منبع پایان نامه درباره جوامع روستایی، نیروی کار، فعالیت های اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

لحاظ مواد غذایی تابع روستاها بوده اند. بنابراین در تعریف روستا اگر ویژگی هایی را که برشمردیم مدنظر قرار دهیم، می‎توان گفت روستا واحد اقتصادی – اجتماعی، جغرافیایی و مرکز تجمعی از مردم یکجانشین است که قسمت اعظم درآمد آنها از کشاورزی تأمین می شود و شرایط بالوقه خودکفایی را نیز در خود دارد. در حال حاضر این خودکفایی از قوه به فعل در نمی آید، چون تحول اقتصاد شهری و از هم پاشیدگی نظام زمین داری سنتی کهن موجب گسترش شبکه ارتباطی روستا و شهر در بسیاری از نقاط دنیا شده است به همین علت امروزه، اقتصادروستایی درارتباط نزدیک ورویارویی بااقتصادشهری قرار دارد (رضوانی، 1381، ص23).

2-3-1 وحدت روستا
روستا یک واحد طبیعی است و وحدت آن را آب و خاک و قلمرو آن تعیین می کند. این قلمرو، گاه ممکن است بخشی از یک واحد طبیعی باشد که در آن صورت باید دخالت های اداری یا سیاسی و یا عوامل اقتصادی جامعه را درنظر داشت. روستا یک واحد انسانی نیز هست و وحدت انسانی آن را جمعیت روستا با فرهنگ ویژه آن تشکیل می دهد و در عین حال یک واحد سیاسی و اداری نیز هست، چون واحد تقسیمات کشوری است، چنانکه در سایر کشورهای جهان نیز این واحد مبنای سنجش تقسیمات سیاسی است. روستا از نظر اقتصادی نیز دارای وحدت است، چون یک واحد تولیدی است و حد و مرز آن را مالکیت ارضی هر روستا تعیین می نماید، این واحد تولیدی عرفاً ممکن است کشاورزی، صنعتی و یا خدماتی باشد (بخشنده نصرت، 1366، ص41).
.
2-3-2 خصیصه های روستا
از حدود نیم قرن پیش، عده ای از محققین در شناخت مکان های روستایی رو شاخص های زیر تأکید داشته و آنها را ویژگی های مکان های روستایی به شمار می آورند.
در روستاها مناظر و چشم اندازهای طبیعی در مقایسه با مناظر و چشم اندازها انسانی بیشتر دیده می شوند و محیط های روستایی ویژگی های طبیعی خود را تا حدودی حفظ کرده اند.
اندازه سکونتگاه های روستایی به طور طبیعی کوچکتر از سکونتگاه های شهری است و در روستاها سکونتگاه ها معمولاً چندین نقش را به عهده دارند.
تراکم جمعیت در حوزه های روستایی به مراتب کمتر از مراکز شهری است و نسبت زیادی از جمعیت نیز مستقیماً روز زمین کار می کنند.
جمعیت جوامع روستایی، در نگرش ها و رفتارهای اجتماعی، بیشتر یکدست و متجانس می نماید و تفاوت‎های کمتری میان آنها در اعتقادات و رفتارها دیده می شود.
اختلاف طبقاتی میان جوامع روستایی بسیار کم است و ساختار اجتماعی روستاییان به گونه ای یکسان و با اختلافی جزئی و ناچیز شکل گرفته است.
در حوزه های روستایی، تحرک فضایی و تحرک اجتماعی کمتر به چشم می خورد.
تعاون و همیاری متقابل در جوامع روستایی از اهمیت بالایی برخوردار است.
در روستاها کارگرانی بیشتر سکونت دارند که در مشاغل کشاورزی مهارت داشته و یا در امور مربوط به خدمات جنبی تکنولوژی زراعی فعالیت دارند.
سهم نیروی کار در بخش خدمات در روستاها کمتر است.
در جوامع روستایی، میزان بی سوادی به ویژه در میان زنان بسیار زیاد است و گاهی تا 98 درصد زنان روستایی از نعمت خواندن و نوشتن محروم اند (شکویی، 1372، ص112).

2-3-3 تعریف و مفهوم روستا از دیدگاه جغرافیایی
گرچه در تعریف روستا به لحاظ جغرافیایی نظرات گوناگونی مطرح است اما آنچه که در خور اهمیت است تأکیدی است که دانش جغرافیا روی مکان دارد. از این دیدگاه اگر بخواهیم تعریفی از روستا داشته باشیم، می توان نقش عوامل طبیعی را در استقرار و شکل گیری روستاها مدنظر قرار داد. این عوامل عبارت اند از: توپوگرافی و شیب زمین، آب و هوا و ارتفاع از سطح دریا، منابع آب و خاک که در مجموع شکل زمین را می سازند. براساس این عوامل است که روستاها شکل خاص خود را گرفته و می توان آنها را طبقه بندی نمود و از آنها به عنوان روستاهای کوهستانی، میان کوهی، پایکوهی و جلگه ای نام برد.
در این طبقه بندی نوع غالب روستاها، جلکه ای و یا روستاهایی هستند که در دشت ها استقرار یافته اند. وسعت اراضی و جمعیت پذیری این روستاها بیشتر از تیپ های دیگر می باشد، بعد از روستاهای جلگه‎ای، روستاهای پایکوهی هستند. پایکوه ها به علت داشتن شیب ملایم، وجود آب و بافت خاک نسبتاً خوب، مکان های مناسبی برای استقرار روستاها می باشند، در یک بررسی و مشاهده کلی ملاحظه می شود که تعداد زیادی از روستاهای کشور در پایکوه ها مستقر شده اند. روستاهای میانکوهی نیز روستاهایی هستند که در داخل مناطق کوهستانی و در میان دره ها شکل گرفته اند. در میان دره ها و جایی که دامنه های دره از هم فاصله گرفته و پادگانه های آبرفتی تشکیل شده، مکان مناسبی برای به وجود آمدن روستا و یا مزرعه بوده، به همین دلیل است که در ایران در امتداد دره ها به خصوص رودخانه ها، وجود راه های ارتباطی که در میان دره ها معمولاٍ رودخانه ها را تعقیب می کنند و همچنین شرایط میکروکلیمای مناسبی که به وجود می آید در شکل گیری و بقای روستاها به مقدار زیادی می تواند مؤثر باشند. در این تیپ از روستاها به علت کم بودن وسعت اراضی کشت و زرع دامنه وسیعی ندارد و اصولاً معیشت روستاهای میانکوهی به باغداری دامداری، صنایع دستی و پاره ای از امور خدماتی متکی می باشد، در ایران این قبیل روستاها را معمولاً در امتداد دره های کوه های البرز، زاگرس و رشته کوه های مرکزی می توان ملاحظه کرد. روستاهای کوهستانی نیز، از جمله نوع محدودی از روستاهای کشور هستند که در ارتفاعات شکل گرفته و مستقر شده اند. این قبیل روستاها به علت داشتن شیب تند – سختی معیشت و آمد و شد کم جمعیت اند و نوع معیشت ساکنان اینگونه روستاها عمدتاً دامداری، باغداری و احتمالاً برخی خدمات تفریحی، ورزشی و زیارتی است (مهدوی، 1373، ص30).

2-4 تفاوت های ساختاری بین شهر و روستا
توسعه شتاب آلود شهرها و مهاجرت های روستایی در همه نواحی و کشورهای جهان موجب شده است که تغییراتی در ساختار شهری و روستایی و بافت فیزیکی و چهره آنها به وجود آید. از آنجایی که مراکز شهری و روستایی هر کدام کارکردهای خاص خود را دارند لازم است آنچه که تحت عنوان ملاک های شناخت شهر از روستا نامیده می شود مشخص گردد تا با شناخت هر یک از آنها و تفاوت های موجود بین آنها به نقش و وظایف شهر و روستا دست یفت و با تقویت عملکردهای شهری و روستایی، روند توسعه متعادلی را برای شهر و روستا به وجود آورد و به ایجاد روابطی معقول و ارگانیک بین شهر و روستا اقدام نمود.
امروزه در شناخت شهر از روستا ملاک هایی چند وجود دارد که عبارت اند از: ابعاد اکولوژیکی، شرایط شغلی، خصیصه های اجتماعی – اقتصادی، فرهنگی، ملاک اداری، نوع فعالیت های اقتصادی، میزان جمعیت مشخصات شهری، و حوزه دولت محلی. آنچه که در رابطه با ابعاد اکولوژیکی مطرح است، این است که در حوزه های روستایی کاربری زمین بیشتر در حیطه بخش کشاورزی است و کاربری های سکونتی محدود و تعداد مساکن روستایی به اندازه خانوارهای ساکن در روستاهاست که اکثراً تراکم جمعیت نیز بسیار پایین است. همچنین جوامع روستایی علاقه و گرایشی به زندگی دسته جمعی همانگونه که در شهرها حاکم است، را ندارد و همیشه به انزوای خاصی روی می آورند و خود را تا حدودی با ساکنین در شهرها بیگانه احساس می کنند.
شرایط شغلی جوامع روستایی با جوامع شهری متفاوت است. حوزه های روستایی بیشتر به فعالیت های کشاورزی، دامداری، جنگلداری و ماهیگیری اشتغال دارند.
خصیصه های اجتماعی و فرهنگی جوامع روستایی نیز شکل خاص خود را دارد بدین معنی در جامعه روستایی، برخوردها به چهره ها می باشد و همه خانواده های روستایی از فرهنگ مشترکی برخوردار می‎باشند، و ارزش های فرهنگی حاکم بر روستا همواره با دوام و ثابت است، گرچه ممکن است امروزه به لحاظ گسترش و توسعه رابطه ی شهر و روستا با یکدیگر و نفوذ فرهنگ شهرنشینی در روستا، این ارزش‎ها رو به کاهش نهد.
جامعه شناسان در شناخت شهر از روستا سه بعد مهم را مورد توجه قرار می دهند. یکی گرایش به آزادی‎های مدنی، دوم گرایش به محدودیت اولاد و بعد سوم گرایش به یکپارچگی اجتماعی است.
جغرافیدانان در این مرود به طبقه بندی زمین بیش از سایر ملاک ها اعتبار قائل می شوند و در شناخت شهر از روستا به چند ملاک توجه دارند. کاربری زمین، شرایط محیطی، میزان تراکم جمعیت، قشربندی های اجتماعی، میزان تجانس و عدم تجانس جمعیت از جمله چنین عامل و ملاک هایی محسوب می شوند (رضوانی، 1381، ص27).
در سال 1967، کارشناسان سازمان ملل نیز برای شناخت شهر از روستا معیارهایی را ارائه داده اند که به شرح زیر است:
الف) حوزه اداری: با انتخاب ملاک اداری در شناخت شهر از روستا، روی موارد تاریخی، سیاسی و اداری بیش از موارد آماری تأکید می شود، به طور مثال وجود شهرداری یکی از ملاک های تفکیک شهر از روستا به شمار می آید.
ب) نوع فعالیت های اقتصادی: مکان هایی که در آنها، سهم بیشتری از نیروی کار در نوع ویژه ای از فعالیت‎های غیرکشاورزی جذب شده باشند به عنوان شهر خوانده می شوند.
ج) میزان جمعیت: گاهی اوقات ملاک های جمعیتی اساس کار قرار می گیرد و تعیین شهرها، مادر شهرها، کلان شهرها، جهانشهرها، مجموعه های شهری، شهرک ها و حومه ها هر یک با حداقل جمعیت صورت می گردد. زمانی هم فقط به تراکم جمعیت در واحد سطح استناد می شود، بدان سان که در مورد حومه ها و مرزهای دهشهر عمل می گردد.
د) مشخصات شهری: شهر جایی است که در آن مشخصات شهری نظیر خیابان ها، ساختمان های عمومی، خدمات عمومی مثل آب لوله کشی، فاضلاب، برريال خدمات پلیس، بیمارستان، مدرسه و دادگاه وجود داشته باشد.
هـ- حوزه دولت محلی: این طبقه بندی شبیه نوعی از دولتشهرها می باشد در این جا حداقل جمعیت ملاک شناخت قرار نمی گیرد بلکه تأکید روی دولت محلی است. هم اکنون در بسیاری از کشورها، جغرافیدانان، ترکیبی از این ملاک ها را به کار می گیرند و تنها به یک ملاک اکتفا نمی کنند. اما در سطوح جهانی به هنگام شناخت شهر از روستا مجبورند که هر ملاک های جمعیتی را نیز اساس شناخت خود قرار دهند. عده‎ای نیز بیش از سایر ملاک‎ها به میزان کاربری زمین و وجود بخش خدمات تأکید دارند (شکویی، 1372، ص107).
دهستان، کوچکترین واحد تقسیمات کشوری است که دارای حدود جغرافیایی معین بوده و از به هم پیوستن چند روستا، مکان و مزرعه ههمجوار تشکیل می شود که از لحاظ محیط طبیعی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی همگن بوده و امکان خدمات رسانی و برنامه ریزی در سیستم و شبکه واحدی را فراهم می نماید.
شهر، محلی است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی بخش و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل اداری سیمایی با ویژگی های خاص خود بوده، به طوری که اکثریت ساکنان دائمی آن در مشاغل کسب تجارت، صنعت کشاورزی، خدمات و فعالیت های اداری اشتغال داشته باشند و در زمینه خدمات شهری از خودکفایی نسبی بوخوردار و کانون مبادلات اجتماعی– اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، حوزه نفوذ خود بوده و حداقل دارای ده هزار نفر جمعیت باشد.
با این وجود به این نکته نیز باید اشاره نمود که فرایند شهرگرایی و ریشه های ابهام در تفکیک شهر و روستا و رابطه آنها را با یکدیگر باید در انقلاب صنعتی جستجو نمود، توسعه تدریجی ولی مقاومت ناپذیر صنعتی شدن اشکال متعددی به خود گرفته است که حداقل سه تأثیر عمده بر روی روستا داشته است. اول ظهور سیستم تمرکز کارخانجات در شهر که عمدتاً به نیروی کار روستایی تکیه داشته است، دوم تغییر و تبدیل کشاورزی از حالت نوعی کسب معاض به یک کسب و کار متمرکز مبتنی بر سرمایه و یا به عبارت دیگر تبدیل کشاورزی سنتی به کشاورزی مکانیزه و سوم وابستگی های بیشتر بین شهر و روستاها در رابطه با تأمین نیازمندی های متقابل آنهاست(رضوانی، 1381، ص29).

2-5 تعریف حوزه و منطقه نفوذ
بنا به تعاریفی که در این مورد صورت گرفته است، حوزه و یا منطقه نفوذ در ابعاد متعددی نظیر حوزه جغرافیایی، اداری، سیاسی، فرهنگی، مالبدی، خدماتی، فعالیتی و غیره به کار گرفته شده است. به طور مثال، منطقه جغرافیایی، یک فضای جغرافیایی است که به لحاظ خصوصیات آب و هوایی، اکولوژیکی همگن و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره ساختار کالبدی، مورفولوژی، قرون وسطی Next Entries منبع پایان نامه درباره حوزه نفوذ، روابط شهر و روستا، دریای خزر