منبع پایان نامه درباره درد مزمن، روان شناختی، کودکان مبتلا، انعطاف پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

ن است که توانایی بیمار را برای درک این موضوع که تجارب روان شناختی و رویدادهای بیرونی، دو موضوع جدا از یکدیگر هستند، افزایش می دهد. از این طریق بیماران می توانند برای دستیابی به اهدافشان حتی با وجود تجارب آزارنده، همه ی گزینه های مربوط به حفظ یا تغییر رفتارشان را مدنظر قرار دهند(انعطاف پذیری روان شناختی)(ویکسل و همکاران، 2008). دردرمان ACT دستیابی به انعطاف پذیری روان شناختی، مستلزم 6 فرآیند درمانی مرتبط می باشد که عبارتند از : پذیرش، گسستگی شناختی33، تماس با لحظه ی اکنون، خود به عنوان بافت 34، ارزش ها و عمل متعهدانه (مک کرکن و همکاران، 2011) و مولفه هایی که در کار با کودکان بیشترین کاربرد را دارند عبارتند از: ارزش گذاری، پذیرش، گسستگی والگوهای عمل متعهدانه. در کار با کودکان، از مولفه های” تماس با لحظه ی اکنون “و” خود به عنوان بافت” که جزو بخش محوری درمان ACT می باشند، کمتر استفاده می شود. این تغییر به این دلیل است که کودکان به لحاظ سنی، آمادگی مواجهه با مفاهیم یا مسائل انتزاعی را ندارند (هیز و همکاران، 2004).

مطالعات مختلفی، تاثیر درمان ACT را بر درد های مزمن نشان داده اند(ویکسل و همکاران، 2010). اما این مطالعات غالبا بر اساس پروتکل این درمان در جمعیت بزرگسالان مبتلا به درد مزمن صورت گرفته است. به عنوان مثال ویکسل و همکاران، در یک مطالعه ی کنترل شده، تاثیر پروتکل درمانی 10 جلسه ای درمان ACT را با درمان های رایج(TAU)35 در رابطه با اختلالات مرتبط با ناراحتی های استخوان، مورد مقایسه قرار دادند. نتایج این مطالعه نشان داد که درمانACT نسبت به TAU، تاثیرات سودمندتری را بر ناتوانی، رضایت از زندگی، ترس از حرکت و افسردگی بر جای گذاشت. هم چنین نتایج برخی مطالعات نشان می دهد که مداخله ی ACT نسبتا کوتاه در فواصل زمانی 3 تا 8 هفته، می تواند تاثیرات برجسته ای بر عملکرد اجتماعی، جسمانی و عاطفی افراد مبتلا به درد مزمن بر جای گذارد(مک کرکن و همکاران، 2011). به طور خلاصه، درمان ACT از طریق افزایش انعطاف پذیری روان شناختی، میزان عملکرد و کیفیت زندگی فرد را ارتقا می بخشد(ویکسل و همکاران، 2010).
همان طور که اشاره شد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در جمعیت بزرگسالان مبتلا به درد مزمن، بر اساس پروتکل مربوطه، نتایج موفقیت آمیزی را به دنبال داشته است اما با توجه به این که مطالعه ی کنترل شده ی کمی در جمعیت کودکان مبتلا به درد مزمن (ویکسل و همکاران، 2011) مخصوصا در رابطه با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) (ویکسل و همکاران، 2007) صورت گرفته است، برنامه ی منسجم و مشخصی در رابطه با درمان ACT در این جمعیت ها دیده نمی شود. این امر از طریق بررسی پروتکل های درمانی انجمن علوم رفتاری بافتاری36 (ACBS)و ارتباطات رایانامه ای با دکتر هیز37، مورل 38و ویلسون 39در اردیبهشت 1391و هم چنین بررسی پایان نامه ومقاله های دکتر ویکسل و ارتباط رایانامه ای با او در همان تاریخ ذکر شده، بیشتر آشکار گردید. از طرف دیگر، بررسی تاثیر درمان ACT در نمونه ی کودکان مبتلا به درد مزمن، نیازمند داشتن یک برنامه ی مشخص برای این جمعیت ها می باشد. به این خاطرطراحی یک الگوی درمانی مبتنی بر ACT که جمعیت کودکان مبتلا به درد مزمن را مدنظر قرار می دهد، الویتی اساسی است، امری که در ارتباط رایانامه ای یاد شده در بالا، اعضای انجمن علوم رفتاری بافتاری بدان اذعان داشته اند. از سوی دیگر باید اشاره کرد که هر طراحی از الگوهای درمانی می باید به شواهد بالینی مجهز باشندو بدین خاطر گام دوم این پژوهش، وارسی بالینی درمان مبتنی بر پذیرش وتعهد در مورد کودکان مبتلا به درد مزمن را مورد توجه قرار داده است. بنابراین، مساله ی اساسی تحقیق حاضر این است که” ویژگی ها، محتوا و گام های برنامه ی درمانی مبتنی بر ACT برای کودکان مبتلا به درد مزمن، در انطباق با برنامه ی درمانی بزرگسالان، چگونه است ؟”. سپس باید یاد آور شویم که” آیا به کارگیری درمان مبتنی بر ACT برای کودکان 7-12 ساله مبتلا به درد مزمن می تواند، انعطاف پذیری، عملکرد و کیفیت زندگی آنها را بهبود بخشد ؟”
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش
درد مزمن، یک مشکل توان کاهی است که بر هر دو سطح فردی و اجتماعی تاثیر گذار است. درد مزمن می تواند زندگی فرد را شدیدا مختل کند و هزینه ی زیادی را صرف درمان کند(ولز و همکاران، 2007). درد مزمن کودکان ممکن است حضور در مدرسه، فعالیت های جسمانی و اجتماعی و هم چنین مسئولیت خانواده را به گونه ی معناداری تحت تاثیر قرار دهد (پالرمو، 2009). میزان بالایی از هم ابتلایی با اضطراب و افسردگی در این جمعیت ها دیده می شود (آلن و همکاران، 2012). کودکان و نوجوانانی که مبتلا به درد مزمن هستند، نمی توانند فعالیت های مربوط به سطح رشدشان را انجام دهند. ناتوانی در انجام فعالیت های مربوط به مدرسه و کناره گیری از فعالیت های اجتماعی ممکن است احساس توانمندی و کفایت را در کودک کاهش دهد. در میان فعالیت های کودکان، فعالیت ها و تکالیف مربوط به مدرسه، مهمترین چیزی است که به شیوه های مختلف تحت تاثیر قرار می گیرد. این کودکان نسبت به هم کلاسی هایشان به دفعات بیشتری از مدرسه غیبت می کنند و درد مزمن ممکن است از طریق محرومیت خواب، تعاملات منفی خانواده در رابطه با نشانه های درد و درمانش، بی توجهی به کلاس درس، افزایش استعداد ابتلا به نشانه های افسردگی و دشواری های مربوط به انجام تکالیف کلاس درس، فعالیت های مربوط به مدرسه را تحت تاثیر قرار دهد. غیبت از مدرسه بیش از هر موضوع دیگری، عملکرد مربوط به مدرسه را تحت تاثیر قرار می دهد (گوردزینسکی40 و همکاران، 2011). به دلیل اینکه بیماران مبتلا به درد مزمن مشکلاتی در انجام فعالیت های روزمره و دنبال کردن اهدافشان دارند، ناکامی ها و مشغولیت ذهنی زیادی با درد را گزارش می کنند. در نتیجه این بیماران به دنبال راه حل هایی برای حل مشکل درد و پیامدهای منفی اش هستند. برجسته ترین این راه حل ها، استفاده از روش های دارویی و اجتناب از فعالیت های دردناک است. در بیماران مبتلا به درد مزمن، اغلب این فعالیت های اجتنابی موفقیت آمیز نیست. در برخی از بیماران، شکست این روش ها منجر به جایگزینی روش های متفاوت نمی شود بلکه تکرار چنین روش های ناموفقی را به دنبال دارد. تلاش در جهت حل مشکل حل نشدنی درد مزمن، غالبا منجر به افزایش پریشانی، ناتوانی و اشتغال ذهنی با درد می شود (ویان و همکاران، 2004).
به طور کلی، سردرد بیشترین میزان شیوع را در کودکان مبتلا به درد مزمن دارد و متوسط میزان شیوع آن 23 درصد گزارش شده است. درد های دیگر( مثل دردهای شکمی، کمردرد، دردهای ماهیچه ای استخوانی و دردهای دیگر)، نسبت به سردرد، میزان شیوع کمتری را نشان می دهند ومیزان های شیوع آنها در مطالعات مختلف متفاوت هستند، روی هم رفته میزان شیوع این دردها در کودکان و نوجوانان، با توجه به میانگین 11 تا 38 درصد، بالا می باشد. این میزان شیوع نگران کننده است و موضوع نگران کننده تر این است که چندین دهه است که میزان شیوع این دردها در کودکان افزایش یافته است (کینگ 41و همکاران، 2011).
چندین مطالعه ی مروری، شواهدی از تاثیر درمان های روان شناختی را بر شدت درد کودکان و نوجوانان مبتلا به درد های شکمی و سردرد ارائه کرده اند. به عنوان مثال تراتمن و همکاران (2002) گزارش کرده اند که کودکانی که درمان های روان شناختی دریافت کرده بودند در مقایسه با آنهایی که تحت درمان قرار نگرفته بودند، کاهش معناداری را درشدت درد گزارش کردند(70 درصد درمقابل 30 درصد)(پالرمو، 2009). برخی از مبتلایان به درد مزمن، از طریق سرکوبی یا اجتناب، در جهت کنترل کردن تجارب منفی مرتبط با دردشان، گام بر می دارند. اما چنین اقداماتی منجر به بدتر شدن عملکردشان می شود. به عنوان مثال، تلاش برای سرکوبی افکار، ممکن است دقیقا منجر به افزایش فراوانی و شدت آنها شود و تلاش در جهت عدم تجربه هیجانات منفی ممکن است در افزایش تاثیرات آنها نقش داشته باشد(چو42 و همکاران، 2010). مطالعات زیادی فواید رویکرد مبتنی بر پذیرش را در درمان بیماران مبتلا به درد مزمن نشان داده اند. پذیرش درد با اجتناب، اضطراب، افسردگی، ناتوانی و شدت درد کمتر همراه است (ویکسل و همکاران، 2008). هم چنین، پذیرش درد، با پریشانی و درد کمتر و بهزیستی روان شناختی بالاتر، همراه است. نتایج مداخلات بالینی مبتنی بر پذیرش، ارتقاء عملکرد جسمانی، عاطفی، روانی – اجتماعی و هم چنین کاهش مراجعه به مراکز درمانی را نشان می دهند (مک کرکن و همکاران، 2010).

مک کرکن و ولز(2008)، تاثیرات 3 تا 4 هفته درمان ACT مرتبط با درد مزمن بزرگسالان را گزارش کردند. در مطالعه ی آنها، به دنبال درمان و 3 ماه بعد از پیگیری درمان، بهبود معناداری در درد، اضطراب مرتبط با درد، ناتوانی، وضعیت شغلی و عملکرد جسمانی در آزمودنی ها دیده شد. در آن مطالعه، تغییر در پذیرش درد با تغییرات درد، افسردگی، اضطراب مرتبط با درد، ناتوانی جسمانی و روانی اجتماعی و هم چنین عملکرد جسمانی، در فاصله ی زمانی پیش و پس از درمان، همراه بود و تغییر عمل مبتنی بر ارزشمندی ها، با تغییر درد، افسردگی و ناتوانی جسمانی و روانی اجتماعی در فاصله ی زمانی پس از درمان تا دوره ی پیگیری، ارتبا ط معناداری را نشان داد (مک کرکن و همکاران، 2011). مطالعات اخیر، فاکتورهای والدینی مرتبط با درد مزمن کودکان را، تقویت رفتار بیمارگون، فاجعه سازی، نگرانی، باورهای مرتبط با درد و واکنش های حمایت گر و خفیف سازنده، شناسایی کرده اند( مک کرکن و همکاران، 2011). در درمانACT کودکان، والدین، به شیوه ی معناداری در درمان مشارکت می کنند و این یکی از شیوه های سودمند برای افزایش عملکرد کودکان به شمار می آید، به همین دلایل، شاید تاثیر درمانACT بر افزایش عملکرد کودکان، خیلی تعجب برانگیز نباشد(پالرمو، 2009).

شواهد تجربی محدودی در رابطه با تاثیردرمان های روان شناختی، مخصوصا درمان ACT بر دردهای مزمن کودکان دیده می شود(ویکسل و همکاران، 2007). هم چنین، در دهه ی اخیر، مطالعات توصیفی مربوط به وضعیت کارکردی کودکان مبتلا به درد مزمن، روند رو به افزایشی را نشان می دهد، اما، خلاء هایی در رابطه با مطالعات بالینی متمرکز بر کارکرد کودکان مبتلا به درد مزمن، مخصوصا در رابطه با دردهایی غیر از سردرد، وجود دارد (پالرمو، 2009).
بنابراین با توجه به مطالب گفته شده می توان گفت از یک زاویه، با توجه به شیوع نسبتا بالای دردهای مزمن در کودکان و تاثیرات مخرب آن بر زندگی این افراد، مخصوصا در رابطه با عملکرد و فعالیت های مدرسه، و از زاویه ی دیگر با توجه به پژوهش های مداخلاتی محدود در این زمینه، مخصوصا در رابطه با درمان ACT ، در گام نخست نیازمند ساخت و تهیه و تکمیل برنامه ی CHACT 43 هستیم. این برنامه در حال حاضر به شکل یک گرته اولیه در دنیا شکل گرفته و تا تکمیل آن گامهای دیگری باقی مانده است. تنظیم چنین برنامه ای با توجه به برنامه بزرگسالان و گرته اولیه برنامه کودکان نیازمند طراحی نو است؛ چه که هم خانواده را و هم کودک را در بر میگیرد. پس در گام اول و قبل از یک وارسی تجربی بالینی نیاز به طراحی الگوی درمانی برای کودکان وجود دارد. اما چنین امری کامل نخواهد بود مگر اینکه در یک وارسی بالینی مورد آزمون قرار گیرد. بنابراین با طراحی چنین پروتکلی و کارآزمایی بالینی آن، از یک طرف امکان بررسی تجربی- بالینی آن فراهم می شود و از سوی دیگر می توان چنین درمانی را با سایر درمان های دیگر مورد مقایسه قرار داد. بدین ترتیب یک بدنه درمانی نو شکل میگیرد و امکان مقایسه نتایج بدست آمده با نتایج دیگر الگوها و روشهای مداخله ای درد مزمن در گستره کودکی فراهم میگردد. از سوی دیگر، وجود یک برنامه بالینی در گستره درد های کودکی و وارسی بالینی آن می تواند در عین ترسیم زمینه مطالعات آینده، گرته اولیه به کار گیری بالینی آن را در کلینیکها و بیمارستانهای کودکان فراهم سازد.
1-4 اهداف پژوهش
مبتنی بر مساله اساسی تحقیق، هدف های زیر پی گرفته

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره درد مزمن، گروه کنترل، کیفیت زندگی، انعطاف پذیری Next Entries منبع پایان نامه درباره درد مزمن، کیفیت زندگی، انعطاف پذیری، روان شناختی