منبع پایان نامه درباره حزب عدالت و توسعه، اتحادیه اروپا، سیاست خارجی، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

نژاد،27:1387).
این در حالی است که حزب اسلام گرای عدالت و توسعه با نگرشی مثبت به عضویت ترکیه در این اتحادیه نگاه می کرد. درست شش هفته بعد از انتخابات نوامبر 2002 رجب طیب اردوغان یک طوفان دیپلماتیک به پا کرد، او اعلام کرد که هدف اصلی اش متقاعد کردن رهبران اروپا برای معین کردن تاریخ مشخصی برای شروع مذاکرات الحاق ترکیه به اتحادیه ی اروپا است. به عبارت دیگر اردوغان می خواست از اتحادیه ی اروپا به عنوان یک ابزار استفاده کند. از آن جا که در نیمه ی دوم دهه ی 1990 اسلام گرایان رنج های زیادی را از سکولارها کشیدند، اما حزب عدالت و توسعه که مشتمل بر نسلی جوان تر و نوگراتر از اسلام گرایان احزاب گذشته بود عضویت در اتحادیه ی اروپایی را اهرم مناسبی برای مقابله با کمالیست ها دانست. حزب عدالت و توسعه امیدوار بود تا از این طریق بتواند تکثرگرایی و دموکراسی را در ترکیه حفظ کند و مانع مداخله ی ارتش در سیاست شود بنابراین، هدف اصلی حزب عدالت و توسعه در حمایت از عضویت ترکیه در اتحادیه ی اروپا در مرحله ی اول آن است که از این اتحادیه به عنوان یک سپر محافظ در مقابل کمالیست ها استفاده کند (Ayata,1996:41).
بهانه ی ارتش برای ایفای نقش بیشتر درجامعه، ناشی از درگیری های سیاسی و حزبی و بی اعتمادی نسبت به نقش سازنده ی نیروهای سیاسی و مدنی در ترکیه است. اروپا خواستار کاهش نقش ارتش در تصمیم گیری های سیاست داخلی و خارجی ترکیه می باشد از این روست که حزب عدالت و توسعه حمایت از عضویت ترکیه در اتحادیه ی اروپا را به نفع خود می بیند. تحت فشارهای اتحادیه ی اروپا بود که نقش نظامیان در ترکیه کم رنگ تر شد در سال های اخیر روند دخالت نظامیان در امور سیاسی متحول شده و صلاحیت های قضایی دادگاه های نظامی نسبت به غیر نظامیان نیز محدود شده است (نقدی نژاد،29:1387). اصلاحات لیبرالی گسترده و برنامه های تندروانه ای برای هموار کردن راه عضویت ترکیه در این اتحادیه در پیش گرفته شد به گونه ای که یک اتحاد متنوع میان اسلام گرایان، چپ ها، کمالیست ها و ملی گرایان ستیزه جو در این زمینه به وجود آمد (Robins,2007:293).
یکی از شگفتی های بزرگ تاریخ ترکیه این است که تلاش این کشور برای عضویت در اتحادیه اروپا زمانی صورت می گیرد که یک حزب اسلام گرا قدرت سیاسی را درترکیه در اختیار دارد عوامل و علل چنین تحولی، پیچیده و در عین حال از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اسلام گرایان یا حتی بعضی از سیاست مداران متمایل به غرب در ترکیه همواره از این شکایت داشته اند که ارتش این کشور به گونه ای سازمان یافته از قدرت یافتن اسلام گرایان و حضور در صحنه های سیاسی کشور جلوگیری کرده است. به همین علت زمانی که گفت و گو برای ورود ترکیه به اتحادیه ی اروپا آغاز شد، اسلام گرایان و لیبرال ها چنین تصور می کردند که اصلاحات مورد نظر اتحادیه ی اروپا به عنوان پیش شرط پیوستن ترکیه به این اتحادیه در واقع در راستای منافع و اهداف این اتحادیه قرار دارد و به نفع ترکیه نیست که این خواسته های اروپا را برآورده کند. هم اتحادیه ی اروپا و هم اسلام گرایان میانه رو خواستار برقراری دموکراسی بیشتر در کشور و کاهش نقش ارتش در سیاست بودند در واقع بسیاری از ترک ها در این آرمان سهیم هستند اما اسلام گریان بیش از همه از کاهش نقش ارتش در سیاست و دموکراسی فراگیر، سود خواهند برد (لواسانی،9:1384).
اگرچه سال های 2003 و 2004 دارای نقاط مثبتی در روابط ترکیه و اتحادیه ی اروپایی بود و نقطه ی امیدی برای ترک ها به وجود آمده بود که در آینده ی نزدیک عضو کامل اتحادیه ی اروپا همراه بود و به نظر می رسید. در سال های 2005 و 2006 امید ترک ها به ورود به اتحادیه ی اروپا رو به یأس بود. دلایل چندی برای این سردی روابط میان ترکیه و اتحادیه ی اروپا وجود دارد. 1) بین المللی کردن مسئله ی قبرس توسط اتحایه ی اروپا و در نهایت الحاق قبرس در ماه مه 2004 به اتحادیه ی اروپا، یکی از پیش شرط ها برای عضویت ترکیه در اتحادیه ی اروپا حل مسئله ی قبرس بوده است. 2) برداشت عمومی ترک ها از اینکه عضویت کشورشان در اتحادیه ی اروپا تا قبل از 2011 غیر ممکن است و بعید هم نیست که به بعد از 2014 موکول شود. 3) سپری شدن دوره ی حکومت بعضی رهبران کلیدی اروپا که از عضویت ترکیه حمایت می کردند، نظیر«برلوسکونی» در ایتالیا و «گرهادر شرودر» در آلمان در حالی که نسل جدید رهبران اروپا چندان رغبتی به پذیرش عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا ندارد. رهبران جدید از قبیل «آنجلا مرکل» در آلمان، «نیکولاس سارکوزی» در فرانسه و «رومانو پرودی» در ایتالیا نگرش مثبتی به عضویت ترکیه ندارند (Robins,2007:293).
از دیگر دلایل مخالفت ها، این است که ترکیه با 74 میلیون جمعیت پس از ورود به اتحادیه ی اروپا، بعد از آلمان 82 میلیون نفری، پرجمعیت ترین کشور اروپایی محسوب می شود. از آنجا که یکی از شاخص های نظام رأی گیری در اتحادیه ی اروپا، جمعیت است. ترکیه در صورت ورود به اتحادیه اروپا، جایگاهی بزرگتر و مؤثرتر از برخی کشورهای بنیانگذار اتحادیه ی اروپا مانند فرانسه، در تصمیم گیری ها و سیاست گذاری های اتحادیه ی اروپا خواهد یافت. دلیل دیگر مخالفت راست گرایان اروپا با عضویت ترکیه در اتحادیه ی اروپا، جمعیت مسلمان این کشور است. بسیاری از راست گرایان اروپا از جمله نیکلا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه، دیدگاه های اسلام ستیزانه دارند و نمی خواهند یک کشور با 74 میلیون مسلمان، به عضویت اتحادیه ی اروپا درآید. این موضع راست گرایان اروپا نشان می دهد که اتحادیه ی اروپا یک کلوپ مسیحی است و همین موضوع، چشم انداز مذاکرات ترکیه با اتحادیه ی اروپا را مبهم ساخته است (رادیو دری،1389).
در دنیای امروز که جنگ علیه تروریسم موجب تنش‌های جهانی مي‌شود و پس از واقعه 11‌ سپتامبر واکنش شدید نسبت به مسلمانان شده است، روابط ترکیه با اتحادیه اروپا مي‌تواند از بعد ژئوپولیتیکی بسیار مثبت ارزیابی شود و این در حالی است که عدم پذیرش این کشور در اتحادیه اروپا پیامدهای منفی بسیاری را در بر خواهد داشت (ترکیه، ميان دو فرهنگ،1390).
2-1-2- نحوه ی تعامل با آمریکا
ترکیه بیش از نیم قرن است که متحد سیاسی و نظامی آمریکا بوده است. این رابطه بدون مشکل نبود، اما همیشه جواب نیازهای دوره ای خود را داده است. بهترین و طولانی ترین دوره، زمان جنگ سرد بود که طی آن، نیازهای راهبردی دو طرف کاملاً با هم هماهنگ بود. در آن سال ها، آمریکا متحدی می خواست که اصول سیاست خارجی آن را کاملاً رعایت کند (کینزر،262:1389). در سال‌های بعد نیز، ترکیه با آمریکا روابط عمیق و استراتژیکی داشته است. ترکیه با وجود روی کار آمدن دولت اسلام گرای حزب عدالت و توسعه نیز همچنان سعی کرده است روابط دیرین خود را با غرب، به ویژه آمریکا و اتحادیه ی اروپا حفظ کند. با این حال، طی سال‌های گذشته به جرأت می‌توان گفت که در این راه، آنکارا دستاورد چندانی نداشته و بارها نارضایتی و نا امیدی خود را نسبت به این روند ابراز کرده است (محمدی،1388: 12اسفند).
به زبان کارشناسان، جغرافیای سیاسی این دو کشور اکنون از هم جدا شده است. ترکیه به عنوان یک کشور مسلمان آشنا با منطقه ی اطراف خود، می تواند به کشورهایی برود، با شرکایی همکاری کند و به توافق هایی برسد، که آمریکا نمی تواند. آن چه ترکیه انجام داده است و موجب جدایی این کشور از آمریکا شد، مانند ندادن اجازه به نیروهای آمریکایی برای حمله به عراق از خاک ترکیه یا محکوم کردن اقدامات اسرائیل در غزه، اعتبار و آبروی این کشور را در میان کشورهای مسلمان افزایش داده است. به این ترتیب، نفوذ این کشور برای تحت تأثیر قرار دادن کشورهای مسلمان بیشتر شده است (کینزر،264:1389 و 265).
مهم ترین تردید های آمریکا و غربی ها نسبت به سیاست های دولت کنونی ترکیه به رفتار ها و مواضع این کشور در قبال دولت حماس در فلسطین و پرونده ی هسته ای ایران بر می گردد. علاوه بر این، مخالفت مجلس این کشور با عبور سربازان آمریکایی از خاک ترکیه برای حمله به عراق و اظهار نظر مسئولین این حزب درباره پرونده ی هسته ای ایران و تأکید ایشان بر حل صلح آمیز موضوع هسته ای نه تنها رضایت آمریکایی ها را به دنبال نداشته بلکه در داخل نیز به اختلاف نظر اسلام گرا و لائیسم در زمینه ی سیاست خارجی دامن زده است. در رابطه با پرونده ی هسته ای ایران نیز لحن محافل لائیک، بر خلاف دولت و حزب حاکم، بیشتر همسو با اروپا و آمریکایی هاست (رستگار،1385: 67).
ترکیه اکنون نقش یک میانجی، آشتی دهنده و داور را دارد. جهان به شدت به کشورهایی که چنین نقشی را ایفا کنند نیاز دارد. کمتر کشوری است که به اندازه ی ترکیه برای چنین کاری مجهز باشد. در تفکر «داوود اوغلو» وزیر خارجه ی ترکیه که وی آن را «عمق راهبردی» می داند، ترکیه یک صلح ساز بسیار فعال است (کینزر،1389: 263و264).
2-2- عرصه ی منطقه ای
2-2-1- نحوه ی تعامل با قبرس
مسئله ی قبرس در گذشته برای کمالسیت ها به مثابه ی یک امر مقدس تلقی می شد و حمایت از قبرسی های ترک تبار ساکن در شمال جزیره ی قبرس، یک مسئله ی غیر قابل سؤال برای آن ها بود. به هر حال گرایش های تجدید نظر طلبانه ی اکثریت یونانی تبارهای قبرس در مورد موافقت نامه ی سیاسی 1960 منجر به ایجاد ناامنی های پراکنده ای علیه اقلیت ترک تبار این جزیره شد. در نهایت «بولنت اجویت» نخست وزیر وقت ترکیه در سال 1975 نیروهای نظامی ترکیه را عازم قبرس کرد و شمال این جزیره را اشغال کرد. تحلیل های مختلفی راجع به این اقدام ارتش ترکیه صورت گرفت، اما اسلام گرایان ترکیه علاقه ای به مسئله ی قبرس نداشتند. زمانی که اسلام گرایان در سال 2002 به قدرت رسیدند، اختلاف ترکیه و یونان در حال زوال بود. نگرش اسلام گرایان به مسئله ی قبرس کاملاً غیر عاطفی و خالی از احساسات و فاقد منافع شخصی بود. اسلام گرایان به خوبی واقف بودند که مهم ترین مانع ترکیه برای عضویت در اتحادیه ی اروپا در آن زمان مسئله ی قبرس بوده است. روشن بود که حزب عدالت و توسعه در راستای حل مسئله ی قبرس اقدام خواهد کرد. حزب عدالت و توسعه نشست سران اتحادیه ی اروپا در دسامبر 2002 را در فرصت مغتنمی می دید و به هیچ وجه حاضر نبود موضعی اتخاذ کند که سایر طرف ها احساس کنند ترکیه در فرایند مذاکرات صلح، کارشکنی می کند. اسلام گرایان حاکم، راه حل مسالمت آمیز را برای حل مسئله ی قبرس ترجیح دادند (Robins,2007:298).
در فرصت بعدی یعنی فوریه ی 2004 که کوفی عنان، دبیر کل وقت سازمان ملل طرح خود را در مورد قبرس مطرح کرد، حزب عدالت و توسعه موفق شد با ادامه ی راه حل مسالمت آمیز و دموکراتیک خود، موضع انعطاف ناپذیر نظامیان را کم رنگ تر کند. 65 درصد بخش ترک نشین جزیره به طرح عنان در رفراندوم 24 آوریل 2004 رأی مثبت دادند و 75 در صد بخش یونانی نشین به این طرح رأی منفی دادند و در نهایت پذیرش عضویت قبرس (بخش یونانی نشین) در اتحادیه ی اروپا باعث شد که کمالیست ها از موضع افراطی خود دست بردارند و به موضع گیری معتدل تری که به موضع اسلام گرایان نزدیک بود، رضایت دهند. در این شرایط، نظامیان هم حاضر نبودند به خاطر قبرس در فرآیند عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا مانع ایجاد شود (Ibid:297-298).
2-2-2- نحوه ی تعامل با سوریه
ترکیه یازده سال تلاش کرد تا مشکلاتش را با سوریه به طور دیپلماتیک حل کند، ولی تعامل دیپلماتیک با سوریه در 1998 به پایان رسید در این سال کاسه ی صبر ترکیه لبریز شد و دمشق را تهدید کرد که اگر دست از حمایت از حزب کارگران کردستان بر ندارد به خاک این کشور حمله خواهد کرد در نهایت سوریه سر تسلیم فرود آورد و به خواست ترکیه تن داد اوجالان (رئیس این حزب) را از سوریه اخراج کرد و ترکیه موفق شد وی را در کنیا دستگیر کند و برای محاکمه به ترکیه آورد در این زمان نیروهای مختلف در درون ترکیه به این جمع بندی رسیدند که نیازی به توسل به نیروی نظامی نیست و صرف نشان دادن عزم جدی ترکیه در این زمینه، سوریه را وادار به پذیرش خواسته های ترکیه خواهد کرد.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره فتح الله گولن، حزب عدالت و توسعه، ماه پیشانی، آموزش و پرورش Next Entries منبع پایان نامه درباره حزب عدالت و توسعه، سیاست خارجی، ایالات متحده، صاحب نظران