منبع پایان نامه درباره درد مزمن، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، روان شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

جامعی از مطالعات مربوط به همه گیرشناسی درد های مزمن بزرگسالان نشان داد که میزان شیوع این دردها، 15 درصد می باشد. متاسفانه، درد، فقط محدود به دوران بزرگسالی نیست و تخمین زده شده که در حدود 15 تا 20 درصد از جمعیت کودکان و نوجوانان را در برمیگیرد، سطحی که به نحو قابل ملاحظه ای شبیه به بزرگسالان است (اندراسیک70، 2007)اما، شیوع نوع درد، در کودکان و بزرگسالان، با یکدیگر متفاوت است. به عنوان مثال، کمر درد مزمن در بزرگسالان شیوع بالایی دارد در حالی که چنین وضعیتی در کودکان دیده نمی شود و سندرم های درد عود کننده (دردهای شکمی، سردرد، دردهای دست و پا یا “دردهای مرتبط با رشد”)، در کودکان بیشتر است (مک گرا 71و همکاران، 2009( .
در بافت درد مزمن کودکان، درد های ماهیچه ای اسکلتی(فیبرومیالژیای جوانی72)، دردهای مزمن مرتبط با پرتحرکی دوران کودکی، سندرم های درد ناحیه ای چند گانه، کمردرد مزمن، دردهای مداوم مفاصل(که به دنبال التهاب مفاصل دیده می شوند)، از شایع ترین دردهای مزمن کودکان به شمار می آیند (کلینک واکلستون، 2009).
نتایج برخی از پژوهش ها نشان می دهد که بیش از 25 درصد کودکان و نوجوانان، دردهای مزمن و عودکننده، از قبیل درد های مرتبط با بیماری، روماتیسم جوانی و درد های کارکردی یا نامشخص، را تجربه می کنند. در یکی از مطالعاتی که از نمونه ی زیادی از کودکان و نوجوانان (0 تا 18 ساله) استفاده گردید، مشخص شد که میزان شیوع درد در این مقطع سنی 54 درصد می باشد که یک چهارم آن مربوط به درد های مزمنی بود که در 3 ماه اخیر تداوم داشت و بیش از یک چهارم آن مربوط به درد های چند گانه بود (پیترسون و همکاران، 2004). در یک مطالعه ی زمینه یابی که بر روی 495 دانش آموزان9 تا 13صورت گرفت مشخص شد که57 درصد از آنها حداقل یک درد عود کننده را تجربه کرده اند و 6 درصد از آنها درد مزمن را گزارش کردند. در مطالعه ی زمینه یابی دیگری که بر روی 5000 دانش آموز مدرسه ای صورت گرفت مشخص گردید که 25 درصد از آنها “دردهای عود کننده یا مداومی که بیش از 3 ماه به طول انجامد” را گزارش کردند و 8 درصد از آنها، درد فراوان و شدیدی را نشان دادند (والکر73،2008).
برخی داده ها، نشان می دهد که در کودکان میزان شیوع دردهای آرتریت، 3/0– 46 درصد، دردهای مرتبط با بیماری سلول داسی شکل، 8/2 – 12 درصد، دردهای دست و پا، 2/4 – 6/33 درصد، درد های شکمی عود کننده، 6-15 درصد، سردردهای میگرنی، 4-27 درصد و سردردهای غیر میگرنی، 3/6 – 29 درصد است (والکر،2008).
نتایج مطالعاتی که مربوط به4 سال پیگیری درد کودکان بوده نشان داده که دردهای ماهیچه ای اسکلتی در میان 5/63 درصد از کودکان مبتلا، به صورت یک مشکل مداوم و پایدار در آمده و در 30 درصد از کودکان، دردهای مزمن خوش خیم، پایداری دو ساله داشته است. هم چنین دردهای شایع، در29 درصد از کودکان مداومت و پایداری یک ساله نشان داده است (مارتین74 و همکاران، 2007). مطالعات مختلف نشان داده اند که شایع ترین دردهای مزمن در کودکان، سردرد، کمردرد، شکم درد و دردهای چندگانه می باشد (مرلیجنا75و همکاران، 2003).

2-7 طبقه بندی دردهای مزمن کودکان
درد مزمن، یک مشکل پیچیده ای است که ممکن است در چندین نوع از بیماری های کودکان دیده شود. یکی از این بیماری ها، بیماری سلول داسی شکل (SCD)، می باشد. روماتیسم جوانی، بیماری دیگریست که با درد های مزمن همراه است و ممکن است فراوانی و مدت زمان بستری شدن کودک را افزایش دهد (پیترسون و همکاران، 2004). در جدول زیر، عمده ترین دردهای مزمن کودکان و نوجوانان، فهرست شده است، با وجودی که در سطح عمل، همپوشی زیادی بین بازنمایی های این درد ها وجود دارد، اما تفاوت هایی هم بین آنها، وجود دارد (اندراسیک، 2007).
جدول 2-2 طبقه بندی دردهای مزمن و عود کننده ی کودکان و نوجوانان، اقتباص از اندراسیک(2007)
دردهای مرتبط با بیماری های مزمن
آرتریت روماتوئید جوانی

سرطان

بیماری سلول داسی شکل
دردهای مرتبط با ضربه
سندرم درد ناحیه ای پیچیده 76

درد عضو قطع شده 77
دردهای مزمن، اما نامشخص
دردهای ماهیچه ای اسکلتی

دردهای قاعدگی
دردهای عود کننده
سردرد میگرنی

سردرد تنشی

دردهای شکمی عود کننده
دردهای مرتبط با شرایط روانی (روان زاد)
سندرم درد روان زاد

اختلال جسمانی سازی

2-8 سبب شناسی درد مزمن در کودکان
به نظر می رسد سندرم درد نامشخص در نوجوانان، با بیماری، جراحت، پریشانی روان شناختی و فاکتورهای محیطی، ارتباط داشته باشد. کودکانی که درد های چند گانه را گزارش می کنند، ممکن است سابقه ای از ابتلا به بیماری هایی مثل آنفلانزا و تورم لوزه ها را داشته باشند. کلینک و اکلستون (2009) سبب شناسی درد مزمن را به شرح زیر طبقه بندی می کنند:
درد های ناشی از روش های تشخیصی پزشکی: اگر چه برخی شواهد نشان می دهد که روش های تشخیصی دردناک پزشکی مثل برش بافت یا جراحی، ریسک فاکتوری برای کاهش آستانه ی تحمل درد به شمار می آیند، اما، امروزه، هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد هر روش دردناک پزشکی، مثل واکسیناسیون، ریسک فاکتوری برای درد مزمن دوران بزرگسالی به حساب می آید. مشکل است بتوان درد مزمن را نتیجه عفونت یا التهاب آغازین (مثل ارترید روماتوئید جوانی)، دانست یا اینکه درد مزمن را نتیجه ی عدم تحرک، درمان های پزشکی و تغییرات محیطی مرتبط با این شرایط مد نظر قرار داد یا اینکه ترکیبی از این دو وضعیت ها را درنظر گرفت.
جراحت: کودکی که مبتلا به درد مزمن موضعی78 است، معمولا سابقه ای از جراحت ناشی از فعالیت، عمل یا حوادث دیگر داشته است. هم چنین، ممکن است، پرتحرکی، موجب سقوط بر زمین و به دنبالش مشکلات مرتبط با درد شود. در چنین شرایطی، ممکن است دوره ای از کم تحرکی مشاهده شود که فاکتور دیگری برای رشد سندرم دردهای مزمن، به شمار می آید.
اثرات روان شناختی: هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد عوامل روان شناختی به تنهایی، موجب شکل گیری دردهای مزمن در کودکان می شوند. با این وجود، گزارش های کمی راجع به روان رنجوری تبدیلی که شکایت گسترده ی درد در آن دیده می شود، وجود دارد. برخی شواهد نشان می دهند که فاکتورهای اجتماعی روانی، در تداوم شکایت های درد کودکان نقش دارند.
اثرات ژنتیک: برخی شواهد نشان می دهد که در بیماران مبتلا به CPRS (نوعی بیماری ماهیچه ای اسکلتی که با درد مزمن همراه است)، نوعی آمادگی ژنتیکی وجود دارد، اما ژنوم زیربنایی این بیماری، هنوز مشخص نشده است. هم چنین یافته های برخی از مطالعات نشان می دهد که دردهای ماهیچه ای اسکلتی مزمن در میان خواهر و برادرها و والد – کودک، دیده می شود. اما اثرات ژنتیک بر درد های مزمن، هنوز به درستی کشف نشده است وما هنوز به اطلاعات دقیقی که فواید بالینی داشته باشد، دسترسی پیدا نکرده ایم.
اثرات محیط: با وجودی که شواهد محکمی مبنی بر انتقال بین نسلی درد و رفتارهای مرتبط با درد، وجود ندارد، اما به غیر از یادگیری اجتماعی، هیچ مطالعه ای در رابطه با ریسک فاکتورهای محیطی وجود ندارد. ممکن است، شرح حال اجتماعی، رویداد اجتماعی اخیری (مثل حرکت در مسیر خانه یا مدرسه، بیماری یا مرگ) را نشان دهد که در بازنمایی درد نقش داشته باشد.
اثرات رشد: اخیرا، علاقه ی زیادی راجع به مکانیسم های روان زاد دردهای کودکان، دیده می شود. از همان هفته های آغازین تولد کودک، همراه با رشد قابل ملاحظه ی کودک، گذرگاه های درد در او رشد می یابند. عدم رشد این گذرگاه ها، ممکن است نقش قابل ملاحظه ای در حساسیت بعدی کودک نسبت به درد، داشته باشد. تجربه ی درد در آغاز دوران کودکی، ممکن است در تغییر طولانی مدت پردازش درد، رشد درد و تمایل به تقویت رفتارهای مرتبط با درد در کودکان، نقش داشته باشد. برخی شواهد نشان می دهد که حساسیت به درد در کودکانی بیشتر است که به طور نارس متولد شده اند. بیماری CRPS، در کودکان نسبت به بزرگسالان، متفاوت است. در کودکان، در چند ماه آغازین این بیماری می توان علائم و نشانه های آن را به طور کامل تفکیک کرد. اخیرا FMRI نشان می دهد که مدارهای سیستم اعصاب مرکزی، در کودکان مبتلا به CPRS، تغییر می کند (کلینک واکلستون،2009).
اساسا، حساسیت به درد، در میان افراد مختلف، متفاوت است. اخیرا مشخص شده است که انتقال دهنده ی عصبی کاتکول آمین – 0 – متیل (COMT) 79، تاثیر مهمی بر حساسیت نسبت به درد دارد و سه ماده80 مهم که فعالیت COMT را تعیین می کنند، تاثیر معکوسی بر حساسیت نسبت به درد و گسترش درد های مزمن، دارند (کلینک واکلستون،2009).
2-9 عوامل تاثیر گذار بر تجربه ی درد کودکان
مطالعات کمی، عوامل خطری را مورد شناسایی قرار داده اند که ارتباط طولانی مدتی با درد یا ناتوانی در کودکان، مخصوصا کودکان و نوجوانان مبتلا به بیماری های مزمن، دارند. کودکانی که درد های مرتبط با بیماری های مزمن دارند، ممکن است بسته به سطح رشد، دوره ی بیماری و توانایی اشان برای مقابله با درد، در بسیاری از زمان ها تغییراتی را در شدت درد و ناتوانی اشان، تجربه کنند. با شناسایی عوامل پیش بینی کننده، می توان بینشهای جدیدی را در رابطه با پیش گیری از مزمن شدن درد کودکان و مناسب تر شدن مداخله ی درمانی، ایجاد کرد (هوف 81 و همکاران، 2006).
2-9-1 نقش والدین
نتایج تحقیقات مربوط به واکنش والدین نسبت به درد کودکان، نشان می دهد که رفتارهای والدین، به عنوان فاکتور مهمی است که بر درد کودکان و پیامدهای ناشی از آن تاثیر گذار است. شواهد محکمی نشان می دهد که واکنش های نابهنجار والدین نسبت به درد کودکشان مثل اطمینان بخشی مکرر، دلواپسی، رفتارهای حمایت گرایانه، موجب آسیب پذیری کودکان در هر دو حیطه ی درد های مزمن و درد های حاد می شود. مطالعات مربوط به درد حاد کودکان نشان داده است که وقتی والدین در زمان واکسیناسیون کودکان، بارها به کودک اطمینان بخشی می دهند، متعاقب آن، کودکان سطح بالایی از ترس را نشان می دهند. مطالعات مربوط به درد مزمن، ارتباط بین واکنش های حمایت گرایانه ی والدین و سطح بالای ناتوانی کارکردی کودک را اثبات کرده اند(سیبرگ82 و همکاران، 2011).
پالرمو(2000) در بررسی مروری مقالات مربوط به درد کودکان به این نتیجه رسید که نیاز به بررسی مدلی احساس می شود که فرآیندهای زیر بنایی مربوط به ارتباط درد کودک، عملکرد او و فاکتورهای مرتبط با خانواده و تاثیر گذار بر عملکرد کودک، نشان داده شود. تحقیقات نشان داده اند که فاکتورهای روانی اجتماعی کودک و والدین، ممکن است به عنوان فاکتورهای حمایتی یا خطر آفرین عمل کنند و بدین ترتیب موجب کاهش درد یا افزایش آن شوند. محققین چندین سبک از واکنش های والدینی را مورد بررسی قرار داده اند از قبیل خفیف سازی 83 (مثل انحراف توجه از رفتارهای مرتبط به درد، ابراز واکنش منفی یا واکنش تنبیه کننده نسبت به ابراز درد کودکشان) و تشویق یا تقویت، که گاهی اوقات به عنوان واکنش های ناشی از دلسوزی در نظر گرفته می شود(مثل توجه فراوان به نشانه های درد و اجازه دادن به کودک برای اجتناب از فعالیت های روزمره اش). واکنش های تقویت کننده ی والدین ممکن است با توجه به سن کودک، جنس و نوع بیماری اش متنوع باشد(پیترسون و همکاران، 2004).
مطابق با الگوی رفتاری، واکنش های دلسوزانه والدین پس از رفتارهای ابرازگر درد کودک، ممکن است تداوم یا افزایش این رفتارهای کودک را به دنبال داشته باشد. شواهدی که در رابطه با این مدل دیده می شود از مداخله ی مبتنی بر احتمالات 84(وقوع رفتار) در رابطه با سیستم خانواده ای که کودک مبتلا به درد مزمن دارند، حمایت می کند. هر چه میزان واکنش های دلسوزانه ی والدین بیشتر باشد، میزان ناتوانی کارکردی کودکان، مستقل از استرس و شدت درد، افزایش می یابد (پیترسون و همکاران، 2004).
مشاهده ی مستقیم در مطالعات آزمایشگاهی، تاثیر منفی افزایش توجه والدین نسبت به درد کودکان را نشان داده است. اهمیت فهم تاثیرات والدین، منجر به توسعه ی شکل گیری ابزارهایی شده است که این واکنش های والدین را مورد سنجش قرار می

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره درد مزمن، کیفیت زندگی، انعطاف پذیری، روان شناختی Next Entries منبع پایان نامه درباره درد مزمن، ویژگی های فردی، کودکان مبتلا، یادگیری اجتماعی