منبع پایان نامه درباره روابط شهر و روستا، منزلت اجتماعی، توسعه روستا

دانلود پایان نامه ارشد

ه یکی از پیچیده ترین فضاهای کالبدی و عملکردی تبدیل شده و هر روز مسائل و پرسش های تازه ای را در ارتباط با علت وجود و مکانیسم حیات خود مطرح می سازد. اینکه شهرها چگونه پا می گیرند و براساس چه روابطی به حیات خود ادامه می دهند و نیروی محرکة پویایی عظیم آنها چیست و یا اینکه عوامل محیطی در مکان یابی آنها تا چه حد مؤثر بوده است و به زبانی ساده جاذبه های شهرنشینی در چه نهفته است، از جمله پرسش هایی است که تنها به طور جسته و گریخته مورد بررسی قرار گرفته و هنوز پاسخی درست و مبتنی بر یافته های علمی بدان داده نشده است.
در پیدایش و شکل گیری شهرهای شرقی در خاورمیانه به طور عام و ایران به طور خاص عوامل متعددی مانند عوامل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی با اتکاء به شرایط مساعد محیط طبیعی و حوزه های نفوذ شهری که عمدتاً روستاها هستند، نقش مؤثری داشته است. در خاورمیانه مناطق مساعد طبیعی برای کشاورزی و سکونت یکجانشینی به واحدهای بزرگ و کوچک و یا نوارهای کاملاً باریک منحصر می شود در حالی که گستردگی فضاهای سکونتی و معیشتی در اروپا و حتی هندوستان و چین از ویژگی های چشم‎انداز جغرافیایی آنهاست، «به عقیدة ویرت که مطالعات وسیعی دربارة شهرهای شرقی دارد، حوزة نفوذ کشاورزی مربوط به شهرهای شرقی اغلب به مراتب مشخص تر از شهرهای اروپایی است، بسیاری از شهرها، مرکز یک محدودة معین طبیعی و جمعیتی اطراف خود هستند که پیرامون آنها را اراضی بایر، دیم زارها و یا بیابان ها در برگرفته است». «در ایران نیز فضاهای حیاتی عمدتاً در جایی شکل گرفته که یا بارندگی کافی داشته و یا اینکه امکان آبیاری از طریق روشهای سنتی یعنی قنات، چاه و چشمه برای تأمین آب وجود داشته است که ویتفوگل آن را با اصطلاح «تمدن آبی» برای مشرق زمین توصیف کرده است (رضوانی، 1381، ص3 ).
شهرهای شرقی واقع در مسیر کاروان ها بیشترین شهرت را در این رابطه کسب کرده اند. «البته درهیچ زمانی ضروریات زندگی این شهرها از جمله مواد خوراکی و آشامیدنی از طریق تجارت خارجی یاکاروان ها تأمین نمی شد بلکه برای تأمین این قبیل مواد به نواحی روستایی پیرامونشان متکی بودند (پیران و رضایی، 1368، به نقل، ص33)».
گروهی بر این باورند که شهر در وهلة اول مکان مرکزی مناطق روستایی کشاورزی اطراف خود است، وجه تمایز بنیادی شهرهای شرقی و مغرب زمین نیز در زمینة روابط آنها با حوزة نفوذ شهر است. «در شرایط عادی، شهرها در حوزه نفوذ مستقیم خود، چهار ارتباط مشخص تکرار شونده با روستاهای پیرامون خود برقرار می کنند. برخی از این ارتباط ها نقش برجسته ای دارند. انتقال مازاد کشاورزی از روستا به شهر، جابجایی ناپایدار نیروی انسانی از روستا به شهر، عرضه کالاهای مصرفی و انواع خدمات از شهر به روستا و جابجایی محدود و ناپایدار نیروی کار از شهر به روستا از مهمترین این ارتباطات است (رئیس دانا، 1379، ص29)».
در مورد شهرهای شرقی عقیده بر این است که این شهرها بیشتر گیرنده هستند تا دهنده. گرچه این پدیده از ویژگی های شهرهای شرقی است اما به این نکته نیز باید توجه کرد که در دوره های مختلف تاریخی، شهر در مشرق زمین به عنوان یک مرکز فعال سازماندهی و توانمند، بخشی از تحولات زمان را به حوزة نفوذ خود نیز انتقال داده است. مباحث این مناسبات اساسی، نظریه های سرمایه داری بهره وری را در ارتباط با عملکرد شهرهای شرقی تشکیل می دهند که سالها محور مباحث جغرافیایی به ویژه از دهة 1960 در مکتب جغرافیایی آلمان بوده است. پل سینجر معتقد است که برای درک مسئلة پیدایش شهر ابتدا باید تفاوت و رابطة شهر و روستا را بررسی کرد، وی می گوید روستا با اتکاء به طبیعت خویش خودکفاست. در صورتی که شهر به عنوان محل طبقة حاکم و مقر قدرت برای رفع نیازهای اولیة خود محتاج به روستاست و با اتکاء به پسکرانه و یا منطقه وابسته به خود رشد می کند. بررسی روابط شهر و روستا در گذشته نشان می دهد که این روابط چندجانبه بوده و کنش های متعدد و دوجانبه ای میان آنها وجود داشته است. از نقطه نظر فرهنگی تفاوت های زیادی میان شهر و روستا وجود داشته است، ضمن اینکه مشترکاتی نیز میان فرهنگ شهری و روستایی قابل تشخیص است. «همبستگی روستاییان با اهالی شهرها در اغلب موارد برپیوندهای مذهبی و فرقه ای استوار بوده و عوامل مذهبی همانگونه که باعث گروه بندی شهروندان دربرابرهم می شد، همکاری وهمبستگی اجتماعی آنان رانیزباروستاها فراهم می ساخت (سلطان زاده، 1365، ص232).
حکومت‎ها در ابتدا به حفظ نظم و گرفتن مالیات و پاره ای امور دیگر می پرداختند. «با پیچیده تر شدن نظام‎های اجتماعی و سیاسی کار حکومت ها هم، وسعت گرفت و تعدادی از وظایف دولت در مفهومی که امروزه می شناسیم بر عهده حکومت افتاد به طوری که رفع حوایج شهری براساس اصول و ضوابط معین کاری و تدوین چارچوب حقوقی آن از وظایف حکومت به شمار می آمد. در دوره ای که تفکیکی میان حکومت و دولت نبود هر چه به عقب برگردیم به قدرت حکومت افزوده شده و از اختیارات کارگزاران اجرایی (دولت) کاسته می شود»( قهاری، 1364، ص12). این وضعیت تا انقلاب مشروطیت ادامه داشت و با سست شدن جامعه فئودالی کم کم دولت در کنار حکومت شکل گرفت. «روی کار آمدن نظام متمرکز پهلوی تغییرات عمده ای را در نظام های سیاسی قبلی به وجود آورد. این دگرگونی ها برخلاف سنت دیرین نه بر اثر فشار نظامی بلکه به دنبال یک سلسله تاکتیک های سیاسی انجام گرفت و موجب تضعیف نظام های ایلی و قبیله ای شد، در مقابل، عناصر شهرنشین (تجار و پیشه وران) به لحاظ قدرت مالی و منزلت اجتماعی جای آنان را گرفتند (راهنمایی، 1369، ص25).
تصادفی نیست که «در جامعه قاجاریه در انقلاب مشروطیت حتی خوانین ایلات شرکت فعال و مستقیم داشته زیرا منزلت اجتماعی آنان به خطر افتاده بود و برای حفظ موقعیت و منزلت اجتماعی و حیثیت خانوادگی سعی و تلاش می کردند تا به سوی قدرت بخزند. از خصوصیات بارز این پدیده توسعه شهرنشینی و ازدیاد جمعیت و پیدایش گروه ها و طبقات جدید اجتماعی در شهرها بود». جریان تجدد و فرهنگ مآبی به خصوص پس از مشروطیت، اقتصاد سرمایه‎داری، انقلاب سنعتی و عناصر متعددی که به صورت زنجیروار به یکدیگر وابسته بودند نیز در تمام شئون اقتصادی و سیاسی، اجتماعی ایران رفته رفته اثرات خود را در روند شهرنشینی برجای نهاد و به صورت ناموزون توسعه فضایی و رشد سریع شهرها را موجب گردید. شهرهای بزرگ و متوسط ایران هم، صحنه ی درگیری ها و سازش های فرهنگی با غرب بودند و دگرگونی های فرهنگی در چشم انداز زیستی و فرهنگی آنها به خوبی مشهود است. از تغییراتی که در طول نیم قرن اخیر در شکل گیری و گسترش شهرهای ایران روی داده است این است که در جوار بافت سنتی شهرها، خیابان های جدید احداث شده اند و عرضه خدمات و کالاهای نوع غربی به تناوب در آنها دیده می شود. «تصمیمات و کنش های دولت نیز تأثیرات خود را به طرق مختلف بر سیمای شهر بر جای نهاد». به مرور که وظایف دولت ها بیشتر شده، کارهای جدیدی از جمله امور رفاهی شهرها را نیز به عهده گرفتند و شهرداری به صورت یک نهاد اداری و به عنوان یکی از سازمان های اجرایی نوپای دیگر به تشکیلات اداری افزوده شد. بدین ترتیب با افزایش جمعیت شهرها سازمان های اداری شکل گرفتند و هر یک در رابطه با وظایف خود در گسترش و شکل گیری شهرها ایفای نقش می نمودند.
مهاجرت روز افزون روستاییان به مراکز شهری نیز به ویژه پس از اصلاحات ارضی، آغاز مرحله جدیدی در امر شهرنشینی ایران است که با بیکاری روستاییان در مناطق روستایی کشور مرتبط بوده و در نتیجه، آنها را به سوی شهرها گسیل داشته است. به طور کلی افزایش جمعیت که از نیم قرن پیش به این طرف موجب ایجاد شهرهای جدید و رونق و گسترش شهرهای قدیم ایران شده است ابعاد تازه ای را در زمینه جوابگویی به نیازهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مطرح می کند.
رشد جمعیت شهری کشور در ابتدا شتابان نبوده به طوری که «نسبت جمعیت شهری به کل جمعیت از 28 درصد در سال به 30 درصد در سال 1330 تغییر یافت، از اواخر این دهه رشد شهرنشینی شتابان می شود، به طوری که نرخ متوسط رشد از 65/2 درصد در دوره ی 40-1300 به 42/4 درصد در دوره 57-1340 بالغ می گردد. از آن سال ها تکنون بر شتاب شهرنشینی همچنان افزوده شده و نرخ رشد مناطق شهری به 4/5 درصد در سال رسیده است». «تعداد مراکز شهری ایران نیز از 199 شهر در سال 1335 به 259 شهر در سال 1345، 496 شهر در سال 1365» و سرانجام به مرز «886 شهر در سال 1380 رسید». با نگاهی به فضای مراکز شهری ایران می توان گفت اغلب شهرهای ایران کوچک می باشند. به طوری که از «886 شهر کشور 768 شهر آن کمتر از 000/50 نفر جمعیت دارد» و تعداد کمی از شهرها قسمت اعظم جمعیت کشور را در خود پذیرفته اند. این امر موجب شده است که این تعداد شهرها دچار عارضه پرجمعیتی شوند.
روند کنونی افزایش جمعیت و تحولاتی که در امر شهرنشینی ایران به وقوع پیوسته است، با توجه به تغییر نسبت جمعیت شهری و روستایی و پیش بینی روند آینده آن در جهت گرایش به زندگی شهری، بخش عظیمی از محیط های جدید زندگی به صورت شهری خواهند بود، بنابرابن با توجه به روند گذشته و کنونی رشد جمعیت، «سطوح شهری که طی سال های آینده ساخته خواهند شد از کل سطوح شهری موجود بیشتر خواهد بود» و «همانند وضعیت کنونی شبکه ای از شهرهای ناحیه ای را بوجود خواهند آورد که در ارتباط با شبکه شهری، منطقه ای و کشوری نظام شهری را گسترش می دهند». افزایش تعداد شهرهای کشور نیز از 199 شهر در سال 1335به «886 شهر در سال 1380» رسید که به موازات آن «تعداد جمعیت شهرنشین را از 32 درصد در سال 1335 به 55 درصد در سال 1365»، «57 درصد در سال 1370» و «61 درصد در سال 1375 رسانیده است »، چنین روند رو به رشدی را نشان می دهد. از سوی دیگر به جهت اینکه بخش مهمی از نرخ رشد بالای جمعیت شهرها ناشی از مهاجرت روستاییان می باشد، حل بسیاری از مشکلات شهری در گرو حل همزمان مشکلات روستایی و به طور کلی توسعه موزون و یکپارچه کشور است.
با آگاهی از این واقعیت ها، بررسی علمی روابط شهر و روستا برای درک مسائل شهرنشینی و روستانشینی در کشور ضرورتی اجتناب ناپذیر است. شهرهای موجود در کشور معلول این مناسبات و روابط پیچیده حاکم بر آنها هستند و تا زمانی که علیت آن براساس روش های علمی روشن نشود رویارویی با آن حتی برای هدایت به روندی معقول، ممکن نخواهد بود. روشن است که در آینده بخشی از جمعیت کشور بایستی در روستاها زندگی کنند، از این رو برای برقراری تعادل میان شهر و روستا و توسعه موزون هر دو تنها راه چاره ارتقای سطح زندگی مردم روستا و توسعه روستایی است. این امر ممکن نیست مگر اینکه بخش کشاورزی و خدمات وابسته به آن نیز متناسب با کیفیت سطح زندگی در کل کشور از حالت رکود بیرون آمده و پا به پای فضای اقتصاد شهری به صورت مکمل یکدیگر توسعه یابند که د رآن شکاف بین نواحی شهر و روستا به حداقل ممکن کاهش یابد. «نظریه راندینلی نیز در تحلیل روابط شهر و روستا بر محور سیاست توسعه حاکی از آن است که اهداف توسعه روستایی جدای از شهرها عملی نیست زیرا بازارهای اصلی برای دریافت مازاد تولیدات کشاورزی در مراکز شهری قرار گرفته است. از طرفی بیشتر عوامل تولید از امکانات سازمان های شهری بهره مند می شوند و خدمات موردنیاز جامعه روستایی مانند بهداشت، درمان، آموزش و غیره که در حوزه های روستایی توزیع می گردد از مراکز شهری بدست می‎آید».
بدین منظور ضروری است روند توسعه متقابل را برای شهر و روستا به گونه ای فراهم کرد که توسعه یکی به بهای رکود و افول آن دیگری تمام نشود، برای دسترسی به چنین اهدافی است که اهمیت مطالعه روابط شهر و روستا وحوزه نفوذ شهری روز به روزبیشتر می شود وبررسی آن جای خود را در تحقیقات شهری روستایی ومطالعات منطقه ای باز می یابد (رضوانی، 1381، ص 9).

2-2- تعریف و مفهوم شهر
کلمه شهر از شار و شارستان گرفته شده است و شهرستان همان شارستان است و بخش از محل تمرکز و سکونت و اجتماع شهرشهرنشینی قدیم بوده است. د رآن زمان شهر یک هسته مرکزی داشته که

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره توسعه شهر، بخش مرکزی شهر، توسعه روستا Next Entries منبع پایان نامه درباره روابط اجتماعی، طبقات اجتماعی، مجلس شورای اسلامی