منبع پایان نامه درباره حزب دموکرات، اسلام گرایی، ایدئولوژی، امپراطوری عثمانی

دانلود پایان نامه ارشد

تعلیم، سازماندهی و اداره ارتش بودند و از انجام تحولات اقتصادی، آموزشی و اجتماعی بر اساس الگوهای غربی حمایت میکردند. در سراسر قرن هجدهم و اکثر سال های قرن نوزدهم کشمکش شدیدی بین طرفداران این دو گرایش وجود داشت. اما نهایتاً مدرنیست ها غلبه یافتند و به پیاده کردن دیدگاه خود پرداختند. به هر حال در اثر اجرای برنامه ی تنظیمات، جامعه ی عثمانی متحول گردید و نهادهای آموزشی و قضایی اسلامی استقلال خود را از دست دادند و عقیده ی برتری مسلمانان بر غیر مسلمانان به فراموشی سپرده شد. در واقع در طی دوره ی تنظیمات، نخبگان عثمانی با هدف به وجود آوردن حکومتی قوی و ایجاد اتحاد و یکپارچگی بین گروه های مختلف قومی و مذهبی، ساختارهای اساسی جامعه ی اسلامی خود را دستکاری کردند و نظام های آموزشی، قضایی و مذهبی غیر دینی را جایگزین نظام های آموزشی و مذهبی سنتی خود نمودند (لاپیدوس،841:1381 و 842).
به علاوه تا دهه ی 1860 گروه های مخالفی علیه تنظیمات شکل گرفتند که از حمایت برخی از افسران پایین رتبه نظامی، علمای لیبرال و طلاب علوم دینی نیز برخوردار بودند.گروه های روشنفکری مذکور در دهه ی1860 «جامعه ی عثمانیان جوان» را تشکیل دادند. آن ها سه هدف عمده را دنبال میکردند: استمرار حیات رژیم عثمانیان، احیای اسلام، و مدرن کردن جامعه بر اساس الگوهای غربی، آن ها معتقد بودند میزان ارزش و اعتبار امپراطوری به میزان تعهد و توجه آن نسبت به حقوق فطری شهروندان، امنیت جانی و مالی افراد، عدالت، و برقراری رابطه ی مسالمت آمیز بین مسیحیان و مسلمانان بستگی دارد. این افراد اعتقاد داشتند رژیم مشروطه، تجلی بخش ارزش های سیاسی و اخلاقی است که هم در اسلام و هم در فرهنگ اروپایی وجود دارد. با توجه به این عقاید و نظرات، عثمانیان جوان را میتوان مسلمانان مدرنیست (تجدد خواه) نامید. آن ها میگفتند اگر اسلام را درست بشناسیم خواهیم دید که دین با مدرنیسم و حکومت مشروطه هیچ گونه تضادی ندارد (لاپیدوس،843:1381 و842).
پس از دهههای 1860 و 1870 که سال های قدرتمندی عثمانیان جوان بود رژیم اقتدارگرا و دیکتاتوری در رأس کار آمد که با مدرنیسم و مشروطه شدیداً مخالف بود، در این رژیم سلطان به عنوان متولی اسلام و صاحب اختیار کلیه ی مسلمانان جهان تلقی میشد. در طی دو دهه ی1880 و 1890 نسلی از روشنفکران ترک شکل گرفت. که در دوره ی حاکمیت این رژیم به دلیل تحولات اقتصادی و آموزشی متعددی که انجام گرفت موقعیت اجتماعی آنان، بیش از پیش ترقی کرد. در سال 1889 روزنامه نگاران، نویسندگان، ناشران و مبارزان تبعیدی «جامعه ی عثمانی برای اتحاد و ترقی» را بنیان نهادند. آن ها به سلسله ی عثمانیان وفادار بودند و تنها برقراری نظام مشروطه و حاکمیت قانون اساسی را مطالبه میکردند. ترکان جوان به دوگروه تقسیم می شدند. گروهی که به ظهور سلطانی قوی، تمرکز قدرت در دست حکومت مرکزی، و تسلط یافتن عناصر اسلامی- ترکی در جامعه ی عثمانی تمایل داشت. وگروهی که بر حکومتی غیر متمرکز تأکید میکرد. این گروه توجه کمتری به شهروندان ترک و مسلمان امپراطوری داشت و از نظامی فدرالی که در آن همه ی اقلیت ها، خودمختاری داشته باشند حمایت می نمود (همان منبع:844).
در سال 1905 مصطفی کمال (یکی از افسران ارتش عثمانی که بعدها رئیس جمهوری ترکیه شد) «جامعه پدری» را تشکیل داد و در سال 1907 نیز کنگره ی ترک های جوان «کمیته اتحاد و ترقی» را به وجود آورد. کمیته ی اتحاد و ترقی در سال 1908 با کمک برخی از نیروهای ارتش توانست سلطان را به بازگرداندن نظام مشروطه سال 1876 وادار نماید و به این ترتیب مجدداً نظام مشروطه برقرار شد. به دنبال برقراری مجدد نظام مشروطه در سال 1908 کشمکش سه جانبهای بر سر قدرت بین ارتش، لیبرال های کمیته، و محافظه کاران مسلمان در گرفت که نهایتاً در سال 1912 با پیروزی ارتش خاتمه یافت. در سال 1916 دولت تشکیل شده توسط کمیته ی اتحاد و ترقی، اختیارات شیخ الاسلام را کاهش داد، سرپرستی و اداره ی دادگاه های اسلامی را در دست وزارت دادگستری قرار داد، و اداره ی دانشکدهها و مراکز آموزشی مسلمانان را نیز بر عهده وزارت آموزش و پرورش نهاد. در سال 1917 نیز قانون خانواده جدیدی که برگرفته از اصول حقوقی اروپا بود تهیه و تدوین شد. برنامهای که کمیته اتحاد و ترقی برای انجام اصلاحات دنبال میکرد در عین سکولار و غیر دینی بودن شدیداً جهت گیری ترکی داشت. رهبران این کمیته در جریان سال های 1908 تا 1918 که قدرت را در دست داشتند سعی کردند امپراطوری عثمانی را بر پایه ملیت ترک تعریف کنند. با این حال ایده ملت ترک در اواخر دوره عثمانیان شروع به شکل گیری کرد. در این زمان وفاداری به اسلام و امپراطوری عثمانی به عنوان نوعی وطن پرستی شناخته شد و افکار و عقاید پان اسلامی در این زمان باعث ایجاد نوعی وحدت سیاسی بین ترک های امپراطوری گردید به علاوه در این زمان، ترک ها به بیداری فرهنگی رسیدند و با هدف ترویج زبان و فرهنگ خود در سطح امپراطوری به اصلاح این دو مقوله دست یافتند (لاپیدوس،845:1381 و846 و 847).
2- اسلام گرایی در دوره ی جمهوری
1-1- اسلام گرایی در دوره ی اصلاحات و حکومت تک حزبی
وقایع سیاسی که در طول سال های 1908 تا 1918 به وقوع پیوستند دیگر امکانی برای حیات امپراطوری چند ملیتی و چند مذهبی عثمانی باقی نگذاشتند و به تدریج زمینه را برای ظهور دولت- ملت ترکیه فراهم کردند (لاپیدوس،847:1381). بدین ترتیب امپراطوری عثمانی با امضای قرارداد ترک مخاصمه و ایجاد صلح در «مودروس» در سال 1918 به دست متفقین افتاد و سرانجام مجلس کبیر ملی در نوامبر 1922 با خلع سلطان عثمانی به عمر این امپراطوری پایان داد (فلاح زاده،4:1384). و نخبگان نظامی و اداری آن به جمع کسانی که خواهان تشکیل کشور ملی و سکولار ترکیه بودندپیوستند. بعد از جنگ جهانی اول، مصطفی کمال اصول ترک های جوان را به مرحله اجرا گذاشت. در این زمان نخبگان ملی تحت رهبری وی توانستند تودههای مردم را علیه اشغالگران بسیج کنند و آن ها را به سمت حمایت از آرمان های ملی گرایانه خود سوق دهند.کمال در دوران پس از جنگ، جنبش دفاع از حقوق آناتولی را به وجود آورد، مجلس کبیر ملی را تأسیس کرد (1921) و رژیم جمهوری را بنیان نهاد. رژیم مذکور در قفقاز توانست جمهوری ارمنستان را شکست دهد، در سیسیل، فرانسویان را با شکست روبرو کرد و در آناتولی مرکزی نیز یونانی ها را شکست داد. در نتیجه ی پیروزی های پی در پی این رژیم بود که قدرت های اروپایی در سال 1923 مجبور شدند استقلال کشور ترکیه را بر اساس پیمان لوزان به رسمیت بشناسند. بدين ترتيب تركيه در سال 1923 به عنوان دولت مدرن جديد پا به عرصه ي وجود نهاد (لاپیدوس،848:1381 و 847).
تاریخ مدرن را میتوان به دو بخش تقسیم کرد، دوره ی زمانی اول، بین سال های 1921 تا 1950 که دوران دیکتاتوری ریاست جمهوری آتاتورک، انجام اصلاحات دینی، و آغاز فرآیند صنعتی شدن بود. و دوره ی دوم که از سال 1950 آغاز گردیده است و تا حال حاضر ادامه دارد. استقرار یک نظام سیاسی چند حزبی، افزایش شکاف های اجتماعی، وقوع تحولات مهم اقتصادی، و ظهور کشمکش های ایدئولوژیک از جمله مشخصات دوره ی دوم میباشد. دوره ی اول که دوره ی کمالیستی نیز نامیده میشود. با وضع «قانون تشکیلات بنیادی» آغاز گردید. در سال 1923 مصطفی کمال آتاتورک به عنوان رئیس جمهور مادام العمر ترکیه برگزیده شد. در رژیم آتاتورک همانند رژیم عثمانیان یک گروه از نخبگان تحصیل کرده ی بوروکرات و نظامی بر مردم حکومت میکردند. در عین حال بر خلاف رژیم عثمانیان در این حکومت، علما و اشراف محلی از صحنه سیاست کنار زده شده بودند (لاپیدوس،851:1381 و850).
مهم ترین سیاست رژیم کمال، انقلاب فرهنگی بود. مصطفی کمال در نظر داشت تا تودههای مردم را در چارچوب ایدئولوژیک و فرهنگ مورد نظر رژیم خود، قرار دهد. ارتباط مردم با اسلام را قطع کند، و مردم را به سوی زندگی بر اساس اصول غربی و سکولاریستی سوق دهد. از این رو کمال به تدریج نهادهای سازمان یافته ی اسلامی را ملغی اعلان کرد. او در سال 1923 نظام سلطنتی و در سال 1924 نظام خلافت را برچید. همچنین در سال 1924 موقوفات و علما، تحت کنترل ادارهای با نام اداره ی مذهبی قرار گرفتند. در سال 1925 رژیم کمال فرقه های صوفی گری را غیر قانونی اعلان کرد و آن ها را منحل نمود. وی همچنین قانون خانواده ی جدیدی را بر اساس مجموعه قوانین سوئیس تدوین کرد و آن را جایگزین قوانین شریعت نمود (همان منبع: 852).
یکی از مهم ترین اهداف اصلاحات کمالیسم، جایگزین کردن فرهنگ غربی به جای اسلام گرایی باگرایش به عثمانی و مواردی از این قبیل بود که بتواند قدرت نهادهای اسلامی و نمادهای های اجتماعی گذشته را در هم شکند. لذا بلافاصله، بعد از استقرار رژیم جمهوری، نهادهای سنتی و مذهبی تحت نظارت عالیه ی دولت قرار گرفت و سازمان مدیریت امور دینی که سازمانی وابسته به ریاست جمهوری بود امور رسیدگی به مسائل مذهبی را در کشور بر عهده گرفت که ریاست این سازمان از طرف شورای وزیران تعیین و منصوب می شد (Toprak,1988:12).
در واقع اقدامات آتاتورك در 15 سال قدرتش در جهت آموزه هاي لائيسم، نشان «اقتدارگرايي سياسي» لائيسم آتاتوركي، تاسيس سيستمي تك حزبي به نام «حزب جمهوري خواه خلق» و جلوگيري از رشد ساير احزاب بود. همچنين دليل و نشان ضديت با دين و آموزه هاي ديني لغو و ممنوعيت و حتي تغيير بسياري از شعائر و سنن مذهبي در جامعه تركيه بود. نشان «تجددخواهي» وي نيز در سياست «غرب گرايي» و نگاه به غرب متبلور شد. بنابراين، در جمع بندي اصول و آموزه هاي كماليسم در تركيه مي توان به مواردي همچون لائيسم، دولت مداري، اصلاح طلبي، جمهوري خواهي، پوپوليسم و غرب گرايي اشاره كرد (ماه پيشانيان،8:1388).
مصطفی کمال در سال 1938 از دنیا رفت و همکار وفادارش عصمت اینونو جانشین وی شد. اما در واقع مسئله ی مهم این بود که فقدان توانایی ایدئولوژی مادی گرایی کمالیسم در جایگزینی و پاسخ گویی به سطوح مختلف جامعه در ارتباط با نیازهای ایدئولوژیک باعث گردید که اسلام تا 1945 یعنی بعد از 25 سال تلاش برای سکولاریزه کردن و دین زدایی در جامعه ی ترکیه پابرجا و استوار باقی بماند و مذهب همچنان برای تغذیه و پاسخ گویی به آن نیازها به حیات خود استمرار دهد (Mardin,1985:124).
در ضمن در این دوره، ایالات متحده نیز که از بعد از جنگ جهانی دوم به مهم ترین حامی ترکیه تبدیل شده بود خواستار برقراری یک نظام چند حزبی و دموکراتیک در این کشور بود. با توجه به این عوامل بود که دولت اینونو در سال 1946 اجازه تشکیل حزب دموکرات را صادر کرد. حزب دموکرات که ائتلافی از تجار کوچک، زمینداران و کشاورزان متوسط و ثروتمند بود شدیداً علیه نخبگان بوروکرات و نظامی حاکم فعالیت میکرد. جهت گیری های مذهبی و اقتصادی این حزب کاملاً متفاوت با جهت گیریهای مذهبی و اقتصادی نخبگان حاکم بود. با برگزاری انتخابات در سال 1950 حزب حاکم شکست خورد و حزب دموکرات پا به عرصه ی قدرت گذاشت. این انتخابات نشان داد که مردم خواهان یک حکومت لیبرال و در عین حال شکیبا در مقابل اسلام میباشند، یعنی رژیم سکولاری که به مردم اجازه دهد دستورات دینی خود را انجام دهد. این حزب به مدت یک دهه سکان حکومت ترکیه را در دست گرفت (لاپیدوس،855:1381 و854). حزب دموکرات در پاسخ به حمایت های روستاییان همچنین اجازه تدریس مجدد علوم دینی در مدارس را صادر کرد و مساجد را مجدداً از حمایت دولت برخوردار نمود. در عین حال فرقههای صوفی گری همچنان تحت کنترل دولت باقی ماندند و موقوفات نیز همچنان در اختیار دولت قرار داشتند. به هر حال دموکرات ها این عقیده کمال را که تنها از طریق سکولاریزه کردن جامعه میتوان کشوری مدرن داشت قبول نداشتند. آن ها هم به مدرنیزه کردن اقتصاد و جامعه ترکیه معتقد بودند و هم به لزوم تحمل اسلام اعتقاد داشتند (لاپیدوس،855:1381 و854).

1-2- اسلام گرایی در دوره ی حکومت چندحزبی
درواقع از 1950 تا 1980 (قبل از کودتای نظامی) تغییرات جدیدی در ارتباط میان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره اسلام گرایی، امپراطوری عثمانی، مشارکت سیاسی، جهان اسلام Next Entries منبع پایان نامه درباره حزب عدالت و توسعه، قانون اساسی، ماه پیشانی، اجتماعی و سیاسی