منبع پایان نامه درباره جبران خسارت، مطالبه خسارت، خسارات قابل جبران، جبران خسارات

دانلود پایان نامه ارشد

“خسارت معنوي ” يعني باطني، حقيقي و آنچه منسوب به معناست.183 “خسارت معنوي” در اصطلاح حقوق، خسارتي است که بر اثر حدوث آن هيچ لطمه مادي وارد نمي گردد: مانند توهين و بي احترامي به مأموران سياسي و خارجي و کارمندان سازمان هاي بين المللي.184 مطابق ماده نهم آيين دادرسي کيفري، “ضررمعنوي” عبارت است از: کسر حيثيت يا اعتبار اشخاص يا صدمات روحي.185
در کتابهاي حقوق بين الملل در بحث خسارت معنوي، کم تر به ذکر تعريف پرداخته شده است و بيشتر مصاديق و نمونههايي از خسارت معنوي را يادآور ميشوند که در ذيل، به آن اشاره ميشود:
گاهي به حقوق مربوط به شخصيت لطمه وارد ميشود: مانند حق بر شرف و حيثيت در مورد تهمت و افترا، گاهي به صورت درد جسمي است، گاهي به صورت اختلال رواني ظاهر ميشود که اين اختلال رواني ناشي از چهره کريه مجني عليه است، گاهي ضرر ناشي از محروم بودن از لذت زندگي است: مثل محروميت مفلوج از لذت هاي عادي زندگي، گاهي ضرر معنوي به سبب جريحه دار شدن احساسات و عواطف است که به خويشان نزديک متوفا در رانندگي دست داده است.186
در نهايت براي ارائه تعريفي جامع و مانع، يعني تعريفي که بتواند به درد جسماني اشاره روشني نمايد و از طرفي بين شعور و احساسات مرز روشني ترسيم كند، بهتر است خسارت معنوي را چنين تعريف شود: هر گونه ضايعه و زيان غيرمجاز را كه از هتك حيثيت و يا لطمه به اعتبار اجتماعي يا فردي شخص و يا به لحاظ تألمات جسماني و يا روحي و بالاخره به سبب صدمه عاطفي حاصل مي شود، خسارت معنوي گويند.
كسانيكه قرباني خسارات معنوي ميشوند به چه نحوي ميتوانند به حالت گذشته (مرحله پيش از ورود خسارت) برگردند؟ شخصي كه به طريقي آبرويش پايمال ميشود، چگونه و با چه امكاناتي ميتوان خسارات وارده بر او را جبران كرد؟
آيا واقعاً خسارات معنوي قابل جبران است؟ در فرضيهاي كه اينگونه خسارات قابل جبران باشند، وسيله ي سنجش و ابرازهاي رسيدن به تأمين اين دسته از خسارات كدامند؟
خسارات معنوي در برخي از قوانين به خصوص در قانون مسئوليت مدني مورد توجه مقنن بوده است.
همانگونه كه حقوق بايد اموال منقول و غير منقول اشخاص را هرگونه تعرض و تجاوز محافظت نمايد، بايد قواعدي الزام آور نيز در حفاظت از حيثيت، اعتبار و احساسات اشخاص از توهين ها، تهمت ها و تعرضات وضع نمايد. ضرر معنوي يعني خسارات وارده بر متعلقات غيرمالي انسان نظير آبرو و روان و به عبارتي ديگر خسارت معنوي، خسارات وارده بر حيثيت يا اعتبار و شخصيت و خسارات وارده بر جسم، روح و آزادي مي باشد.
همان طور که بيان شد خسارات معنوي را از يك حيث به دو نوع تقسيم ميكنند حق معنوي يكي از اقسام حقوق مالي است و طبق تعريف دكتر كاتوزيان حق معنوي حقي است كه به صاحب آن اجازه مي دهد تا از منافع و شكل خاصي از كار و فكر انسان بطور انحصاري استفاده كند و به نظر ايشان حق معنوي بر اشياء خارج اعمال نمي شود بلكه موضوع آن فعاليت و فكر انسان است. نظير حق مخترع بر اختراع خود. ولي حق غيرمالي حقي است كه ارزش اقتصادي ندارد مانند حق زوجيت، حق ابوت و حق نبوت.187
البته نبايد تصور كرد كه ههمهي صدمههاي وارده به حقوق معنوي و يا غير مالي لزوماً خسارت معنوي محسوب مي گردند.
چرا كه خسارات وارده بر حقوق غيرمالي ميتواند مادي باشد يا معنوي و يا هم مادي و هم معنوي. براي مثال شايع نمودن خصيصه بدقولي براي يك تاجر ضرر معنوي است و اگر در اثر رواج اين شايعه چند مشتري، اقدام به فسخ قراردادهايشان نمايند، اين ضرر مادي است.
هرچند قانون مدني ايران از خسارت معنوي ذكري به ميان نياورده و بطور كلي مواد قانون مدني ناظر به ضرر و زيان مالي است ولي بعد از قانون مدني، خسارت معنوي در برخي قوانين پذيرفته شده است. براي مثال مقنن در ماده يك قانون مسئوليت مدني با افزودن عبارت عام “…. هر حق ديگر كه به موجب قانون براي افراد ايجاد گرديده….” خسارت معنوي را قابل مطالبه ميداند.
درباره تقويم خسارات معنوي به امور مالي تصريحي در قانون ديده نميشود ولي در عين حال منعي نيز در اين مورد وجود ندارد. قانون مسئوليت مدني در موارد مختلف به لزوم خسارت اعم از معنوي و مادي تأكيد ورزيده است هرچند كه نحوه و چگونگي جبران را با توجه به اوضاع و احوال به دادگاه اختيار داده است.
هرچند كه خسارت معنوي به هيچ عنوان قابل تقويم نيست و خدشه به حيثيت يك تاجر، آبروي يك دختر، و اعتبار علمي يك نويسنده را نميتوان قيمت گذاري كرد ولي بايد توجه داشت كه اينگونه زيانهاي معنوي بس بزرگ و عظيمند و اگر قرار باشد با يك غذرخواهي متجاوز از قانون برهد، نه تنها ستمي بزرگ است، بلكه مجوزي براي پايمال كردن شخصيت افراد.
درست است كه خسارات معنوي مستقيماً قابل تقويم به پول نيست ولي پول نه تنها مي تواند بخشي از زيانهاي مالي را كه قطعاً بر هر زيانديده ي معنوي تحميل گرديده است را جبران كند، بلكه عاملي است كه موجب تنبيه و پشيماني متجاوز ميگردد.
خسارت معنوي متعلق به كيست؟
با توجه به اينكه خسارت معنوي به منظور تسكين آلام روحي و تألمات زيانديده صورت ميپذيرد، لذا مطالبهي آن قائم به شخص وي بوده و قابليت انتقال ندارد بدين معني كه حق مطالبه ي خسارت اصولاً به وراث منتقل نمي شود و به همين جهت چنين زيانديده اي نمي تواند اين حقوق را به ديگري انتقال دهد. البته نظر مخالفي مبني بر اينكه اين حقوق در قالب ارث منتقل مي شود.
دكتر كاتوزيان در خصوص انتقال اين حق به ورثه سه وجه ذيل را مطرح نموده است.
1- بعضي گفتهاند چون هدف از مطالبه خسارت معنوي تسكين آلام روحاني و تألمات نفسي شخص زيانديده است انتقال اين حق به ورثه غير موجه است
2- بعضي از حقوق دانان معتقدند كه اگر زيانديده، خسارات معنوي خويش را از ذيصلاح قضايي مطالبه كرده باشد ورثه در دعوي مطروحه قائم مقام او خواهد بود.
3- عدهاي ديگر از حقوقدانان با اين استدلال كه ورثه قائم مقام شخصيت و دارايي متوفي ميباشند حق مطالبه ي خسارت معنوي را بطور كلي درباره ي آنچه كه قرباني مي توانسته مطالبه كند ولي فرصت آن را نيافته است. به موجب ارث قابل انتقال ميدانند.188
همچنين عدهاي نيز معتقدند چون هدف از جبران خسارات معنوي اعاده حيثيت افراد است حتي در صورت فوت مجني عليه ورثه او ميتوانند براي بازگرداندن آبروي وي دعواي جبران خسارتهاي معنوي را طرح نمايند.189
آيا ضرر معنوي قابل جبران است؟
امروزه اكثريت خسارت، اعاده وضع سابق زيانديده است ولي در مورد ضررهاي معنوي مكان بازگشت به وضعيت سابق منتفي است. ولي با دادن مبلغي پول به زيان ديده، گاه تمام يا بخشي از ضررهاي معنوي جبران ميشود. البته جبران خسارت به معناي پاك كردن همه ي آثار آن نيست و حتي در ضررهاي مادي نيز پرداخت پول هميشه نميتواند زيانديده را به وضع سابق برگرداند.
هدف از دادن خسارت اين است كه وسيلهي معادلي در اختيار زيان ديده قرار گيرد. وسيلهاي كه بتواند او را خشنود سازد و رنج درون را تحمل پذيرد سازد. همچنانكه با پول در امور مادي ميتوان معادلي براي مال تلف شده پيدا كرد، تأمين خرسنديهاي معنوي هم امكان دارد، هر چند كه اندوه و تأثر عاطفي از بين نمي رود ولي آلام روحي را تسكين مي دهد و از ادامه آزار كاسته ميشود.190
لزوم جبران خسارت هاي معنوي در ماده 10 قانون مسئوليت مدني به صراحت مقرر شده است:
“كسي كه به حيثيت و اعتبارات شخصي يا خانوادگي او لطمه وارد شود، مي تواند از كسي كه لطمه وارد آورده است جبران زيان مادي و معنوي خود را بخواهد. هرگاه اهميت زيان و نوع تقصير ايجاب نمايد، دادگاه مي تواند، در صورت اثبات تقصير، علاوه بر صدور حكم به خسارت مالي، حكم به رفع زيان از طريق ديگر، از قبيل الزام به عذرخواهي و درج حكم در جرايد و امثال آن نمايد”.
همان طور كه ملاحظه ميگردد، مقصود مقنن جبران زيانهاي وارده به حيثيت و اعتبار شخصي و خانوادگي است يعني سرمايه معنوي ولي شامل زيانهاي عاطفي و لطمه هاي روحي نمي شود ولي مقنن در بند 2 از ماده ي 9 قانون آئين دادرسي كيفري مقرر داشته كه:”ضرر و زيان معنوي كه عبارت است از كسر حيثيت يا اعتبار اشخاص يا صدمات روحي”.
اصل 171 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ضررهاي معنوي را قابل مطالبه مي داند. بر اساس اين اصل:
“هرگاه در اثر تقصير يا اشتباه قاضي در موضوع يا در حكم يا در تطبيق حكم بر مورد خاص ضرر مادي يا معنوي متوجه كسي گردد، در صورت تقصير، مقصّر طبق موازين اسلامي ضامن است و در غير اين صورت خسارت به وسيلهي دولت جبران ميشود و در هر حال از متهم اعادهي حيثيت ميگردد”.
در مورد زيان معنوي اشخاص حقوقي بايد بيان داست که شخص حقوقي نيز حق دارد به نام خود و براي جبران زيانهايي كه به دارايي و حيثيت جمعي وارد شده است اقامه دعوي نمايد. ولي فقط ميتواند نسبت به زيانهاي وارد به سرمايهي معنوي، يعني حيثيت و شهرت شخص حقوقي طرح دعوي نمايد. چرا كه مقنن در ماده 558 قانون تجارت مقرر داشته:”…. مي تواند داراي كليه حقوق و تكاليفي شود كه قانون براي افراد قائل است….” و مطالبه خسارت نيز يكي از آنها است.
شخص حقوقي داراي شهرت و حيثيت خاص بوده و به همين جهت براي خود سرمايه معنوي مستقل پيدا مي كند، به نحوي كه ديگران به اعتبار نام و شهرت تجارتي و حيثيت معنوي و تشكيلات اداري شخص حقوقي با آن معامله ميكنند. به همين جهت اگر به اعتبار و شهرت شخص حقوقي صدمه اي وارد آيد، بايد جبران شود.
ولي در خصوص تألمات روحي و صدمات عاطفي چون فقط انسان از آن رنج ميبرد، لذا شخص حقوقي نميتواند از اين حيث اقامه دعوي نمايد. بخش اخير ماده ي 588 قانون تجارت نيز، پس از اعلام اين قاعدهي كه شخص حقوقي داراي كليه ي حقوق و تكاليف حقوق و تكاليف انسانها دست، ميافزايد: “… مگر حقوق و وظايفي كه بالطبيعه فقط انسان ممكن است داراي آن باشد، مانند حقوق و وظايف ابوت، بنوت و امثال ذلك”.191
با توجه به اينکه امروزه سرمايه معنوي و دارايي معنوي در زندگي امروز بشر ارزش و اهميت قابل توجهي پيدا کرده به گونه اي که دارايي هايي مانند نام تجاري ، علائم تجاري و برند ارزش هاي معتنابه و غير قابل انکاري دارند لذا خسارت معنوي به ويژه در عرصه مسئوليت مدني جايگاهي مهم و اساسي دارد لذا امنيت قضايي شهروندان اقتضا دارد رويه قضايي در اجراي قوانين موجود اهتمام بيشتري داشته باشد و از متروک شدن قوانين معتبر جلوگيري نمايند تا اشخاص با سهل انگاري يا تعامدا به اين سرمايه ديگران که اصولا با تحمل هزينه هاي قابل توجهي بوجود مي آيند ، صدمه وارد نکنند.
در مورد چگونگي جبران و روشهاي جبران خسارت معنوي در مبحث اينده مطالب تکميلي ارائه ميگردد.
مبحث دوم: روشهاي جبران خسارت
هر گاه شخصي، با تجاوز به قاعده کلي منع اضرار، به ديگري ضرر بزند، مسئول است خواه به عمد ضرر وارد کرده باشد يا از روي اشتباه و خطا ( مواد 328 به بعد ق.م)
همان طور که بيان نموديم لزوم جبران ضررهاي وارد شده به يک شخص را مسئوليت مدني گويند و شخص مسئول جبران خسارت و زيان وارد شده ميباشد.
بايد بدانيم اضرار به ديگران حتي به خود نارواست، پس بايد در درجه نخست ريشه ضرر از بين برود و آنگاه تا جايي که امکان دارد وضع زيان ديده به صورت پيشين خود برگردانده شود.
از بين بردن ريشه ضرر ناظر به آينده است و از ضررهاي آينده پيش گيري مي کند. ولي ضررهايي که در گذشته نيز وارد شده است بايد جبران گردد. جبران زيان هاي وارد شده، به گونه اي که وضع زيان ديده به صورت پيشين خود برگردد ممکن نيست. زيرا زمان به گذشته بر نمي گردد، ناگزير بايد تا جايي که عرف لازم مي داند، ضرر جبران شود.
در نتيجه علاوه بر از بين بردن منبع ضرر بايد زيانهايي که تا زمان اجراي حکم به زيان ديده وارد شده است نيز جبران گردد. به علاوه هر گاه عين يا منفعت مال شخصي به ناحق در اختيار ديگري باشد بايد به صاحب مال برگردد. هرگاه مال معيوب يا ناقص شده باشد، در صورت امکان عيب و نقض آن مال بايد بر طرف شود و به صورت پيشين خود در آيد و گرنه بايد تفاوت قيمت بين مال سالم و ناقص به مالک داده شود تا خسارت مالک از ديد عرف جبران شود. با وجود اين هرگاه مال معيوب و ناقص

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره اجتناب از ضرر، از دست دادن فرصت، مطالبه خسارت، جبران خسارات Next Entries منبع پایان نامه درباره جبران خسارت، جبران خسارات، مطالبه خسارت، قاعده لاضرر