منبع پایان نامه درباره خانواده گسترده، دولت – ملت

دانلود پایان نامه ارشد

ها
Newton(1997)
همكاري و همياري دولت
***
***
***
Evans(1996)
قوانين رسمي دولت
****
هنجارهاي اجتماعي
****
Pildes(1996)
همكاري و همياري دولت و جامعه
****
****
همكاري و ارتباطات جامعه
Woolcock (1998)
دولت سياسي
****
****
****
Berman(1997)
دولت
****
****
****
Schneider(1997)
مؤسسه هاي دولتي
****
****
****
Levi (1996)
دولت
****
****
****
Fellmeth (1996)
قوانين دولتي مؤسسه ها
****
****
****
Kenworthy(1997)
سطح حركت ملي جامعه
****
****
****
Minkiff(1997)
سازمان ها ي دولتي
****
****
****
Portney and Berry (1997)
تربيت آموزشي

اعتقادات
تربيت آموزشي
گرفتن ارزش ها در مدرسه

****
Youniss, McLellan
Yates(1997)
****
مذهب
مذهب
****
Greeley(1997)
****
****
****
شكاف ساختاري
Burt(1997)
)اقتباس از(Eric L . Lesser, 2000;96

جدول2-3 مزايا و معايب سرمايه اجتماعي

مـعـايـب
مـزايـا

ايجادهزينه هايي براي حفظ ارتباطات
دسترسي به اطلاعات

سرمايه اجتماعي(برون گروهي)باتراكم پايين
تجارت بين مزاياي قدرت و مزاياي اطلاعات

كم شدن حقوق با افزايش ارتباطات خارجي

افزايش توقعات
اختيار

مهار شدن خلاقيت و نوآوري

هنجارهاي هم سطح شدن نزولي
همبستگي

گسترش واسطه ها

سرمايه اجتماعي (درون گروهي) با تراكم بالا
انجام موفقيت آميزكارها با اهداف منفي
افزايش اطلاعات با آشفتگي

ايجاد جوامع مجزا كه نتيجهْ آن تمركز گروهي و هويت افراطي است
تسهيل در انجام كارها و رفاه اجتماعي

تباني كنشگران اصلي براي دسترسي به
منافع بيشترو دسترسي محدود به…….. جامعهْ شهري و تابعيت دانش و منابع افرادخارجي…………………. رفتار افراد
ر

اقتباس از (Eric L lesser , 2000 ;104)

الف) – مزاياي ارتباطات بين گروهي افراد اغلب شخصاً مشاركت در انجمن ها و ساير پيوندهاي سست را انتخاب مي كنند در حالي كه خانواده هايشان را شخصاً انتخاب نمي نمايند افراد تمايل دارند تا پيوندهاي ارتباط دهنده را بر مبناي يك سود يا ترجيح موجود پايه گذاري نمايند بنابراين به دنبال افرادي با دغدغه هاي مشابه هستند و به انجمن هايي مي پيوندند كه ساير افراد را گرد يكديگر جمع نمايند.(جان فيلد ، 148:2009)
و گرانوتر نشان مي دهد كه چگونه افراد از پيوندهاي اجتماعي شان براي دست يابي به تحرك شغلي فراتر از آن چه كه به وسيلهْ موقعيت ساختاريشان پيش بيني شده استفاده كنند.
ب ) – معايب ارتباطات بين گروهي در جوامعي كه حاكميت خوب و سطوح بالايي از سرمايه اجتماعي برون گروهي دارند دولت و جامعه مكمل يكديگرند و موفقيت اقتصادي و نظم اجتماعي محتمل الوقوع است و هنگامي كه سرمايه اجتماعي عمدتاً نصيب گروه هاي اوليهْ اجتماعي بشود كه با يكديگر ارتباطي ندارند ،گروه هاي قدرتمند تر به بهاي به حاشيه راندن گروه هاي ديگر ،بر دولت چيرگي مي يابند و ويژگي هاي بارز اين جوامع نزاع نهفته است.(آمريكاي لاتين كه جمعيتي از مردم بومي را طرد نموده است).(تاجبخش ، 522:1385)
ج ) – مزاياي سرمايه اجتماعي درون گروهي گروه هاي كوچكتر و محلي تر براي تقويت گفت و گوي باز و آزاد و غلبه آسان تر بر كنش جمعي توانايي بيشتري دارند و اطلاعاتي حياتي دربارهْ رفتارها ،توان مندي ها و نيازهاي اعضاي خود هستند كه قضات و مقامات حكومتي و بيگانگان به آن دسترسي ندارند بدين ترتيب هنجارهايي را اعمال مي نمايند كه به كنش جمعي مي انجامد
و بورديو در اين رابطه علاوه بر ايجاد فرهنگ دموكراتيك ايجاد سرمايه اجتماعي را به وسيلهْ سازمانهايي مي داند كه به قدري كوچك باشند كه تعاملات اعضاي آن ميسرباشد و اين سرمايه به نوبهْ خود تأثيرات سياسي واقتصادي در پي داشته وباعث افزايش رضايت اجتماعي مي شود.(تاجبخش،1385: 30 – 35)
د ) – معايب سرمايه اجتماعي درون گروهي فوكومايا سرمايه اجتماعي درون گروهي در اجتماعات انساني را به قيمت خصومت بر عليه اعضاي برون گروهي مي داند و اين جنبهْ منفي سرمايه اجتماعي را با شعاع اعتماد تشريح مي نمايد هرچه شعاع اعتماد محدود به اعضاي خود گروه باشد احتمال بروز اثرات منفي بيشتر مي شود .مانند جوامع سنتي و گروه هاي مافيا (جان فيلد ،123:2009)

2-1-9- كاركرد روابط اجتماعي ( شبكه ها ) از چشم انداز سرمايهْ اجتماعي
از متغيرهاي سرمايه اجتماعي ،يكي روابط اجتماعي يا به عبارتي شبكه هاي ارتباطي است و ديگري كيفيت روابط اجتماعي يا هنجارها مي باشد .
جامعه شناسان در مورد تعريف دقيق جامعه و جامعه شناسي توافق كامل نداشته اما كما بيش اذعان مي دارند كه “روابط اجتماعي”از عناصر محوري در قلمرو و موضوع جامعه شناسي است .يكي از مسائل اساسي كه جامعه شناسان از دير و باز با آن مواجه بوده ،چگونگي بررسي و تجربي الگوهاي روابط بين عناصر در سطوح مختلف جامعه است .در واكنش به چنين مسئله اي است كه مفهوم شبكه اجتماعي نخستين بار در سال 1940 در انسان شناسي توسط رادكليف براون معرفي شد.
ولمن(1988) سه سنت پژوهشي با گرايش ساختاري را مسئول بسط و توسعه تحليل شبكه مي داند كه عبارتند از :
سنت انسان شناسي اجتماعي انگليسي با تأكيد روي داده هاي مردم نگاري اقوام ،روستانشينان ، شهرنشينان ،كانون توجه از نظام هاي فرهنگي به نظام هاي ساختاري شبكه ها وپيوندهاي انضمامي معطوف شد.مانند (نادل، بارنز، بوت،…) مثلاً بوت درمطالعه خود در مورد خانواده گسترده انگليسي ، بافت يا تراكم را به عنوان تشخيص شاخص شبكه مطرح نمود.
سنت جامعه شناسي آمريكايي با تأكيد روي تحليل كمي شبكه هاي اجتماعي بين افراد ،گروه ها ، سازمان ها ،در اين سنت اشكال روابط اجتماعي مي توانند محتوي آن ها را تعيين كنند.
سنت كانادايي وآمريكايي با تأكيد روي روابط بين الملل ،مناطق وگروه هاي ذينفع ازديدگاه اقتصاد سياسي بيش ترين توجه را به فرايند هاي سياسي ناشي از پيوندهاي مبادلاتي و وابستگي بين گروه هاي ذينفع و دولت – ملت داشت.(چلبي،1385 :51)
لوين و موليز در تعريف خود از تحليل شبكه مي گويند “واحد يك رابطه است ،مانند رابطهْ خويشاوندي ميان اشخاص ،اتصالات ارتباطي در ميان كارمندان سازمان ،ساخت دوستي درون يك گروه كوچك”.(چلبي،1385 :53)
در تحليل شبكه در واقع قضاياي محتوايي متعددي تحت عناويني مانند نظريه پيوندهاي ضعيف ، نظريه شبكه اي تورش دار ،نظريه خوشه اي وغيره صورت گرفته است . ونظريه پيوند هاي ضعيف كه نخستين بار توسط جامعه شناس آمريكايي ،مارك گرانووتير درسال 1973 پيشنهاد شد .قضيه محوري اين نظريه عنوان مي كند كه”وقتي دو نفر ،هر دو ،دوست شخص ثالثي شوند ،احتمالاً آشنا يا دوست يكديگر خواهند شد “وي بين پيوندهاي قوي و ضعيف تفاوت قائل مي شود و مي گويد هرگاه شخصي با دو نفر ديگر پيوند ضعيف داشته باشد ، ديگر فشاري براي پيوند آن دو وجود نخواهد داشت .يا به عبارتي روابط چندگانه عاطفي بين اعضاي يك گروه مي تواند غير متعدي باشد . فارارو(1989) مي گويد پيامد اين نظريه آن است كه پيوند هاي ضعيف ،پل هاي ارتباطي وانتشاري براي زير شبكه هاي تاكنون مجزا ،فراهم مي كنند .قبلاً براي گروه هاي اوليه و دوستي ،روابط متعدي با فرض كاملاً بسته قائل مي شدند و هميشه اين پرسش مطرح بود كه اگر گروه هاي اجتماعي بافت كاملاٌ بسته19 دارند پس چگونه روابط بين آنها برقرار مي شود .فارارو اين انديشه را به مسئله نظم اجتماعي بسط مي دهد .وي براي اين منظور دو انسجام را از هم تميز مي دهد :انسجام كل و انسجام محلي.و استدلال مي كند كه اگر تمام پيوندها از نوع قوي بودند،گروه ها و خرده نظام هاي جامعه مجزا از هم ونظام كلي فاقد انسجام بود و اين قدرت پيوندهاي ضعيف است كه در واقع اجازه مي دهد ارتباط بين گروه ها وخرده نظام ها برقرار و به تبع آن ،انسجام كل در سطح جامعه تأمين شود .فارارو قضيه خود را اين طور مطرح مي كند كه “هر چه پيوندهاي ضعيف قوي تر باشدانسجام كل بيشتر خواهد بود.و در صورت كمتر بودن پيوندهاي ضعيف ، ميزان ارتباط در درون زير مجموعه هاي محلي و خرده شبكه ها بيشتر و به تبع آن ،انسجام محلي نيز بيشتر خواهد بود.( چلبي، 65:1385)
امرسون در نظريه جامعه شناختي مبادله اجتماعي شبكه مبادله را اين گونه تعريف مي نمايد:
1- مجموعه اي از كنشگران (حقيقي يا حقوقي) 2- توزيع منابع ارزشمند ميان آنان 3- مجموعه اي از فرصت هاي مبادله اي با كنشگران ديگر در شبكه ،براي هر كنشگر4- مجموعه فرصت هاي مبادله ،موسوم به روابط مبادله اي كه به صورت تاريخي بسط يافته اند 5- يك مجموعه از تماس هاي شبكه اي كه روابط شبكه اي (فرصت هاي شبكه اي) را در يك ساخت شبكه اي منفرد ،به هم مرتبط مي سازند.(چلبي،69:1385)
وپارسونز در نظريه جامعه شناختي انسجام اجتماعي ،روابط از “نوع اجتماعي” 20را مسئول نظم و انسجام اجتماعي مي داند ،روابطي كه به تعبيري خاص گرا – انتشاري هستند .
پيوندهاي خاص گرا- انتشاري (يعني پيوندهاي اظهاري قوي) باني تشكيل گروه هاي محلي مثل خانواده ،گروه هاي قومي و غيره هستند كه نوعي وفاداري از كنشگر را طلب مي كنند .در عوض پيوندهاي اظهاري ضعيف كه در بستر روابط و پيوندهاي ابزاري (عام گرا-ويژه) بين گروهي به وجود مي آيند كم تر خاص گرا -انتشاري و بيشتر عام گرا و ويژه هستند .اين روابط آشنايي(پيوندهاي اظهاري ضعيف ) به مانند پل هاي اجتماعي ناقل اطلاعات در سرتاسر شبكه اجتماعي ،و به نوبهْ خود موجد تقويت انسجام كلي و دسترس پذيري در شبكه اجتماعي هستند .در عين حال پيوندهاي ضعيف همزمان موجب تضعيف انسجام محلي مي شوند.(چلبي،1385:70)
تحليلگران شبكه ها را در طيف وسيعي از شرايط مختلف مانند گروه ها ،سازمان ها ،صنايع و بازارها مطا لعه مي كنند از اين ديدگاه شبكه ،به عنوان نوعي سازمان رسمي به تعريف در نيامده ،بلكه به صورت يك ارتباط اخلاقي مبتني بر اعتماد تعريف مي شود .بنابراين يك تعريف دقيق تر چنين خواهد بود :يك شبكه ،گروهي از عاملان منفردي است كه در هنجارها يا ارزشها فراتر از ارزش ها و هنجارهاي لازم براي داد و ستدهاي بازار ،مشترك هستند .هنجارها و ارزش هايي كه در اين تعريف جاي مي گيرند از هنجار ساده دوسويه مشترك بين دو دوست گرفته تا نظام هاي ارزشي پيچيده كه مذاهب سازمان يافته ايجاد كرده اند ادامه مي يابد .
نمودار2-3-شبكه هاي متداخل
يك سازمان غير دولتي مانند “عضو بين الملل “يا ” سازمان ملي زنان ” نيز بر اساس ارزش هاي مشترك ،عمل هماهنگي را به اجرا مي گذارند :چنان چه در مورد دوستان يا اعضاي يك سازمان مذهبي ،رفتار اعضاي منفرد سازمان را نمي توان صرفاً بر اساس منافع اقتصادي شخصي تبين نمود .جامعه اي مانند ايالات متحده ،به عنوان مجموعه اي از شبكه هاي متراكم ،پيچيده و متداخل شناخته شده است .در شكل مقابل مشاهده مي نماييد.

(اقتباس از فوكومايا،70:1381)
در اين تعريف بايد به دو جنبه اشاره نمود :شبكه با بازار متفاوت است چون شبكه ها با هنجارها و ارزش هاي مشترك تعريف شده اند .اين بدان معناست كه مبناي مبادلهْ اقتصادي در يك شبكه با دادو ستد اقتصادي در يك بازار متفاوت است .شايد چنين برداشت شود كه حتي داد و ستد در بازار به مقداري از هنجارهاي مشترك نياز دارد (براي مثال علاقه به شركت در مبادله به جاي خشونت)
،اما هنجارهاي لازم براي مبادلهْ اقتصادي نسبتاً جزيي هستند .ممكن است مبادلهْ بين دو نفر كه يكديگر را

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره مشترك، هنجارهاي، يكديگر Next Entries منبع پایان نامه درباره سلسله مراتب