منبع پایان نامه درباره ساختار کالبدی، مورفولوژی، قرون وسطی

دانلود پایان نامه ارشد

می کند که به مقتضای تکنیک متداول زمان، انسان‎ها آن را در اختیار می گیرند و بر همین اساس اولین عاملی که مشخص کننده شهر است، موقع جغرافیایی و دومین عامل مقر و مکان و یا روشن تر، نشستگاه شهر است که موقعیت شهر می تواند آن را تقویت یا تضعیف نماید. برای جغرافیدانان، شهر فضای پویایی، رفت و آمد و حرکت انسان هاست و این فضا بایستی خود را با تکنیک دوران معاصر و وسایل نقلیه سازگار کند. علاوه بر این شهر فضای زیستی و سکونتی ویژه‎ای است، خانه های شهر فشرده و بیشتر در ارتفاع ساخته می شوند و یکی از وجوه تمایز آن با روستا همین است. مورفولوژی بافت شهر بیانگر نقشه و طرح شهر است که اغلب به گونه های آشفته، شعاعی و یا شطرنجی دیده می شود. شخصیت شهر از قلب و بخش مرکزی مجتمع اولیه شهر نشأت می‎گیرد، بخشی که جغرافیدانان به آن هسته شهری می گویند، که شکل یابی بناهای تاریخی آن، سرآغاز تشکیل و معرف تاریخ شهر است. این هسته اگر تجدید حیاتی هم داشته باشد در جمع، ساخته و پرداخته قرون و اعصار است.
در چنین شکل سکونتگاهی، شهرنشینان بر حسب ساختار جمعیتی فعالیت هایی را تعقیب می کنند، این فعالیت و کار شهری تابع شکل و سطح توسعه اقتصادی کشورهاست و همین فعالیت حاکم و عملکرد تسلط آمیز شهر است که در تکوین شخصیت جغرافیایی شهر حداقل در سطح ناحیه ای و کشوری بی چون و چرا تأثیر می بخشد و بر طبقه بندی عملکرد شهری کمک می کند. بحث ترمینولوژی یا واژه شناسی هرچند ظریف است، لیکن جغرافیدانان را در توصیف جغرافیایی شهرها را یاری می دهد. تعریف جامعی از شهر که بتواند شامل کلیه شهرهای جهان باشد مشکل است چرا که شهرها به سیستم های اقتصادی و اجتماعی همسان وابسته نبوده و نکات مشترکی بین آنها وجود ندارد تا مبنایی برای تعریف عامل شمول شهرها باشد، بنابراین جغرافیدانان هر یک به شم خود شهرها را تعریف کرده اند که خلاصه آن را در کتاب شهرهای ژرژشابو جغرافیدان فرانسوی به شرح زیر می توان دید. به نظر فردریک ریشتفن شهر اجتماعی از انسان ها در مکان معینی است که حیات عادی آنان از فعالیت های غیرزراعی به ویژه از راه بازرگانی و صنعتی تأمین گردد.
– ژان برون و پیردفونتن معتقدند که شهر جایی است که مردم آن بیشتر وقت خود را در داخل منطقه شهری می گذرانند و روستا جایی است که مردم آن اکثریت وقت خود را خارج از قلمرو مسکونی خود بسر می‎برند. این تعریف براساس برنامه کار روزانه است و در ایران معلوم نیست چگونه باید آن را قبول کرد. روستاییان، گاه ماه به ماه از خانه بیرون نمی آیند و گاه شب هم در مزرعه می خوابند. وضع در شهرک های کم جمعیت کنار راه آهن طوری است که خدمه راه آهن بیشتر وقت خود را در شهر صرف نمی کند. کارخانه هایی که سکنه شهری را به خدمت می گیرند اگر در خارج از شهر باشند همین حال را دارند. واحدهای کارخانه ای مشتمل بر چند کارخانه مجاور هم مثل ایستگاه ها و کارخانه های برق، نه جزء روستاها هستند و نه جزء شهرها.
واگنر می گوید شهرها محل تجمع تجارت انسانی است، گرچه شهری نیست که در آن تجارتی نباشد.
راتزل می گوید یک شهر عبارت است از اتحاد انسان ها و مساکن انسانی که سطحی را می پوشاند و بر سر راه های مهم تجارتی قرار دارد.
هانری دوریر می گوید یک شهر عبارت را بیشتر از شکل کم و بیش منظم یعنی بسته و محدود و جمع و جور و متمرکز بر گرد یک هسته ی مرکزی قابل تشخیص، می توان شناخت. این شکل ضمناً بسیار متنوع و مرکب از عوامل مختلف است. تعریف هانری دوریر متکی بر نقشه و شکل خارجی است و اساساً متوجه منظره است و به هر حال بر تجمع و تمرکز تکیه می کند اما عیب تعریف در آن است که به نوع معیشت هیچ توجهی ندارد.
المان و ویلیام آلسون جغرافیدانان سوئدی به تفاوت های اجتماعی داخلی شهر و روستا بیشتر تکیه دارند. ماکس سور در مطالعه جغرافیای انسانی از جامعه شناسی مایه می گیرد. وی شهر را الگوی کاملی از زندگی اجتماعی می داند، اجتماعی که از سینه جوامع روستایی قد کشیده است.
پیر ژرژ بر این باور است که در اقتصاد سوسیالیستی حتی شهر می تواند مکان سکنی جماعتی باشد که حیات جمعیت شهری از راه کشاورزی تأمین می شود.
اگر با بینش اجتماعی بخواهیم تعریفی از شهر داشته باشیم و آن را از روستا جدا کنیم، نگاهی به گفته «مارکس» و «انگلس» خواهیم داشت. به نظر آنان دو خصیصه شهر را از روستا مشخص می کند( رضوانی، 1381، ص18).

2-2-8 شهر و روستا و تقسیم کار
عظیم ترین نوع تقسیم کار مادی و فکری جدایی شهر از روستاست.

2-2-8–1 تمرکز و انزوا
شهر را تمرکز جمعیت، تمرکز ابزار تولید یا تمرکز سرمایه، تمرکز لذات و تمرکز احتیاجات به وجود می‎آورد، در حالی که روستا واقعیت دیگری است، درست نقطه مقابل واقعیت شهر است یعنی انزوا و پراکندگی را ارائه می دهد.
بعضی از جغرافیدانان بر این باورند که شناحت شهر باید با همسونگری انجام گیرد و شهر به مقتضای ساختارهای فیزیکی، انسانی و اقتصادی و بالاخره اجتماعی و فرهنگی شناخته شود و برخی دیگر پا فراتر نهاده عدد جمعیت شهری را همگام با بافت و ساختار کالبدی شهر و چگونگی استقرار مسجد و زیارتگاه، شبکه راه ها و خطوط مواصلاتی میان محله ای و درون شهری و همچنین برون شهری و شهری– روستایی، کیفیت اشتغال طبقه فعال شهر، جدایی و مکان یابی بخش های مختلف فرهنگی، دینی، اقتصادی، اداری و فضای مسکونی وحتی چگونگی ارتباط آنها را با کل سکونتگاه ها و نیز مرکزیت ونقش شهر را از لحاظ تأمین خدمات خودشهرو روستاهای پیرامون وحوزه نفوذشهری درتمیزشهرازروستادخالت می دهند (مومنی، 1366، ص33).

2-3 تعریف و مفهوم روستا
روستا را در فرهنگ فارسی ده و قریه ذکر کرده اند. ده واژه ای است پارسی که از دهیو گرفته شده و دهیو به معنی سرزمین و کشور است. در تعریف و معنای ده، همه جا به وابستگی آن به کشاورزی اشاره شده و این نشانه قائم به ذات بودن آن است، چون بدون کشاورزی این صفت را نمی یافته است. بعضی منابع کلمه روستا را از ریشه رستن و روئیدن و ظاهراً در معنای رستنگاه آورده اند. در زبان پهلوی به روستا، روستاک، رسداق، رزداق و رستاق می گفتند که معنی وسیع تری از ده داشته است.
ده و قریه سکونتگاه و جامعه ای است کوچک که نسبت به روستا مفهوم محدودتری دارد و یک واحد معیشتی است که در یک فضای جغرافیایی مستقر شده، شکل گرفته باشد، ولی روستا شامل ده یا قریه ای است همراه با مزارع، باغات و پوشش طبیعی اطراف آن. در ایران به روستاییان، زارع، برزگر، دهقان و کشاورز گفته می شود. در گذشته به روستاییانی که در زمین ارباب و فئودال به کار زراعی اشتغال داشتند، رعین نیز گفته می شد، این عنوان بعدها به کسی اطلاق می گردید که دارای نسق زراعی بود (ودیعی، 1376، ص67).
ده و قریه روستایی نبشند، بلکه معیشت آنان بر بنیان سایر فعالیت ها استوار باشد، مثل خدمات، صنایع دستی، استخراج معدن، بهره وری از آب معدنی، صید و صیادی و نظایر آن ها، که در این صورت به ساکنان آن دهاتی گفته می شود، ولی اگر این واحد معیشت با بهره وری از فضاها یا فعالیت های اقتصادی کشاورزی همراه باشد، روستا نامیده می شود. پس از خصوصیات روستا وابسته بودن آن به زمین است یا بهره وری از طبیعت و یا در رابطه با فضاهای طبیعی است (بخشنده نصرت، 1366، ص40).
در تعریفی دیگر از روستا می توان گفت: روستا عمدتاً یک واحد همگن طبیعی، (اعم از متمرکز و پیوسته و یا پراکنده) با حوزه و قلمرو معین ثبتی و یا عرفی مستقل تشکیل می شود و اکثریت ساکنان شاغل دائمی آن به طور مستقیم و یا غیرمستقیم به یکی از فعالیت های اصلی زراعی، دامداری، باغداری، صیادی، صنایع روستایی و یا ترکیبی از این فعالیت ها اشتغال دارند و از آن ارتزاق می نمایند و پیوند فرهنگی و اجتماعی عمیقی مابین اعضای جامعه آن برقرار است و در عرف به عنوان آبادی، دهکده، قریه و یا نهایتاً روستا یا ده شناخته می شود. از این روستا بنا به ماهین خویش متناسب با ساختار فرهنگی، اجتماعی – اقتصادی و به ویژه محیط جغرافیایی دارای سازماندهی درونی و کالبدی ویژه ای در زمینه نوع یا شیوه زندگی معنوی و مادی خود می باشد، بالطبع وجود چنین ساختار یا سازمان دهی اثرات و پیامدهای خویش را نیز بر چهره زمین چه در بخش مساکن و چه در بخش مزارع، می بخشد، که مورفولوژی زراعی یا چشم انداز فرهنگی سکونتگاه روستایی را تشکیل می دهد.
روستا به منزله یک واحد یا هستی و یا یک پدیه کل نیز در نظر گرفته می شود که شناخت ساختار کالبدی و شکل بندی ساختمانی، مطالعه ساختار و وضع کارکردی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن و نیز نیروهای شکل دهنده ساختاری روستا با جامع بینی مورد بررسی قرار می گیرد. علاوه بر این روابط متقابل بین روستا و محیط طبیعی آن از یک سو و از سوی دیگر انواع معیشت پیرامون آن (اعم از کوچ نشینی، روستانشینی، شهرنشینی و صنایع) مورد پژوهش واقع می شود. از این رو شناخت ویژگی های روستا با توجه به دیدگاه‎های متعارف علمی در سه بعد می تواند، انجام گیرد.
گذشته نگری روستا، یعنی بررسی گذشته و مبنا و مراحل شکل گیری آن.
اکنون نگری یا مطالعه وضع موجود در روستا.
آینده نگری به مفهوم و چگونگی دگرگونی آن در آینده که در نهایت امر برنامه ریزی در جهت تحول مطلوب، یاد شده و توسعه منطقی آن را مطرح می سازد (توانا، 1366، ص4).
در تعریفی دیگر از روستا آمده است، روستا عبارت است از یک مرکز جمعیت و محل سکونت و کار تعدادی خانوار که در اراضی آن به عملیات کشاورزی اشتغال داشته و درآمد اکثریت آن از طریق کشاورزی حاصل گردد و عرفاً در محل ده یا روستا شناخته شود. در تعریف فوق به جای عدد جمعیت، نوع معیشت را ملاک قرار داده است. علاوه بر آن، عرف به منزله ی مبنای تعیین کننده ای در تبیین مسائل و تعیین حدود نسق و حل مشکلات تلقی می شود و مردم روستا، بی نیاز از مقررات مدون در بسیاری از امور، معضلات خود را از این طریق مرتفع می کنند، هرچند با در هم ریختن تدریجی قالب های سنتی روستایی و افزایش رابطه شهر و روستا اهمیت آن کاهش می یابد. بعضی از محققین روستایی، روستا را به مثابه یک کل درنظر می گیرند که در آن ویژگی های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به نحوی به هم درآمیخته اند که مجموعاً واحدی مستقل را به وجود می آورند. این واحد، تولید کننده محصولات کشاورزی است و به لحاظ مدیریت و آب و زمین به عنوان کوچکترین واحدی است که با جامعه شهری از یک طرف و دولت از طرف دیگر در ارتباط است.
لمتون مؤلف کتاب «مالک و زارع در ایران» روستا را یک واحد تشکیلاتی می داند که اساس حیات اجتماعی ایران را تشکیل می داده است و جایی بوده است که در آن دسته هایی از مردم، خود را برای همکاری اقتصادی و سیاسی متشکل می کرده اند و اهمیت روستا به اعتبار مردم خود را برای همکاری اقتصادی و سیاسی متشکل می کرده اند و اهمیت روستا به اعتبار مردم خود را برای همکاری اقتصادی و سیاسی متشکل می کرده اند و اهمیت روستا به اعتبار اینکه یک واحد تشکیلاتی است در سراسر قرون وسطی و از آن پس تا امروز برقرار بوده است. مسکن واحد تشکیلاتی است در سراسر قرون وسطی و از آن پس تا امروز برقرار بوده است. مسکن واحد و منفردی که از روستا مجزا باشد هنوز در حکم استثنائات است نه قاعده کلی، و هر جا که مزرعه ای احداث شود، در غالب موارد این مزرعه تابع یک روستای اصلی است.
در حقیقت روستا گذشته از ویژگی های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خاص خود، واحدی است که می‎تواند بی نیاز از دنیای خارج به حیات خود ادامه دهد. در طول تاریخ روستا به صورت مرکز تجمعی از مردم یکجانشین قادر بوده است نیازهای خود را بدون کمک مردم نقاط دیگر تأمین کند و به حیات خود ادامه دهد. به عبارت دیگر روستا طبیعتاً توان خودکفایی را خود دارد. در گذشته، غالباً به دلیل انزوای جغرافیایی و دور بودن از مراکز شهری و تجاری، این توان از قوه به فعل در می آمده است و به همین دلیل در طول قرون متمادی، غالب روستاهای ایران به صورت یک واحد تولید و مصرف مبتنی بر نظام اقتصاد بسته به زندگی خود ادامه داده و استقلال خود را حفظ کرده اند، در حالی که شهرها پیوسته از

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره روابط اجتماعی، طبقات اجتماعی، مجلس شورای اسلامی Next Entries منبع پایان نامه درباره جوامع روستایی، نیروی کار، فعالیت های اقتصادی