منبع پایان نامه درباره درد مزمن، ذهن آگاهی، افراد مبتلا، کودکان مبتلا

دانلود پایان نامه ارشد

بیماران سرطانی و حتی تعارض های زوجین، انطباق پیدا کرده است. به نظر می رسد که کاربرد رویکردهای مبتنی بر پذیرش و ذهن آگاهی در این طیف مشکلات، نوید بخش باشد و به تحقیقات زیادی در این زمینه نیاز باشد (راکرسبزاک 212و همکاران، 2011). شواهد پژوهشی نشان می دهد که رویکردهای مبتنی برپذیرش و ذهن آگاهی، در بهبود اختلال افسردگی، عود افسردگی، اختلال دو قطبی، اختلالات خوردن، سایکوز، درد مزمن و استرس، تاثیر گذار است (فاچ213، 2012). اثربخشی این رویکردهای بافتاری در بهبود مشکلات سرکشی214، اثبات شده است. رنج وناتوانی مرتبط با دردمزمن، کاندید خوبی برای این رویکردها می باشد که علاوه بر توجه به شکل و فراوانی افکار، احساس و عمل فرد، بافتی که این تجارب در آن اتفاق می افتد را مورد توجه قرار می دهد (ولز و همکاران، 2007).
شواهد رو به رشدی در رابطه با اثربخشی درمان ACT وجود دارد اما قبل از اینکه این شواهد مرور و بررسی شوند، لازم است تا شیوه ی ارزیابی این رویکرد، مورد توجه قرار گیرد. بر اساس مدل کارکردی این رویکرد، هیچ رفتاری، ذاتا، مشکل آفرین نیست. به نظر می رسد که برخی رفتارها به احتمال زیاد مشکل آفرین باشند، اما برای درنظر گرفتن این وضعیت باید رفتار را از لحاظ کارکرد مورد سنجش قرار داد. بدین طریق، هیچ فکر یا الگوی تفکری، مشکل آفرین نیست، بلکه مشکل آفرینی فکر بسته به واکنشی دارد که به دنبال آن به وقوع می پیوندد. به عنوان مثال، افکار وسواسی تنها وقتی مشکل آفرین هستند که منجر به عملکرد خاصی در فرد شوند. اگر افراد مبتلا به وسواس یاد بگیرند که به آن افکار وسواس” فقط توجه کنند” و ارزشمندی هایشان را دنبال کنند، در این صورت، این افکار تاثیر کمی را بر رفتار باقی می گذارند. بنابراین، این الگوی درمانی به جای تمرکز بر کاهش نشانه ها، بر افزایش عملکرد تمرکز دارد. این مسئله در فرا تحلیلی که پاور، وردینگ و امل کمپ (2009) در رابطه با درمان ACT صورت دادند، به وضوح مشخص گردید. یافته های آنها نشان داد که اندازه ی اثر درمان ACT برای متغیر شدت درد مربوط به درد مزمن، نزدیک به صفر است اما، در صورت استفاده از متغیر عملکرد رفتار به عنوان متغیر وابسته، این درمان اندازه ی اثر بزرگی نشان می دهد (توهیگ، 2012).
درمان ACT برای دامنه ی وسیعی از مشکلات اجتماعی به کار گرفته شده است. ثابت شده است که این درمان بر دامنه ی وسیعی از اختلالات اضطرابی، اختلالات خلق، اختلالات سوء مصرف مواد، اختلالات سایکوتیک، اختلالات خوردن و مشکلات اضافه وزن، اختلالات کنترل تکانه، اختلالات شخصیت و مسائل مربوط به طب رفتاری، تاثیر گذار است. درمان ACT ، نتایج موفقیت آمیزی را در رابطه با جمعیت کودکان و افراد مبتلا به ناتوانی های رشدی یا آسیب های مغزی، نشان داده است. علاوه بر این، ثابت شده است که این الگوی درمانی بر دامنه ای از مسائلی که به سهولت قابلیت تشخیص را ندارند، تاثیر گذار است مثل پریشانی های والدینی که کودک مبتلا به نابهنجاری های رشدی دارند، استرس های مربوط به ناباروری و پریشانی های مربوط به زوجین. یافته های مروری و فراتحلیلی نشان داده اند که درمان ACT موثرتر از شرایط گروه کنترل هستند، اما بیشتر بودن اثربخشی این درمان نسبت به سایر الگوهای درمانی مثل درمان CBT کلاسیک، هنوز ثابت نشده است. هر چند، به نظر می رسد بحث های پیچیده ای در این زمینه وجود داشته باشد (توهیگ، 2012). تحقیقات مختلفی نشان داده اند که این درمان بر درد مزمن، استرس مرتبط با کار و مشکلا ت دیگر تاثیر گذار است (هیز، 2004). مطالعات کنترل شده ی تصادفی نشان داده اند که درمانACT در بهبود بیماری ها و مشکلاتی مثل افسردگی تاثیر گذار است وثابت شده است که میزان این بهبودی، با افزایش پذیرش و کاهش درآمیختگی شناختی تعدیل می گردد. نتایج تحقیقات کنترل شده نشان داده است که درمانACT در رابطه با دامنه ی وسیعی از مشکلات مربو ط به بیماران سرپایی، فضای بالینی مناسبی را به وجود می آورد(هیز، 2000).
2-12-2-4-1-3 درمانACT کودکان مبتلا به درد مزمن
تئوری ها و مدل های زیادی در رابطه با درد مزمن وجود دارد. در حال حاضر، رویکردهای بافتاری کنونی، که شکل توسعه یافته ای از درمان CBT کلاسیک می باشند، مثل درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، در زمینه ی درد مزمن کودکان و نوجوانان پیشرفت های چشمگیری نشان داده اند. نمونه ای از این مطالعات عبارت است از بررسی کنترل شده ی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد 32 کودک مبتلا به دردهای طولانی مدت، بررسی پذیرش درد درنوجوانان مبتلا به درد مزمن و بررسی میزان انعطاف پذیری والدینی که نوجوانان مبتلا به درد های مزمن دارند. این رویکردهای بافتاری به لحاظ کیفی، رو به توسعه215، هستند. منظور از رو به توسعه بودن آنها این است که قادرند به گونه ی موفقیت آمیزی یافته های موجود را تلفیق کنند، یک مجموعه ی کاربردپذیری از فرآیندهای کلیدی فراهم سازند و موجب فراخوانی سوالات جدیدی شوند که قبلا مورد توجه نبوده اند (مک کرکن، 2011).
بین درمانACT کودکان و بزرگسالان مبتلا به درد مزمن چندین تفاوت مهم وجود دارد. سطح انتزاع کلامی کودکان (بسته به سنشان) کمتر از بزرگسالان است و تجربه ی عینی تری را نسبت به درد دارند. کودکان برخلاف بزرگسالان فاقد تفکر ارزیابی کننده و”ذهنی سازی”درد مزمن هستند. معمولا رفتارهای اجتنابی آشکار(مثل نرفتن به کلاس، خوابیدن در خانه، محدود کردن فعالیت های اجتماعی)، اصلی ترین راهکارهای کنترل درد در کودکان به شمار می آید. به مرور زمان، تمرکز بر این راهکارهای کنترل کننده منجر به الگوهای رفتاری بسیار محدود و فقدان فعالیت های ارزشمند در زندگی می شود. کودکان، نشان می دهند که به طور کلی از زندگی اشان ناراضی هستند و ممکن است نشانه های اختلالات خلقی در آنها دیده شود (مثل، غمگینی، خشم ناشی از بی علاقگی به فعالیت ها، کناره گیری از دوستان، افت نمرات). با این وجود، کودکان مانند بزرگسالان در ایجاد این شرایط نقش دارند و آنها مانند بزرگسالان معتقدند که تنها از طریق کنترل درد می توان این نارضایتی را برطرف ساخت. پایین بودن سطح توانمندی کلامی کودکان، ضرورتا مشکل بزرگی در اجرای درمانACT به وجود نمی آورد اما باید در کار با کودکان از یک شیوه ی خلاق تر و انعطاف پذیرتر استفاده شود(هیز، 2004). دومین تفاوت مهم درمانACT کودکان با بزرگسالان مربوط به این موضوع است که والدین عمدتا کنترل زندگی کودکان را بر عهده دارند و به دلیل اینکه دوست ندارند دردی در کودکشان ببینند، خواسته یا ناخواسته، رفتارهای اجتنابی را تقویت می کنند. بسیاری از باورهای والدین در مورد درد و کنترل آن، مشابه با بزرگسالان مبتلا به درد مزمن می باشد(به عنوان مثال، هدف درمان، پیدا کردن دلایل ایجاد درد و کاهش آن می باشد، نمی توان از فرد انتظار داشت که در حال درد، فعالیتی را انجام دهد). این وضعیت، درمان ACT کودکان را اندکی پیچیده تر می کند به این دلیل که غالبا در آن واحد 2 یا 3 بیمار درمان می شوند (یعنی بیمار مبتلا به درد، مادر و پدر) (هیز، 2004).
2-12-2-4-1-3-1 مداخلات بالینی
به دلیل اینکه کودک و والدینش، در هنگام شروع درمان بر بعد جسمانی درد تمرکز دارند(مثلا از لحاظ پزشکی باید مشکلی به وجود آمده باشد و باید این موضوع بررسی شود)، باید همه ی اعضای تیم ACT، فلسفه ی مشترکی را در این حیطه ها داشته باشند: نحوه ی پیدایش درد و ناتوانی، اهداف نهایی درمانACT وآن دسته از مداخلاتACT که در هر بیماری با موفقیت زیاد همراه است. اعضای تیمACT به طور فراوان با شرایطی مواجه می شوند که در آن هم کادر پزشکی و هم کادر سلامت رفتاری، بر سر این مساله توافق دارند که باید تقاضای والدین برای ارزیابی های پزشکی بیشتر و دریافت داروی بیشتر، کم شود. این همکاری نزدیک در زمانی که نشانه های جدیدی در کودک ظاهر می گردد یا زمانی که خانواده با اشکال” درمانی “دیگر مواجه می شوند، از اهمیت برخوردار است (هیز، 2004).
-مشکل مربوط به کنترل کردن است
هدف نخستین ارزیابی کودک و والدین، فهم این موضوع است که از چه فعالیت یا کارهایی اجتناب می شود، دلایل فرضی این اجتناب ها چیست و اینکه کودک به ازای این اجتناب ها چه بهایی را داده است؟ (یعنی این اجتناب ها چه پیامدی را به دنبال داشته اند؟). این ارزیابی، همان طور که قبلا گفته شد به این صورت انجام می شود:” شما چه کاری (در جهت اجتناب) انجام می دهید؟ دلایل آن چیست؟ این کار چه ارزشی برای شما دارد؟”، اما این ارزیابی در ابتدای کار به صورت سطحی انجام می شود و بعد از کار بر روی اهداف و ارزشمندی ها، مجددا صورت می گیرد. این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است که کودک و والدین (یا بزرگسالان دیگری که در” تربیت ” کودک نقش دارند)، بفهمند که روی الگوهای کلی اجتناب که کم و بیش دیده می شود و توسط خانواده، مدرسه و بافت اجتماعی تقویت می شود، کار می شود. این، در نوع خودش، شکلی از گسستگی216 می باشد(هیز، 2004).
-ارزش گذاری و ایجاد الگوهای عمل متعهدانه
کودکان، مخصوصا کودکان کوچک، با مفهوم سازی انتزاعی ارزش ها، مشکل دارند. باید این فرآیند را عینی تر کرد مثلا می توان از آنها پرسید که برای اینکه”شاد” شوند یا”احساس آرامش” کنند، چه کارهایی را دوست دارند انجام دهند. معمولا در کودکان مبتلا به درد مزمن، فعالیت های جسمانی، عینی ترین و آشکارترین هدفیست که به ذهنشان می رسد، به این دلیل که بسیاری از اجتناب های رفتاری، مربوط به این حیطه (فعالیت های فیزیکی) می باشد. بنابراین، به طور مثال ممکن است کودک، اهدافی مثل “دوچرخه سواری تا مدرسه” را بیان کند. لازمه ی این فعالیت ها، مخصوصا در کودکان، توانمندی می باشد. وقتی کودکان یکی از این اهداف عینی را با موفقیت انجام می دهند، دیدگاه کلی اشان نسبت به درد و نقشی که می تواند(یا نمی تواند) در زندگی اشان داشته باشد، تغییر می کند(هیز، 2004).
– گسستگی (از افکار)
می توان برای عینی تر شدن گسستگی از استعاره ی اصلاح شده ی هیولایی در اتوبوس استفاده کرد. در این استعاره، “هیولای درد” می خواهد برای”رهایی” کودک، از فعالیت های شاد و دوست داشتنی (آرام کننده)، دست بکشد. وقتی که کودک این استعاره را شنید، این سوال از او پرسیده می شود:” امروز چه کسی تصمیم می گیرد – شما یا هیولای درد؟” این یکی از شیوه های گسستگی از تفکر مبتنی بر کنترل می باشد و منجر به شکل گیری این دیدگاه می شود که در هر روز باید یک انتخاب وجود داشته باشد(هیز، 2004).
2-12-2-4-1-3-2 هدایت مداخلات بافتاری
کودکان، به سیستم اجتماعی که در آن زندگی می کنند، وابستگی زیادی دارند. فلسفه ی بافتاری که در زیربنای درمان ACT وجود دارد، پیشنهاد می کند که بافت خانواده، مدرسه و بافت اجتماعی پیرامون کودک باید مورد نظارت قرار گیرد. والدین تحمل ندارند که کودکشان را در حال درد ببینند. علاوه بر این، انتظار نمی رود که در بسیاری از موقعیت ها کودکان به طور مستقل عمل کنند یا اینکه مسئولیت کاملی برای انجام اعمالشان داشته باشند. والدین حمایت نامناسبی از فرزندشان به عمل می آورند و این نقش تربیتی آنها، از طریق جامعه به طور مثبت تقویت می شود (مثلا، والدین خوبی باشید، شما به فرزندتان تعلق دارید). والدین، باورها و واکنش به درد مشابه با کودکانشان دارند. بنابراین، باید در درمان کودکان، مخصوصا کودکان کوچک تر، والدین (یا سایر بزرگسالان مهم) را هم مشارکت داد (هیز، 2004).
یکی از شیوه های کار با والدین این است که از آنها بخواهیم تا شیوه های برخورد با دختر یا پسرشان را بیاموزند. باید تاکید شود که درست رفتار کردن والدین، به طور کلی و مخصوصا زمانی که فرزندشان درد زیادی را تجربه می کند، کار آسانی نیست. بسیاری از والدین می خواهند که در واکنش به درد فرزندشان،”کار درستی”را انجام دهند، اما این کاری که در نگاه اول درست به نظر می رسد، ممکن است اشتباه باشد. بر اساس رویکردACT ، کارهای نامناسبی که والدین انجام می دهند، در آمیخته با

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره روان شناختی، انعطاف پذیری، ذهن آگاهی، مفهوم سازی Next Entries منبع پایان نامه درباره پرسش نامه، کیفیت زندگی، پذیرش و تعهد، درد مزمن