منبع پایان نامه درباره حقوق بین الملل، سازمان ملل، سازمان ملل متحد، حل و فصل اختلافات

دانلود پایان نامه ارشد

د راجع به امور دریایی بایستی رعایت کنند می نامند. این تعریف شامل موضوعاتی مانند بیمه دریایی، حمل ونقل کالا از طریق دریاها و توصیف کالاهای دریایی نمی شود (چرچیل و لو، 1390، 1). اغلب قواعد ونظامات حقوق دریاها در گذشته مبتنی بر عرف و ناشی از رویه دولتها بوده است به همین دلیل در گذشته تعریف واحد و مستحکمی از حقوق دریاها به وجود نیامده بود.
بالا رفتن میزان احتیاجات عمومی و کمبود مواد غذایی باعث ایجاد توجه به حقوق دریاها شد. کنفرانس های صلح لاهه در سالهای 1899، 1907، کنفرانس لندن 1909، کنفرانسهای بارسلون و ژنو در سالهای 1921 و 1923 باعث اهمیت دادن به تعریف حقوق دریاها و منابع آن شد و سرآغاز تحولی در فلسفه شکل گیری کنوانسیون حقوق دریاها شد.

گفتار دوم: تفاوت حقوق دریاها با حقوق دریایی
حقوق دریاها1را نباید با حقوق دریایی2 یکی دانست زیرا حقوق دریایی به عنوان یکی از شاخه های حقوق خصوصی داخلی (به ویژه حقوق بازرگانی)، مجموعه قوانین و مقرراتی است که بر روابط اشخاص وکشورها در دریا و موضوعات مربوط به دریا ناظر و حاکم است از جمله موضوعات مطروحه در حقوق دریایی، می توان به حمل و نقل دریایی، بیمه دریایی، وضعیت حقوقی کشتیها و ایمنی دریا نام برد(ضیائی بیگدلی، 1387، 308).
اما حقوق دریاها، حقوق بین الملل عمومی است به عبارت دیگر قواعدی است که دولتها در روابط بین المللی خود راجع به امور دریایی بایستی رعایت کنند. در واقع حقوق دریاها با ایجاد قانون بین المللی باعث ایجاد نظم و امنیت مابین کشورها می شود اما حقوق دریایی حاصل قدرت کشورها در وضع قوانین مابین محدوده جغرافیایی خودشان بر اساس امنیت و نظم داخلی خود کشورها می باشد که به اعمال حاکمیت می پردازند. با گسترش فعالیتهای دریایی، دولتها نظم وترتیب بیشتری به حقوق دریایی می دهند و با اعمال حاکمیت خود و ایجاد استحکامات دریایی طیف صلاحیت خود را بر منطقه دریایی خود گسترده تر کرده اند.
کشتی های دولتهای خارجی در ورود به آبهای داخلی کشورهای دیگر باید حقوق دریایی دول ساحلی را تا حدی که مخالف حقوق دریاها و کنوانسیون حقوق دریاها نباشد رعایت کنند. برای مثال قواعد ایمنی دریانوردی که از سوی دولت ساحلی ایجاد می شود برای گسترش امنیت دریانوردی می باشد و مخالف قواعد بین المللی نمی باشد و کشورها ملزم به رعایت آن هستند.

مبحث دوم: تاریخچه و چگونگی شکل گیری کنوانسیون حقوق دریاها 1982
سابقه تاریخی حقوق دریاها که قدمت آن به دوران باستان، در سال 509 قبل از میلاد مسیح که بین روم و کارتاژ که در آن کشورهای متعاهد توافق کرده اند تا یک مرزبندی دوستانه در مناطق دریای مدیترانه انجام دهند به وجود آمده است. اولین تلاش برای تدوین قواعد حقوق بین الملل دریاها به همت جامعه ملل انجام شد.بعد از آن بود که سازمان ملل با همت و تلاش فراوان سعی در ایجاد کنوانسون کرد که بالاخره در سال 1982موفق به شکل گیری آن شد.

گفتار اول: تاریخچه شکل گیری کنوانسیون حقوق دریاها از ابتدا تا کنفرانسهای 1958 ژنو
رومیان نگران سرزمین تحت سلطه شان بوده اند اما کارتاژها به دنبال حفظ سلطه بر دریاها بوده اند. با طلوع قرون وسطی، طبقه بندی گسترده ای از معاهدات حقوق دریاها شکل گرفت. برای مثال می توان به مهمترین آنها اشاره کرد: موافقتنامه جنوا و بارسلونا در سال1146، جنوا و مارسی در سال 1211، ونیز و بریندیسی3 در سال 1199.
تا سال 1958 معاهدات دیگری نیز صورت گرفت که یکی از مهمترین آنها کنوانسیون انگلیس و فرانسه در سال 1862، وسعت 10 مایل برای دریای سرزمینی، در سال 1853 معاهده انگلیس و چین برای نه مایل دریایی بود. باید توجه کرد که معاهدات بین المللی در طول قرن هفدهم و هجدهم به شکل هنجارهای کنونی منعقد شده است. هم چنین معاهدات چند جانبه زیادی از جمله معاهده چند جانبه اجتناب از تلافی جویانه در دریا میان فرانسه، انگلستان، اسکاتلند، پرتغال و امپراطوری آراگون و ناواری انجام شد.
حقوق دریاها هم چون بسیاری از رشته های حقوق بین الملل اکنون ابعاد گسترده ای پیدا کرده است. حقوق دریاها تا چندی پیش، مانند بسیاری از رشته های حقوق بین الملل مدرن، محصول تمدن و اندیشه غرب مسیحی و به خصوص اروپابود4 و به طور کلی غیر اروپایی ها و به خصوص دول آسیایی و آفریقایی دخالت اندکی در شکل گرفتن آن داشتند. علت این امر تا حدود زیادی ناشی از آن است که در طول سه قرن گذشته، که قواعدی به عنوان حقوق بین الملل امروزی توسط دول اروپایی از طریق توافق یا روشهای علمی قوام یافت و به سراسر جهان تسری یافت و دول آفریفایی و آسیایی در اثر فشارهای استعماری شخصیت بین المللی خود را از دست داده بودند(چرچیل و لو ، 12، 1390).
صرف نظر از آثار معدودی از دانشمندان و محققین اسپانیولی، از قبیل فرانسیسکو ویتوریاو فرانسیسکو سوارز اولین کتاب حقوق بین الملل و در عین حال حقوق دریاها توسط حقوقدان هلندی، هوگوگروسیوس5 نوشته شد و درسال 1609 بدون ذکر نام وی تحت عنوان دریای آزاد انتشار یافت. این کتاب اولین بیان نظریه آزادی دریاها محسوب می شود و ریشه قوانین جدید دریاها در این زمینه است. این اثر زیبا بخش از کتاب بعدی گروسیوس تحت عنوان حقوق جنگ وصلح (1625) می باشد. در واقع آثارگروسیوس باعث شد که او را پدر علم حقوق بنامند(چرچیل و لو ، 1390، 12و13).
تنها بعد از پایان جنگ جهانی دوم بود که اروپا تسلط خود را به تدریج ازدست داد و دول آسیایی و آفریقایی توانستند به صورت اعضای کامل جامعه بین المللی در آیند. صرف نظر از این که تحول بزرگ در جغرافیای حقوق بین المللی تحول علمی و فنی گسترده ای در سطح جهان باعث شد که رابطه بشر با دریا دستخوش تغیر اساسی شود. دریا دیگر پهنه بی کران از آبهای وسیع نبود که استفاده های محدود و مشخصی داشته باشد دانش امروز گویای اسرار ثروتهای عظیم و منابع فراوان غذایی و معدنی در دریاهااست که دسترسی به آنها مقدور است. حقوق سنتی دریاها بیشتر حاصل روزگاری است که استفاده از دریاها محدود بود و هدف قواعد آن حفاظت از منافع قدرتهای دریایی محسوب می شد. در واقع می توان گفت که حقوق دریاها در عصر حاضر، بیشتر از تمامی دوران تاریخ دریانوردی بشر پیشرفت داشته است(چرچیل و لو، 1390، 14).
برخی دولتها تلاشهایی صورت دادند تا مناطق وسیعی از دریاها را تملک کنند. برای مثال قرنها پیش رم و بعدها ونیز مدعی تسلط بر مدیترانه و بریتانیای کبیر بر دریای شمال شدند و در قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم، پرتغال و اسپانیا مدعی کنترل دریاهایی شدند که آمریکا، آفریقا و جنوب آسیا را به هم متصل می کرده، چیزی نگذشت که به دلیل افزایش سریع استفاده از اقیانوسها و بهره برداری از منابع آن، کافی نبودن معاهدات جدید معلوم گردید(سون و همکاران، 1390، 1و2)
الکساندر ششم جهان را بین دو کشور اسپانیا و پرتغال تقسیم کرد. غرب آزوی و جزایر کیپ ورد را به اسپانیا و شرق آن را به پرتغال داد و با یک معاهده دو جانبه 1494 دو قدرت دریایی به وجود آمد. اروپای مسیحیت در جریان فعالیت دریانوردی خود در گشایش (کشف) اقیانوس اطلس، از نقطه نظر حقوقی نیز به طور یک جانبه اقدام حقوقی با اهمیتی معمول داشت و آن صدور فرمان پاپ مورخ 1453 بود: ما به موجب دستخط های خود آلفونس شاه (پادشاه پرتغال) حق کامل و مطلق اعطاء کرده ایم که تمام ممالکی را که در حیطه تصرف دشمنان مسیح می باشند اشغال کند و مفتوح و فرمانبردار سازد و مالک و فرمانروای جزایر و بنادر و دریاهایی شناخته شوند که سارازانها (کفار) می باشد. 6
پرتغال توانست نخستین امپراطوری ماورای بحاررا در نیمکره شرقی به وجود آورد. پس از پیروزی هلند بر اسپانیا، حقوق دانان سرزمین هلند به ویژه گروسیوس اصل آزادی دریاها را مطرح کرد. گروسیوس ضمن طرفداری از اصل دریای آزاد، را دایر بر منع آزادی کشتیرانی مخالف اصول اعلام کرده است. استدلال گروسیوس این بود که دریا به حکم طبیعت از قید حاکمیت دولت معینی آزاد است و چون دولتها نمی توانند آن را در نتیجه اشغال تحت تصرف خود در آورند بنابراین حق ندارند ادعای حق حاکمیت و مالکیت انحصاری نسبت به آن داشته باشند.
بینکر شوک هلندی نیز ضمن دفاع از آزادی دریاها، در اثر معروف خود رساله مالکیت دریایی قائل به دو منطقه دریایی شده است یکی منطقه دریایی ساحلی و دیگری منطقه دریای آزاد می باشد. با وقوع انقلاب صنعتی در صنایع کشتی سازی، آهن جانشین چوب گردید و اینگونه کشتی ها مجهز به سلاح آتشین شد در نتیجه در دریاها نیز عملیات تازه ای رخ داد به گونه ای که از اواخر قرن نوزدهم برای نخستین بار کاربرد تمام عیار علم را در دریانوردی و جنگ باز می یابیم و برای نخستین بار مردم توانستند با اطمینان، زمان رسیدن به مقصد را در سفر دریایی پیش بینی کنند هم چنین پیش از انقلاب صنعتی، حداکثر بار کشتی ها از دو هزار تن فراتر نمی رفت اما پس از انقلاب صنعتی 50 هزار تن برای کشتی های اقیانوس پیماامری عادی شد.
اولین تلاش برای تدوین قواعد حقوق بین الملل دریاها به همت جامعه ملل انجام شد که در سال 1924، جامعه ملل کمیته ای از کارشناسان را مامور تهیه فهرستی از موضوعاتی آماده تدوین کرد. دریای سرزمینی، دزدی دریایی، بهره برداری از منابع دریایی و وضعیت حقوقی کشتیهای تجاری متعلق به دولتها در بین مسائل مزبور بوده اند. متاسفانه، کنفرانسی که در سال 1930 در لاهه برگزار شد موفق به اتخاذ کنوانسیون درباره دریای سرزمینی نشد.
برخی تاریخچه تدوین قواعد حقوق دریاها را کنفرانس لاهه 1930می دانند که وظیفه تدوین حقوق دریاها رادرسال 1925 بر عهده داشت که در ژنو برگزار شد و موضوع وضعیت دریای سرزمینی را در دستور کار خود داشت. حدود 47 کشور در این کنفرانس شرکت کردند. مهمترین مساله ای که سایر مسائل را تحت شعاع خود قرار داد و نهایتاً نیزموجبات شکست کنفرانس لاهه را فراهم کرده همان تعیین عرض دریای سرزمینی بود. وقتی که در سال 1945جامعه ملل جای خود را به سازمان ملل متحد داد فکر ایجاد و هیاتی برای تدوین حقوق بین الملل مناسب به نظر می رسید این هیات همان کمیسیون حقوق بین الملل است که 34 حقوقدان برجسته عضو آن می باشند. تاسال 1956، کمیسیون حقوق بین الملل به درخواست مجمع عمومی سازمان ملل، به تهیه گزارش درباره کلیه جنبه های حقوق دریاها که در آن عصر اهمیت داشت، همت گماشت (چرچیل و لو، 1390، 25).

گفتار دوم: تاریخچه شکل گیری کنوانسیون حقوق دریاها از کنفرانسهای ژنو 1958 تاسال 1982
یکی از عواملی که در طول قرن بیستم باعث ایجاد رویه متعددی برای تدوین حقوق دریاها شد نفت بود. با اکتشاف منابع مهم از جمله نفت و استفاده شدید از دریاها دیگر نمی توان به قوانین عرفی حقوق دریاها بسنده کرد. در سال 1945 هری ترومن رئیس جمهور ایالت متحده آمریکا اعلام کرد آمریکا حق اکتشاف و بهره برداری از فلات قاره را تا سه مایل عرفی دارد7.

1- اولین کنفرانس حقوق دریاها
اولین کنفرانس حقوق دریاها به همت سازمان ملل متحد انجام شد که در سال 1958 در ژنو سوئیس برگزار شد. کمیسیون حقوق بین الملل، اقدامات اولیه کنفرانس را تشکیل داد. در واقع کمیسیون حقوق بین الملل اساس کار اولین کنفرانس ملل متحد در زمینه حقوق دریاها بود که از 24 فوریه تا 28 آوریل 1958 با شرکت 86 کشور برگزار شد و این تعداد تقریباً دو برابر شرکت کنندگان کنفرانس 1930لاهه بود.
کنفرانس مزبور موفق شد چهار کنوانسیون را به تصویب برساند :
عهدنامه مربوط به دریای آزاد8
عهدنامه مربوط به دریای سرزمینی و منطقه نظارت9
عهد نامه مربوط به صید ماهی و حفاظت از منابع جاندار دریایی10
عهدنامه مربوط به فلات قاره11
افزون بر چهار کنوانسیون مزبور، یک پروتکل اختیاری صلاحیت اجباری دیوان نیز در مورد روش حل و فصل اختلافات ناشی از عهدنامه ها، جهت امضای کشورهای شرکت کننده در کنفرانس تهیه گردید. عهدنامه چهارگانه ژنو به رغم اینکه با استقبال عام کشورهای جهان روبرو نشد اما این کنوانسیونها،

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره محیط زیست، حقوق بشر، حقوق بین الملل، دزدی دریایی Next Entries منبع پایان نامه درباره سازمان ملل، سازمان ملل متحد، حقوق بین الملل، مجمع عمومی