منبع پایان نامه درباره رسول اکرم (ص)، حضرت محمد (ص)، کانون توجه

دانلود پایان نامه ارشد

مي‌کند که هر چيزي که در جهان هستي موجود است ساخته‌ي دست پروردگار است واينکه تمام موجودات از عدم ونيستي وبدون نياز به ابزار اومکان خلق شده اند.
2-2. نبوت
نبوت که به عنوان رشته ارتباطي انسان با خالق يگانه مي‌باشد با نظر به ارتباطاش باخداي متعال عالي‌ترين درجه انساني است فلذا کسي که به عنوان نبي پيامبر حمل کننده نبوت مي‌باشد نيز بايد نمونه عالي يک انسان کامل تکامل يافته، انسان‌هاي ديگر را نيز به کمال و رشد برساند که اين مسئله در کلام و فلسفه ثابت شده مي‌باشد، قرآن مجيد نيز به معرفي پيامبران پرداخته و آن‌ها را به عنوان انسان‌هاي نمونه و برگزيده که داراي حسن خلق مي‌باشند و خودشان هدايت يافته مي‌باشند، به بهترين و زيباترين ويژگي‌ها که بالاتر از آن براي انسان قابل تصور نيست معرفي نموده است يعني با هر صفت خوبي که لازمهي عظمت و قداست پيامبر است، ستوده و از هر ناپاکي و صفت زشتي که در مقابل و تعارض با مقام پيامبري الهي دارد را از آن‌ها نهي کرده است. (خطيبي و ديگران، 1385: 7) نبوت در اشعار وحشي بافقي موضوع نعت پيامبر اکرم (ص) را شامل مي‌شود که به بيان آن مي‌پردازيم.

2-2-1. نعت رسول اکرم (ص)
نعت در لغت به معني وصف و مدح و ستايش است و در اصطلاح ادبي، شعر يا نثري است که در ستايش، مدح و ثناي حضرت محمد (ص) باشد (انوشه، 1381: ج 2، ذيل نعت). همان طور که در بحث توحيد گفته شد، شعراي مسلمان آثار خود را با توحيد و نعت پيامبر آغاز ميکردهاند و اين امر به عنوان سنتي در ميان شاعران رايج بوده است.
در ادبيات منظوم فارسي نيز شعراي ادوار مختلف با زبان نظم و شعر، ممدوحان خود را مدح و ستايش مينمودند که دامنهي آن در زبان منظوم بسيار بيشتر از زبان نثر ميباشد؛ از جمله اين شعرا عطار، رودکي، سنايي غزنوي – عصري، انوري، هستند و خاقاني شرواني که به خاطر مداحي رسول اکرم (ص) به حسّان عجم معروف است. مدح نبوي تمجيد از پيامبر اکرم محمد بن عبداالله (ص) و ستايش آن حضرت و بيان فضايل و مناقب و صفات و معجزات و اعمال آن حضرت از جهت احترام و تعظيم به ساحت مقدس ايشان ميباشد.

محتشم،شاعر هم عصر وحشي اين‌چنين رسول اکرم را ميستايد:
شاه رسل، وسيله کل، هادي سبل
يثرب حرم محمد بطحايي آنکه هست
بالاييان چه خط غلامي به وي دهند

کز بهر نعمت اوست بر اين منير آفتاب
يک بنده بر درش مه و يک چاکر آفتاب
خود را نويسد از همه پايين‌تر محمد
(محتشم کاشاني، 1382: 292)
ابعاد گوناگون حيات پيامبر اکرم (ص) چه از نظر فردي و چه از نظر اجتماعي و نيز رسالتي که از جانب خداوند در هدايت بشر بر عهده داشته‌اند همواره در کانون توجه شاعران بوده است. شاعران ادب فارسي بنا به باورهاي خود نسبت به وجود پيامبر و رسالت وي پس از حمد و ستايش خداوند به بيان نعت وي پرداخته‌اند.
از زماني كه حضرت پيامبر اعظم (ص) رسالت خود را اعلام كرد مسلمانان به تكريم خصايل نيک و صفات آن حضرت پرداختند و شاعران عرب و عجم و ديگر ملت‌هاي جهان رسول اكرم را نعت گفتند زيباترين اشعار فارسي‌زبانان كه از ايمان واقعي به آن حضرت سرچشمه گرفته اشعاري است كه از دل برخاسته و لاجرم بر دل مينشينند.
بيشتر شعراي فارسي زبان ابياتي را در وصف پيامبر سروده‌اند و از اين منظر مذهب خود را مشخص و زبان بد گويان را کوتاه کرده‌اند. وحشي بافقي هم از جمله شاعراني است که قصائدي را در نعت پيامبر بزرگ اسلام (ص) سروده است او در پاره‌اي از اشعارش پيامبر را عين نور ذوالجلال مي‌داند.
چه ذاتي عين نور ذوالجلالي

چه نوري الّه الّه لايزالي
(ديوان: 359)

وحشي وجود پيامبر را علت غائي جهان مي‌داند:
جهان را علت غائي وجودش

وجود جمله موج بحر جودش
(همان)
وحشي در جايي عقل را از درک کمال پيامبر (ص) عاجز مي‌داند.
کجا به ملک کمال تو پاي عقل رسد

که عالميست از آن سوي کشور ادراک
(ديوان: 161)

2-2-2.شرع رسول اکرم (ص)
وحشي در عظمت شرع ودين پيامبر به اين موضوع مهم اشاره مي‌کند که با آمدن شرع و دين پيامبر تمامي ظلمت‌ها و سياهي‌هاي کفر از بين رفته و جهان با نور توحيد و يکتاپرستي روشن و تابناک شده است. خورشيد با تمام نورانيت و تابناکي‌اش از نور شرع محمدي است و با آمدن دين محمد (ص) دنيا هم اين مهر (خورشيد) را بالاتر از همه‌ي هستي و بالاي سر جهانيان مي‌بيند. شرع محمدي کامل ترين شرع‌ها و اديان است از آنجا که حضرت محمد ختم رسولان و گزيده‌ي پيامبران است دين او نيز کامل ترين و متمم ساير اديان است.

ز شرع او که مهر انور آمد
چنان شد ظلمت کفر از جهان دور

جهان را مهر بالاي سر آمد
که ناگه خال بت رويان شود نور
(ديوان : 360)

حکيم عقل کز يونان زمين است
به هر جا شرع بر مسند نشيند
بلي شرع است ايوان الاهي
بساطي کش نبوت مجلس آراست

اگرچه بر همه بالا نشين است
کسش جز در برون در نبيند
نبوت اندر او را اورنگ شاهي
کجا هر بوالفضولي را در اوجاست
( ديوان : 359)

2-2-3. عزت و شکوه پيامبر (ص)
بزرگي بين که خم شد چرخ از اکرام
کمال نامداري بين و عزت

که همچون دال بوسد پاي اين نام
که نامش را به اين حد است حرمت
(ديوان: 302)

وحشي معتقد است که چرخ و آسمان به جهت احترام و اکرام پيامبر اکرم مانند حرف دال خميده شده و پاي نام محمد (ص) را مي‌بوسد شاعر مي‌فرمايد که بين احترام و عظمت پيامبر و نام محمد (ص) تا چه اندازه است که حتي چرخ و آسمان براي بوسيدن آن قد خود را خم کرده است اين نوع بيان وحشي علاوه بر زيبايي که در معنا دارد داراي يک تشبيه ضمني و نيز استعاره است بدين صورت که قد فلک را به حرف دال از نظر خميدگي تشبيه نموده است و از يک جهت ديگر فلک را به انساني تشبيه نموده است که پاي بوس نام محمد (ص) است و تعبد از آن انسان را حذف کرده است و اين همان استعاره‌ي مکنيه است .
شکست آموز لات و عزا
شده ز آب وضوي او به يک مشت
شکوه او صليب از پا در افکند

نگو نساري از او در طاق کسري
به گردون دود از آتشگاه زرتشت
کزان هيزم بسوزد زند و پا زند
(ديوان: 360)

شاعر پيامبر را شکست دهنده‌ي تمامي بت‌ها وبت پرست‌ها مي‌داند و مي‌گويد شکوه وعظمت پيامبر اديان مختلف و پيروان آن‌ها را ازبين مي‌برد.
ز عزت مولدش با مکه آن کرد
سجود ازچار حد مرکز گل
هزاران راه را يک راه کرده
سپرده ره به رهداران مقصود

که اندر هر شبان روزي زن و مرد
برندش پنج نوبت در مقابل
سخن بر رهروان کوتاه کرده
همه غو لان ره را کرده نابود
(همان)

وحشي همچنين مي‌گويد که عزت و شکوه پيامبر موجب شده که هزاران راه تبديل به يک راه شود ودر واقع بايد که منظور شاعر آن است که به واسطه‌ي شکوه وعظمت پيامبر ودين وآيين او پيروان تمام اديان متحد شده‌اند.

2-2-4. معجزات پيامبر
در مورد تعريف معجزه گفته‌اند:”معجزه عملي است که انساني آن را به وسيله‌ي تأييد الهي ارائه مي‌دهد،در حالي که غير او از انجام آن عمل ناتوان است بي آنکه ذاتاً و عقلا محال باشد” (رادمنش،1384: 37) وحشي بافقي سه نمونه از معجزات پيامبر (معراج، شق القمر، سايه نداشتن) را در شعرش آورده است.

2-2-4-1. معراج پيامبر
معراج موضوعي است که به هر نحوي در شعر شعرا ديده مي‌شود. منظومه سرايان نامي چون نظامي سنايي سعدي فردوسي و…. هر يک در ابتداي هر منظومه فصلي را به نعت پيامبر اختصاص داده‌اند که در آن از معراج نيز سخن رفته است.
معراج در لغت به معني “نردبان، معرج، آلت عروج، نردبان و جاي بالا رفتن و بلند گرديدن” آمده است و شب معراج، شبي است که حضرت محمد، صلّي اللّه عليه و آله و سلّم، به امر خداوند تبارک و تعالي عروج کرد به سوي خدا و نزديک گرديد به وي و به مقامي که هيچ يک از خلايق به آن مقام نرسيد و نخواهد رسيد (دهخدا: ذيل معراج).
معراج پيامبر (ص) که در قرآن کريم و آيه‌ي شريفه‌ي “سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ” (پاک و منزه است خدايي که شبي بنده‌ي خود (محمد) را از مسجدالحرام به مسجدالاقصي که پيرامون را مبارک و پر نعمت ساخت سير داد تا آيات خود را به او بنمايد که خداوند به حقيقت شنوا و بينا است (اسراء: 1) آمده است، “جايگاه ويژه در باور مسلمانان يافته و فرهنگ اسلامي را از جهات مختلفي بارور کرده است. سفر آسماني آخرين پيامبر خدا و لوازم اين سفر از جمله براق، سبب آفرينش شعرهاي زيبا و مبسوط توسط شاعران فارسي زبان شده است” (صرفي و اسفندياري، 1389: 157). توصيف معراج در تفاسير طولاني است و در روايات مختلف از پيامبر از وقايعي که آن شب اتفاق افتاده نقل مي‌شود . از ميان تعاريفي که مورد توجه است روشنايي شب معراج است، همچنين سفر پيامبر بي هيچ شکي با اسبي به نام براق انجام گرفته و هر جا يادي از معراج است نام براق نيز ديده مي‌شود
شاعران بسياري در ديوان اشعارشان به معراج پيامبر (ص) پرداخته‌اند و سعي کرده‌اند که با زيباترين زبان (يعني شعر)، به زيباترين اتفاق دنيا (يعني معراج) بپردازند. جالب اين است که بيشتر شاعران در ابتداي مثنوي پس از حمد و ستايش خداوند، به نعت حضرت رسول مي‌پرداختند و پس از آن، قصه معراج را به نظم مي‌کشيدند. گويي براي شاعران، سنّت و رسم شده بود، شاعراني مثل: نظامي، عطار، وحشي بافقي و … با اين حال، به خاطر تفاوت مذهب و سبک شعري‌شان، هر کس از زاويه ديد خود به معراج پرداخته است.
وحشي بافقي قسمتي از اشعار خود را که پيرامون نعت پيامبر (ص) سروده را به شب معراج پيامبر اختصاص داده و چگونگي سفر پيامبر و اهميت آن شب سرنوشت ساز بشري را اين گونه بيان کرده است:
شد از تحت الثرا تا اوج افلاک
زهي عز براق آن جهان گير
بزد جبريل بر در حلقه راز
براقش پيش باز آمد بتعجيل
رکاب آراست پاي احترامش
به سوي مسجد اقصا عنان داد
ز آدم تا مسيحا انبيا جمع
در آن مسجد امام انبيا شد

همه ره چون دلي از تيرگي پاک
که پيک ايزدش بودي عنان گير…
که بيرون آي و بر کون و مکان تاز…
دويده در رکاب آويخت جبريل
عنان پير است دست احتشامش
تک و پو با درخش آسمان داد
همه پروانه آسا گرد آن شمع
خم ابروش محراب دعا شد
(ديوان: 361)

پيامبر در شب معراج از زمين به اوج افلاک در عالي‌ترين درجات مي‌رسد و ساکنان فلک براي ديدن او جمع

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره وجود خداوند Next Entries منبع پایان نامه درباره ناصر خسرو، ظلم و ستم