منبع پایان نامه درباره خشونت علیه زنان، جوامع روستایی، شورهای اسلامی، کشورهای اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

با اعتماد ، توانمندسازي و كار مناسب به دستگاه عدالت كيفري و بدون هيچگونه ترس و اضطرابي از پليس استمداد كند105.
6-مداخله بازدارنده(پيشگيرانه): در خشونتهاي خانگي احتمال ارتكاب مجدد خشونت از جانب شوهر همواره وجود دارد. اين امر به دليل آگاهي فرد مهاجم از كليه اوصاف بزهديده است. از طرفي محل ارتكاب جرم در داخل خانه است و اين امر امكان مداخله ديگران را غيرممكن يا بسيار محدود ميكند. به دلايل ذكر شده و ساير علتهايي كه در هر خانواده به صورت منحصر به فرد وجود دارد(مثلاً وابستگي مالي زن ، عصبي بودن مرد، فشار كار زياد بر مرد ، زيردست بودن مرد ، دخالتهاي اعضاي خانواده زن يا مرد) احتمال ارتكاب مجدد خشونت وجود دارد106. يكي از مهمترين ويژگيهاي اين علل استمرار آنهاست و خشونت دائم نيز در كنار آنها تداعي ميشود. پليس بعد از كنترل بحران بايد شيوه مشخصي در برخورد با فرد مهاجم داشته باشد و ميزان خشونت منتهي به ايراد صدمه و جرح ، اختلال رواني و تكرار آن بايد لحاظ شود.
7-مداخله سازشي حمايتي: پليس در خشونت خانگي نبايد فراموش كند كه بزهديده و بزهكار ماهها و سالها در كنار هم زندگي كردهاند و درگيري موجود ممكن است زودگذر و ناپايدار باشد . همچنين نوع خشونت رواشده تكرار بزهديدگي و ويژگيهاي مهاجم و بزهديده از عوامل تعيين كننده رفتار پليس خواهند بود. در هر حال پليس ابتدا بايد اقدامات حمايتي را در پيش گيرد و در صورت رضايت بزهديده مداخله سازشي را اعمال كنند.
ب: نقش ميانجيگر پليس: پليس علاوه بر آنچه بيان شد در خشونتهاي خانوادگي ميتواند نقشي سازشگرانه ايفا كند. زن بزهديده ممكن است بعد از گذشت مدتي احساساتش نسبت به شوهرش تغيير كرده و بتواند او را ببخشد. همانطور كه گفته شد در خشونتهاي خانگي بزهديده و بزهكار با هم تعامل شبانه روزي داشته و نقطه وصلت آنها بر مبناي محبت و مودت بوده است ، به همين دليل پليس نبايد صرفاً روش قاطعانه و مجازاتگرا را در پيش گيرد بلكه در برخي مواقع بايد با توجه به ميزان خشونت ويژگيهاي شخصي و شخصيتي بزهكار ، ميزان تقصير بزهكار و تمايل بزهديده نقش ترميمي و سازشي را نيز برعهده بگيرد. پليس براي ايفاي نقش ميانجيگرانه ابتدا بايد از تمايل طرفين براي حضور در جلسه مشترك آگاهي حاصل كند و هيچ يك از بزهديده و بزهكار نبايد به اجبار در اين جلسه شركت كنند107. بعد از حضور داوطلبانه طرفين در فرآيند تشكيل يافته توسط پليس ميانجيگر جلسه سازشي در يك فضاي كنترل شده و تحت نظارت ميانجيگر شروع ميشود. پليس ابتدا خود را معرفي كرده و هدف از تشكيل جلسه را به طور اختصار به طرفين شرح ميدهد و سپس با مديريت و درايت خاص حق تقدم را به بزهديده به عنوان كسي كه مورد خسارت قرار گرفته ميدهد تا ماجرا را توضيح دهد. در صورتي كه بزهديده حاضر به شروع صحبت نباشد از بزهكار خواسته ميشود كه به شرح حادثه بپردازد. در اين صورت اگر بزهكار از همان ابتدا مراتب اعتذار و پشتيباني خود را بيان كند بزهديده نيز در هنگام بيان با كتمان بيشتر احساسات خود از زيادهرويها و برخوردهاي احساسي امتناع خواهد كرد. پليس ميانجيگر براي پيشبرد جلسه ميانجيگري بايد به طرح سؤالاتي بپردازد سؤالات تعيين شده نبايد به گونهاي باشد كه قضاوتها ، پيشداوريها ، انتظارات و توقعاتي براي طرفين در برداشته باشد مانند:
1- ممكن است توضيح دهيد حادثه چگونه اتفاق افتاد؟
2- شما قبل از حادثه چه احساسي داشتهايد و اكنون چه احساسي داريد؟
3- حادثه چه اثراتي بر شما گذاشته است؟
بعد از سؤالها ميانجيگر بايد بتواند جلسه را كاملاً كنترل كرده و به سمت نتايج خاصي هدايت كند به ويژه در خشونتهاي خانوادگي كه عموماً پرخاشگري و توهين طرفين و حق به جانب بودن مطرح ميشود. بعد از شرح كامل و آزادانه واقعه از هر دو ديدگاه نوبت به خسارات و آسيبهاي وارد آمده ميرسد. در اين مرحله پليس ميانجيگر از طرفين ميخواهد كه نسبت به طريق مناسب ترميم و اصلاح آسيب نظر دهند.
پيشنهاد بايد ابتدا از طرف بزهديده باشد سپس از بزهكار درخواست ميشود در مورد زيانهاي وارد آمده بر بزهديده و نيازهاي عيني ، مادي ، رواني و عاطفي او كمي فكر كند و سپس راه حل خود را ارائه دهد. بعد از بيان راهحلها پليس ميانجيگر بايد به روشهاي معمول و مرسوم جبران خسارت اشاره كند و معايب و مزاياي راهحلهاي بيان شده را تشريح كند.به اين دليل كه توافقات در برگيرنده تنها تعهدات منطقي و متناسب قابليت اجرا و حمايت را دارد108. بعد از آن كه طرفين و ميانجيگر در خصوص ترميم آسيبها به وحدت نظر رسيدند صورت جلسه به دست خط پليس ميانجيگر تهيه و تنظيم ميشود. در مقدمه صورت جلسه صلح و سازش يا اشاره به اين كه بزهديده و بزهكار بدون اجبار و با رضايت خاطر در جلسه حاضر شده و با طيب نفس به موارد ذيل متعهد شدند توافقات نوشته آقاي الف متعهد ميشود كه ديگر هيچگونه تعرضي به خانم ب ميشود. براي مثال نكند و به لحاظ مالي و عاطفي وي را تأمين كند و در مقابل زن بزهديده متعهد شود كه وظايف زناشويي خود را انجام داده و زندگي مساعدي را فراهم كند نبايد فراموش كرد كه در آخر صورت جلسه بزهكار بايد از ضمانت اجراي عدم انجام توافقات خود آگاه شود و حتي با نوعي تشديد ضمانت اجرا انجام تعهدات را ضمانت كند. در آخر طرفين و ميانجيگر ذيل صورت جلسه را امضا كرده و فرآيند ميانجيگري پليس به پايان ميرسد. البته اين نكته را نبايد فراموش كرد كه پليس ميانجيگر با فايل بندي پروندههاي مذكور بايد دائماً با زن بزهديده در تماس باشد و از كيفيات اجراي توافقات مطلع شود تا در صورت بروز موانع و مشكلات جلسه حضوري ديگري را تشكيل دهد و يا پرونده را به مراجع قضايي ارسال دارد.
بند دوم: زنان بزهدیده از خشونتهای خارجی
زنان به لحاظ شخصیتی و به لحاظ ساختار فیزیکی همواره در معرض انواع آسیب‌ها و خشونت‌ها قرار دارند. حال ممکن است این خشونت در خانواده یا جامعه اتفاق بیفتد. که این خشونت یکی از موارد نقض حقوق بشر بوده و مانعی برای تساوی ، رشد ، امنیت و صلح در جامعه است. خشونت علیه زنان و خشونت‌های جنسیتی ، به آسیب و آزارهایی گفته ‌می‌شود که علیه زنان اعمال می‌شود خشونت‌هایی که ناشی از نابرابری‌های جنسی ، عقاید سنتی نسبت به نقش جنسیتی افراد و مطیع بودن زنان در قبال مردان در جامعه است. خشونت علیه زنان به ۴ صورت میگیرد.
1- فیزیکی
2- روانی و عاطفی
3- جسمی ‌و جنسی
4- خشونت اقتصادی
البته مزاحمت‌های جنسیتی که خانم‌ها به لحاظ زن بودن با آن‌ها دست به گریبانند را نمی‌توان نادیده گرفت. مثلاً اگر در منزلی خدمتکار خانه مرد باشد آن آزارهایی که خانم در حین کار ممکن است با آن مواجه شود متحمل نمی‌شود. یا مزاحمت‌های خیابانی که از نوع مزاحمت‌های جنسیتی هستند. مثلاً کارفرمایی در محیط کاری نسبت به کارمند خانم سخت‌گیری خاصی داشته باشد که البته این آزار‌ها درجه تخفیف یافته‌تری نسبت به انواع خشونت‌ها هستند متأسفانه در جامعه رواج دارند. گاهی خشونت جسمی‌ منجر به صدمه ، درد و رنج بدنی می‌شود یا خطری برای رشد و سلامت زنان دارد. برخی اوقات این خشونت‌ها روانی و عاطفی است مثل توهین ، تحقیر ، استهزا ، اعطای لقب نامتعارف و ناپسند ، تهدید ، انزوای اجباری ، تحت نظر گرفتن و کنترل‌های نامناسب که به سلامت و رشد و تمامیت روانی زنان آسیب می‌رساند. تعقیب مداوم و در معرض وضعیت‌های غیرمتعارف قرار دادن زنان موجب احساس خواری و عدم کرامت و باعث اختلالات روانی برای زنان می‌شود.
الف-تمکین موجب ضرر و آسیب برای زنان است: در بحث خشونت جنسی مواردی مانند تجاوز ، تعرض ، آزار ، بهره‌کشی ، سوء‌استفاده جنسی و وادار کردن زنان به فعالیت‌های جنسی که برای سلامت جسمی ‌و روانی مضر باشد را شاهد هستیم در این زمینه یکی از مسائلی که در جامعه ما و در کشورهای اسلامی‌ رایج و تفاوتی با غرب دارد این است که در قانون ما بحثی به نام تمکین خاص مطرح است و مردان ذی‌حق هستند که همسرشان از آ‌ن‌ها تمکین کند. اما این تمکین گاهی اوقات موجب ضرر و آسیب برای زنان می‌شود زیرا ممکن است در حالت روحی ، جسمی‌ مناسبی نباشد. با تمام این تفاسیر مقررات جامع و منسجمی‌ درخصوص خشونت علیه زنان نداریم اخیراً لایحه‌ای در خصوص این مسئله نوشته شده تحت عنوان لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت درحال حاضر این لایحه در دولت است و امیدواریم این موضوع مورد توجه قرار گیرد.
ب-رابطه خشونت اقتصادی و نفقه: خشونت اقتصادی یکی از مصادیق خشونت خارجی است که منجر به محرومیت کلی یا جزئی یا ممانعت از تصرف در اموال ، ارثیه ، مهریه یا اشتغال و کسب درآمد است و در صورت وجود منع قانونی که منجر به ممنوعیت یا محدودیت در دستیابی به اموال و امکاناتی که زنان به اعتبار روابط خانوادگی مستحق برخورداری از آن است. مثل منزل مشترک نفقه و امثال آن‌ها… که بسیار شاهد این موارد در جامعه هستیم. در بسیاری از مواقع به خصوص در جوامع روستایی ارثیه زنان را به او نمی‌دهند یا محدودیت‌هایی را به‌وجود می‌آورند تا زنان نتواند از اموال خود استفاده کند. در اینجا ارتباطی بین خشونت اقتصادی و نپرداختن نفقه به‌وجود می‌آید. هرگونه رفتار غیرمتعارف و متفاوت براساس جنسیت مزاحمت‌های جنسیتی نامیده ‌می‌شود و این موضوع نوعی توهین به شخص و کرامت زن تلقی می‌شود در حال حاضر مراجع رسیدگی‌کننده به این اعمال نیروی انتظامی ‌، قوه‌قضاییه و بهزیستی است که وظیفه بهزیستی حمایت و کمک کردن به زنان است همین‌طور نهادهای مدنی که در پیرامون بهزیستی هستند و هدفشان حمایت از زنان در برابر خشونت و حمایت از زنان بی‌سرپرست است. نیروی انتظامی ‌و قوه‌قضاییه هم مراجع رسیدگی کننده هستند و راه‌های دسترسی به این مراجع نیز مشخص است ولی این پرسش پیش می‌آید که آیا زنان می‌توانند با مراجعه به این مراکز حقوق خود را احقاق کنند؟ 
ت-خشونت به زنان در کلانتریها و دادگاهها: در ایران کلانتری‌ها و دادگاه‌های تخصصی نداریم و زنانی که مورد خشونت قرار گرفته وارد کلانتری و دادگاه شده در آن مکان‌ها خشونت بیشتری به آنان تحمیل می‌شود. یعنی خشونت ساختاری به گونه‌ای است که زنان پشیمان و از شکایت خود صرف‌نظر می‌کند. مهمترین اقدام ما باید این باشد که ابتدا سیستم‌های رسیدگی کننده (قوه قضاییه،دادگاه،دادسرا،پاسگاه‌های انتظامی) را نظم داده و در کنار این هم زنان را تشویق کنیم که در صورت بروز مشکلات به این مراکز مراجعه کنند.
ج-هزینه دادرسی برای زنان سنگین است: در مباحث مربوط به خشونت باید زمینه‌های ویژه‌ای فراهم شود تا زنان دردسترسی‌ به بحث عدالت و حمایت راحت باشند و در بحث‌های حمایتی هم شاهد رعایت کردن این مسائل باشیم. مثلاً خانه‌های حمایتی یا خانه‌های امن در کشور وجود ندارد مردی همسر خود را از خانه بیرون کند و جایی هم ندارد باید به کجا پناه ببرد؟ یا پدیده دختران فراری که این دختران حتماً در خانواده دچار مشکل شده‌اند و این مشکل ممکن است یا از طرف خودشان باشد یا ممکن است در خانواده دچار مشکل شده باشند کشور نیازمند یک سیستم منسجم و به هم پیوسته‌ای هستم تا زنان به راحتی به آن‌ها مراجعه کنند. افرادی که در این مراکز مشغول به کار هستند(مددکاران،مربیان،مدیران) باید افرادی امین و مورد اعتماد و با یک اصول خاصی انتخاب شده باشند که خود آن مکان‌ها باعث آزار و اذیت زنان بزهدیده نشود در اکثر کشورهای دنیا خانه‌های امن وجود دارد و زنانی که مورد خشونت قرار می‌گیرند به آن مکان‌ها مراجعه می‌کنند و مدتی در آنجا می‌مانند و آرامش خود را به دست می‌آورند وقتی مشکلاتشان برطرف شد به کانون خانواده برمی‌گردند و البته این مخل خانواده نیست و فقط فرصتی به خانواده داده می‌شود تا دوباره بازسازی و آفت‌زدایی شود. که متأسفانه در کشور ما این مسئله هنوز اتفاق نیفتاده و ما امیدواریم با اجرایی شدن برخی لوایح گامی ‌در جهت کمک به این بانوان برداشته شود و زنان از حمایت بیشتری برخوردار شوند.
بند سوم : بهره گیری از نیروی زن پلیس
الف:ضرورت پليس زن و تاريخچه تحولات آن
1- ضرورت و اهميت پليس زن: در ساز و كارهاي حمايت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره تعامل سازنده، زنان باردار Next Entries منبع پایان نامه درباره ارباب رجوع، زنان و دختران، آموزش زنان