منبع پایان نامه درباره جنگ جهانی اول، دولت ایران، انقلاب اکتبر، عثمانی ها

دانلود پایان نامه ارشد

براى گرداندن چرخ دولت، انگليسى‏ها مى‏دادند، حالا موقوف شد». ارفع نيز در واقعه امتناع خود از نخست وزيرى و اصرار بر وزارت مشيرالدوله اظهار مى‏دارد: «چون آن وقت نظريه سفارت انگليس در تعيين رئيس الوزرا خيلى مدخليت داشت، از تمجيد او مضايقه نكردم». در تلگراف‏هاى مقامات انگليسى موارد بسيارى از دخالت قدرت‏هاى خارجى ثبت شده است؛ براى مثال باركلى به سر ادوارد گرى تلگراف مى‏زند: «من و همكار روسيم اصرار نموديم كه جلسه‏اى تشكيل شود و ما در باب تركيب كابينه از ساير جزئيات توضيحاتى به اعلى‏حضرت دهيم». در تلگرافى كه دو روز بعد به تاريخ هفتم مه 1909 مخابره مى‏شود، باركلى گزارش مى‏دهد: «امروز عصر اجلاس مذكور تشكيل يافت، اصرار نموديم كه ناصر الملك و سعدالدوله بايد جزو كابينه بشوند».در اثناى اشغال ايران در جنگ جهانى اول بر تعداد دولت‏هاى تحميلى در ايران افزوده شد؛ چنانچه فرمانفرما با پيشنهاد سفارت انگليس‏ رئيس الوزرا شد.3
آبراهامیان اوضاع ایران را این چنین بازگو می کند: «از سوی دیگر فشارهای خارجی نیز در تشدید مشکل نظام مشروطه در کشور مؤثر بود. روس ها در سال 1909/1288 به بهانه برقراری نظم و قانون آذربایجان را اشغال کردند. هدف اصلی آنان از این اقدام اجرای قرارداد 1907 بود. روس ها در دسامبر 1911/دی ماه1290 سایر مناطق ذکر شده در قرارداد، از جمله تهران را پس از التیماتوم فوری به دولت مبنی بر عزل فوری شوستر، اشغال کردند…..انگلیسی ها که در ابتدای کار از اصلاحات شوستر استقبال کرده بودند در نهایت با التیماتوم موافقت و حمایت کردند.روس ها به رغم پذیرش اولتیماتوم از سوی دولت و اخراج شوستر همچنان به تقویت مواضع نظامی خود ادامه دادند.» (آبراهامیان،115، 1389)و در تبریز 43 نفر را به تلافی قتل سربازان روسی به دار آویختند.4
درسال ۱۹۰۷ م. قرارداد ۱۹۰۷ میان کشورهای بریتانیا و روسیه تزاری در سن پترزبورگ امضا شد.بر پایه قرارداد ۱۹۰۷ بریتانیا پیشنهاد تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ را داد. منطقه شمالی به روسیه تزاری اعطا شد و منطقه جنوبی به بریتانیای کبیر. منطقه میانی باید به عنوان منطقه بی طرف کار می‌کرد. پیمان نامه ۱۹۰۷ م. بدون آگاهی دولت ایران در زمان اوج جنبش مشروطه امضا شد؛ از این رو سرانجام با پاسخ تند مجلس شورای ملی رو به رو شد. با وجود اعتراضات ایران به این قرارداد، مواد آن عملاً در زمان جنگ جهانی اول اجرا شد و به بهانه جنگ با عثمانی شمال ایران به اشغال سپاه روسیه تزاری درآمد و نیز بریتانیا با اشغال بوشهر به سوی شیراز پیشروی کرد. روس‌ها تا زمان انقلاب اکتبر بر حفظ منافع به دست آمده‌شان از این قرارداد اصرار داشتند. پس از انقلاب اکتبر این قرارداد به دلیل ایدئولوژی غالبین توسط دبیرکل حزب کمونیست حاکم ولادیمیر ایلیچ لنین ملغی شد. (منصوری،1357)
طی جنگ جهانی اول هم‌زمان با حکومت احمدشاه قاجار دولت مشروطه ایران ضعیف‌ترین دوران خود را می‌گذراند. ایران از جوانب گوناگون اوضاعی آشفته، نابسامان، بغرنج و متزلزل داشت. بحران فزاینده اقتصادی، وضعیت ناپایدار سیاسی و مداخلات مهارگسیخته قدرت های خارجی ایران را تا آستانه یک دولت ورشکسته و وابسته پیش برده بود. علی‌رغم اعلام بی طرفی دولت ایران نیروهای متخاصم از جنوب و شمال وارد ایران شدند. بر اثر اشغال ایران توسط بریتانیا و خرید آذوقه مردم ایران توسط ارتش اشغالگر و شروع قحطی بزرگ ایران (۱۲۹۸-۱۲۹۶)، بخش بزرگی از مردم ایران به کام مرگ فرو رفتند. سپاه روسیه تا دروازه‌های تهران پیشروی کرد اما از منقرض کردن سلسله قاجار منصرف شد. غرب کشور را سپاه عثمانی اشغال کرده بود. در جنوب مردم محلی در چند نوبت با متجاوزان انگلیسی درگیر شدند که از مهم‌ترین نبردهای جنگ جهانی اول در ایران می‌توان به مقاومت تنگستانی‌ها اشاره کرد. (ادیبی،1385)
آغاز جنگ‌ جهاني‌ اول‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ نقض‌ بي‌طرفي‌ و اشغال‌ ايران‌ ضرورت‌ اتخاذ خط‌ مشي‌ روشن‌ و ديپلماسي‌ فعال‌ را موجب‌ آمد. اما شرايط‌ سياسي‌، اجتماعي‌ و اقتصادي‌ ايران‌ مشخصه‌هاي‌ ديگري‌ داشت‌ با توجه‌ به‌ توان‌ سياسي‌، نظامي‌، اقتصادي‌ و اجتماعي‌ كشور بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ امكان‌ رويارويي‌ قهرآميز در آوردگاه‌ نظامي‌ با قدرتهاي‌ بزرگ‌ آن‌ دوره‌ انگلستان‌ و روسيه‌ و رقابت‌ رو به‌ اوجگيري‌ آنان‌ در كشور ممكن‌ نبود. بي‌ ترديد عامل‌ حضور قدرتهاي‌ خارجي‌ در ايران‌ آن‌ هم‌ به‌ دليل‌ اهميت‌ سوق‌الجيشي‌ ميهنمان‌ در منطقه‌ نبايد به‌ عنوان‌ عامل‌ عمده‌ در راه‌ اتخاذ چنين‌ خط‌ مشي‌يي‌ ناديده‌ گرفته‌ شود. همين‌ موضوع‌ هزينه‌ مقاومت‌ و رقابت‌ را افزايش‌ داد.بدون‌ شك‌ امنيت‌ اجتماعي‌ شرط‌ عمده‌، لازم‌ و حتمي‌ براي‌ بقاي‌ دولت‌ به‌ شمار مي‌آيد. اشغال‌ كشور باعث‌ قدرت‌ گرفتن‌ نيروهاي‌ گريز از مركز شد. اين‌ دستجات‌ جان‌ تازه‌يي‌ گرفتند و با بهره‌ برداري‌ از اوضاع‌ متشنج‌ و پرالتهاب‌ آن‌ زمانه‌ حياتي‌ دوباره‌ يافتندا در آذربايجان‌ شرقي‌ : شيخ‌ محمد خياباني‌، در آذربايجان‌ غربي‌ : اسماعيل‌ آقا سميتقو، در مازندران‌: اميرمويد سوادكوهي‌، ساعدالدوله‌، احسان‌الله‌ خان‌، در گيلان‌: ميرزاكوچك‌ خان‌ جنگلي‌، در بلوچستان‌ : محمدخان‌ بلوچ‌، در خوزستان‌: شيخ‌ خزعل‌، در كردستان‌: سيدطه‌ سردار سپه‌، در كاشان‌: نايب‌ حسين‌ خان‌ كاشي‌، در گرگان‌ و تركمن‌ صحرا : بعضي‌ ايلات‌ يموت‌ و كوكلان‌، در خراسان‌، برخي‌ ايلات‌ هزاره‌، زعفرانلو و تركمنها، در فارس‌: عده‌يي‌ طوايف‌ عرب‌ خمسه‌، باصري‌ و شيباني‌، در كرمانشاه‌ : شماري‌ ايلات‌ باباجاني‌ و سنجابي‌، كاكاوند، چواري‌، در لرستان‌: طوايف‌ حسن‌وند، يران‌ وند و سگوند و… .
آبراهامیان می نویسد: «اشغال گری خارجی طی جنگ اول جهانی تشدید شد. علی رقم اعلام بی طرفی ایران در جنگ، این کشور به کارزار قدرت های بزرگ تبدیل شده بود. عثمانی ها به سوی آذربایجان که به ادعای آنان بخشی از منطقه ترک زبان آنان تلقی می شد، پیشروی کردند. همچنین طی اشغال کوتاه مدت تبریز ، شیخ محمد خیابانی، رهبر مردمی دموکراتهای محلی را به دلیل کمک رسانی به شورشیان ارامنه در برابر خلیفه تبعید کردند. آنان همچنین تلاش کردند تا میرزا کوچک خان، کهنه کار جنگ داخلی را که همراه با 300 تن از افرادش در جنگل به سر می برد به سوی خود جلب کنند. کوچک خان به همراه گروهش موسوم به جنگلی ها بخش عمده ای از مناطق روستایی گیلان را تحت کنترل خود داشتند و تهدید عمده ای برای اعیان و منتفذان محلی به ویژه سپهدار محسوب می شد. در این میان روس ها برای مقابله با عثمانی ها نیروهای قزاق را به یک دیویزیون کامل مجهز به بریگاردهایی در تبریز، قزوین و همچنین تهران ارتقا دادند. آنان همچنین نیروهای خود را در آذربایجان گیلان تهران و شمال خراسان و اصفهان تقویت کردند…….از سوی دیگر آلمان ها نیز فعال بودند. ویلهلم واسموس «لورنس عربی» آلمانی ها ، قشقایی ها، ایل خمسه ، بویراحمدی ها، کردهای سنجابی و از همه مهمتر اعراب که در سال 1915/1294 قادر به تخریب انتقال لوله های نفت بودند، تحریک به آشوب میکرد.» (آبراهامیان، 116 و 117، 1389)
اشغال ايران بيش از پيش به استيصال حكومتگران قاجار در حفظ قدرت انجاميد. در اين جنگ نه تنها به اعلان بى‏طرفى ايران توجه نشد، كه روس‏ها نيروهايى در شمال، غرب و گيلان پياده كردند؛ بريتانيا بر شمار سربازان خود در جنوب افزود، آلمان‏ها بر دامنه تحريكات عشايرى‏ افزودند و مختصر آن كه «پرچم ايران بر فراز فقط چند شهر عمده كشور در اهتزاز بود». تلخ‏تر آن كه ايران تمامى نتايج شوم جنگى را كه مى‏خواست از آن احتراز كند، همانند قحطى نان، كشتار نفوس، هتك نواميس، تورم و كاهش توليدات‏ و خدشه دار شدن استقلال سياسى را تحمل كرد. وقتى روزنامه عدل به تاخت و تازهاى انگليسى‏ها در جنوب انتقاد كرد «اشغالگران دستور توقيف آن را دادند». مشكلات اشغال كشور در اين دايره محدود نماند و سومين مجلس شوراى ملى تعطيل شد و متعاقب آن آزادى خواهان پراكنده و برخى تبعيد و فترت چند ساله‏اى در كشور آغاز گرديد.5
جنگ جهانی اول با پیروزی متحدین پایان یافته بود و وقوع انقلاب اکتبر، همسایه شمالی ایران را از بازیگری در عرصه جهانی ناتوان کرده بود. در این هنگام، دولت بریتانیا که خود را یکه تاز میدان می‌دید، به صرافت افتاد برای جلوگیری از نفوذ امواج انقلاب سرخ به سوی هندوستان، ایران را به عنوان کشوری حائل درآورد. لرد کرزن وزیر وقت امور خارجه انگلستان، برای این کار قراردادی طراحی کرد که به قرارداد ۱۹۱۹ شهرت یافت. مطابق این پیمان، دست دولت بریتانیا در امور مالی و نظامی ایران باز می‌شد. قراردادی که دولت بریتانیا سعی در بستن آن با دولت ایران کرد ولی با مخالفت ایرانیان موفق نشد.6
احمدی درباره اوضاع ایران در آن زمان چنین می نویسد: «پایان جنگ جهانی اول در 1918م/ 1297ش، در غرب و شمال غربی ایران خلاء قدرت سیاسی و نظامی ایجاد کرد. از هم پاشیدن امپراطوری عثمانی و وقوع انقلاب روسیه در سال 1917 م / 1296 ش به حضور ارتش های عثمانی و روسیه در کردستان و آذربایجان پایان داد. در تهران فعالیت های ضد انگلیسی در اعتراض به پیمان 1919/ 1298 ش ایران و انگلیس (معروف به قرارداد وثوق الدوله) بالا گرفت و عملاً هیچ گونه نیروی نظامی سازمان یافته ای در ایران وجود نداشت که بتواند با جمهوری شوروی در گیلان که تحت رهبری میرزا کوچک خان در شمال ایران تشکیل شده بود به مقابله بپردازد….. برخی از این رؤسا در مناطق ایلی خود دارای اقتدار کامل بودند و در جریان رقابت با سایر رؤسای ایلات یا با دولت مرکزی تلاش می کردند که حوزه نفوذ و سلطه خود را گسترش دهند. برخی از این رؤسای ایلات روستاهای اطراف و شهرهای کوچک را غارت می کردند…..یکی از اهداف سردار سپه که در پی کودتای 1299 به قدرت رسیده بود ایجاد یک نیروی نظامی منظم در ایران و پایان دادن به قدرت خوانین و رهبران شورشی بود.» (احمدی، 93 و 94، 1378)
با شكست انگليسى‏ها در تحميل قرارداد 1919 انبوهى از تلگراف‏ها بين تهران و وزارت خارجه انگلستان مبنى بر تقويت حكومت مركزى قوى در ايران و متعاقب آن حمايت از رضا شاه مخابره شد. سرپرسى لورن كه بر اساس همين رايزنى‏هاى خود در آن برهه، در انگلستان به «تاج بخش» معروف گرديد، اصرار ورزيد كه «منافع بريتانيا ايجاب مى‏كند كه با رضاخان متحد شويم» چه او «مرد نيرومندى است كه با مردم بيرحمانه رفتار مى‏كند و مردم از او مى‏ترسند». كرزن نيز دلايلى براى حمايت از رضاخان طرح كرد؛ از جمله: تجديد حيات بلشويزم در شمال ايران، دشمنى مجلس با قرار داد 1919، فساد درمان‏ناپذير سياست مداران ايران و بى‏كفايتى احمد شاه. چنين به نظر مى‏آيد گزارشى كه نيكلسون براى چمبرلين، وزير خارجه انگليس، فرستاد، در حكم تير خلاصى به حكومت قاجاريه بود. او گزارش داد كه «ايران سابق هرم سستى بود ايستاده بر قاعده‏اش، ايران كنونى هرم سستى است ايستاده روى سرش؛ بنابراين احتمال سقوط آن بيشتر است». (حقیقت خواه،132، 1381)
2-3-2سیاست انگلیس در بیرون از مرزهایش
اوضاع خارج از مرزهای ایران به خصوص در رابطه با سیاست انگلیس و روسیه نیز زیاد روبه راه نبود. به طوری که با وقوع انقلاب 1917 در روسيه، تشكيل حكومت‏هاى نظامى در همسايگان شوروى براى نظام سرمايه دارى به يك ضرورت سياسى تبديل شد. خطر سرايت فرم و محتواى ستم ستيزى، آزادى و برابرى خواهى انقلاب 1917 در دنيا به ويژه در مناطق تحت نفوذ انگلستان، انگليسى‏ها را به واكنش واداشت. نظام سرمايه‏دارى در تدبير براى مهار انقلاب كمونيستى به تقويت يا ايجاد دولت‏هاى ميليتاريستى در پيرامون روسيه شوروى پرداختندو بر اين اساس مانرهايم در فنلاند، ريدزسيسمگلى در لهستان، برليس در بلغارستان، آتاتورك در تركيه، امان الله خان در افغانستان و چيان كان چك در چين، با ماهيت نظامى‏گرى به قدرت رسيدند. به واقع «زنجيره‏اى از تحت الحمايه‏هاى انگلستان از صحراى ليبى تا زاگرس، مصر، فلسطين، ماوراى اردن و عراق، مجموعه‏اى از دولت‏هاى دست نشانده را تشكيل مى‏دادند كه از راه‏هاى زمينى رسيدن به هند را حفاظت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره دولت مطلقه، نظریه دولت، دیوانسالاری، دولت مدرن Next Entries منبع پایان نامه درباره عوامل داخلی، وزارت خارجه، قرارداد 1919، احمد شاه قاجار