منبع پایان نامه درباره دولت مطلقه، نظام سیاسی، نهضت مشروطه، دولت مدرن

دانلود پایان نامه ارشد

فئودالیته و از ویژگیهای مسیحیت با تاکید بر جدایی حوزه دین و سیاست و نفی جهان شمولیت واحدهای سیاسی تاثیر میپذیرد؛ در حالی که نقش اسلام در تطور تاریخی از سه منظر در جهت مخالف است: اول آنکه در جامعه ایران در تمامی شرایط تاریخی بخش سیاست و طبقه حاکم از نهاد دین تبعیت کرده، و مشروعیت خود را از حمایت همه جانبه روحانیت میداند. دوم آنکه ایران در طول تاریخ سیاسی خود همواره شاهد تلاش دونظام فرهنگی تجدد ستیز و ایدئولوزیک نوستالوژیک گونه ملی گرایی، و ایدئولوژی اسلامی بود؛ که به تنهایی یا درهمراهی باهم درشکل گیری نظام سیاسی نقش داشتند. سوم آنکه شرع مبین برغم نقش داشتن در بقای نظام سیاسی، هیچگاه حاضر به پذیرش سرزمین واحد درقالب ایده ملت محوری نبوده است.
3. به لحاظ تاریخی باید اشاره شود که در اروپا بعد از دولت مطلقه شاهد شکل گیری مناسبات سرمایهداری، استقرار دولتهای دموکراتیک و انقلابات بورژوازی هستیم؛ در حالی که در صورت پذیرش دولت پادشاهی رضاشاه و محمد رضاشاه به عنوان دولت مطلقه، دولت پس ازآن انقلابی اسلامی با نظام ولایت مطلقه فقیه و با سازوکارهای ویژه سنتی خود است. درنهایت این که در مقایسه دولت مطلقه ژان بدن و توماس هابز، با دولتهای مطلقه جهان سوم مانند ایران زمان رضاشاه، تاکید نوع اخیر از دولتهای مطلقه بر حکمران واقعی است؛ حکمران واقعی از نظر آنها کسی است که تمام قدرت و سلطه خود را در راه عدالت وتامین منافع عمومی به کار میبرد، در حالی که درنوشتههای هواداران ایرانی دولت مطلقه این امردرباره رضاشاه صادق نیست. علاوه بر این که در شکل دولت مطلقه اروپایی عنصربیرونی( نظام بین الملل) هیچ گاه درشکل گیری دخالت نداشته است و اهداف نفوذی و تکاثر طلبی کنش گران عرصه جهانی نقش ندارند، درحالی که نوشتهای رانمیتوان یافت که دراستقرار سلسله پهلوی و کارویژههای اصلاح طلبانه آن نقش اصلی بازیگران بین المللی را نادیده بگیرد. (پزشکی،1384)
3-2نتیجه گیری
نظریات بیان شده دراین گفتار مطالعه تطبیقی جوامع اروپایی و آسیایی را منعکس میکنند. ازاین رو نمیتوان آنها را مطالعه مستقیم، عمیق و مستقل سرشت دولت درایران و به ویژه دولت مطلقه مدرن رضا شاه تلقی کرد. نظریهای مانند دولت تحصیل دار (رانتیر) بدون توجه به شرایط اجتماعی – سیاسی پیشاسرمایه داری، تنها به بررسی کلی فرایند های شکل گیری دولت پرداخته است. و می توان به گونه ای این نظریه را بیشتر با دولت پهلوی دوم مطابقت داد. گروهی بر عکس، مانند نظریه دولت آسیایی که مطابقت با دولتها و حکومتهای قبل از رضاخان دارند تلاش میکنند شرایط پیشاسرمایه داری را با اوضاع و موقعیت اجتماعی- فرهنگی- سیاسی ایران معاصر مطابقت دهند . از همه مهم تر آن که به جز نظریه دولت پدرسالار، دیگر نظریات عمدتا با نگرش و الگوی مادی/ مارکسیستی به آسیب شناسی و مطالعه دولت پرداخته و نسبت به عوامل پدیدههای اجتماعی موثر بر جامعه و شکل گیری دولت عنایت لازم را مبذول نکردهاند. البته از میان نظرات رایج درمباحث سیاست و حکومت کنونی درایران، تطابق مدل دولت مطلقه مدرن با واقعیت ایران در دوره رضاساه بیش از همه است. با وجود قابلیت توضیحی این مدل به نظر میرسد این تبیین از رفتار و سرشت دولت در ایران قانع کننده نیست.
اما دولت‌ پهلوي‌ و گروه‌هاي‌ حاكم‌، از چه‌ نوع‌ ساخت‌ قدرت‌ و ايدئولوژي‌سياسي‌ پيروي‌ مي‌كرد؟ خوش‌بختانه‌، بشيريه‌ به‌طور صريح‌ پاسخ‌ اين‌ مسئله‌ را داده‌ و ما را از زحمت‌ اثبات‌ آن‌ به‌دور ساخته‌ است‌. چنان‌كه‌ خود وي‌ گفته‌ است‌: «درمورد ايران‌ نيز ساخت‌ دولت‌ مدرن‌ ملي‌ نخست‌ در قالب‌ دولت‌ مطلقه‌ در عصر پهلوي‌ ظاهر شد» (بشیریه،چ پانزدهم، 301، 1387) «در مورد ايران‌ استدلال‌ ما اين است‌ كه‌ ايران‌ پس‌ از انقلاب‌ مشروطه‌، در عصر پهلوي‌ وارد دوران‌ دولت‌ مطلقه‌ شد.» (بشیریه،ن علوم نوین،65، 1378)«به‌طور كلي‌ تاخير در توسعه‌ اقتصادي‌ و احساس‌ ضرورت‌ نوسازي‌، از اواخر قرن‌ نوزدهم‌ انگيزه‌ اصلي‌ ظهور ساختار دولت‌ مطلقه‌ در ايران‌ را فراهم‌ كرد…..به‌طور كلي‌ جوهر تاريخ‌ سياسي‌ معاصر ايران‌ كوشش‌ براي ايجاد ساخت‌ دولت‌ مطلقه‌ مدرن‌ در درون‌ جامعه‌ مدني‌ ضعيفي‌ بوده‌ است‌.» (همان منبع،69)بنابراين‌، ساخت‌ قدرت‌ پهلوي‌، «دولت‌ مطلقه‌ مدرن‌« است‌ كه‌ با ساخت‌ قدرت‌پيش‌ از خود تفاوت‌ بنيادين‌ دارد. به‌ زعم‌ بشيريه‌ حد فاصل‌ ميان‌ دولت‌ قديم‌ ودولت‌ مدرن‌، انقلاب‌ مشروطه‌ بوده‌ است‌. «بي‌شك‌، انقلاب‌ مشروطه‌ از يك‌ جهت‌،مرز تاريخي‌ ايران‌ قديم‌ و جديد به‌شمار مي‌رود.» (همان منبع،69) «واقعيت‌ تاريخي‌ اين بود كه‌ ايران‌ با انقلاب‌ مشروطه‌ وارد دوران‌ دولت‌ مطلقه‌ خود شد.» (همان منبع،71)
اما ماهيت‌ دولت‌ مطلقه‌ پهلوي‌ چيست‌ و كدام‌ ضرورت‌ تاريخي‌ و اجتماعي‌ درتاسيس‌ آن‌ نقش‌ داشته‌ است‌؟ پاسخ‌ آن‌ است‌ كه‌ دولت‌ مطلقه‌، نوعي‌ دولت‌ گذار ازدوره‌ ماقبل‌ سرمايه‌داري‌ به‌ دوره‌ سرمايه‌داري‌ تلقي‌ شده‌ كه‌ داراي‌ ايدئولوژي سياسي‌ بورژوايي‌ است‌. «منظور از دولت‌ مطلقه‌، آن‌ ساختار دولتي‌ است‌ كه‌ درانتقال‌ جامعه‌ از صورت‌بندي‌هاي‌ ماقبل‌ سرمايه‌داري‌، به‌ صورت‌بندي‌ سرمايه‌داري‌اوليه‌، نقش‌ اساسي‌ ايفا مي‌كند و به‌ اين‌ منظور اصلاحات‌ اقتصادي‌، اداري‌، ديواني‌ و مالي‌ عمده‌اي‌ انجام‌ مي‌دهد.» (همان منبع،69)همان‌طور كه‌ در كشورهاي‌ غربي‌ اتفاق‌ افتاد، ضرورت‌ تاسيس‌ دولت‌ مطلقه‌ مدرن‌ براساس‌ موقعيت‌ تاريخي‌ ايران‌ در گذار از نظام‌ ماقبل‌ سرمايه‌داري‌ به‌ نظام‌ سرمايه‌داري‌ اوليه‌ بود. (همان منبع،71)«مهم‌ترين‌ ويژگي‌ دولت‌ مطلقه‌ در همه‌جا تمركز و انحصار در منابع‌ و ابزارهاي‌ قدرت‌ دولتي‌، تمركز وسايل‌ اداره‌ جامعه‌ در دست‌ دولت‌ متمركز ملي‌، پيدايش‌ ارتش‌ جديد، ناسيوناليسم‌ و تاكيد بر مصلحت‌ ملي‌ بوده‌ است‌.» (همان منبع،69) بي‌شك‌، دولتي‌ با چنين‌ ويژگي‌، در اثر تداوم‌ حكومتش‌ به‌ سمت‌ توده‌اي‌ كردن‌ جامعه‌ پيش‌ مي‌رود. چنان‌كه‌ به‌ اعتقاد برخي‌ از نظريه‌پردازان‌ جامعه‌ توده‌اي‌، حكومت‌هاي‌ مطلقه‌ توتاليتري‌، جامعه‌ را به‌ سمت‌ توده‌اي‌ شدن‌ سوق‌ مي‌دهند. (بشیریه،ن نی،366، 1387)
بشيريه‌ در جاي‌ ديگر به‌ اين‌ نكته‌ توجه‌ مي‌دهد كه‌ رهبران‌ احزاب‌ حاكم‌ در دوره‌ پهلوي‌، درواقع‌ فاقد ايدئولوژي‌ دروني‌ بودند، و خود را «تكنوكرات‌« تلقي‌ مي‌كردند. «ايدئولوژي‌ آن‌ها بازتابي‌ از گرايش‌هاي‌ فكري‌ ساخت‌ دولت‌ مطلقه‌ پهلوي‌ بود.به‌عبارت‌ ديگر، ايدئولوژي‌ اين‌ دسته‌ از روشنفكران‌ در دوران‌ دولت‌ مطلقه‌ را مي‌توان‌ ايدئولوژي‌ «بورژوايي‌ ـ مطلقه‌« در مقابل‌ بورژوايي‌ ـ ليبرالي‌ توصيف‌ كرد. ويژگي‌هاي‌ اصلي‌ ايدئولوژي‌ سياسي‌ گروه‌هاي‌ حاكم‌ عبارت‌ بود از تمركزگرايي‌، ناسيوناليسم‌، سنت‌ستيزي‌، عقل‌گرايي‌ به‌معناي‌ مدرنيستي‌ آن‌ و اقتدارطلبي‌. (بشیریه،ن نی،260، 1387)
در همین راستا ازغندی می نویسد : «نکته دیگری که باید بدان توجه داشت، این است که ماهیت دولتهای مطلقه غربی و رضاشاه در ایران از بابت کارویژه ملت و دولت سازی کاملاً تفاوت دارند. بدون تردید تفاوت در ماهیت و کارکرد دولت های مطلقه در غرب و ایران قبل از هر چیز به گذشته ی آنان برمی گردد. شکل گیری خودآگاهی ملی ناشی از اندیشه های عقل گرای تمدن غرب و نقش فرهنگ دولت ساز دین مسیحیت از نقاط بسیار مهم افتراق دو مدل دولت مطلقه غربی و ایرانی است.» (ازغندی،38، 1385)

فصل سوم
تاریخچه تکوین دولت مدرن در ایران

1-3 پیشگفتار
از برآيند اوضاع چنين برمى‏آيد كه جامعه ايرانى پس از سرخوردگى از تحقق ايده آل‏هاى دموكراتيك خود در نهضت مشروطه، به تجربه اصلاحات به شيوه آمرانه متمايل و اختيار خود را به ديكتاتورى چون رضاخان سپرد. نااميدى از مشروطه به عللى چون بازگشت استبداد، عدم تعميق ارزش‏هاى نهضت مشروطه، توقيف آزادى خواهان و مطبوعات و تداوم سيطره خارجى باز مى‏گشت.
و این سؤال پیش می آید که چگونه شد که پس از 15 سال از انقلاب مشروطه، انقلابی با رویکرد آزادی‌خواهی و عدالت، حکومتی در ایران روی کار آمد که ماهیت کاملا استبدادی و دیکتاتوری داشت؟
بدیهی‌ترین پاسخی که به این سؤال می‌توان داد این است که کار، کار انگلیسی‌ها بود. این جواب درست است و یقینا پشت پرده‌ی روی کار آمدن دیکتاتوری رضاخانی، نقشه‌های شوم انگلیسی‌ها خوابیده بود. تا جایی‌که حتی خود رضاخان هم به این موضوع اشاره کرده و می‌گوید: «من را انگلیسی‌ها بر سر کار آوردند اما ندانستند با چه کسی طرف هستند». دولت انگلیس برای حل بحران به وجود آمده ناشی از مسائلی چون تنظیم قرارداد 1919 در ایران که در حقیقت با انجام این طرح ایران در بست در اختیار انگلیس قرار می‌گرفت چاره‌ای نداشت جز آن‌که نظام سیاسی ایران را تغییر داده و حکومتی مستبد و دست‌نشانده در ایران بر سر کار آورد. چنان‌چه «آیرونساید»، یکی از ژنرال‌های انگلیسی انجام این کودتا به همکار خود «اسمایس» می‌گوید: «راست‌ش یک دیکتاتوری نظامی همه‌ی مشکلات ما را حل می‌کند.» و نیز در یادداشت‌های مربوط به بهمن خود نوشت: «برای ما کودتا از هر چیز دیگر مناسب‌تر است. نورمن بیچاره را از کوره به در خواهیم کرد.
اصلا واضح است کشوری که در ایران دارای منافع و منابعی چون شعبه‌ی تلگراف هند و اروپا و کمپانی تلگراف هند و اروپا، بانک شاهنشاهی، تجارت دریایی در خلیج فارس، شرکت نفت ایران و انگلیس، امتیاز شرکت لینچ‌بروس در کارون و جاده‌ی اهواز به اصفهان، امتیاز سندیکای راه آهن در ایران، مؤسسات بازرگانی بریتانیا و هند و… نمونه‌هایی از این دست است به راحتی دست از سر این مملکت بر نمی‌دارد. بنابراین تمام توان خود را برای روی کار آوردن یک حکومت دست‌نشانده‌ی مقتدر صرف خواهد کرد تا از طریق آن بتواند به اهداف استعماری خود برسد. حتی ایلات نیز نقشی در به ثمر رسیدن حکومت رضاخان نداشتند. که اساسا یکی از اهداف روی کار آوردن رضاخان توسط انگلیسی‌ها ایجاد «حکومت مقتدر مرکزی» و جلوگیری از قدرت‌های گریز از مرکزی چون ایلات بود. به همین علت رضاخان بعد از به دست گرفتن حکومت، سیاست «تخته قاپو»کردن یا یکجانشینی ایلات را در رأس اقدامات سیاسی-اجتماعی خود قرار داد.
در این فصل که باید تاریخچهای از موضوع تحقیق ارائه شود محقق بر آن است تا این تاریخچه را به صورت تحلیلی و تاریخی مورد بررسی قرار دهد. بنابرین اوضاع ایران در زمانی که رضاخان به قدرت می رسد و تشکیل دولت مدرن می دهد بر اساس دو برهه چنین تقسیم می کنیم:
1.اوضاع سیاسی – اجتماعی ایران در دوران پیش از کودتای رضاخانی
2. اوضاع سیاسی – اجتماعی ایران بعد از کودتای رضاخانی
2-3 اوضاع ایران در دوران پیش از کودتا(زمینه های سیاسی، اجتماعی-اقتصادی، فرهنگی در ایران عصر قاجار)
2-3-1عوامل خارجی
صدور دستخط مشروطيت در ايران، مانعى بر سر راه تداوم مداخلات استعمارى دو قدرت روسيه و بريتانيا در ايران ايجاد نكرد نمونه بارز آن تقسيم ايران به مناطق نفوذ در 1907 م. و نيز اولتيماتوم روس‏ها به اقدامات مورگان شوستر و الزام ايران به جلب نظر روسيه در استخدام مستشاران خارجى‏ است. بر اثر اولتيماتوم روسيه به ايران، مجلس دوم به تعطيلى كشانده شد. در اثناى جنگ جهانى اول، رخدادى چون دستگيرى سليمان ميرزا رهبر حزب دموكرات،افكار عمومى و مليون‏ را عليه انگليسى‏ها برانگيخت. در سال‏هاى بعد با واقعه قتل ايمبرى، نايب كنسول آمريكا، و منصرف كردن كمپانى نفت سينكلر از ايران، دو قدرت توان خود را براى تاراندن رقبا از صحنه ايران آزمودند و احمد شاه قاجار در آن واقعه تنها به اين بسنده كرد كه به علما تلگراف زند: «از برقرارى حكومت نظامى (به خاطر قتل ايمبرى) ناخرسند است. (کاتوزیان،200، 1379 و غنی،351، 1377)
مداخلات قدرت‏هاى خارجى در تحميل كابينه‏هاى دوست و قطع مساعده از كابينه‏هاى مستقل، در متزلزل شدن قاجارها بى‏تأثير نبود. چنان‏كه مشيرالدوله آشكارا به پرنس ارفع گفته بود: «بعد از رفتن وثوق الدوله، ماهى دوازده هزار ليره به طور مساعده

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره خاورمیانه، نظریه دولت، دولت رانتیر، قدرت سیاسی Next Entries منبع پایان نامه درباره عوامل داخلی، وزارت خارجه، قرارداد 1919، احمد شاه قاجار