منبع پایان نامه درباره جنبش اجتماعی، جنبش های اجتماعی، رفتارگرایی، جامعه مدنی

دانلود پایان نامه ارشد

تشکیل همه انواع سازمان‌ها، احزاب، و اتحادیه‌های صنفی را فراهم کند. این دوره انتقالی طولانی‌مدت و البته دموکراتیک به معنی واقعی کلمه، که شاید دو سال و یا بیشتر به درازا بکشد، شرط ترویج یک فرهنگ سیاسی، مدنی، سکولار، و دموکراتیک به شمار می‌رود. تأکید می‌کنم یک فرهنگ دموکراتیک و نه یک فرهنگ سوسیالیستی؛ به این معنی که این فرهنگ سکولار سیاسی جریان‌های دموکراسی‌خواه بورژوا و مطالبات سوسیالیستی و یا مطالبات اجتماعی مندرج در چهارچوب آرمان سوسیالیستی را در بر می‌گیرد تا انتخابات پس از دوره انتقالی، بیهوده نباشد. در این صورت بخش بزرگی از رأی‌دهندگان دست‌کم افرادی سیاسی خواهند بود که از جایگزین‌های مختلف در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، مدیریت سیاسی، مدیریت امور اجتماعی، و مدیریت زندگی روزانه از جمله جوانب دینی و رابطه میان باور دینی و فعالیت سیاسی، آگاه هستند و توانایی گزینش و هم‌سنجی میان آنها‌ را دارند.
از آنجایی که پیش‌بینی می‌کنم شکل قدرت و ماهیت گردانندگانش در مرحله انتقالی محمل نبرد و کشمکشی سیاسی خواهد بود، باید برای اعمال تغییراتی چند، اگر چه تدریجی، تلاش کنیم. در رأس این تغییرات مخالفت با انتصاب چهره‌ها و شخصیت‌های عمدتا وابسته به رژیم سابق از سوی ستاد رهبری ارتش برای مدیریت مرحله انتقالی قرار می‌گیرد. البته در صورت وجود چنین چهره‌هایی در صدر صحنه سیاسی، همان‌گونه که اکنون رخ داده است، و هم‌چنین وضع قوانین محدود‌کننده تشکیل احزاب مانند قانون جدید احزاب که شبیه به قانون قدیم است، و یا وضع قوانین ضد‌طبقه کارگری مانند قانون ضد‌اعتصاب، باید دانست که حکومت وضع‌کننده این قوانین، دیگر حکومتی انتقالی نیست. شایسته است با سرمشق قراردادن دستاوردهای تونسیانی که از ما پیش هستند، اِعمال تغییرات عملی در حکومت، اگر چه تدریجی، را از آنان یاد بگیریم، به گونه‌ای که حکومت انتقالی از نیروهایی که نماینده جنبش مردمی خیابان‌ها هستند، تشکیل گردد. همه این امور البته خود گویای ناهمسانی شرایط تونس و مصر است. چرا که ارتش در تونس کوچک است و ضعیف، و دور از سیاست، و در نتیجه وزنی در معادله سیاسی ندارد و نمی‌تواند نقشی چون نقش ارتش در مصر ایفا کند. در واقع صحنه سیاسی تونس شاهد کشمکش و برخورد دو نیروی اساسی است: نیروهای رژیم پیشین که در طبقه بورژوای طفیلی وابسته به سلطه قبلی و حزب حاکم نمود پیدا می‌کنند، و نیروی انقلاب که نماینده‌اش اقشار متوسط و طبقات مردمی‌اند، آن هم بدون طرف سومی به نام ارتش، مانند آنچه که در مصر جریان دارد. از این‌رو می‌توان گفت حکومت در تونس بسیار بهتر از مصر است، زیرا حکومت کنونی تونس هرگز جرأت نمی‌کند مانع شکل‌گیری هرگونه تشکیلات حزبی و یا اتحادیه‌ای بشود، و این امکان را به شهروندان می‌دهد که آزادانه انتخاب‌شان را انجام بدهند. و این یعنی تونس شاهد دموکراسی است که در مصر وجود ندارد. بنابراین نتیجه می‌گیریم خواسته اصلی چپ رادیکال ائتلاف با اقشار متوسط دموکراسی‌خواه و جنبش مردمی به طور کلی، و البته اتحادیه‌های صنفی کارگری، و در درجه اول جوانان سازمان یافته و نیمه تشکیلاتی است، به نحوی که این ائتلاف مدیریت مرحله انتقالی را به شیوه‌ای نوین و ترقی‌خواه به دست بگیرد.
20 . Declan McCullaghxvii ، (2011) ، مقاله ای تحت عنوان « اینترنت و اعتراضات اجتماعی در مصر» دارند که توسط cnet منتشر شده است .
ایشان معتقد است: در حالیکه اینترنت توسعه خیره‌کننده‌‌ای دارد و به صورت برق آسایی درحال گسترش است، ارتباط کشور 80 میلیون نفری مصر با بقیه جهان به طور تقریبا کامل قطع‌شده‌است. این قطع اینترنت در پی اعتراضات خیابانی مردم مصر به سه دهه حکومت حسنی مبارک است. حرکت مردم مصر به نوبه خود در پی انقلاب مردم در تونس شروع شد. گرچه مصر کشوری است با سطح بالاتری از آزادی نسبت به تونس؛ ولی میزان فساد دستگاه حکومتی در آن بیشتر مشهود است و بازداشتهای گسترده شبانه و درگیری با نیروهای امنیتی نیز به جزئی از روند اعتراضات تبدیل شده است. دولت مصر که صبح روز جمعه 28 ژانویه 2011 توسط حسنی مبارک برکنار شد، ساعتی پیش از شروع راهپیمایی گسترده و اعتراضی مردم، تمام وسائل ارتباطی از جمله اینترنت، پیامک و شبکه مخابراتی را محدود و یا به کلی قطع‌کرد.فعالانی که راهپیمایی‌های اعتراض‌آمیز مردم را در مصر سازماندهی می‌کنند، از اینترنت برای دعوت مردم به حضور در خیابان‌ها به شکل گسترده‌ای استفاده کرده‌اند. اعتراض‌های خیابانی مصر از روز سه‌شنبه گذشته آغاز شده و تا کنون همچنان ادامه دارد. روزنامه “المصری الیوم” نوشته است قطع سرویس پیام کوتاه، شارژ تلفن‌های همراه را برای شهروندان مصری با مشکل مواجه ساخته است.
2-2- مروری بر نظریات جنبش های اجتماعی
با توجه به اینکه سده نوزدهم شاهد جنبش‌های اجتماعی و سیاسی متعددی از جمله جنبش‌های دهقانی و کارگری بود، طبعاً توجه بنیانگذاران جامعهشناسی نیز به تحلیل تنش‌های اجتماعی جلب شد. البته هیچیک از جامعهشناسان کلاسیک نظریهای خاص در مورد جنبش‌های اجتماعی ساخته و پرداخته نکردهاند و در واقع فقط میتوان برداشت‌هایی را در اینباره از آثار آن‌ها استخراج کرد. (مشیرزاده، 1381، 23)
برای مثال می توان گفت توجه مارکس آشکارا به جنبش‌‌های طبقاتی است، دورکیم جنبش‌‌های آنومیک خردگرایانه را مورد توجه قرار میدهد، گوستاو لوبون از تکرار پدیدهای همچون انقلاب فرانسه در هراس است و وبر فقط به جنبش‌هایی با رهبری کاریزماتیک توجه دارد. تنها استثنا در این دوره پارتو است که همه جنبش‌ها را در همه اشکال آن‌ها نمودی از رفتار غیرمنطقی تلقی میکند. جملگی متفکران کلاسیک به جز مارکس و وبر با بدبینی به جنبش‌های اجتماعی نگاه میکنند. اما جامعهشناسان و نظریات جامعهشناختی در دورههای بعدی تحت تأثیر افکار موجود در دوره کلاسیک قرار داشت.( مشیرزاده، 1381، 49و50)
همچنین دکتر زاهدانی ، معتقداست از دهه 1970 به بعد نظریات تازه‌ای وارد می‌شود که یکی از آن ها نظریه تجهیز یا بسیج است. این نظریه بیشتر روی سازمانی که جنبش اجتماعی را به وجود می‌آورد تاکید می کند و اعتقاد دارد که سازمانی بایستی وجود داشته باشد تا بتواند افراد مختلفی را که از یک التهاب اجتماعی رنج می‌برند دور خود بسیج کند. از دهه 1980 به بعد با توجه به کمرنگ شدن مباحث مارکسیستی، نظیر مقاومت کارگران در مقابل سرمایه داری و… مسائل و جنبش های جدیدی، مثل جنبش زنان، جنبش محیط زیست- شکل می‌گیرد. این جنبش ها اصطلاحاً، جنبش های اجتماعی نو نامگذاری می‌شوند. این جنبش ها اعتقاد دارند که اگر چه تغییر نظام کنونی ممکن نیست، اما حداقل بایستی اصلاح شود و از آلودگی های محیطی، نظیر کارخانه ها،جلوگیری شود و یا به طور مثال حقوق زنان ایفا شود. رویکرد دیگری نیز که مطرح می‌شود نظریه کنش هویتی است که توسط افرادی نظیر هابرماس، ملوچی، آف، اسکال، تورن و کسل عرضه می‌شود. (زاهدانی ،2010 )
اما در دوره های بعدی دیدگاههای نظری بسیاری در ارتباط با جنبش های اجتماعی مطرح شده است که در اینجا می توان به نظریات اندیشمندانی چون چالز تیلی و تاکیدش بر بسیج منابع ، نیل اسملسر و نظریه ضعف ساختاری ، آلن تورن و نظریه تاریخیت ، کورن هاوزر و نظریه جامعه توده ای ، دو توکویل با تئوری توقعات فزاینده ، تد رابرت گر با تئوری محرومیت نسبی وهربرت بلومر با طرح تئوری مکانیزم تغییر و جنبش اجتماعی و …. اشاره نمود .
جنبش های اجتماعی یکی از و یژگی های آشکار دنیای مدرن و یکی از مو ضو عات مهمی است که مورد توجه اندیشمندان مختلف حوزه علوم اجتماعی است . حداقل از قرن نوزدهم به این طرف ، تاریخ دولت های مدرن با تاثیرات جنبش های اجتماعی با هم تنیده شده است . در خصوص این که به چه کنش اجتماعی ، جنبش اجتماعی می گوییم و یک کنش جمعی چه و یژگی هایی دارد تا بتوان آن را در زمره ی جنبش های اجتماعی قرار داد ، دید گا ههای متفاوتی و جود دارد . ( نصرتی نژاد ،1383، 147 )
بنابرآنچه گفته شد این دیدگاهها را می توان به چند بخش ذیل طبقه بندی کرد .
۱. رویکرد رفتارگرایی: شامل نظریه‌های نظریه پردازانی همچون گوستاو لوبون، نیل اسملسر، جیمز دیویس، رابرت تد گر، کورن هازر، هربرت بلومر، رالف ترنر و لوئیس کیلیان.
۲. رویکرد نهادی: شامل نظریه‌های نظریه پردازانی همچون مانکور السون، آنتونی اوبرشال، زالد و مک کارتی، چالرز تیلی، سیدنی تارو، جو فریمن، دیوید اسنو.
۳.رویکرد جامعه مدنی: شامل نظریه‌های نظریه پردازانی همچون آلن تورن، یورگن هابرماس، مانوئل کاستلز، و آلبرتو ملوچی.( ویکیپدیا ،2011)
جدول شماره ( 1) : نظریه پردازان جنبش اجتماعی
جنبش اجتماعی
رویکرد رفتارگرایی
رویکرد نهادی
رویکرد جامعه مدنی
گوستاو لوبون
مانکور السون
آلن تورن
نیل اسملسر
آنتونی اوبرشال
یورگن هابرماس
جیمز دیویس
زالد و مک کارتی
مانوئل کاستلز
رابرت تد گر
چالرز تیلی
آلبرتو ملوچی
کورن هازر
سیدنی تارو
………….
هربرت بلومر
جو فریمن
…………..
رالف ترنر
دیوید اسنو
……………
لوئیس کیلیان
……………..
……………
در اینجا به بخشی از نظریه های مذکور می پردازیم :
نظریات انقلاب معمولاً بهگونهای با نظریات جنبش اجتماعی تداخل پیدا میکنند. برای مثال تأکید تیلی بر بسیج منابع و نظریه دیویس در مورد بالا رفتن انتظارات و اعتراض در تحلیل جنبش‌های اجتماعی نفوذ زیادی داشته است. اما دیدگاه هایی هستندکه در زمینه جنبش‌های اجتماعی دارای اهمیت بیشتری هستندو در زیر به بررسی نظریات آنها می پردازیم :
1-2-2- نیل اسملسر xviii
اسملسر  شش شرط برای جنبش‌های اجتماعی تشخیص میدهد:
1. زمینه ساختاری؛ شرایط کلی که مشوق یا مانع تشکیل انواع مختلف جنبش‌های اجتماعی است. چنین شرطی زمینه مساعدی را برای توسعه برخی از انواع جنبش اجتماعی فراهم میکند اما به‌تنهایی جنبش را به وجود نمیآورد.
2. فشار ساختاری؛ تنشهایی از نوع نگرانی درباره آینده، اضطراب، ابهام و یا برخورد مستقیم هدفها که باعث ایجاد منافع متعارض در درون جامعه میگردد.
3.گسترش باورهای تعمیمیافته؛ جنبش‌ها تحت تأثیر ایدئولوژیهای معینی که نارضایتیها را متبلور ساخته و راههای عملی رفع آن‌ها را نشان میدهد شکل میگیرند.
4. عوامل شتابدهنده؛ حوادث یا رویداد‌هایی که موجب میشود کسانی که در جنبش شرکت میکنند مستقیماً وارد عمل شوند.
5. گروه هماهنگ؛ هیچ رویدادی به ظهور جنبش نمیانجامد مگر اینکه یک گروه هماهنگ بسیج شده برای عمل، رهبری و نوعی وسایل ارتباط منظم بین شرکتگنندگان همراه با پشتوانه مالی وجود داشته باشد.
6.  عملکرد کنترل اجتماعی؛ مقامات حاکم ممکن است با مداخله و تعدیل زمینه و فشار ساختاری به جنبش پاسخ دهند و بر پیدایش و توسعه آن تأثیرگذارند. .( گیدنز، 1376،682-681)
جدول شماره (2) جنبش اجتماعی از نظر اسملسر

2-2-2- آلن تورن xix
از نظر تورن جنبشهای اجتماعی اهمیتی را که در جوامع امروزی به فعالگرایی در دستیابی به اهداف داده میشود منعکس میسازند. جوامع امروزی با تاریخیت مشخص میشوند یعنی شیوه نگرشی که در آن از شناخت فرایندهای اجتماعی برای تغییر شکل شرایط اجتماعی استفاده میشود. تورن به درک اهدافی که جنبشهای اجتماعی دنبال میکنند و دیدگاهها و عقایدی که در مقابله با آن فعالیت میکنند توجه داشت. از منظر تورن جنبشهای اجتماعی باید در یک میدان عمل مطالعه شوند. میدان عمل به ارتباطات بین جنبش اجتماعی و نیروها و عواملی اطلاق میشود که جنبش در برابر آن‌ها قرار گرفته است. گفتگوی متقابل در میدان عمل میتواند به تغییر در شرایط جنبش شود مثل ترکیب و یکی شدن دیدگاههای طرفین و یا محو جنبش.( گیدنز، 1376، 684-683)
آلن تورن اصول‌ سه‌گانه‌یی‌ را برای‌ موجودیت‌ جنبش‌های‌ اجتماعی‌ پی‌ریزی‌ کرده‌‌است‌ که‌ عبارتند از:
1- اصل‌ هویت‌: یک‌ جنبش‌ اجتماعی‌ باید از هویتی‌ مشخص برخوردار باشد یعنی‌ این‌که‌ مشخص شود از چه‌ افرادی‌ تشکیل‌ شده‌، سخنگوی‌ چه‌ افراد و گروه‌هایی‌ است‌

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره انقلاب مصر، سیاست خارجی، دانشگاهها، قانون اساسی Next Entries منبع پایان نامه درباره جنبش های اجتماعی، جنبش اجتماعی، ایدئولوژی، نظریه بسیج منابع