منبع پایان نامه درباره حوزه نفوذ، روابط شهر و روستا، دریای خزر

دانلود پایان نامه ارشد

دارای مشخصات یکسانی است. منطقه اداری سیاسی یک فضای جغرافیایی است که براساس ضوابط و معیارهای سیاسی – اداری به صورت مصنوعی تقسیم بندی شده است، نظیر مرزبندی استان ها، شهرستان ها و دهستان ها. منطقه توسعه، فضا و محیطی است که از لحاظ امکانات و منابع توسعه یکسان و همگن باشد و از جهت خصوصیات اقتصادی و اجتماعی یک مکان همسان را برای برنامه ریزی و توسعه دارا باشد. حوزه را معمولاً یک محدوده می پندارند که غالباً محدوده ثابت موردنظر است، مثل تقسیمات کشوری. در مجموعه های انسانی، کنش و واکنش های فعالیت ها، حوزه های فعالیتی را به وجود می آورد، که برای فعالیت های مختلف یکسان نیست یعنی محدوده حوزه های زیست تغییر می کند و در برخی مواقع به علت ارتباطات گوناگون و یا اثرات فرهنگی اثر ساختاری در فرسنگ ها فاصله نمودار می شوند.
اما در مورد حوزه کالبدی، حوزه کالبدی یک مجتمع زیستی، بستر فعالیت های آن است و حوزه ارتباطی از خاصیت حوزه کالبدی بستر فعالیت ها در آن ناشی می گردد، بدین لحاظ حوزه محدود بالقوه و بالفعل پیوسته یا گسسته دارد، در واقع، عملکرد، میدان یا فضای (Field) بالفعل و پیوسته را می توان تعریف متداول محدوده یک حوزه زیست دانست. در مفهوم موردنظر ما (حوزه نفوذ شهری) می توان گفت شهر به عنوان یک پدیده اداری عملکردهایی است و نیازمند به فضایی برای عملکردهای خود است که این فضا حوزه و یا میدانی است خاص همین پدیده (شهر) و خارج از این حوزه تعلق به پدیده دیگری دارد همانند ساختمان یک اتم که براساس حوزه جاذبه استقراری به وجود آمده است و گرچه محدوده دورانی الکترون‎ها حول هسته مرکزی ثابت نبوده و شعاع حرکتی متغیر آن حداقل و حداکثری را داراست اما اگر از حد خاصی خارج شود تبدیل به عنصر دیگری خواهد شد. «به عبارت دیگر هر جریان با دور شدن از یک مرکز از شدتش کاسته شده و با نزدیک شدن به مرکز دیگر بر شدتش افزوده می شود، با درنظر گرفتن این ویژگی، محدوده یا مرز حوزه نفوذ یک مرکز جمعیتی جایی است که شدت جریان به حداقل خود می رسد (رفیعی، 1369، ص15).
حوزه شهری موردنظر گرچه دارای مرزهای نسبتاً ثابتی است اما سکون ندارد و به یک محدوده جغرافیایی خاص اطلاق نمی شود بلکه میدان کنش و واکنش های ابعاد متفاوت یک جامعه انسانی است. عملکرد همین ارتباطات و روابط متقابل جوامع انسانی است که محدوده حوزه نفوذ را تعیین و یا تغییر می دهد. این محدوده و یا این حوزه، منطقه ای از کشور است که با مشخص ترین چهره الگوی زیستی یعنی شهر روابط نزدیگ دارد و تحت نفوذ قومی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهر قرار دارد. به لحاظ جغرافیایی اینگونه روابط معمولاً متقابل اند و هر یک برای ادامه حیات خود نیازمند به تأمین خدمات مورد احتیاج جامعه دیگر است. بنابراین حوزه نفوذ یا منطقه نفوذ دارای چهره های دوبعدی است، به طوری که خدمات و کالا هر دو به داخل و خارج شهرها جریان می یابند. و بیشتر سکونتگاه های شهری و منطقه نفوذ آنها از نظر اقتصادی بیش از اینکه تابع یکدیگر باشند به هم وابسته اند، این منطقه یک حوزه وسیع فیزیکی است که ضمن تأثیرپذیری از شهر بعضاً به نقش شهری نیز قوت می بخشد و چه بسا نقش مشخص و معینی را به شهر می‎دهد، به عبارتی دیگر بعضی اوقات توسعه شهر به کارایی اقتصادی حوزه نفوذ خود وابسته و پیوسته است. در اغلب موارد نیز عملکرد شهر بر وسعت و ترکیب منطقه نفوذ آن حکومت می کند و وابستگی بین آنها را به وجود می آورد و به ویژه اکنون که با توسعه ارتباطات و شبکه حمل و نقل روابط میان شهر و روستا شدت و پیوستگی عمیق تری یافته است. بعضی از جغرافیدانان برای تعریف منطقه وابسته اقتصادی، اجتماعی یک شهر اصطلاح پسکرانه را به کار برده اند، عده دیگری «زمین اطراف» را از نظر زبان شناسی صحیح تر تشخیص داده اند، به خصوص برای شهرهای داخل خشکی که از همه جهت وابسته اند. اما این اصطلاح بعداً برای حومه یک شهر به کار گرفته شد. اسمایلز توصیف جغرافیایی حوزه شهری را ابداع نمود که قیاسی از خاصیت آهنربایی می باشد. توصیف های دیگری نظیر محیط نفوذ، منطقعه تابعه یا ناحیه تسلط حوزه های زیست نیز به کار رفته است (اعتماد، 1352، ص105).
منطقه نفوذ شهری این مسئله را روشن می سازد که هر چه شهر بزرگتر باشد سلسله خدمات کالا و عملکردهایی را که احتمالاً تأمین می کند وسیعتر و ارتباط آن نیز با حومه پیچیده تر است، زیرا یک شهر بزرگ نه تنها خدمات مشخصی را برای منطقه خود تأمین می نماید، بلکه آن را به همه شعاع ها و قلمروهای خود نیز می فرستد. جوامع شهری با سطح درآمد بیشتر همه فرآورده های کشاورزی حوزه مربوطه را به داخل خود می کشاند. تولیدات دامی و محصولات زراعی مرتباً به سوی بازارهای شهری حمل می گردد وشعاع عمل شهرهر اندازه وسعت گیرد تولیدات کشاورزی حوزه خود را به طور مداوم و منظم دریافت می کند و بیشتر جذب می نماید و بردرآمد روستاییان منطقه خود می افزاید (شکویی، 1376، ص150).

2-6 عوامل مؤثر در برقراری روابط شهر و روستا در ایران
پدیده زیست در سراسر جهان واقعیتی است که با شرایط محلی و ناحیه ای بستگی تام دارد، چرا که شرایط حیات به سبب موقعیت و وجود تنوع در محیط جغرافیایی یکسان نبوده و ممکن است در فاصله چند کیلومتر به کلی دگرگون شده و شرایطی دیگر حاکم گردد. بدین جهت در بررسی مطالعات روابط شهر و روستا و اینکه چه عواملی در برقراری ارتباط بین آنها نقش دارد، حائز اهمیت است. عملکرد مراکز شهری و روستایی تابع شرایط جغرافیایی محیط است، از این جهت شکل گیری و استقرار آنها متأثر از عامل طبیعی، انسانی، اقتصادی، اجتماعی و سایر موارد است. هر کدام از این عوامل به نحوی به شهر و روستا نقش می‎دهد و نحوه ارتباط شهر و روستا را تعیین می کند.
موقع جغرافیایی ایران به سبب واقع شدن در منطقه معتدل شمالی و مجاورت با منطقه گرم کره زمین ویژگی طبیعی و اقلیمی متنوعی را به آن داده است. همین عوامل اثرات روستایی بجای نهاده به طوری که در نواحی مختلف جغرافیایی ایران شکل خاصی از روابط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را به وجود آورده است. روابط شهری – روستایی نیز در نقاط محتلف عمدتاً تابع شرایط منطقه ای است. سیستم های کوهستانی البرز و زاگرس در سراسر فلات ایران که جایگاه ذخایر برف زمستانی و سرچشمه رودهای مورد بهره‎برداری دشتی، پایکوهی و آبهای زیرزمینی هستند، منابع عمده تأمین کننده آب به شمار می آیند که در نواحی مختلف ایران و در ارتباط با شرایط جغرافیایی حاکم با روش های مختلف مورد بهره برداری قرار می گیرند. گرچه اراضی تقریباً هموار وسعت چندانی ندارند و در قسمت های بیرونی فلات، اراضی باریک و کم عرض جلگه های ساحلی دریای خزر قرار دارند که در کناره های جنوب غربی دریای مازندران دشت گیلان و جنوب شرقی آن دشت گرگان، مابقی کم وسعت و به صورت نوار باریکی در امتداد ساحل کشیده شده اند. در جنوب نیز جلگه های ساحلی خلیج فارس و دریای عمان از عرض چندانی برخوردار نبوده و تنها میتوان از جلگه وسیع خوزستان نام برد که زندگی در آن موقوف به تکنیک قویتری است. بنابراین استقرار شهرها و روستاها در دره ها و کوهپایه ها امری طبیعی است و ارتباط میان آنها نیز به طور نسبی با تأثیرپذیری از سایر عوامل تابع شرایط محیط طبیعی است.
شکل گیری اقتصاد ناحیه ای نیز به تبعیت از شرایط جغرافیای طبیعی، نقش عمده ای در چگونگی ارتباط شهر و روستا به عهده دارد. تولید و عرضه کالا از شهر به روستا و صدور محصولات کشاورزی و دامپروری از روستا به شهر، ارکان اساسی روابط اقتصادی شهر و روستا را مشخص می سازد و نیاز دو جامعه شهری و روستایی به محصولات اقتصادی یکدیگر به تحکیم روابط شهری و روستایی می افزاید.
عامل دیگری که در برقراری روابط شهر و روستا مؤثر است، شرایط اجتماعی حاکم بر محیز های شهری و روستایی به ویژه شهرها و روستاهای مجاور و نزدیک به هم است در این رابطه می توان از عوامل سیاسی، نظامی، مذهبی و فرهنگی نیز نام برود. مهاجرت های روستایی به شهرها و آمد و شد بین شهرها و روستاها، خصوصیات و ویژگی های قومی و قبیله ای و آداب و رسوم و سنن محلی و ناحیه ای را جا به جا کرده و در محیطی دیگر اشاعه می دهد. همین مراودات اجتماعی که بین ساکنین شهرها و روستاها برقرار است، نوعی روابط اجتماعی بین مراکز شهری و روستایی است که در شهرهای متوسط و کوچک ایران و روستاهای پیرامون آنها بیشتر خود را نشان می دهد.
در میان عوامل موجود، به نقش عامل اداری نیز بایستی توجه نمود، این عامل بعد از تشکیل دولت ها در چگونگی رابطه شهر و روستا به طور چشمگیری نقش داشته است، به طوری که هر یک از سازمان های اداری با توجه به شرح وظایف و عملکرد سازمانی خود موظف است خدمات لازم را نه تنها در مراکز شهری بلکه در مراکز روستایی نیز ارائه نماید بنابراین نقش عامل اداری می تواند تعادلی در روابط شهری و روستایی برقرار نموده و به توسعه ای هماهنگ در زمینه های مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کمک نماید (رضوانی، 1381، ص79).

2-7 نقش عوامل طبیعی در برقراری روابط شهر و روستا
استقرار و توسعه فضایی شهرها و روستاها در درجه اول تابع شرایط محیطی و جغرافیایی آنهاست و فضاهای مجاور شهری و روستایی در ارتباط با عوامل گوناگون محیط طبیعی از جمله شکل ناهمواری و همجواری آن با عوارض طبیعی مانند کوه، دشت، رودخانه، جلگه و سواحل دریا و شرایط اقلیمی حاکم بر آن در جهت توسعه شهرها و روستاها نقش تعیین کننده ای دارند، به طوری که شهرها و روستاها به تبعیت از این شرایط طبیعی شکل گرفته و ضمن برقراری ارتباط با یکدیگر، و به رشد و توسعه خود ادامه می‎دهند. این شرایط در تعیین نقش و اندازه شهرها و روستاها سهم عنده ای را ایفا می کنند و مناسب بودن محیط‎های جغرافیایی به صورت ناحیه ای تأثیر بسزایی در روند شکل گیری و توسعه آنان خواهد داشت، به طور مثال اگر محیط جغرافیایی یک جامعه روستایی از لحاظ موقعیت عمومی و ارتباطات مساعد باشد نه تنها به رشد و توسعه خود در سطح ادامه می دهد بلکه مرکزیت کافی را در ناحیه به دست خواهد آورد و رفته رفته گسترش خواهد یافت و به مرور منظومه خود را روستاهای همجوار تشکیل داده و به شهر تبدیل می شود.
ایران در پرتو نواحی گسترده و سلسله جبال مرتفع از تنوع خاک و آب و هوا برخوردار است، از جنگل‎های مرطوب سواحل درایی مازندران گرفته تا فلات مرکزی و از قلل آذربایجان گرفته تا سواحل حاره‎ی خلیج فارس. تنوع عظیم جغرافیایی ایران ناشی از وجود سیستم های کوهستانی البرز و زاگرس و قرار گرفتن در کمربند خشک نیمه حاره و بیابانی و مرقع جغرافیایی ایران میان تمدن های شرق و غرب بیانگر این واقعیت است که د رمناطق مختلف آن مکان های استقرار در ابعاد مختلف و در ارتباط با شرایط محیطی شکل گرفته و توسعه یافته اند.
شمال ایران دارای آب و هوای ملایم و معتدل و جنوب آن گرمسیر و جزو مناطق نزدیک استوایی محسوب می شود. نواحی شمالی ایران گاهی تحت تأثیر وزش بادهای سیبری شرقی و ماسیفهای هوایی قطبی شمال قرار می گیرد.
نواحی چنوبی، مجاور آب های استوایی قرار گرفته، تبخیر سطحی آب های باران در قسمت عده ایام سال وضعی را به وجود آورده که جمع آوری نمک را در سطح زمین آسان و مقدار آن را فراوان می کند و به همین سبب بیابان ها و شوره زارهای کویری و نیمه کویری بی درخت و بی علف ساخته می شود. تنها قسمت های جنوبی دریای خزر و بعضی نواحی کوهستان های غربی است که جنگل های انبوه و بیشه های متعدد دارند.
آب و هوای متوسط ایران خشک و بارندگی کم و چون سطح تبخیر آنها بسیار زیاد است آبهای روان کمتر دیده می شود. رودهایی که دیده می شوند کم آب و بسیاری از آنها موقتی هستند. پر آب ترین رودهای ایران از البرز به طرف دریای خزر و از کوه های زاگرس به سوی خلیج فارس جریان دارند که در مجاورت این رودها مراکز شهری و روستایی به صورت پراکنده شکل یافته اند. وضع زمین ها نیز تا حدی بستگی به وضع آب و هوا دارد.
قسمت عمده اراضی ایران از خاک های بی حاصل و خاکستری رنگ یا زمین های شور تشکیل شده است. فقط در دامنه‎های

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره جوامع روستایی، نیروی کار، فعالیت های اقتصادی Next Entries منبع پایان نامه درباره مورفولوژی، توسعه خود، خلیج فارس