اعرابی نیست. بنابر این، خویش را محدود به اعراب اواخر واژگان نمی کند؛ زیرا شناخت آن ها معیار سنجش کلام خوب و بد نیست و در همین خصوص می گوید که اگر اعراب ارزیابی شود، برتری دادن آن ها بر یکدیگر محال است؛ زیرا نمی توان تصور کرد که رفع و نصب در کلام مزیتی بر رفع و نصب در کلام دیگری داشته باشند؛ مگر این که از نظر اعراب، خللی رخ دهد و دیگری از همین نظر صحیح تر باشد. وی می گوید «نظم» چیزی نیست جز ارتباط برخی از کلمات با یکدیگر» (صدقی و دیگران، 1391: 168). «هر چند برخی باور دارند که سبک شناسی ساختار گرا، روشی ویژه است که ابتدا از سوی مکتب «پراگ» ارائه شده است و رومان یاکوبسن نامدار ترین نماینده آن به شمار می آید، به نظر می رسد که چنین اندیشه ای در علم بلاغت به ویژه نزد عبد القاهر جرجانی هم به شیوه نظری و هم عملی وجود داشته است» (همان: 169).
«مهم ترین وظیفه سبک شناس ساختار گرا، تعیین تناسب های سبک شناختی سازه هاست؛ نه تهیه فهرستی از مصالح موجود در متن. او در پی آن است که چگونه می توان میان آواها، واژگان، ترکیبات و ساخت های نحوی جمله ها، تناسب های ساختاری یافت و از دل آن ساختار ها و تناسبات، ویژگی های سبکی اثر را شناسایی کرد» (فتوحی، 1392: 146).
4- سبک شناسی نقش گرا27:
«نقطه شروع سبک شناسی نقش گرا را در نظریات شارل بالی می توان دید، آن جا که او نقش سبک شناسی را بررسی محتوای عاطفی اثر ادبی می داند. امّا کسانی که بیش از همه به این مکتب رونق دادند، «رومن یاکوبسن» و «رلان بارت»28 بودند . یاکوبسن با توجه به نظریه ارتباطات در نقش های زبان ، مباحث نوینی را مطرح کرد . «بارت» نیز رابطه سبک با نگارش را مطرح نمود. «زبان شناسی نقش گرا یکی از سه نگرش اصلی زبان شناسی است، که در آن نقش و معنا توأمان در نظر گرفته می شود» (پهلوان نژاد، وزیر نژاد، 1388: 51). «در سبک شناسی نقش گرا، نقش های زبان متن، مورد بررسی قرار می گیرد. مثلاً زبان ادبی به عنوان نوعی از زبان، نقش خاصی دارد که ممکن است، زیبایی آفرینی، تأثیر، مفاخره یا سرگرمی و… می باشد . پس چون زبان ادبی عمده از تشبیه و استعاره و صنایع بدیعی تشکیل شده است، نقش ابزارهای بیانی و بدیعی ، مورد توجه سبک شناس نقش گرا است» (شمیسا، 1372: 124).
سبک شناسی لایه ای:
«سبک شناسی لایه ای متن را در لایه های گوناگون بررسی می کند. وقتی متن را در پنج لایه مختلف تحلیل می کنیم مشخصه های برجسته سبک و نقش و ارزش آن ها در هر لایه جدا- گانه مشخص می شود. این روش، کشف و تفسیر پیوند مشخصه های صوری متن با محتوای آن را آسان تر می سازد؛ زیرا سهم و نقش هر بخش از زبان در شکل دادن به سبک به روشنی نشان داده می شود. این شیوه از آشفتگی تحلیل و تداخل داده ها و دیدگاه ها، پیش گیری می کند و در هر لایه امکان کاربرد نگرگاه ها و روش های مناسب را فراهم می سازد. زبان توده ای از آوا ها و نشانه های در هم و بر هم و بی نظم نیست؛ بلکه شبکه ای است نظام مند و در هم بافته از لایه ها و پیوند ها. بنابر این هر پاره گفتار یا هر تکه از یک متن از خلال هم کاری و پیوستگی چندین سطح متمایز زبانی، سازمان دهی می شود. سطوح و واحد- های تحلیل در زبان که می تواند یک بررسی سبک شناسانه را سازمان دهی کند عبارت اند از: لایه آوایی، لایه واژگانی، لایه معنی شناسیک، لایه کاربرد شناسیک، لایه نحوی» (فتوحی، 1392: 237).
«این عبارت «فالیری» که می گوید: «اسلوب یا سبک همان انحراف از هر قاعده ای می- باشد» -و جمع زیادی از ناقدان با او هم رأی هستند- دعوت به این ضرورت می کند که در وهله اول، محقق می بایست به قاعده زبان آشنایی کامل داشته باشد تا بتواند انحرافات آن را – در لایه های مختلف- کشف کند و به همین اعتبار است که محققان، امروزه علم سبک شناسی را «علم انحرافات» می نامند» (فضل، 1998: 208). «این انحرافات می تواند در ترکیب باشد – طبق نظر جاکوبسن- مثل اختلاف در ترتیب کلمات در یک جمله، یا در زمینه آوا ها باشد، یا در زمینه معنایی، مثل کاربرد استعاره ها، یا در سطح لغوی باشد که در این لایه انحرافات خطی، صرفی، دلالی، صوتی و معجمی متمایز می شوند» (همان: 210 و 211).
ابتدا اشاره مختصری به پنج لایه اول کرده، سپس لایه نحوی را مفصل تر بررسی می کنیم.
«تحلیل آوایی: عبارت است از بررسی آوا های زبان آن گونه که در گفتار تولید و ادراک می شوند؛ شیوه تلفظ واژه ها در گفتار و الگو های زبان نوشتار (نویسه شناسی) با استفاده از علم آوا شناسی بررسی می شود» (فتوحی، 1392: 238). در این لایه، که سطح موسیقایی نیز جزئی از آن است؛ «به ضبط ایقاع و تنظیم عناصری که متن را تألیف می کند، پرداخته می شود و متن را به مقاطع و فواصل زمانی تقسیم کرده و تبعیت از عناصر ایقاعی می کند؛ همچنین تکیه بر روابط تتابع و توالی دارد» (الطحان، 2011: 216).
«تحلیل واژگانی: بررسی کوچک ترین واحد های معنا دار زبان، ساختمان واژه و شیوه ساخت واژه ها، معنای آن ها، ائتلاف معنایی واژه ها با هم، دال ها و نشانه ها و مانند آن ها. بررسی این سطح از سبک به کمک دانش تکواژشناسی (علم صرف) امکان پذیر است.
تحلیل معنا شناسی: معنا شناس در باره جمله و ارزش صدق معنای آن بحث می کند و به سرشت گزاره های زبانی و معنا داری جمله و مطابقت کلام با واقع و بررسی صدق و کذب گزاره ها می پردازد. از آن جا که حوزه کار دانش معنا شناسی به جمله محدود می شود و بررسی ارزش صدق و دلالت منطقی، موضوع منطق و فلسفه زبان است؛ این شاخه چندان به کار بررسی های سبک شناسی ادبی نمی آید» (فتوحی، 1392: 238).
«تحلیل کاربرد شناسی: «ليچ»29 كاربردشناسي را به مطالعه معنا در ارتباط با موقعيت كلام تعریف کرده است. از آن جایی که معنا در خلأ شکل نمی گیرد و بافت اجتماعی و بیرونی دارد که در شکل گیری و دریافت آن تأثیر می گذارد، پرداختن به بافت و موقعیت کلام تا حدی که ممکن است ضروری است» (قوام، در پر، 1390: 197).
لایه نحوی سبک:
قبل از وارد شدن به تعریف این لایه در سبک شناسی، به تعریف نحو اشاره می شود. «ابن جنی»، نحو را این گونه تعریف کرده است: «نحو جنبه ای از کلام عرب است؛ مثل اعراب و تثنیه و جمع و تصغیر و تکسیر و اضافه و ترکیب؛ و اصل آن «نحوتُ نحواً مانند قصدتُ قصداً» است سپس اختصاص به علم، پیدا کرده است» (احمود الفقهاء، 2012: 73).
«علم نحو عبارت است از مطالعه روابط میان صورت های زبانی در جمله و چگونگی توالی و نظم و هم نشینی و چینش واژه ها» (فتوحی،267:1392). «بررسی ساختمان جمله ها، روابط واژه ها با هم، شیوه ترکیب واژه ها در عبارت ها و جمله ها، نظم و دستور مندی واژگان، تحلیل نقش معنی شناسیک واژه در جمله و… بررسی این موضوعات در قلمرو علم نحو قرار می گیرد» (همان:238).
«چیزی که باید انسان به آن توجه کند، این است که به معانی کلمات، به صورت مفرد و مجرد نمی توان فکر کرد مثلا به معنای فعل بدون این که در اسم عمل کند و به معنی اسم بدون اعمال فعل در آن، یعنی گرفتن نقش فاعل یا مفعول یا حکم های دیگری که برای اسم وجود دارد، مثل مبتدا و خبر و صفت و حال، نمی توان فکر کرد و اگر بخواهیم این معنیارا درک کنیم باید اجزای جمله را از مواضع یا جایگاه خود خارج کنیم. جرجانی معتقد است که، نه این که فکر اصلا به معانی کلمات مفرد مرتبط نیست، بلکه می گوید کلمات، مجرد از معنای نحو- یعنی ترکیب در جمله- نیستند» (جرجانی، 2008: 410 و 411). در واقع در لایه نحوی، رابطه میان کلمه ها در جمله بررسی می شود و این همان چیزی است که از خلال گفته جرجانی، در کتاب دلائل الإعجاز فهمیده می شود.
«بررسی جمله از نظر محور هم نشینی و دقت در ساخت های غیر متعارف، کوتاه یا بلند بودن جملات، کاربرد های کهن دستوری از قبیل آوردن انواع یاء ( یاء تمنی، یاء گزارش خواب…)، آوردن دو حرف اضافه در پس و پیش متمم، مفعول و علامت آن، صرفه جویی در آوردن را، وجوه کهن ماضی استمراری، افعال پیشوندی، افعال مرکب، کاربرد های خاص ضمایر، صرف افعال کهن…گاهی سیاق عبارات و طرز جمله بندی و به عبارت دیگر نحوه بیان مطلب به لحاظ جمله بندی جلب توجه می کند و همین به نوشته تا حدی وجهه سبکی می دهد. مثل جمله بندی های جلال آل احمد که کوتاه و مقطع است یا جمله بندی های محیط طباطبایی که طویل و مفصل است. در نوشته های دکتر زرین کوب هم، ساخت جملات کیفیت خاصی دارد» (شمیسا،1372: 155).
«در نهایت امر ممکن است، انحرافات را طبق تأثیر بر مبدأ اختیار و ترکیب در سازه های لغوی، بر اساس رأی و نظر جاکوبسون تدوین کرد. یعنی انحرافات ترکیبی یا نحوی، زمانی حاصل می شود که جمله ها از قواعد نظم خارج شوند مانند اختلاف در ترتیب کلمات» (فضل، 1998: 211).
بنا براین در این لایه، انحرافات در شیوه قرار گرفتن واژه ها بررسی می شود تا مشخص گردد آیا این سبکِ قرار گرفتن واژه ها در جمله، منجر به ایجاد سبک متفاوتی شده یا نه؛ که این امر با عنوان چیدمان نشاندار بررسی می شود و می خواهد میزان انحراف از نحو معیار را بسنجد. از سویی دیگر در این لایه ارتباط جمله ها با هم و یا سبک واقع شدنشان در کنار هم، مورد کاوش قرار می گیرد. یعنی همان سبک هم پایه و وابسته و گسسته و متصل. و از خلال این بررسی می خواهد نگرش مولف را در ارتباط معنایی موجود میان جمله ها، بررسی کند. علاوه بر این ها وجه و انواع آن، و همچنین وجهیت – در فعل و قید و صفت- نیز بررسی می شود و می- خواهد به این نتیجه برسد که وجهیت منجر به ایجاد انحراف از نحو شده است یا نه. صدای دستوری و سبکی از دیگر مشخصه های این لایه است که می خواهد به نگرش مولف در لابه لای متن پی ببرد. سبک و ساختمان جمله ها نیز در لایه نحوی نقش مهمی را ایفا می کند؛ نگارنده می خواهد از خلال بررسی سبک جمله ها و بلندی و کوتاهی آن، اندیشه های مولف را باز گو کند.

تجزیه و تحلیل پژوهش

مقدمه:
در این فصل، تحلیلِ سبک شناسانه داده های به دست آمده از صحیفه، انجام می گیرد و ویژگی هایی، که دعا های منتخب را از لحاظ سبکی برجسته کرده است، با ذکر نمونه، بیان می شود. به عبارت بهتر، «کار سبک شناسی بر پایه بسامد رخدادهای زبانی استوار است. بسامد مطلوب در تحلیل سبک عبارت است از تکرار های «برجسته و معنا دار» که نشان دهنده یک عادت زبانی یا یک مشخصه پایدار فکری و روحی باشد» (فتوحی،1392: 209).
«وظیفه سبک شناسی، باز شناسی شبکه ارتباطاتِ نظامِ شخصیِ نویسنده است. شبکه ارتباطات شخصی در واقع همان سبک است. به عبارت روشن تر، سبک نمودار روحانیت آفریننده است. در حقیقت تعبیر جمله معروف بوفون، نویسنده ابتدای سده هجدهم، که گفته بود «سبک همان شخصیت فرد است»، جز این نیست» (غیاثی، 1368: 38). از راه باز شناسی شبکه ارتباطات شخصی، می توان به نگرش امام (ع) در ادعیه منتخب، دسترسی پیدا کرد. در این تحقیق، به خاطر زیاد بودن حجم کار و دعا های منتخب، از ترجمه یک نرم افزار استفاده شده که نگارنده آن را از سایت «شهید آوینی» گرفته است ولی در برخی جملات به دلیل ابهام موجود در ترجمه نرم افزار، از ترجمه «محمد مهدی رضایی» که ترجمه ای روان و زیباست؛ استفاده شده است.
«کار تحلیل عملی سبک از بررسی واحد های کوچک زبانی آغاز می شود. بررسی سبک شناختی برای دستیابی به نتیجه علمی و روشن باید برجسته سازی های زبانی را از واحد های خرد به جانب واحدهای کلان زبان دنبال کند؛ به این ترتیب که بررسی ها از واحد های زبانی کوچک (واج، تکواژ، واژه، عبارت و بند) آغاز می شود و تا سطوح گسترده تر تا گستره یک متن یا مجموعه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره سبک شناسی، زبان شناسی، متن ادبی، نظریه نظم Next Entries منبع پایان نامه درباره زبان ادبی، فرا هنجاری، سبک شناسی، زبان عربی