منبع پایان نامه درباره زمان گذشته

دانلود پایان نامه ارشد

أَتْمَمْتَهَا» (دعای بیستم). «خدايا هيچ خوئى كه بر من عيب شمرده شود باقى مگذار جز آن كه آن را اصلاح كنى و هيچ صفت نكوهيده‏اى را (که به وسیله آن سرزنش شوم)، به جاى منه، مگر آن كه آن را نكو سازى و هيچ خصلت كريمه ناقصى بر جاى مگذار، جز آن كه آن را كامل كنى».
گفته شد که، متنی که با فعل متعدی در جمله معلوم تولید می شود، صدای فعال دارد؛ بنابر این، افعال لازم، صدای منفعل دارند:
1-«تَقَدّسَتْ أَسْمَاؤُهُ، وَ تَظاَهَرَتْ آلَاؤُهُ» (دعای اول). «نام های او پاک و بی نقص است، و نعمت هایش بر همه آشکار». در این دو جمله، مقدس بودن نام های خداوند و آشکار بودن نعمت هایش، با دو فعل لازم و در نتیجه صدای منفعل همراه شده تا حالت مستمر و بدون تغییر قداست نام های خدا و وضوح نعمت ها را نشان دهد.
2-«وَ إِذَا انْقَضَتْ أَيّامُ حَيَاتِنَا، وَ تَصَرّمَتْ مُدَدُ أَعْمَارِنَا…» (دعای یازدهم). «چون روز های زندگی ما سپری شود و مدت عمر ما به سر آید…» (رضایی، 1390: 77). در این جمله، امام (ع)، چون از زمان گذشته و فنا شده صحبت می کنند جمله را با فعل لازم و صدای منفعل همراه نموده تا نشان دهنده گذشت عمر باشد؛ یعنی از سپری شدن عمر و رسیدن مرگ هیچ چاره و راه گریزی نیست.
2-3-3 صدای انعکاسی:
«وقتی در جمله فاعل و مفعول یا مبتدا و خبر یک مرجع دارند، صدای نحو انعکاسی می- شود «خودم را زدم». صدای انعکاسی در نحو چنان است که فاعل و مفعول یا کنشگر و کنش پذیر یک مرجع دارند: در جمله « گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم» بازتاب فعل به خود فاعل یا کنشگر بر می گردد. خلاصه آن که نحو بر اساس وجهیت، صورت های سبکی متنوعی را پیدا می کند» (فتوحی،1392: 300و301).
1-«و هذا یومٌ حادثٌ جدیدٌ، و هو علینا شاهدٌ عتید» (دعای ششم). «این روز روزی نو و او بر ما، شاهدی آماده است». در این دو جمله اسمیه، مرجع مبتدا و خبر یکی است. در جمله دوم «هو» مبتدا و «شاهد» خبر است که مفصود از هر دو، خداوند می باشد.
2-«إنک أنت المنّانُ بالجسیم» (دعای ششم). «بی گمان این تویی که نعمت های سترگ می- بخشی» (رضایی، 1390: 65). در این جمله نیز مرجع مبتدا و خبر، خداوند است و همین امر موجب شده که صدای جمله انعکاسی باشد.
3-«أَنْتَ الْمَدْعُوّ لِلْمُهِمّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي الْمُلِمّاتِ» (دعای هفتم). «توئى خوانده شده براى حل مشكلات و توئى پناه در بليات». مرجع مبتدا و خبر در این دو جمله اسمیه، خداوند متعال است؛ بنابر این این جمله صدای انعکاسی دارد.
4-«يَا مَنْ تُحَلّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ، وَ يَا مَنْ یُفثَأُ بِهِ حَدّ الشّدَائِدِ، وَ يَا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ» (دعای هفتم). «اى كسى كه گره‏هاى سختي ها به وسيله تو گشوده مى‏شود، و اى كسى كه تندى و سورت شدائد به تو مى‏شكند، و اى كسى كه بيرون شدن از تنگى به راحتى فرج از تو طلبيده مى‏شود».
در این بند، امام (ع)، با استفاده از اسم موصول عام (من)، خدا را مورد خطاب (ندا)، قرار داده اند؛ سپس فعلی را که صله قرار داده شده، به صورت غائب ذکر کرده اند (نه به صورت مخاطب)، و ضمیر غائب (ه) را آورده، در صورتی که مرجع همگی، یعنی اسم موصول و فعل و ضمیر غائب یکی است و به خدای متعال بر می گردد. یعنی ای خدایی که به وسیله تو گره ها گشوده می شود و تویی که گره ها را می گشایی.
5-«يَا مَنْ عَفْوُهُ أَكْثرُ مِنْ نَقِمَتِهِ، وَ يَا مَنْ رِضَاهُ أَوْفَرُ مِنْ سَخَطِهِ» (دعای دوازدهم). «اى كسى كه عفوت از انتقامت فزون است و اى كسى كه خشنوديت از خشمت بيشتر است». در این جمله نیز مانند جملات بالا، از اسم موصول عام استفاده شده و صله موصول جمله اسمیه ای است که مبتدا و خبر آن یک مرجع دارند و ضمیر «ه» در «نقمته و سخطه»، به خداوند بر می گردد.
6-«…فَإِنّكَ مَلِي‏ءٌ بِالْعَفْوِ، مَرْجُوٌّ لِلْمَغْفِرَةِ، مَعْرُوفٌ بِالتّجَاوُزِ» (دعای دوازدهم). «…زیرا که تو بر عفوت كمال قدرت دارى، و براى آمرزش، مورد اميدوارى هستى و به درگذشتن از گناه معروفى». در این جملات مرجع ِضمیر «ک» که اسم «إنّ» واقع شده و در اصل مبتدا بوده است و همچنین خبرِ جمله «ملیء بالعفو»، به خداوند بر می گردد؛ در نتیجه صدای جمله انعکاسی خواهد بود.
7-«يَا مَنْ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ أَنْبَاءُ الْمُتَظَلّمِينَ‏ وَ يَا مَنْ لَا يَحْتَاجُ فِي قَصَصِهِمْ إِلَى شَهَادَاتِ الشّاهِدِينَ» (دعای چهار دهم). «اى كسى كه اخبار شاكيان بر او پوشيده نيست و اى كسى كه در شناخت حقيقت اخبار ايشان به گواهى‏هاى گواهان احتياج ندارد».
صدای انعکاسی در جمله های بالا موجب تأکید بر فاعلیت خداوند است؛ زیرا همان گونه که مشاهده شد، نام خداوند و تأثیر او در جملات اسمیه ای که مبتدا و خبرشان یک مرجع دارند، دو مرتبه منعکس می شود و همین امر سبب تأکید دوباره است و در جمله هایی که با ندا آغاز شده اند این تأکید، هم در اسم موصول «من» و هم در فعل و ضمیر غائب تکرار شده است که همگی مرجعی جز خداوند، ندارند.
این دعا ها با صدای فعال همراه شده اند و روح زندگی در تک تک کلمات آن موج می- زند. امام (ع) برای این که دعا را نزدیک به مومن معرفی کند –همان گونه که در تعلیمات دینی ما گفته می شود: دعا، سلاح مومن است- از جملات معلوم با فاعلیت خداوند بهره برده اند تا بنده را نزدیک به خداوندگار و خداوند را نزدیک به بنده، نشان دهند از این روست که مشاهده می شود، افعال مجهول جایگاهی سبک ساز در این دعا ها ندارند. از سویی دیگر، صدا های فعال، نشان دهنده محوریت توحید و بندگی است؛ زیرا امام (ع) در همه حال پروردگار را مورد خطاب قرار می دهد و لحظه ای از عبادت او غافل نمی شود؛ بنابراین افعال را با محوریت خداوند می آورد تا نشان دهد هستی بر مرکزیت خداوند متعال، در گردش است. صدای انعکاسی موجود در جملات دعایی، سبب ایجاد معنای تأکید بر مرجعیت خداوند است و این امر متناسب با روح دعاست.
3) ساختمان جمله ها (طول جمله، پیوند جمله یا هم پایگی):
3-1طول جمله (کوتاهی و بلندی):
«ساختمان نحوی جمله، در شکل گیری سبک، نقش مهمی بر عهده دارد. میانگین واژه ها در جمله، کوتاهی و بلندی جمله ها، روابط جمله ها با هم، سادگی و پیچیدگی، هم پایگی و وابستگی آن ها، تنوع سبکی را پدید می آورد» (فتوحی،1392: 275). «جمله یک ساخت اصلی برای معنا به حساب می آید که از فکر تام و کامل تعبیر می کند و دارای سلامت نحوی و دلالی است زیرا ترکیبی خاص را متبلور می کند» (احمود الفقهاء، 2012: 213). جملات این دعا ها در دو گروه جملات کوتاه و بلند تقسیم بندی می شوند. به نمونه هایی اشاره می شود:
جملات کوتاه
1-تَقَدّسَتْ أَسْمَاؤُهُ، 2-وَ تَظاَهَرَتْ آلَاؤُهُ (دعای اول)
3-حَمْداً لَا مُنْتَهَى لِحَدّهِ، 4-وَ لَا حِسَابَ لِعَدَدِهِ، 5-وَ لَا مَبْلَغَ لِغَايَتِهِ، 6-وَ لَا انْقِطَاعَ لِأَمَدِهِ‏ (دعای اول)
7-إِنّهُ وَلِيّ‏ٌ حَمِيدٌ (دعای اول)
8-حَتّى ظَهَرَ أَمْرُكَ، 9-وَ عَلَتْ كَلِمَتُكَ (دعای دوم)
10-يَا نَافِذَ الْعِدَةِ، 11-يَا وَافِيَ الْقَوْلِ (دعای دوم)
12-لَا يَفْتُرُونَ مِنْ تَسْبِيحِكَ، 13-وَ لَا يَسْأَمُونَ مِنْ تَقْدِيسِكَ، 14-وَ لَا يَسْتَحْسِرُونَ مِنْ عِبَادَتِكَ (دعای دوم)
15-إِنّكَ جَوَادٌ كَرِيمٌ (دعای دوم)
16-وَ كِدْ لَنَا 17-وَ لَا تَكِدْ عَلَيْنَا، 18-وَ امْكُرْ لَنَا 19-وَ لَا تَمْكُرْ بِنَا، 20-وَ أَدِلْ لَنَا 21-وَ لَا تُدِلْ مِنّا (دعای پنجم)
22-قِنَا مِنْكَ، 23-وَ احْفَظْنَا بِكَ، 24-وَ اهْدِنَا إِلَيْكَ، 25-وَ لَا تُبَاعِدْنَا عَنْكَ (دعای پنجم)
26-أَنْتَ الْمَدْعُوّ لِلْمُهِمّاتِ، 27-وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي الْمُلِمّاتِ (دعای هفتم)
28-وَ بِقُدْرَتِكَ أَوْرَدْتَهُ عَلَيّ 29-وَ بِسُلْطَانِكَ وَجّهْتَهُ إِلَيّ (دعای هفتم)
30-فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ، 31-وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجّهْتَ، 32-وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ، 33-وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ، 34-وَ لَا مُيَسّرَ لِمَا عَسّرْتَ، 35وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ (دعای هفتم)
36-أَنْ نَعْضُدَ ظَالِماً، 37-أَوْ نَخْذُلَ مَلْهُوفاً (دعای هشتم)
38فَأَيّدْنَا بِتَوْفِيقِكَ، 39-وَ سَدّدْنَا بِتَسْدِيدِكَ (دعای نهم)
40-يَا غَنِيّ الْأَغْنِيَاءِ (دعای دهم)
41-اقْضِ حَاجَتِي، 42-وَ أَنْجِحْ طَلِبَتِي، 43-وَ اغْفِرْ ذَنْبِي (دعای دوازدهم)
44-فَضْلُكَ آنَسَنِي، 45-وَ إِحْسَانُكَ دَلّنِي (دعای سیزدهم)
46-قِنِي مِنَ الْمَعَاصِي، 47-وَ اسْتَعْمِلْنِي بِالطّاعَةِ، 48-وَ ارْزُقْنِي حُسْنَ الْإِنَابَةِ، 49-وَ طَهّرْنِي بِالتّوْبَةِ، 50-وَ أَيّدْنِي بِالْعِصْمَةِ، 51-وَ اسْتَصْلِحْنِي بِالْعَافِيَةِ، 52-وَ أَذِقْنِي حَلَاوَةَ الْمَغْفِرَةِ (دعای شانزدهم)
53-احْلُلْ مَا عَقَدَ، 54-وَ افْتُقْ مَا رَتَقَ، 55-وَ افْسَخْ مَا دَبّرَ (دعای هفدهم)
56-اهْزِمْ جُنْدَهُ، 57-وَ أَبْطِلْ كَيْدَهُ 58-وَ اهْدِمْ كَهْفَهُ، 59-وَ أَرْغِمْ أَنْفَهُ‏ (دعای هفدهم)
60-تُسِيلُ مِنْهُ الظّرَابَ، 61-وَ تَمْلَأُ مِنْهُ الْجِبَابَ، 62-وَ تُفَجّرُ بِهِ الْأَنْهَارَ، 63-وَ تُنْبِتُ بِهِ الْأَشْجَارَ (دعای نوزدهم)
64-أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى، 65-وَ أَلْهِمْنِي التّقْوَى (دعای بیستم)
66-مَتّعْنِي بِالِاقْتِصَادِ (دعای بیستم)
67-اغْذُنِي بِنِعْمَتِكَ، 68-وَ أَصْلِحْنِي بِكَرَمِكَ، 69-وَ دَاوِنِي بِصُنْعِكَ (دعای بیستم)

جملات بلند
1-وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِي لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبَادِهِ مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلَى مَا أَبْلَاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتَابِعَةِ، وَ أَسْبَغَ عَلَيْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظَاهِرَةِ، لَتَصَرّفُوا فِي مِنَنِهِ فَلَمْ يَحْمَدُوهُ، وَ تَوَسّعُوا فِي رِزْقِهِ فَلَمْ يَشْكُرُوهُ (دعای اول)
2-وَ الّذِينَ يَقُولُونَ إِذَا نَظَرُوا إِلَى جَهَنّمَ تَزْفِرُ عَلَى أَهْلِ مَعْصِيَتِكَ سُبْحَانَكَ مَا عَبَدْنَاكَ حَقّ عِبَادَتِكَ (دعای سوم)
3-فخلق لهم اللیل لیسکنوا فیه من حرکات التعب و نهضات النصب (دعای ششم)
4-اشهد سمائک و أرضک و من أسکنتهما من ملائکتک و سائر خلقک فی یومی هذا و ساعتی هذه و لیلتی هذه و مستقری هذا (دعای ششم)
5-إِنّ الشّيْطَانَ قَدْ شَمِتَ بِنَا إِذْ شَايَعْنَاهُ عَلَى مَعْصِيَتِكَ (دعای دهم)
6-فَإِنْ قَدّرْتَ لَنَا فَرَاغاً مِنْ شُغْلٍ فَاجْعَلْهُ فَرَاغَ سَلَامَةٍ (دعای یازدهم)
7-حَتّى يَنْصَرِفَ عَنّا كُتّابُ السّيّئَاتِ بِصَحِيفَةٍ خَالِيَةٍ مِنْ ذِكْرِ سَيّئَاتِنَا (دعای یازدهم)
8-وَ مَنْ تَوَجّهَ بِحَاجَتِهِ إِلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ أَوْ جَعَلَهُ سَبَبَ نُجْحِهَا دُونَكَ فَقَدْ تَعَرّضَ لِلْحِرْمَانِ (دعای سیزدهم)
9-إِنْ كَانَتِ الْخِيَرَةُ لِي عِنْدَكَ فِي تَأْخِيرِ الْأَخْذِ لِي وَ تَرْكِ الِانْتِقَامِ مِمّنْ ظَلَمَنِي إِلَى يَوْمِ الْفَصْلِ وَ مَجْمَعِ الْخَصْمِ فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَيّدْنِي مِنْكَ بِنِيّةٍ صَادِقَةٍ وَ صَبْرٍ دَائِمٍ‏ (دعای چهاردهم)
10-فَإِذَا كَانَ عُمُرِي مَرْتَعاً لِلشّيْطَانِ فَاقْبِضْنِي إِلَيْكَ قَبْلَ أَنْ يَسْبِقَ مَقْتُكَ إِلَيّ، أَوْ يَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَيّ (دعای بیستم)
11-اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشّيْطَانُ فِي رُوعِي مِنَ التّمَنّي وَ التّظَنّي وَ الْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ (دعای بیستم)
همان گونه که مشاهده می شود، به طور نسبی، جملات کوتاه، اکثریت جملات امام (ع) را در این دعاها تشکیل می دهند. جملات کوتاه نشان دهنده سرعت اندیشه می باشند به ویژه آن گاه که امام (ع) با تمامِ وجودِ مقدسِ خویش خداوند را ندا می دهند: «أَنْتَ الْمَدْعُوّ لِلْمُهِمّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي الْمُلِمّاتِ…» شدت جوشش احساسات را می توان با تمام وجود حس نمود که آن چه از دل امام معصوم بر می آید، برقلب ما می نشیند و نفوذ می کند.
3-2جملات فعلیه و اسمیه:
از دیگر مسائلی که در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره فعل مجهول Next Entries منبع پایان نامه درباره زبان عربی